سيد حسن نصر الله : دو اسير بازگردانده نخواهند شد، مگر با مذاکرات غير مستقيم و تبادل اسرا

کد خبر: ۱۱۷۸۴۹
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۸ - 13July 2008
دو سال پيش در چنين روزي سيد حسن نصر الله دبير کل حزب الله لبنان طي يک نشست مطبوعاتي ، آخرين عمليات مقاومت اسلامي لبنان و ابعاد و اهداف آن را شرح داد. اين سخنان غرور آفرين و پرحرارت براي هميشه در حافظه تاريخي جهان اسلام به عنوان سندي پرافتخار به ثبت رسيد.
 
به گزارش خبرگزاري فارس، امروز در دومين سالگرد آغاز جنگ 33 روزه لبنان بار ديگر سخنان سيد را در اولين روز جنگ مرور مي کنيم. اين دو سال ثابت کرد که مقاومت لبنان در چه سطحي از صداقت و واقع بيني قرار دارد.
"روز 12 جولاي 2006 (21تير 1385) دبير کل حزب الله سيد حسن نصر الله در نشستي خبري، در مسجد «امامين حسنين» در محله «حريک»، واقع در «ضاحيه جنوبي بيروت»شرکت نمود. ايشان در ابتداي سخنان خود، از مجاهدان قهرمان مقاومت که به وعده خويش عمل نمودند تمجيد کرد و عمليات صبح امروز مقاومت را «وعده صادق» ناميد. وي گفت : از اين قهرمانان کمال امتنان را دارم، و پيشاني و دستان آنها را مي‌بوسم، زيرا که به برکت همين پيشاني هاي فراخ و رو به آسمان و اين بازوان پيچيده با شهامت است که سرهاي تمامي ما بر افراشته خواهد ماند و زنجيري بر مچ دستان اسيري در زندانهاي اشغالگران باقي نخواهد ماند.
ايشان ادامه داد: همانا امروز، روز وفا به عهدي ست که با «سمير قنطار»، «يحيي سکاف»، و «نسيم نسر» و کليه برادران و اسيراني که در زندانهاي اشغالگران بر سر مي‌برند بسته بوديم. و نيز فرصت را غنيمت مي‌شمارم و کمال تشکر و قدرداني خويش را تقديم مي دارم به مردم لبنان، و فلسطين و اعراب و مسلمانان و کليه کساني که به هر وسيله‌اي سعي کردند که سعادت و شادي و تائيدات خويش را نسبت به ما ابراز نمايند ، خصوصا مردم جنوب لبنان در روستاهاي خط مقدم که تا اين لحظه همچنان استواري نمودند و قوي و مطمئن برجاي ماندند. علي رغم اينکه با تبليغات منفي شايعه کردند که در جنوب لبنان مهاجرت وسيعي صورت مي پذيرد که البته اين خبر درست، نيست.
در مورد عمليات ميداني صحبت‌ نخواهم کرد چون اين امر به عهده مقاومت اسلامي است. مطابق روال معمول ما تفسير و توضيح همه چيز را در زمان مشخص و مناسب خود خواهيم داد.
و اما پيشروي اسرائيل فقط در يک منطقه صورت نگرفته بلکه تا منطقه «الراهب» واقع در «عيتا الشعب» جلو آمدند.البته تانک اسرائيلي که تا آنجا پيشروي نمود منهدم شد و يک کشته و يک زخمي به بار آورد. همچنين چند ساعت پيش، دشمن اسرائيلي بوسيله واسطه‌هاي متعددي خواستار آتش بس در اين منطقه شد تا بتواند کشته ها و زخمي ها خود را از آنجا بيرون بکشد. مادر جواب آنها گفتيم که آتش بس بايد به صورت کلي صورت بپذيرد و نه در يک منطقه خاص، زيرا اصلا منطقي نيست که به دشمن آتش بس اعلام کنيم در حالي که همزمان آنها در حال بمباران پل‌هاي ما هستد!
آن تبليغاتي که در مورد پيشروي وسيع از جانب اسرائيل به اراضي لبنان صورت پذيرفته به هيچ وجه درست نيست. ما فکر کرديم که به بيرون رسيدند. دو اسير اسرائيلي در جايي امن و بسيار دور قرار دارند. عمليات بازداشت دو سرباز در ساعت نه و پنج دقيقه صبح انجام گرفت. ساعت دو و نيم يا يازده اسرائيل از اين جريان با خبر شدند. نتيجه آن که بچه ها توانستند اسيراني را که در ساعت نه و پنج دقيقه گرفته بودند در اين مدت به هر جايي که بخواهد منتقل کنند.
نمي‌خواهم وارد اين بحث شوم که در رابطه با اين جريان چه چيز حق قانوني ما است و چه چيز غير قانوني است و انتخاب هاي پيش رو چيست ...فقط با دو جمله بسيار ساده ، آن هم به روش خاص خودم توضيحات لازم را مي‌دهم. اين حقي طبيعي و تنها راه حل منطقي موجود است. هيچ نهاد بين المللي اي وجود ندارد که بخواهد اسيران و بازداشت شدگان را آزاد کند ، همچنين هيچ موسسه بين المللي و هيچ موسسه‌ منطقه‌اي و هيچ کدام از دولتها و سازمانها(ضمن اداي احترام نسبت به آنها ) و هيچ روند مذاکرات سياسي اي کاري از دستشان بر نمي‌آيد. تنها انتخاب و راه اين بود. اگر کسي هست که جز اين راهي را دارد بفرمايد و پيشنهاد خويش را ارائه دهد و توضيح دهد که اگر وسيله و راهي براي براي اين مساله داشته است، پس چرا در طول اين بيست سال آن را اجرا ننموده است؟! آنچه ما انجام داديم حق طبيعي ماست و حوادث امروز وارد مباحثات فلسفي و قانوني و سياسي نخواهد شد، زيرا که اين تنها راه پيش روي ماست.
آن چه امروز رخ مي‌دهد و آن چه در غزه جزيان داردحقيقت را فاش مي‌سازد و مسئوليت رنج هزاران اسير لبناني و فلسطيني و عربي و خانواده هاي آنها را متوجه همه جهان مي‌سازد.
البته ما کار غافلگيرانه اي نکرديم، چون آلان بيش از يک سال است که مي‌گوييم در اين سال به عمليات «اسيرگيري» دست خواهيم زد و هدفمان هم باز گردان اسيرانمان است .در هر مناسبتي و بعد از هر بيانيه‌اي، ما اين نيت خود اعلام مي‌داشتيم و اسرائيلي ها هم در مرز بسيج مي‌شدند و البته آن ها از قبل بسيج شده بودند و همين ماجرا قبلا در غزه اتفاق افتاد.. اين تصميمي است که قبلا گرفته شده است و مقاومت اسلامي قبلا به اسارت گرفتن سربازان اسرائيلي را از اولويت خويش در سال 2006 قرار داده بود تا پرونده اسيران به صورت کلي بسته شود. ماجراي امروز همان اولويت است.
ما هميشه سعي کرديم که در طول خط مواجهه ، به رغم کليه شرايط موجود، آرامش را حفظ کنيم ، لکن هميشه براي اين کار يک استثنا وجود داشت و آن مسئله «اسيرگيري» بود که طي جلسات داخلي با رهبران سياسي اين مسئله را چندين بار متذکر شدم و در نتيجه عمليات به اين شکل انجام پذيرفت. به شکل طبيعي اين عمليات به لحاظ زمانبندي و روش انجام ، بدون شک پشتگرمي و حمايت بزرگي براي برادرانمان در فلسطين به شمار مي‌ رود که همه روزه در برابر چشمان جهانيان کشته مي‌شوند اما تاکيد مي کنم که اين تصميم قبل از جريانات «غزه» گرفته شده بود تا بين مسائل محلي و منطقه اي تداخلي پيش نيايد.
اسرائيل تا اين لحظه مجموعه واکنش هايي از خود بروز داده است و ما نيز سعي بسياري کرديم که خود را کنترل کنيم ولي با هر گونه پيش روي در خاک لبنان به شدت مقابله مي‌کنيم . نيم ساعت قبل يکي از پايگاههاي فرماندهي ارتشي اسرائيل بمباران شد که اين پيام واضحي است مبني بر اين که ما آمادگي پيشروي تا دورترها را نيز داريم. اين خويشتنداري که مقاومت اسلامي تا آلان از خود نشان داده است از روي ضعف و يا ترديد نيست بلکه رويه ما کماکان همين خواهد بود اما سعي مي‌کنيم پاسخ ‌هايمان دقيق و حساب شده باشد .
اما حرف بعدي ما : اسرايي که در دست ما هستند باز گردانده نخواهند شد مگر به يک طريق؛ مذاکرات غير مستقيم و تبادل اسرا... و السلام.
هيچ احدي در اين جهان نمي‌تواند آنها را به ديارشان برگرداند مگر با مذاکره غير مستقيم . اما اگر اسرائيل فکر مي کند مي‌تواند آنها را با عمليات نظامي باز گرداند تا نفس دارم تکرار مي کنم که وهم است، وهم است، وهم است. تمامي اسرائيل و متحدانش نمي‌توانند اين دو اسير را به ديار غصبي شان باز گردانند. از همان بدو امر دولت و ملت و مقاومت اسلامي لبنان در معرض فشارهاي زيادي از طرف سفير آمريکا و نيز فرستاده دبير کل سازمان ملل و سفارت هاي خارجي ديگر قرار دارند. در ماجراي «تهبيط حيطان» و در سال 200 نيز ما شاهد وضعيت مشابهي از نظر تهديد و ارعاب بوديم.
چنانچه هدف آنها از عمليات نظامي اين است که تمامي لبنان بهاي عملياتي را که مقاومت اسلامي در جنوب لبنان انجام داده است ، بپردازند ، من دوست دارم در اين مورد سخن واضح و دقيقي را بيان کنم: من حساسيت اين موقعيت را از نظر لبناني و اسرائيلي و فلسطيني و عربي و بين المللي مي دانم و همچنين خوب مي‌دانم که ما دقيقا در چه موقعيت و نقطه اي قرار داريم. هدف ما از عملياتي که صبح به انجام رسيد اين است که سربازان اسرائيلي را به اسارت بگيريم تا آنان را با اسيران خودمان مبادله کنيم. ما نمي‌خواهيم اوضاع را در جنوب لبنان وخيم کنيم.نيت ما چنين چيزي نبوده است. همچنين نمي‌خواهيم لبنان و منطقه را درگير جنگ کنيم. از طرف نيرو‌هاي اضصراي بين المللي با ما تماس گرفته شد که به ما اطلاع دادند تلاش براي آتش بس در جريان است، آيا شما آمادگي اش را داريد؟
به آنها گفتيم که ما مشکلي نداريم. ما خواستار آتش بس نخواهيم شد ولي اگر هر طرفي خواست خواست واساطت کند با هدف آتش بس، ما مشکلي نداريم. زيرا ما نمي‌خواهيم که اوضاع را وخيم تر کنيم اما اگر دشمن اسرائيلي بخواهداوضاع را وخيم تر کند و به فکر راهي باشد که لبنان بهايي بپردازد ما آماده مقابله هستيم ، آن هم تا جايي که دشمن و کساني که پشت سرش هستند قادر به تصور آن نباشند. امروز اسراييلي هاي موجود در حکومت عبارتند از:«اولمرت» که نخست وزير جديد است ، همچنين وزير دفاع و رئيس ستاد مشترک هم جديد هستند .ما آن ها را نصحيت مي‌کنيم تا قبل از اين که دور هم جمع شوند و تصميم بگيرند از روساي اسبق و وزيران سابق درباره تجربياتشان پيرامون لبنان سوال کنند.
آن چه باعث اجراي عمليات اخير شد اين بود که در جريان تبادل پيشين اسرا ، وقتي به توافق رسيديم که «سمير قنطار» و «يحيي سکاف» و «نسيم نسر» و ديگران آزاد شوند ، مناقشاتي در داخل حکومت دشمن روي داد و با 12 راي موافق عليه11راي مخالف تصويب شد که اين جوانان ما را از عمليات تبادل خارج کنند.
امروز من اسرائيلي‌ها را نصحيت مي‌کنم که با همديگر مناقشه نکنند و از کليه تجربه هاي قبلي استفاده نمايند.
اما از طرف ما! ما بيش از آن چه اين دشمن توقع دارد آماده و مجهز هستيم . ما خود را براي چنين روزي از سال ها قبل آماده ساخته ايم . از 26 ماه مه سال 2000 حزب الله خود را براي چنين مواجهه‌ هاي تحميلي آماده مي‌کرد . به رئيس ستاد ارتش دشمن که تهديد کرده است ، مي‌خواهم لبنان را به 20 سال قبلش بازگردانم مي گويم : لبنان امروز ، لبنان 20 سال پيش نيست. «مقاومت » هم ديگر فرق کرده است، امکانات و روحياتش تفاوت کرده است. من نيازي نمي‌بينم که تهديد کنم ، شايد که آن کسي که زياد تهديد مي‌کند نمي‌تواند زياد عمل کند و شما حزب الله و صداقت آن را خوب مي‌شناسيد.
اسيران پس از مذاکرات غير مستقيم با تبادل باز خواهند گشت. اگر دنيا خواستار آرامش است، ما نيز خواستار آرامش هستيم و اگر دنيا خواستار رويارويي با ماست، ما نيز آماده رويارويي تا بيشترين حدش هستيم .اگر رويارويي را انتخاب کرده باشند، پس بايد توقع هر گونه غافلگيري را داشته باشند.
و پيام من به داخل لبنان اين است که اکنون وقت منازعه و بحث و جدل نيست. من از کسي توقع حمايت و پشتيباني ندارم، اما مي‌خواهم لبناني‌ها را (صرف نظر از دولتي يا غير دولتي بودنشان)به اين مسئله متوجه کنم که کسي طوري رفتار نکند که باعث شود دشمن نسبت به لبنان جري شود و هيچ کس طوري صحبت و رفتار نکند که دشمن از طريق آن تسلطي بر لبنان بيابد. الان زمان؛ زمان اتحاد و همکاري براي تحقق اين حق است و بعد از انتهاي مساله، ما حاضريم که در هر مذاکره و بحث و جدلي شرکت کنيم. من در مورد ارتکاب هر گونه اشتباهي که باعث مساعدت به دشمن و تقويت او شود هشدار مي‌دهم و اين جاست که احساسات ملي خود را نشان مي دهد..
دولت لبنان وظيفه دارد که در حوزه مسووليت ملي که همان حفظ کشور است وارد عمل شود و قرار ندادن لبنان به صورت کاملا بي دفاع در معرض تعرض دشمن اسرائيلي جزئي از اين محافظت به شمار مي‌آيد.
و اما پيام من به برادران فلسطيني اين است که صبر و ثبات و تحمل خويش را بالا ببرندکه آنچه امروز در لبنان رخ داد، گشايش و خروجي خواهد بود براي مشکلات جاري آنان در غزه. يعني اسرائيل مي‌گويد که نمي‌خواهد با حماس به مذاکره بپردازد زيرا عمليات [اسير گيري ماه پيش] در غزه صورت گرفت، شايد يکي از راه حل ها اين باشد که آن يک به اضافه دو بشود سه[سربازان اسيراسراييلي] و حالا تشريف بياورند براي مذاکره. ما هيچ مشکلي نداريم که از طريق سعي مشترک لبناني و فلسطيني براي خارج شدن از اين مشکل که کليه منطقه به سبب اشغال و دشمني اسرائيل و به اسارت بردن ده هزار اسير فلسطيني به زندان هاي اسرائيل آن هم به شکل وحشيانه و غير انساني دچار آن شده است، اقدامي بکنيم.
از رسانه هاي گروهي مي خواهم با مسئوليت عمل کنند، و با تبليغات خويش به دشمن خدمت نکنند و با دامن زدن به فضاي ترس و رعب و پريشاني به اسرائيل کمک نکنند.
اميدوارم بعضي افراد ضعيف النفس و آشفته، اين آشفتگي خويش را به ديگران انتقال ندهند. آلان وقت تصفيه حساب هاي داخلي نيست، زيرا که با جنگي براي وطن مواجهيم . پس هر کس بخواهد به تصفيه حساب هاي داخلي خويش بپردازد خواهد باخت.
سخنان خويش را با خطابي به ملت عراق پايان مي‌بخشم و به واسطه همه اين خون هاي پاکي که در لبنان و فلسطين ريخته مي‌شود آنان را را خصوصا شيعيان و حسينيان را مخاطب مي سازم که به جاي دوري نرويد. آن کس که بين شما دشمني و نفرت ايجاد کرده آمريکائي ها و صهيونيست ها هستند. جستجو کنيد و عناصر موساد را پيدا کنيد. آن ها از کليه بخش هاي جهان بسيج شده و به عراق اعزام شده اند تا در اين جا و آن جا بکشند و اين جا و آن جا را منفجر کنند تا عراق را به جنگ شيعه و سني سوق بدهند و در پي آن ، چنين جنگي را به کل منطقه امتداد دهند.

*پرسش و پاسخ با خبرنگاران:

سوال: آيا قبل از اقدام به عمليات با دولت لبنان هماهنگي و گفت و گويي داشتيد؟
آيا من وظيفه دارم که به دولت بگويم که من مي‌خواهم اقدام به عمليات «اسير گيري» کنم؟! با چنين کاري مسئوليت بزرگي متوجه دولت خواهد شد. البته از طرف رئيس جمهور «اميل لحود» و نخست وزير «فؤاد سنيوره» و رئيس مجلس نمايندگان «نبيه بري»، و تعدادي از رهبران ديني ومذهبي تماسهايي تلفني صورت گرفت همانطور که بين نخست وزير و معاون سياسي [حزب الله]حسين خليلي تماس تلفني برقرار شد.
سوال: آيا عمليات تبادل فقط شامل اسيران لبناني مي‌شود يا شامل اسيران فلسطيني نيز مي شود و اگر تجاوزهاي اسرائيلي تا آن جايي پيش برود که صداي مردم لبنان در بيايد، حزب الله چه جوابي خواهد داد ؟
کمي زود است که اين سوال شما مطرح شود و من بخواهم جواب بدهم. همه چيز به مذاکرات راجع به خواسته هاي ما بستگي دارد که درباره آن بعدا صحبت مي‌کنيم و اما درپاسخ سوال دوم شما: مقاومت آماده دفاع در برابر هر گونه حمله اسرائيلي است. و حتما انشا الله دفاع خواهد نمود. طبيعتا صداي مخالفت خواهيم داشت و صداهاي مخالف هميشه بوده‌اند. و من مي‌گويم از سال 1982 در مورد مقاومت اتفاق نظر ملي حاصل نشد، امروز هم درباره اين مساله اتفاق نظرملي وجود ندارد، اين مشکلي ندارد و در موضع ما تغييري ايجاد نمي کند. اميدواريم که نخست وزير فعلي به شهيد «رفيق حريري» اقتدا کند.ايشان در سال 1996 با هدف مواجهه با تجاوز عليه لبنان به تمام جهان رفتم با علم به اين که در بعضي مسائل با ما نقطه نظرات مخالفي داشت و موافق انجام عمليات نبود و در مورد زمانبندي ب[عمليات] عمليات با ما بحث داشت ، لکن ما نيز در حوزه مسئوليت ملي خود حقي داريم .از نخست وزير فعلي کشورمان انتظار داريم همانطور که ادعا مي‌کند در خط شهيد حريري باشد با همان سطح وطن پرستانه رفتار کند.
سوال:به اسارت در آوردن دو سرباز اسرائيلي در خاک لبنان صورت گرفته يا در اراضي اشغالي ديگري ازفلسطين اشغالي صورت پذيرفته است؟ زيرا در هر يک از اين دو حالت تبعات خاصي مترتب خواهد بود.
هيچ تبعات خاصي مترتب بود. تا وقتي که خاک اشغال شده وجود داشته باشد مي‌توانيد به قانون وضع شده توسط پرفسور مرحوم «ادمون نعيم »رجوع کنيد که بسيار واضح است و مي گويد اگر حتي يک وجب خاک اشغالي وجود داشته باشد ، ما حق انجام عمليات در «تل آويو» را داريم . اين با قانون بين المللي هم مطابقت دارد.ما در «تل آويو» عمليات نکرده و از حقوق قانوني خود به حسب قوانين بين المللي هم استفاده نکرديم. براي همين ما آن ها را در مزارع «شبعا» و «غجر» يا در مناطق محصور با سيم خاردار در مرزها ، چند متري چند متر در داخل کشور يا مقابل آن به اسارت مي‌گيريم و مسئله مهمي نيست، چون اين حق قانوني ما است. اسراي لبناني را بازداشت مي‌کنند و مي‌گويند اين ها اسيران جنگي هستند، پس اين حق قانوني ماست که به کاري دست بزنيم تا منجر به تبادل اسيران شود.
مسئوليت آنچه رخ داد از طرف دولت اسرائيل به دولت لبنان تحميل شده است. آيا پيامي براي «سمير قنطار » داريد؟
در اصل نام اين عمليات‌ «آزادي سمير قنطار و برادرانش» بود. از آنجايي که اين عنوان طولاني به نظر مي‌آمد قرار شد که آن را عوض کنيم و به عمليات «وعد الصادق» تبديل نماييم زيرا که اين وعده اي به سمير و برادرانش بود و در پي آن من به سمير و برادرانش مي گويم که شما در مسير آزادي قرار داريد، موضوع فقط موضوع زمان است و ان شاء الله جز اندک زماني باقي نمانده است. اسرائيل هميشه مسئوليت همه چيز را بر عهده دولت لبنان مي‌ گذارد.حتي در فلسطين جناب ياسر عرفات در رام الله زنداني بود و با اين حال اسراييل او را مسوول همه اتفاقات مي دانست. اين سياست اسرائيل است، آنها سوريه و ايران را نيز مسئول مي دانند .اين منطق آن ها است و يک مساله تکراري است.
سوال: احتمال حمله اسرائيل به لبنان در چنين شرايط اقتصادي سختي و واکنش احتمالي به اين مسئله و نيز کمکهايي که اين عمليات به حزب الله در مسير مذاکرات سياسي داخلي خواهد کرد.
در جريان مذاکرات داخلي، هر طرفي منطق خاص خودش را براي بحث دارد. ما حسن ظن و انعطاف پذيري خويش را در همان ابتدا نشان داديم، و خواستار اين هستيم که نقطه نظرات ما در اين مذاکرات مورد تائيد و حمايت قرار گيرد. اين کل حجم موضوعي است که ما آن را در نظر مي‌گيريم . اين جزئي از کشمکشي است که تحمل هزينه هاي آن بر عهده همه ماست . قبلا گفته ام و اکنون نيز تکرار مي‌کنم که تمنا دارم هر مادر لبناني خود را مادر «سمير قنطار» بپندارد، و فرض کند پسر او به جاي «سمير قنطار» است. در اين حالت، چگونه رفتار مي‌کرد؟
پس به اين موضوع از اين زاويه بانساني بنگريم.
سوال:آيا ممکن است به دنبال اين موضوع منطقه خاورميانه به جنگ کشيده شود ، خصوصا بعد از تهديداتي که نسبت به سوريه شد؟
اين منطق از سال 1982 يا از همان زمان اقدام مقاومت به جنگ عليه اسرائيل برقرار است و اگر ما مي‌خواستيم در برابر چنين منطقي تسليم شويم خاک ما اشغال شده باقي مي‌ماند و اسيرانمان در زندان ها مي‌ماندند و خاکمان اشغال شده و به حاکميتمان تجاوز مي‌شد.
سوال:در مورد ايجاد تماس با شخصيت‌هاي جريان«14 مارس» مثل نماينده مجلس«وليد جنباط» و رئيس هيات اجرايي«قوات اللبناني» «سمير جعجع» چه نظري داريد؟
اميدوارم از تمامي وزيران حکومت و همه مسئولان جريان هاي «14 مارس» و «8 مارس» و« 10 مه» و «14فوريه» تمنا دارم که فکرکنند پسر خودشان در اسرائيل بازداشت شده است و من در چنين حالتي عملکرد او را قابل قبول مي دانم.
آيا اين عمليات سوءتفاهمي ميان شما و متحد تان «جريان آزاد ملي» ايجاد نخواهد کرد؟
اين امر با تفاهم ميان ما هيچ منافاتي ندارد زيرا که موضوع «عمليات اسرا» بوده که هدفش همان اسراي لبناني است.با صراحت تمام بگويم که اگر اسرائيل اسيران لبناني را در عمليات مبادله پيشين اسيران آزاد مي‌کرد ديگر هيچ حجتي براي حزب الله جهت گرفتن اسير باقي نمي‌ ماند. براي همين آنها بايد متحمل مسئوليتش شوند.وقتي اسراي آنها در دست ما هستند و ما مي‌توانيم از طريق آن ها اسيران لبناني و فلسطيني و سوري و اردني و عربي را آزاد کنيم و با اين حال فقط خواستار اسيران لبناني باشيم ؛ اين عملي غير انساني به شمار خواهد رفت.
و اما در مورد عملکرد احتمالي نيروهاي« 14 مارس» :آن ها طبق موضعي که خود مي خواهند عمل خواهند کرد. آن ها معمولا با دقت مسائل را به نحو احسنت مطالعه مي‌کنند. مثلا آنها موضع خود را يک هفته پس از کشف شبکه جاسوسي به رهبري «محمود رافع» بيان کردند.لکن من فعاليتهاي مسئولانه آنها را که در جهت محافظت از کشور باشد تائيد مي‌کنيم.
سوال: آيا در صورت بروز حمله اسرائيل از حمايت ايران بهره مند خواهيد شد ؟ آيا سوريه که جبهه آن از سال 1973 بسته شده است از شما پشتيباني خواهد کرد؟همچنين آيا با «بشار اسد»رئيس جمهور سوريه ملاقاتي دارشته ايد يا خير؟
در مدت اخير ملاقاتي با ايشان نداشتم. همچنين سوريه و ايران از پشتيبانان هميشگي لبنان بوده اند اما در نهايت، سرزمين ما اشغال شده است و من تصميم ندارم معطل اين بمانم که کسي بخواهد پشتيباني ام کند و يا نه و يا کسي جبهه خويش را باز بکند يا نکند . هر کس تصميمي را که مي‌خواهد مي‌گيرد. در لبنان، ما جنگيديم و اسيرانمان را باز گردانديم و همان راه را ادامه خواهيم داد. هميشه سوريه و ايران پشتيبان لبنان بوده اند و ما از آنها کمال تشکر را داريم . من مطمئن هستم که آنها جانب لبنان و فلسطين را رها نخواهند کرد و در معرض فشارهاي متعدد بين المللي قرار گرفته اند و کاربه تهديد رسيده است اما من معتقدم که موضع آنها استوار و قوي و ثابت است. "

*ترجمه و ويرايش از خبرگزاري فارس
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین