مقالات قطعنامه 598 - نويسندگان 598 - جنگ ايران و عراق و سازمان ملل متحد
، زبان آنها بنابهملاحظاتي بسته بود! حتي در فجيعترين صحنههاي جنگ عراق عليه ايران كه با استفاده از سلاح هاي شيميايي، هزاران نفر، اعم از افراد نظامي يا مردم بيگناه كشتار شدند، شوراي امنيت در محكومكردن استفاده از سلاح هاي شيميايي از بردن نام عراق ابا داشت و بدون ذكر نام متجاوز با جملههايي كوتاه وظيفهاش را به انجام ميرسانيد. سرانجام پسازآنكه وضعيت ميدان هاي جنگ به نفع نيروهاي ايران تغيير يافت، اين سازمان ها و نهادهاي بينالمللي مجبور شدند آنطوركه بايد رفتار كنند؛ گرچه باز هم هيچ وقت همهچيز آنطوركه انتظار ميرفت، پيش نرفت. در مقاله پيشرو عملكرد و مواضع سازمان مللمتحد، بهويژه دبيركلآن، در قبال جنگ ايران و عراق از نخستين روزهاي جنگ تا به سرانجام رسيدن قطعنامه 598 و نتايج نهايي اينگونه تلاش هاي بينالمللي براي حل و فصل مشكلاتي از قبيل تعيين خسارات جنگ و... مورد شرح و تبيين قرار گرفته است.
سازمان ملل متحد در جنگ عراق عليه ايران، به زعم خود در جهت انجام وظيفه اصلياش، يعني محفوظداشتن نسلهاي آينده از خطر و بلاي جنگ، حفظ صلح و امنيت بينالمللي و جلوگيري از تهديدات عليه صلح، به اتخاذ و اجراي تصميمات متعدد مبادرت ورزيد. [i] با نگاهي به مجموعه فعاليتهاي سازمان ملل در اين رابطه، بهوضوح آشكار ميشود شوراي امنيت، دبيركل [ii] و مجمع عمومي تلاش هاي زيادي در طول اين جنگ انجام دادند. [iii] گرچه تلاش هاي اين سه ركن سازمان ملل متحد، مستقل از هم اتخاذ ميشد، اما به علت پيوندهاي تشكيلاتي و يكسانبودن شرايط حاكم بر سه ركن، تفاوت چنداني در سياست هاي آنها ديده نميشود؛ همچنين اين فعاليت ها با تاثير از شرايط موجود منطقهاي و جهاني، از فراز و نشيب هاي فراواني برخوردار بود. [iv] در نتيجه اين تلاش ها درنهايت زمينه پذيرش قطعنامه از سوي دولتين عراق و ايران، پس از هشت سال جنگ فراهم آمد. اينك اهم اين فعاليتها را مورد بررسي و تجزيهوتحليل قرار ميدهيم.
الفــ شوراي امنيت سازمان ملل در برابر جنگ تحميلي
شوراي امنيت سازمان ملل متحد، يك روز پس از حمله سراسري عراق عليه ايران، اولين اقدامش را در قبال جنگ با صدور بيانيه بيستوسوم سپتامبر 1980 (اول مهر 1359) به انجام رسانيد و پنج روز بعد از آن، نخستين قطعنامه خود را صادر كرد. [v] اين روند با صدور هشت قطعنامه و بيش از پانزده بيانيه ديگر ادامه يافت. عمده اين قطعنامهها و بيانيهها، صرفا جنبه توصيه داشتند، [vi] اما قطعنامه 598 در اين مورد يك استثناء است؛ زيرا اين قطعنامه، ضمن اتخاذ تصميم براي پاياندادن به جنگ دوهزار و هشتصد و هشتاد و هفتروزه عراق عليه ايران، پيشنهادهاي اجرايي ارائه ميدهد. جزئيات مواضع شوراي امنيت سازمان ملل متحد در طول جنگ تحميلي به اين شرح است:
1ــ در پي درخواست مكتوب بيستوسوم سپتامبر 1980 (اول مهر 1359) دبيركل، شوراي امنيت ضمن مشورت با اعضاء، اولين موضعگيري خود در مورد جنگ ايران و عراق را تحت عنوان بيانيه اعلام كرد و طي آن، نگراني عميق خود را از گسترش احتمالي اين برخورد [vii] ابراز داشت. وي از طرفين خواست از هرگونه اقدامي كه به وخيمترشدن اوضاع منجر شود، خودداري نمايند و اختلافات خود را از طريق راههاي مسالمتآميز حلوفصل كنند. همچنين اين شورا از پيشنهاد و بهكارگيري مساعي جميله [viii] كه از سوي دبيركل براي پاياندادن به جنگ مطرح شده بود، حمايت كرد. [ix]
شوراي امنيت به دنبال تقاضاي بيستوپنجم سپتامبر 1980 (سوم مهر 1359) دبيركل، در بيستوششم و بيستوهشتم سپتامبر (چهارم و ششم مهر)تشكيل جلسه داد و نخستين قطعنامه خود را به اتفاق آرا، در جلسه شماره دوهزارودويستوچهلوهشت تحت عنوان قطعنامه 479 به تصويب رساند. اين قطعنامه داراي پنج ماده بود و موضوع جنگ را تحت عنوان «وضعيت ميان ايران و عراق» مورد بررسي قرار ميداد. در اين قطعنامه ضمن يادآوري تعهد كشورهاي عضو به حلوفصل مسالمتآميز اختلافات و عدم توسل به زور و نيز با اشاره به مسئوليت شوراي امنيت در حفظ صلح و امنيت بينالمللي و با ابراز تاسف عميق از وضعيت روبهگسترش ميان ايران و عراق، از طرفين درخواست كرد از بهكاربردن بيشتر زور خودداري نموده و اختلاف خود را از طرق مسالمتآميز حل نمايند و از هرگونه پيشنهاد مناسبي كه ميتواند به صلح بينجامد، استقبال كنند. همچنين شورا از عموم كشورها تقاضا كرد از هرگونه اقدامي كه به تشديد منازعه منجر ميشود، بپرهيزند؛ در ضمن از كوشش دبيركل و نيز مجددا از پيشنهاد او در مورد بهكارگيري مساعي جميله براي حل وضعيت موجود ميان ايران و عراق پشتيباني كرد و از وي خواست نتايج اقدامات خود را ظرف مدت چهلوهشت ساعت به شوراي امنيت گزارش دهد. در پايان جلسه، رئيس تونسي شوراي امنيت، [x] منازعه بين ايران و عراق را يك تهديد واقعي براي صلح و امنيت بينالمللي قلمداد نمود. [xi]
در فاصله پانزدهم تا بيستونهم اكتبر 1980 (بيستودوم مهر تا شانزدهم آبان 1359) شوراي امنيت پنج جلسه ديگر در مورد جنگ تشكيل داد كه هيچيك به صدور قطعنامه يا بيانيهاي منجر نگرديد. در جلسه پانزدهم اكتبر، سعدون حمادي، وزير امورخارجه عراق، و در جلسه هفدهم اكتبر محمدعلي رجايي، نخستوزير وقت ايران، [xii] به تفصيل نقطهنظرات دولتهاي خويش در مورد ريشههاي جنگ ايران و عراق را مطرح نمودند. [xiii] سرانجام شوراي امنيت پس از بررسيهاي لازم، در پنجم نوامبر 1980 (چهاردهم آبان 1359) بيانيهاي صادر كرد و از تلاشهاي دبيركل و پيشنهاد او مبني بر تعيين و اعزام نمايندهاي جهت مذاكره با دو دولت ايران و عراق حمايت كرد [xiv] و از دبيركل درخواست نمود نتيجه اقدامات خود را در اين مورد به اطلاع شوراي امنيت برساند.
2ــ شوراي امنيت پس از صدور بيانيه پنجم نوامبر 1980 (چهاردهم آبان 1359) در يك سكوت سنگين فرو رفت تا سرانجام پس از بيستويك ماه و پانزده روز، يعني در دوازدهم ژوئن 1982 (بيستويكم تير 1361)، در جلسه دوهزاروسيصدوهشتادوسوم خود قطعنامه 514 را درباره جنگ صادر كرد. [xv] جلسه شورا به خواست كشور اردن و حمايت امريكا تشكيل گرديد [xvi] و به اتفاق آرا قطعنامه مزبور را به تصويب رساند. در اين قطعنامه، ضمن ابراز نگراني از ادامه وضعيت ميان ايران و عراق، [xvii] خسارات مادي و معنوي و تهديدهاي متوجه صلح نيز ذكر گرديد. از نكات جديدي كه در اين قطعنامه آمده بود، ميتوان به يادآوري قطعنامه 479 و بيانيه پنجم نوامبر 1980 (چهاردهم آبان 1359) شورا، و توجه به كوششهاي ميانجيگري دبيركل، جنبش عدم تعهد و سازمان كنفرانس اسلامي اشاره كرد. همچنين قطعنامه مذكور، خواستار آتشبس و خاتمه فوري كليه عمليات نظامي، عقبنشيني نيروها به مرزهاي شناختهشده بينالمللي، هماهنگي ميان كوششهاي ميانجيگرانه تحت نظارت دبيركل براي حصول به يك راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه متكي به اصول منشور ملل متحد و اصول روابط بينالمللي [xviii] قابلقبول براي طرفين و پرهيز كليه كشورها از اقدامات تشديدكننده منازعه گرديد و تصميم خود مبني بر اعزام گروهي از ناظران سازمان ملل متحد، براي تاييد، تحكيم و نظارت بر آتشبس و عقبنشيني نيروها را اعلام كرد.
در پانزدهم ژوئيه 1982 (بيستوچهارم تير 1361) رئيس شوراي امنيت به نمايندگي از اعضاء، بيانيهاي را منتشر ساخت و در آن نگراني شوراي امنيت از عدم اجراي قطعنامه 514 را مطرح كرد و در ضمن، خواستار حل مسالمتآميز منازعه ايران و عراق شد. اين بيانيه نيز مورد قبول ايران قرار نگرفت. متعاقب آن و بر اساس تقاضاي مورخ اول اكتبر 1982 (نهم مهر 1361) نماينده عراق در سازمان ملل متحد، شوراي امنيت تشكيل جلسه داد [xix] و قطعنامه 522 را در جلسه دوهزاروسيصدونودونهم، كه در چهارم اكتبر 1982 (دوازدهم مهر 1361) برگزار شد، به اتفاق آرا به تصويب رساند. در اين قطعنامه، همانند قطعنامهها و بيانيههاي قبلي، ابتدا نسبت به ادامه مناقشه و خسارات سنگين انساني و تهديدهاي متوجه صلح و امنيت بينالمللي ابراز تاسف گرديد و سپس به تاييد و تاكيد بر قطعنامهها و بيانيههاي گذشته و گزارش پانزدهم جولاي 1982 (بيستوچهارم تير 1361) [xx] پرداخت، آنگاه خواستار آتشبس فوري، خاتمه عمليات جنگي و بازگشت نيروهاي نظامي به مرزهاي شناختهشده بينالمللي گرديد. شوراي امنيت در اين زمان بهصورتتلويحي از اقدام عراق در پذيرش قطعنامه استقبال و از طرف ديگر ــ ايران ــ خواست كه به اقدام مشابه دست زند. [xxi] همچنين شورا بر اجراي بدون تاخير تصميم خويش مبني بر اعزام گروه ناظران سازمان ملل متحد و لزوم ادامه كوششهاي ميانجيگرانه تاكيد ورزيد. شورا مجددا از كشورها خواست از اقداماتي كه باعث طولانيشدن جنگ ميشود، پرهيز نمايند و زمينه تسهيل اجراي قطعنامه را فراهم آورند؛ و نيز از دبيركل تقاضا نمود ظرف مدت هفتادودو ساعت، گزارش خود را درخصوص اجراي اين قطعنامه تسليم شورا كند.
3ــ رئيس شوراي امنيت در سال 1983.م/ 1362.ش طي صدور يك بيانيه جديد، درخواست آتشبس فوري، عقبنشيني نيروهاي نظامي به مرزهاي شناختهشده بينالمللي و حلوفصل صلحآميز جنگ را از طرفين به عمل آورد. اين بيانيه مطلب جديدي نسبت به قطعنامهها و بيانيههاي قبلي شوراي امنيت نداشت. شوراي امنيت، متأثر از عملياتهاي موفقيتآميز نيروهاي مسلح ايران، [xxii] براي صدور قطعنامه جديد [xxiii] در تاريخ سيودوم اكتبر 1983 (نهم آبان 1362) جلسه شماره دوهزاروچهارصدونودوسوم را تشكيل داد و قطعنامه 540 را با دوازده راي موافق و سه راي ممتنع (پاكستان، نيكاراگوئه و مالت) به تصويب رساند. [xxiv] در اين قطعنامه مطابق شيوه قبلي شوراي امنيت، بر قطعنامهها و بيانيههاي گذشته شورا تاكيد شد. قطعنامه 540، حاوي نكات جديدي چون محكومساختن نقض حقوق انساني و بشردوستانه مغاير با كنوانسيونهاي 1949 / 1328 ژنو، [xxv] درخواست از ايران و عراق به رعايت حق آزادي كشتيراني و بازرگاني در آبهاي بينالمللي و پرهيز از حمله به تاسيسات و بنادر دور از ساحل، خودداري از هرگونه اقدامي كه صلح و امنيت دريايي منطقه را به خطر مياندازد، بود. در پي تاييد هيات اعزامي سازمان ملل به منطقه درگيري ميان ايران و عراق مبني بر كاربرد سلاح شيميايي توسط عراق، دبيركل گزارش هيات را به شوراي امنيت تحويل داد و شورا ضمن صدور بيانيهاي در سيام مارس 1984 (دهم فروردين 1363) بدون ذكر نام كشور عراق، كاربرد سلاح شيميايي را براي اولينبار [xxvi] در جنگ ايران و عراق قويا محكوم كرد. شوراي همكاري خليجفارس در تاريخ بيستويكم مه 1984 (سيويكم ارديبهشت 1363) نسبت به تجاوز و نقض حقوق و آزادي كشتيراني از سوي ايران در حمله به كشتيها در خليجفارس به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شكايت كرد. برايناساس، شوراي امنيت ضمن تشكيل جلسات متعدد، نهايتا در جلسه شماره دوهزاروپانصدوچهلوشش مورخ اول ژوئيه 1984 (يازدهم خرداد 1363 ) با سيزده راي موافق و دو راي ممتنع، قطعنامه 552 را تصويب كرد. در اين قطعنامه با يادآوري تعهد كشورهاي عضو در رعايت حسن همجواري، احترام به اهداف و اصول منشور ملل متحد، عدم توسل به زور عليه تماميت ارضي و اهميتي كه خليجفارس در صلح و امنيت بينالمللي و ثبات اقتصاد جهاني ايفا ميكند، از كشورهاي درگير خواست بر اساس حقوق بينالملل، حق كشتيراني آزاد و تماميت ارضي كشورهايي را كه طرف مخاصمه و درگيري نيستند، محترم بشمارند. [xxvii] و همچنين خواهان توقف فوري هرگونه حمله به كشتيها شد و اينگونه حملات را محكوم كرد. در بند ششم قطعنامه چنين آمده بود: چنانچه مفاد اين قطعنامه رعايت نگردد، شورا به بررسي اقدامات موثري كه اجراي آزاد كشتيراني را تضمين نمايد، خواهد پرداخت. پس از صدور اين قطعنامه، تا پايان سال ــ به استثناي بيانيه نوزدهم ژوئن (بيستوششم خرداد) ــ اقدام ديگري از سوي شورا انجام نگرفت. در اين بيانيه، شوراي امنيت تصميم دبيركل مبني بر اعزام دو هيات به ايران و عراق به منظور بررسي اتهام حمله به مناطق مسكوني را تاييد و تنفيذ كرد. [xxviii]
4ــ شوراي امنيت در سال 1985.م/1364.ش قطعنامهاي را صادر نكرد و فقط به صدور سه بيانيه اكتفا نمود. در اولين بيانيه كه در پنجم مارس (چهاردهم اسفند) منتشر شد، شورا از طرفين خواست از حمله به مناطق مسكوني دست بردارند و به توافقي كه با دبيركل در اين زمينه انجام دادهاند، احترام بگذارند. بار ديگر شوراي امنيت در پانزدهم مارس (بيستوچهارم اسفند) در دومين بيانيه خويش، خواستار اجراي توافق عدم حمله به مناطق مسكوني و نيز كوشش براي يافتن راهحل مسالمتآميز در منازعه گرديد. شوراي امنيت سومين بيانيه خود را در بيستوپنجم آوريل (پنجم ارديبهشت) صادر كرد. در اين تاريخ، نظر شورا بار ديگر متوجه بهكارگيري سلاح شيميايي در جنگ ايران و عراق شد. برايناساس، شورا با صدور بيانيه مزبور، كاربرد سلاح شيميايي عليه نيروهاي ايراني را بدون ذكر نام كشور عراق، قوياً محكوم كرد. مهمترين علت صدور اين بيانيه، با توجه به لحن محكمي كه داشت، براي فشار غيرمستقيم به عراق به منظور پذيرش طرح هشتمادهاي دبيركل قلمداد شده است. [xxix]
5ــ عمليات والفجر 8 كه در تاريخ بيستم بهمن 1364 از سوي ايران انجام شد، منجر به ورود نيروهاي ايراني به فاو و قسمتهايي از اين منطقه گرديد، و نيز ارتباط دريايي عراق را قطع نمود و قواي ايراني به مرزهاي كويت و شهر بصره عراق بسيار نزديك شدند. متعاقب آن، عراق و اتحاديه عرب [xxx] از شوراي امنيت درخواست كردند [xxxi] براي رسيدگي به موضوع جنگ تشكيل جلسه دهد. شوراي امنيت در بيستوچهارم فوريه 1986 (پنجم اسفند 1364) طي جلسه شماره دوهزاروششصدوشصتوشش، قطعنامه 528 را به اتفاق آرا به تصويب رساند. از نكات جديدي كه در اين قطعنامه به چشم ميخورد، به موضوعاتي چون خاطرنشانكردن تلاش ششساله شورا در مورد وضعيت ايران و عراق، يادآوري امضاي پروتكل منع استفاده از گازهاي خفهكننده، سمي يا ساير گازها و سلاحهاي ميكروبي در جنگ، [xxxii] و نيز به تاكيد بر اصل غيرقابلتصرفبودن اراضي از راه زور ميتوان اشاره كرد. همچنين شوراي امنيت از اقدامات اوليهاي [xxxiii] كه سبب منازعه گرديد و نيز از شدتيافتن منازعه و بمباران مراكز مسكوني، كشتيها و هواپيماهاي غيرنظامي ابراز تاسف كرد و از طرفين خواست با قطع بيدرنگ كليه مخاصمات، آتشبس فوري را به مرحله اجرا گذارند و سپس با همكاري كميته بينالمللي صليب سرخ به مبادله اسرا بپردازند.
شوراي امنيت، در تاريخ بيستويكم مارس 1986 (اول فروردين 1365)، بر اساس گزارش متخصصان علوم پزشكي اعزامي از سوي سازمان ملل متحد، بيانيهاي صادر كرد كه در آن براي اولينبار با ذكر نام كشور عراق، كاربرد سلاح شيميايي توسط آن كشور عليه نيروهاي ايراني محكوم شد. همچنين در اين بيانيه ادامه درگيري طرفين محكوم گرديد. شوراي امنيت در مورخ بيستونهم اوت 1986 (هفتم شهريور 1365) ضمن صدور بيانيهاي ديگر، از افزايش احتمالي دامنه درگيري و گسترش حمله به كشتيهاي تجاري و مناطق غيرنظامي ابراز نگراني كرد و از تلاشهاي مداوم دبيركل، بهويژه در زمينه عدم بهكارگيري سلاحهاي شيميايي و نيز از تذكر به دو كشور ايران و عراق مبني بر خودداري از حمله به مناطق مسكوني حمايت كرد. [xxxiv]
شوراي امنيت به درخواست اتحاديه عرب ــ كه از تهديد ايران مبني بر دستزدن به عمليات سرنوشتساز بيمناك بودند ــ از آغاز اكتبر 1986 (هشتم مهر 1365) بحث خود را در مورد درگيري عراق و ايران شروع كرد. در جلسه سوم اكتبر (يازدهم مهر)، دبيركل طي سخناني نگراني عميق جامعه جهاني را از روند ادامه و توسعه منازعه ابراز داشت. [xxxv] سرانجام شوراي امنيت در جلسه شماره دوهزاروهفتصدوسيزده به اتفاق آرا قطعنامه 588 را در تاريخ هشتم اكتبر 1986 (شانزدهم مهر 1365) صادر نمود. شوراي امنيت در دو قطعنامه 552 و 582 به قطعنامهها و بيانيههاي گذشته خويش اشارهاي نميكند و اين روند در قطعنامه 588 نيز ادامه مييابد، بااينتفاوتكه در قطعنامه جديد از دو كشور ايران و عراق خواسته شد بدون درنگ قطعنامه 582 را به مرحله اجرا گذارند؛ و نيز از دبيركل درخواست كرد با مشورت طرفين منازعه، بر شدت فعاليتهايش در اجراي قطعنامه 582 بيفزايد. اين قطعنامه بهاستثناي نكات مزبور، حاوي مطلب جديد ديگري نبود. [xxxvi]
شوراي امنيت پس از دريافت گزارش جديد دبيركل در مورد تازهترين مواضع دولتين ايران و عراق نسبت به قطعنامه 582 و 588 و طرح هشتمادهاي [xxxvii] دبير كل، تشكيل جلسه داد و اين جلسه كه در بيستودوم دسامبر 1986 (سيويكم شهريور 1365) منعقد شد، منجر به صدور بيانيهاي گرديد كه در آن به تكرار موضوعاتي چون ابراز نگراني عميق از وضعيت وخيم موجود بين ايران و عراق، اظهار تاسف از نقض قوانين انساندوستانه بينالمللي، درخواست از طرفين به منظور اجراي قطعنامههاي 582 و 588، تصميم شورا به حلوفصل مسالمتآميز اختلاف موجود، ادامه كوشش دبيركل در حل منازعه و مانند آن ميپردازد. ايران در پاسخ به اين بيانيه، همانند آنچه در مورد قطعنامه 588 اعلام كرده بود، مجددا اعلام كرد بخشي از قطعنامههاي 582 و 588 [xxxviii] و بيانيه بيستودوم دسامبر 1986 (سيويكم شهريور 1365) را ــ كه ناظر برخاتمه مخاصمات بدون تعيين متجاوز هستند ــ نميپذيرد. [xxxix]
6ــ در پي اعلام دبير كل مبني براينكه حاضر است نظراتش را در اختيار شوراي امنيت بگذارد تا آن شورا بتواند به مبنايي كه مورد قبول طرفين براي مذاكره باشد، دست يابد، شورا ضمن پاسخ مثبت به اين درخواست از فوريه 1987(بهمن 1366) يك گروه كاري و سازمانيافته مركب از اعضاي دايمي شورا را براي پايانبخشيدن به منازعه ايران و عراق تشكيل داد. متعاقب آن در شانزدهم ژانويه، بيانيهاي از سوي شورا منتشر شد كه حاكي از نگراني شورا درخصوص توسعه خصومت موجود بود و نيز از طرفين درخواست كرد قطعنامههاي 582 و 588 را به مرحله اجرا گذارند؛ در ضمن از تلاشهاي دبيركل در فراهمآوردن رضايت طرفين به اجراي قطعنامههاي مزبور، قدرداني گرديد. در چهاردهم مه 1987 (بيستوچهارم فروردين 1366) شوراي امنيت در پي تاييد مجدد كاربرد سلاح شيميايي عراق عليه ايران توسط گروه اعزامي دبير كل، بار ديگر طولانيشدن درگيري و استفاده مكرر از سلاح شيميايي را محكوم كرد. سرانجام بر اثر تلاش گروه مزبور پيشنويس يك قطعنامه جديد كه حاوي نكات جديدي بود، در تاريخ بيستويكم ژوئن 1987 (سيويكم خرداد 1366) تهيه شد.
شوراي امنيت پس از مشورتهاي فراوان در مورد پيشنويس مذكور، سرانجام در جلسه شماره 2750 مورخ بيستم ژوئيه 1987 (بيستونهم تير 1366) با تاكيد بر مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، [xl] مفصلترين، اجراييترين و آمرانهترين قطعنامه [xli] را تحت عنوان قطعنامه 598 به تصويب رساند. [xlii] در مقدمه اين قطعنامه بر لزوم اجراي قطعنامه 582 تاكيد شد و از عدم توجه به درخواستهاي گذشتهاش از سوي ايران و عراق و آغاز، ادامه، گسترش و تشديد منازعه و بمباران مراكز مسكوني غيرنظامي، حملات به كشتيها و هواپيماها، نقض قوانين بينالمللي و نيز كاربرد سلاحهاي شيميايي ابراز تاسف كرد؛ همچنين ضرورت اتمام اقدامات نظامي بين طرفين و ايجاد يك راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه و پايدار گوشزد گرديد و مفاد منشور ملل متحد، در مورد حل مسالمتآميز اختلافات بينالمللي را يادآوري نمود. در بخش اجرايي قطعنامه، [xliii] شوراي امنيت خواستار عقبنشيني نيروهاي دو طرف به مرزهاي شناختهشده بينالمللي و رعايت آتشبس همهجانبه به عنوان نخستين گام در جهت حلوفصل مناقشه گرديد و نيز از طرفين خواست بدون تاخير، پس از برقراري آتشبس نسبت به آزادسازي اسرا اقدام نمايند و با دبيركل در تلاش به منظور اجراي قطعنامه و دستيابي به يك راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه و مورد قبول طرفين، همكاري كنند. اين قطعنامه از دبيركل تقاضا كرد پس از مشورت با طرفين، زمينههاي حلوفصل مناقشه را فراهم آورد. قطعنامه مزبور سه تيم كارشناسي را براي امور زير پيشبيني كرد:
ـــ نظارت، بررسي و تاييد آتشبس و عقبنشيني
ـــ تعيين شروعكننده جنگ
ـــ مطالعه موضوع بازسازي
موضع ايران در قبال قطعنامه 598، نه رد و نه تاييد آن بود و اين موضعگيري تا پذيرش قطعنامه از سوي ايران ادامه يافت. علت چنين موضعگيري، آن بود كه اين قطعنامه برخي از نظرات ايران را تامين كرده بود. (مانند تعيين متجاوز) اما درعينحال به عمدهترين خواست ايران، يعني شناسايي متجاوز قبل از آتشبس و عقبنشيني نيروها، توجهي نشد. ولي عراق [xliv] در بيستودوم ژوئيه 1987(سيويكم تير 1366) ــ يعني دو روز بعد از تصويب قطعنامه ــ پس از تشكيل جلسه شوراي فرماندهي انقلاب و رهبري حزب بعث، قطعنامه 598 را پذيرفت. در بيستوسوم ژوئيه (اول مرداد) وزير امورخارجه عراق موضع جديد دولتش را به دبيركل اطلاع داد و در چهاردهم اوت (بيستوسوم مرداد) همان سال عراق رسما قطعنامه 598 را پذيرفت. [xlv] رئيس شورا طي بيانيهاي كه در يازدهم دسامبر (بيستم بهمن 1366) صادر كرد، قطعنامه 598 را تنها راهحل وصول به حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار منازعه ايران و عراق عنوان كرد و بدينوسيله راه را بر تغيير و جابجايي مواد قطعنامه 598، بست [xlvi] و در بيستوچهارم دسامبر 1987(سوم اسفند 1366) بر تعهد و پايبندي اعضاي شورا به اجراي قطعنامه 598 تاكيد كرد.
7ــ شوراي امنيت در سال 1988.م/1367.ش همچنان به اقداماتش براي پايانبخشيدن به جنگ ايران و عراق ادامه داد. برايناساس شوراي امنيت در شانزدهم مارس 1988 (بيستوپنجم اسفند 1367) در بحث راجعبه منازعه عراق و ايران، از تلاشهاي دبيركل به منظور حلوفصل قطعنامه 598 پشتيباني نمود و در هشتم آوريل (نوزدهم فروردين) همان سال، مواضع ايران و عراق در خصوص قطعنامه را مورد بررسي قرار داد. تاييد هيات اعزامي دبيركل، مبني بر كاربرد سلاح شيميايي در منازعه ايران و عراق و ارسال گزارش آن به شورا توسط دبيركل در تاريخ بيستوپنجم آوريل 1988 (پانزدهم ارديبهشت 1367) منجر به صدور قطعنامه 612 در جلسه شماره دوهزاروهشتصدودوازده (مورخ نهم مه 1988/ نوزدهم ارديبهشت 1367) به اتفاق آرا گرديد. در اين قطعنامه، استفاده از سلاحهاي شيميايي در منازعه ايران و عراق مغاير با پروتكل 1949/ 1328 دانسته شده و بهشدت محكوم گرديد. همچنين قطعنامه خواهان رعايت اين پروتكل شده و بر ضرورت رعايت آن تاكيد ورزيد و از كشورهاي ديگر درخواست كرد اعمال كنترل بر صدور توليدات شيميايي قابل استفاده در ساخت سلاحهاي شيميايي را افزايش دهند. شوراي امنيت، سه روز قبل از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، براي بررسي شكايت [xlvii] ايران از امريكا در مورد ساقطساختن هواپيماي مسافربري ايران در خليجفارس، تشكيل جلسه داد و پس از بحث و بررسي و استماع سخنان نمايندگان ايران و امريكا، سه روز پس از قبول و پذيرش قطعنامه از سوي ايران، با صدور قطعنامه 616 تنها به اظهار اندوه و اعلام تسليت به بازماندگان حادثه اكتفا كرد؛ جالباينكه باز هم در آخرين بند قطعنامه بر لزوم اجراي كامل و فوري قطعنامه 598 به عنوان تنها اساس و پايه براي رسيدن به صلحي پايدار و عادلانه تاكيد گرديد.
بــ دبيركل و جنگ تحميلي
دبيركل در اولين ساعات شروع جنگ، فعاليتش را به منظور خاتمهبخشيدن به جنگ آغاز كرد. در واقع دبيركل، نخستين مرجع بينالمللي بود كه نسبت به حمله عراق عليه ايران، با عنوان «برخورد» واكنش نشان داد. با تعويض دبيركل و انتخاب خاوير پرز دكوئيار [xlviii] در سال 1982/1361 به عنوان دبيركل جديد، فعاليتهاي دبيركل در رابطه با مسايل جنگ، روندي رو به افزايش گرفت. بهطوركلي عمدهترين فعاليتهاي دبيركل را ميتوان تلاش در جلب نظر شوراي امنيت به مساله جنگ عراق با ايران، مشورت و ديدارهاي مختلف با مقامات ايراني و عراقي و اعضاي شوراي امنيت، اعزام هياتهاي متعدد به ايران و عراق و ارسال گزارشات آن به شوراي امنيت
سازمان ملل متحد در جنگ عراق عليه ايران، به زعم خود در جهت انجام وظيفه اصلياش، يعني محفوظداشتن نسلهاي آينده از خطر و بلاي جنگ، حفظ صلح و امنيت بينالمللي و جلوگيري از تهديدات عليه صلح، به اتخاذ و اجراي تصميمات متعدد مبادرت ورزيد. [i] با نگاهي به مجموعه فعاليتهاي سازمان ملل در اين رابطه، بهوضوح آشكار ميشود شوراي امنيت، دبيركل [ii] و مجمع عمومي تلاش هاي زيادي در طول اين جنگ انجام دادند. [iii] گرچه تلاش هاي اين سه ركن سازمان ملل متحد، مستقل از هم اتخاذ ميشد، اما به علت پيوندهاي تشكيلاتي و يكسانبودن شرايط حاكم بر سه ركن، تفاوت چنداني در سياست هاي آنها ديده نميشود؛ همچنين اين فعاليت ها با تاثير از شرايط موجود منطقهاي و جهاني، از فراز و نشيب هاي فراواني برخوردار بود. [iv] در نتيجه اين تلاش ها درنهايت زمينه پذيرش قطعنامه از سوي دولتين عراق و ايران، پس از هشت سال جنگ فراهم آمد. اينك اهم اين فعاليتها را مورد بررسي و تجزيهوتحليل قرار ميدهيم.
الفــ شوراي امنيت سازمان ملل در برابر جنگ تحميلي
شوراي امنيت سازمان ملل متحد، يك روز پس از حمله سراسري عراق عليه ايران، اولين اقدامش را در قبال جنگ با صدور بيانيه بيستوسوم سپتامبر 1980 (اول مهر 1359) به انجام رسانيد و پنج روز بعد از آن، نخستين قطعنامه خود را صادر كرد. [v] اين روند با صدور هشت قطعنامه و بيش از پانزده بيانيه ديگر ادامه يافت. عمده اين قطعنامهها و بيانيهها، صرفا جنبه توصيه داشتند، [vi] اما قطعنامه 598 در اين مورد يك استثناء است؛ زيرا اين قطعنامه، ضمن اتخاذ تصميم براي پاياندادن به جنگ دوهزار و هشتصد و هشتاد و هفتروزه عراق عليه ايران، پيشنهادهاي اجرايي ارائه ميدهد. جزئيات مواضع شوراي امنيت سازمان ملل متحد در طول جنگ تحميلي به اين شرح است:
1ــ در پي درخواست مكتوب بيستوسوم سپتامبر 1980 (اول مهر 1359) دبيركل، شوراي امنيت ضمن مشورت با اعضاء، اولين موضعگيري خود در مورد جنگ ايران و عراق را تحت عنوان بيانيه اعلام كرد و طي آن، نگراني عميق خود را از گسترش احتمالي اين برخورد [vii] ابراز داشت. وي از طرفين خواست از هرگونه اقدامي كه به وخيمترشدن اوضاع منجر شود، خودداري نمايند و اختلافات خود را از طريق راههاي مسالمتآميز حلوفصل كنند. همچنين اين شورا از پيشنهاد و بهكارگيري مساعي جميله [viii] كه از سوي دبيركل براي پاياندادن به جنگ مطرح شده بود، حمايت كرد. [ix]
شوراي امنيت به دنبال تقاضاي بيستوپنجم سپتامبر 1980 (سوم مهر 1359) دبيركل، در بيستوششم و بيستوهشتم سپتامبر (چهارم و ششم مهر)تشكيل جلسه داد و نخستين قطعنامه خود را به اتفاق آرا، در جلسه شماره دوهزارودويستوچهلوهشت تحت عنوان قطعنامه 479 به تصويب رساند. اين قطعنامه داراي پنج ماده بود و موضوع جنگ را تحت عنوان «وضعيت ميان ايران و عراق» مورد بررسي قرار ميداد. در اين قطعنامه ضمن يادآوري تعهد كشورهاي عضو به حلوفصل مسالمتآميز اختلافات و عدم توسل به زور و نيز با اشاره به مسئوليت شوراي امنيت در حفظ صلح و امنيت بينالمللي و با ابراز تاسف عميق از وضعيت روبهگسترش ميان ايران و عراق، از طرفين درخواست كرد از بهكاربردن بيشتر زور خودداري نموده و اختلاف خود را از طرق مسالمتآميز حل نمايند و از هرگونه پيشنهاد مناسبي كه ميتواند به صلح بينجامد، استقبال كنند. همچنين شورا از عموم كشورها تقاضا كرد از هرگونه اقدامي كه به تشديد منازعه منجر ميشود، بپرهيزند؛ در ضمن از كوشش دبيركل و نيز مجددا از پيشنهاد او در مورد بهكارگيري مساعي جميله براي حل وضعيت موجود ميان ايران و عراق پشتيباني كرد و از وي خواست نتايج اقدامات خود را ظرف مدت چهلوهشت ساعت به شوراي امنيت گزارش دهد. در پايان جلسه، رئيس تونسي شوراي امنيت، [x] منازعه بين ايران و عراق را يك تهديد واقعي براي صلح و امنيت بينالمللي قلمداد نمود. [xi]
در فاصله پانزدهم تا بيستونهم اكتبر 1980 (بيستودوم مهر تا شانزدهم آبان 1359) شوراي امنيت پنج جلسه ديگر در مورد جنگ تشكيل داد كه هيچيك به صدور قطعنامه يا بيانيهاي منجر نگرديد. در جلسه پانزدهم اكتبر، سعدون حمادي، وزير امورخارجه عراق، و در جلسه هفدهم اكتبر محمدعلي رجايي، نخستوزير وقت ايران، [xii] به تفصيل نقطهنظرات دولتهاي خويش در مورد ريشههاي جنگ ايران و عراق را مطرح نمودند. [xiii] سرانجام شوراي امنيت پس از بررسيهاي لازم، در پنجم نوامبر 1980 (چهاردهم آبان 1359) بيانيهاي صادر كرد و از تلاشهاي دبيركل و پيشنهاد او مبني بر تعيين و اعزام نمايندهاي جهت مذاكره با دو دولت ايران و عراق حمايت كرد [xiv] و از دبيركل درخواست نمود نتيجه اقدامات خود را در اين مورد به اطلاع شوراي امنيت برساند.
2ــ شوراي امنيت پس از صدور بيانيه پنجم نوامبر 1980 (چهاردهم آبان 1359) در يك سكوت سنگين فرو رفت تا سرانجام پس از بيستويك ماه و پانزده روز، يعني در دوازدهم ژوئن 1982 (بيستويكم تير 1361)، در جلسه دوهزاروسيصدوهشتادوسوم خود قطعنامه 514 را درباره جنگ صادر كرد. [xv] جلسه شورا به خواست كشور اردن و حمايت امريكا تشكيل گرديد [xvi] و به اتفاق آرا قطعنامه مزبور را به تصويب رساند. در اين قطعنامه، ضمن ابراز نگراني از ادامه وضعيت ميان ايران و عراق، [xvii] خسارات مادي و معنوي و تهديدهاي متوجه صلح نيز ذكر گرديد. از نكات جديدي كه در اين قطعنامه آمده بود، ميتوان به يادآوري قطعنامه 479 و بيانيه پنجم نوامبر 1980 (چهاردهم آبان 1359) شورا، و توجه به كوششهاي ميانجيگري دبيركل، جنبش عدم تعهد و سازمان كنفرانس اسلامي اشاره كرد. همچنين قطعنامه مذكور، خواستار آتشبس و خاتمه فوري كليه عمليات نظامي، عقبنشيني نيروها به مرزهاي شناختهشده بينالمللي، هماهنگي ميان كوششهاي ميانجيگرانه تحت نظارت دبيركل براي حصول به يك راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه متكي به اصول منشور ملل متحد و اصول روابط بينالمللي [xviii] قابلقبول براي طرفين و پرهيز كليه كشورها از اقدامات تشديدكننده منازعه گرديد و تصميم خود مبني بر اعزام گروهي از ناظران سازمان ملل متحد، براي تاييد، تحكيم و نظارت بر آتشبس و عقبنشيني نيروها را اعلام كرد.
در پانزدهم ژوئيه 1982 (بيستوچهارم تير 1361) رئيس شوراي امنيت به نمايندگي از اعضاء، بيانيهاي را منتشر ساخت و در آن نگراني شوراي امنيت از عدم اجراي قطعنامه 514 را مطرح كرد و در ضمن، خواستار حل مسالمتآميز منازعه ايران و عراق شد. اين بيانيه نيز مورد قبول ايران قرار نگرفت. متعاقب آن و بر اساس تقاضاي مورخ اول اكتبر 1982 (نهم مهر 1361) نماينده عراق در سازمان ملل متحد، شوراي امنيت تشكيل جلسه داد [xix] و قطعنامه 522 را در جلسه دوهزاروسيصدونودونهم، كه در چهارم اكتبر 1982 (دوازدهم مهر 1361) برگزار شد، به اتفاق آرا به تصويب رساند. در اين قطعنامه، همانند قطعنامهها و بيانيههاي قبلي، ابتدا نسبت به ادامه مناقشه و خسارات سنگين انساني و تهديدهاي متوجه صلح و امنيت بينالمللي ابراز تاسف گرديد و سپس به تاييد و تاكيد بر قطعنامهها و بيانيههاي گذشته و گزارش پانزدهم جولاي 1982 (بيستوچهارم تير 1361) [xx] پرداخت، آنگاه خواستار آتشبس فوري، خاتمه عمليات جنگي و بازگشت نيروهاي نظامي به مرزهاي شناختهشده بينالمللي گرديد. شوراي امنيت در اين زمان بهصورتتلويحي از اقدام عراق در پذيرش قطعنامه استقبال و از طرف ديگر ــ ايران ــ خواست كه به اقدام مشابه دست زند. [xxi] همچنين شورا بر اجراي بدون تاخير تصميم خويش مبني بر اعزام گروه ناظران سازمان ملل متحد و لزوم ادامه كوششهاي ميانجيگرانه تاكيد ورزيد. شورا مجددا از كشورها خواست از اقداماتي كه باعث طولانيشدن جنگ ميشود، پرهيز نمايند و زمينه تسهيل اجراي قطعنامه را فراهم آورند؛ و نيز از دبيركل تقاضا نمود ظرف مدت هفتادودو ساعت، گزارش خود را درخصوص اجراي اين قطعنامه تسليم شورا كند.
3ــ رئيس شوراي امنيت در سال 1983.م/ 1362.ش طي صدور يك بيانيه جديد، درخواست آتشبس فوري، عقبنشيني نيروهاي نظامي به مرزهاي شناختهشده بينالمللي و حلوفصل صلحآميز جنگ را از طرفين به عمل آورد. اين بيانيه مطلب جديدي نسبت به قطعنامهها و بيانيههاي قبلي شوراي امنيت نداشت. شوراي امنيت، متأثر از عملياتهاي موفقيتآميز نيروهاي مسلح ايران، [xxii] براي صدور قطعنامه جديد [xxiii] در تاريخ سيودوم اكتبر 1983 (نهم آبان 1362) جلسه شماره دوهزاروچهارصدونودوسوم را تشكيل داد و قطعنامه 540 را با دوازده راي موافق و سه راي ممتنع (پاكستان، نيكاراگوئه و مالت) به تصويب رساند. [xxiv] در اين قطعنامه مطابق شيوه قبلي شوراي امنيت، بر قطعنامهها و بيانيههاي گذشته شورا تاكيد شد. قطعنامه 540، حاوي نكات جديدي چون محكومساختن نقض حقوق انساني و بشردوستانه مغاير با كنوانسيونهاي 1949 / 1328 ژنو، [xxv] درخواست از ايران و عراق به رعايت حق آزادي كشتيراني و بازرگاني در آبهاي بينالمللي و پرهيز از حمله به تاسيسات و بنادر دور از ساحل، خودداري از هرگونه اقدامي كه صلح و امنيت دريايي منطقه را به خطر مياندازد، بود. در پي تاييد هيات اعزامي سازمان ملل به منطقه درگيري ميان ايران و عراق مبني بر كاربرد سلاح شيميايي توسط عراق، دبيركل گزارش هيات را به شوراي امنيت تحويل داد و شورا ضمن صدور بيانيهاي در سيام مارس 1984 (دهم فروردين 1363) بدون ذكر نام كشور عراق، كاربرد سلاح شيميايي را براي اولينبار [xxvi] در جنگ ايران و عراق قويا محكوم كرد. شوراي همكاري خليجفارس در تاريخ بيستويكم مه 1984 (سيويكم ارديبهشت 1363) نسبت به تجاوز و نقض حقوق و آزادي كشتيراني از سوي ايران در حمله به كشتيها در خليجفارس به شوراي امنيت سازمان ملل متحد شكايت كرد. برايناساس، شوراي امنيت ضمن تشكيل جلسات متعدد، نهايتا در جلسه شماره دوهزاروپانصدوچهلوشش مورخ اول ژوئيه 1984 (يازدهم خرداد 1363 ) با سيزده راي موافق و دو راي ممتنع، قطعنامه 552 را تصويب كرد. در اين قطعنامه با يادآوري تعهد كشورهاي عضو در رعايت حسن همجواري، احترام به اهداف و اصول منشور ملل متحد، عدم توسل به زور عليه تماميت ارضي و اهميتي كه خليجفارس در صلح و امنيت بينالمللي و ثبات اقتصاد جهاني ايفا ميكند، از كشورهاي درگير خواست بر اساس حقوق بينالملل، حق كشتيراني آزاد و تماميت ارضي كشورهايي را كه طرف مخاصمه و درگيري نيستند، محترم بشمارند. [xxvii] و همچنين خواهان توقف فوري هرگونه حمله به كشتيها شد و اينگونه حملات را محكوم كرد. در بند ششم قطعنامه چنين آمده بود: چنانچه مفاد اين قطعنامه رعايت نگردد، شورا به بررسي اقدامات موثري كه اجراي آزاد كشتيراني را تضمين نمايد، خواهد پرداخت. پس از صدور اين قطعنامه، تا پايان سال ــ به استثناي بيانيه نوزدهم ژوئن (بيستوششم خرداد) ــ اقدام ديگري از سوي شورا انجام نگرفت. در اين بيانيه، شوراي امنيت تصميم دبيركل مبني بر اعزام دو هيات به ايران و عراق به منظور بررسي اتهام حمله به مناطق مسكوني را تاييد و تنفيذ كرد. [xxviii]
4ــ شوراي امنيت در سال 1985.م/1364.ش قطعنامهاي را صادر نكرد و فقط به صدور سه بيانيه اكتفا نمود. در اولين بيانيه كه در پنجم مارس (چهاردهم اسفند) منتشر شد، شورا از طرفين خواست از حمله به مناطق مسكوني دست بردارند و به توافقي كه با دبيركل در اين زمينه انجام دادهاند، احترام بگذارند. بار ديگر شوراي امنيت در پانزدهم مارس (بيستوچهارم اسفند) در دومين بيانيه خويش، خواستار اجراي توافق عدم حمله به مناطق مسكوني و نيز كوشش براي يافتن راهحل مسالمتآميز در منازعه گرديد. شوراي امنيت سومين بيانيه خود را در بيستوپنجم آوريل (پنجم ارديبهشت) صادر كرد. در اين تاريخ، نظر شورا بار ديگر متوجه بهكارگيري سلاح شيميايي در جنگ ايران و عراق شد. برايناساس، شورا با صدور بيانيه مزبور، كاربرد سلاح شيميايي عليه نيروهاي ايراني را بدون ذكر نام كشور عراق، قوياً محكوم كرد. مهمترين علت صدور اين بيانيه، با توجه به لحن محكمي كه داشت، براي فشار غيرمستقيم به عراق به منظور پذيرش طرح هشتمادهاي دبيركل قلمداد شده است. [xxix]
5ــ عمليات والفجر 8 كه در تاريخ بيستم بهمن 1364 از سوي ايران انجام شد، منجر به ورود نيروهاي ايراني به فاو و قسمتهايي از اين منطقه گرديد، و نيز ارتباط دريايي عراق را قطع نمود و قواي ايراني به مرزهاي كويت و شهر بصره عراق بسيار نزديك شدند. متعاقب آن، عراق و اتحاديه عرب [xxx] از شوراي امنيت درخواست كردند [xxxi] براي رسيدگي به موضوع جنگ تشكيل جلسه دهد. شوراي امنيت در بيستوچهارم فوريه 1986 (پنجم اسفند 1364) طي جلسه شماره دوهزاروششصدوشصتوشش، قطعنامه 528 را به اتفاق آرا به تصويب رساند. از نكات جديدي كه در اين قطعنامه به چشم ميخورد، به موضوعاتي چون خاطرنشانكردن تلاش ششساله شورا در مورد وضعيت ايران و عراق، يادآوري امضاي پروتكل منع استفاده از گازهاي خفهكننده، سمي يا ساير گازها و سلاحهاي ميكروبي در جنگ، [xxxii] و نيز به تاكيد بر اصل غيرقابلتصرفبودن اراضي از راه زور ميتوان اشاره كرد. همچنين شوراي امنيت از اقدامات اوليهاي [xxxiii] كه سبب منازعه گرديد و نيز از شدتيافتن منازعه و بمباران مراكز مسكوني، كشتيها و هواپيماهاي غيرنظامي ابراز تاسف كرد و از طرفين خواست با قطع بيدرنگ كليه مخاصمات، آتشبس فوري را به مرحله اجرا گذارند و سپس با همكاري كميته بينالمللي صليب سرخ به مبادله اسرا بپردازند.
شوراي امنيت، در تاريخ بيستويكم مارس 1986 (اول فروردين 1365)، بر اساس گزارش متخصصان علوم پزشكي اعزامي از سوي سازمان ملل متحد، بيانيهاي صادر كرد كه در آن براي اولينبار با ذكر نام كشور عراق، كاربرد سلاح شيميايي توسط آن كشور عليه نيروهاي ايراني محكوم شد. همچنين در اين بيانيه ادامه درگيري طرفين محكوم گرديد. شوراي امنيت در مورخ بيستونهم اوت 1986 (هفتم شهريور 1365) ضمن صدور بيانيهاي ديگر، از افزايش احتمالي دامنه درگيري و گسترش حمله به كشتيهاي تجاري و مناطق غيرنظامي ابراز نگراني كرد و از تلاشهاي مداوم دبيركل، بهويژه در زمينه عدم بهكارگيري سلاحهاي شيميايي و نيز از تذكر به دو كشور ايران و عراق مبني بر خودداري از حمله به مناطق مسكوني حمايت كرد. [xxxiv]
شوراي امنيت به درخواست اتحاديه عرب ــ كه از تهديد ايران مبني بر دستزدن به عمليات سرنوشتساز بيمناك بودند ــ از آغاز اكتبر 1986 (هشتم مهر 1365) بحث خود را در مورد درگيري عراق و ايران شروع كرد. در جلسه سوم اكتبر (يازدهم مهر)، دبيركل طي سخناني نگراني عميق جامعه جهاني را از روند ادامه و توسعه منازعه ابراز داشت. [xxxv] سرانجام شوراي امنيت در جلسه شماره دوهزاروهفتصدوسيزده به اتفاق آرا قطعنامه 588 را در تاريخ هشتم اكتبر 1986 (شانزدهم مهر 1365) صادر نمود. شوراي امنيت در دو قطعنامه 552 و 582 به قطعنامهها و بيانيههاي گذشته خويش اشارهاي نميكند و اين روند در قطعنامه 588 نيز ادامه مييابد، بااينتفاوتكه در قطعنامه جديد از دو كشور ايران و عراق خواسته شد بدون درنگ قطعنامه 582 را به مرحله اجرا گذارند؛ و نيز از دبيركل درخواست كرد با مشورت طرفين منازعه، بر شدت فعاليتهايش در اجراي قطعنامه 582 بيفزايد. اين قطعنامه بهاستثناي نكات مزبور، حاوي مطلب جديد ديگري نبود. [xxxvi]
شوراي امنيت پس از دريافت گزارش جديد دبيركل در مورد تازهترين مواضع دولتين ايران و عراق نسبت به قطعنامه 582 و 588 و طرح هشتمادهاي [xxxvii] دبير كل، تشكيل جلسه داد و اين جلسه كه در بيستودوم دسامبر 1986 (سيويكم شهريور 1365) منعقد شد، منجر به صدور بيانيهاي گرديد كه در آن به تكرار موضوعاتي چون ابراز نگراني عميق از وضعيت وخيم موجود بين ايران و عراق، اظهار تاسف از نقض قوانين انساندوستانه بينالمللي، درخواست از طرفين به منظور اجراي قطعنامههاي 582 و 588، تصميم شورا به حلوفصل مسالمتآميز اختلاف موجود، ادامه كوشش دبيركل در حل منازعه و مانند آن ميپردازد. ايران در پاسخ به اين بيانيه، همانند آنچه در مورد قطعنامه 588 اعلام كرده بود، مجددا اعلام كرد بخشي از قطعنامههاي 582 و 588 [xxxviii] و بيانيه بيستودوم دسامبر 1986 (سيويكم شهريور 1365) را ــ كه ناظر برخاتمه مخاصمات بدون تعيين متجاوز هستند ــ نميپذيرد. [xxxix]
6ــ در پي اعلام دبير كل مبني براينكه حاضر است نظراتش را در اختيار شوراي امنيت بگذارد تا آن شورا بتواند به مبنايي كه مورد قبول طرفين براي مذاكره باشد، دست يابد، شورا ضمن پاسخ مثبت به اين درخواست از فوريه 1987(بهمن 1366) يك گروه كاري و سازمانيافته مركب از اعضاي دايمي شورا را براي پايانبخشيدن به منازعه ايران و عراق تشكيل داد. متعاقب آن در شانزدهم ژانويه، بيانيهاي از سوي شورا منتشر شد كه حاكي از نگراني شورا درخصوص توسعه خصومت موجود بود و نيز از طرفين درخواست كرد قطعنامههاي 582 و 588 را به مرحله اجرا گذارند؛ در ضمن از تلاشهاي دبيركل در فراهمآوردن رضايت طرفين به اجراي قطعنامههاي مزبور، قدرداني گرديد. در چهاردهم مه 1987 (بيستوچهارم فروردين 1366) شوراي امنيت در پي تاييد مجدد كاربرد سلاح شيميايي عراق عليه ايران توسط گروه اعزامي دبير كل، بار ديگر طولانيشدن درگيري و استفاده مكرر از سلاح شيميايي را محكوم كرد. سرانجام بر اثر تلاش گروه مزبور پيشنويس يك قطعنامه جديد كه حاوي نكات جديدي بود، در تاريخ بيستويكم ژوئن 1987 (سيويكم خرداد 1366) تهيه شد.
شوراي امنيت پس از مشورتهاي فراوان در مورد پيشنويس مذكور، سرانجام در جلسه شماره 2750 مورخ بيستم ژوئيه 1987 (بيستونهم تير 1366) با تاكيد بر مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، [xl] مفصلترين، اجراييترين و آمرانهترين قطعنامه [xli] را تحت عنوان قطعنامه 598 به تصويب رساند. [xlii] در مقدمه اين قطعنامه بر لزوم اجراي قطعنامه 582 تاكيد شد و از عدم توجه به درخواستهاي گذشتهاش از سوي ايران و عراق و آغاز، ادامه، گسترش و تشديد منازعه و بمباران مراكز مسكوني غيرنظامي، حملات به كشتيها و هواپيماها، نقض قوانين بينالمللي و نيز كاربرد سلاحهاي شيميايي ابراز تاسف كرد؛ همچنين ضرورت اتمام اقدامات نظامي بين طرفين و ايجاد يك راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه و پايدار گوشزد گرديد و مفاد منشور ملل متحد، در مورد حل مسالمتآميز اختلافات بينالمللي را يادآوري نمود. در بخش اجرايي قطعنامه، [xliii] شوراي امنيت خواستار عقبنشيني نيروهاي دو طرف به مرزهاي شناختهشده بينالمللي و رعايت آتشبس همهجانبه به عنوان نخستين گام در جهت حلوفصل مناقشه گرديد و نيز از طرفين خواست بدون تاخير، پس از برقراري آتشبس نسبت به آزادسازي اسرا اقدام نمايند و با دبيركل در تلاش به منظور اجراي قطعنامه و دستيابي به يك راهحل جامع، عادلانه و شرافتمندانه و مورد قبول طرفين، همكاري كنند. اين قطعنامه از دبيركل تقاضا كرد پس از مشورت با طرفين، زمينههاي حلوفصل مناقشه را فراهم آورد. قطعنامه مزبور سه تيم كارشناسي را براي امور زير پيشبيني كرد:
ـــ نظارت، بررسي و تاييد آتشبس و عقبنشيني
ـــ تعيين شروعكننده جنگ
ـــ مطالعه موضوع بازسازي
موضع ايران در قبال قطعنامه 598، نه رد و نه تاييد آن بود و اين موضعگيري تا پذيرش قطعنامه از سوي ايران ادامه يافت. علت چنين موضعگيري، آن بود كه اين قطعنامه برخي از نظرات ايران را تامين كرده بود. (مانند تعيين متجاوز) اما درعينحال به عمدهترين خواست ايران، يعني شناسايي متجاوز قبل از آتشبس و عقبنشيني نيروها، توجهي نشد. ولي عراق [xliv] در بيستودوم ژوئيه 1987(سيويكم تير 1366) ــ يعني دو روز بعد از تصويب قطعنامه ــ پس از تشكيل جلسه شوراي فرماندهي انقلاب و رهبري حزب بعث، قطعنامه 598 را پذيرفت. در بيستوسوم ژوئيه (اول مرداد) وزير امورخارجه عراق موضع جديد دولتش را به دبيركل اطلاع داد و در چهاردهم اوت (بيستوسوم مرداد) همان سال عراق رسما قطعنامه 598 را پذيرفت. [xlv] رئيس شورا طي بيانيهاي كه در يازدهم دسامبر (بيستم بهمن 1366) صادر كرد، قطعنامه 598 را تنها راهحل وصول به حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار منازعه ايران و عراق عنوان كرد و بدينوسيله راه را بر تغيير و جابجايي مواد قطعنامه 598، بست [xlvi] و در بيستوچهارم دسامبر 1987(سوم اسفند 1366) بر تعهد و پايبندي اعضاي شورا به اجراي قطعنامه 598 تاكيد كرد.
7ــ شوراي امنيت در سال 1988.م/1367.ش همچنان به اقداماتش براي پايانبخشيدن به جنگ ايران و عراق ادامه داد. برايناساس شوراي امنيت در شانزدهم مارس 1988 (بيستوپنجم اسفند 1367) در بحث راجعبه منازعه عراق و ايران، از تلاشهاي دبيركل به منظور حلوفصل قطعنامه 598 پشتيباني نمود و در هشتم آوريل (نوزدهم فروردين) همان سال، مواضع ايران و عراق در خصوص قطعنامه را مورد بررسي قرار داد. تاييد هيات اعزامي دبيركل، مبني بر كاربرد سلاح شيميايي در منازعه ايران و عراق و ارسال گزارش آن به شورا توسط دبيركل در تاريخ بيستوپنجم آوريل 1988 (پانزدهم ارديبهشت 1367) منجر به صدور قطعنامه 612 در جلسه شماره دوهزاروهشتصدودوازده (مورخ نهم مه 1988/ نوزدهم ارديبهشت 1367) به اتفاق آرا گرديد. در اين قطعنامه، استفاده از سلاحهاي شيميايي در منازعه ايران و عراق مغاير با پروتكل 1949/ 1328 دانسته شده و بهشدت محكوم گرديد. همچنين قطعنامه خواهان رعايت اين پروتكل شده و بر ضرورت رعايت آن تاكيد ورزيد و از كشورهاي ديگر درخواست كرد اعمال كنترل بر صدور توليدات شيميايي قابل استفاده در ساخت سلاحهاي شيميايي را افزايش دهند. شوراي امنيت، سه روز قبل از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، براي بررسي شكايت [xlvii] ايران از امريكا در مورد ساقطساختن هواپيماي مسافربري ايران در خليجفارس، تشكيل جلسه داد و پس از بحث و بررسي و استماع سخنان نمايندگان ايران و امريكا، سه روز پس از قبول و پذيرش قطعنامه از سوي ايران، با صدور قطعنامه 616 تنها به اظهار اندوه و اعلام تسليت به بازماندگان حادثه اكتفا كرد؛ جالباينكه باز هم در آخرين بند قطعنامه بر لزوم اجراي كامل و فوري قطعنامه 598 به عنوان تنها اساس و پايه براي رسيدن به صلحي پايدار و عادلانه تاكيد گرديد.
بــ دبيركل و جنگ تحميلي
دبيركل در اولين ساعات شروع جنگ، فعاليتش را به منظور خاتمهبخشيدن به جنگ آغاز كرد. در واقع دبيركل، نخستين مرجع بينالمللي بود كه نسبت به حمله عراق عليه ايران، با عنوان «برخورد» واكنش نشان داد. با تعويض دبيركل و انتخاب خاوير پرز دكوئيار [xlviii] در سال 1982/1361 به عنوان دبيركل جديد، فعاليتهاي دبيركل در رابطه با مسايل جنگ، روندي رو به افزايش گرفت. بهطوركلي عمدهترين فعاليتهاي دبيركل را ميتوان تلاش در جلب نظر شوراي امنيت به مساله جنگ عراق با ايران، مشورت و ديدارهاي مختلف با مقامات ايراني و عراقي و اعضاي شوراي امنيت، اعزام هياتهاي متعدد به ايران و عراق و ارسال گزارشات آن به شوراي امنيت
لینک کپی شد
نظر شما
