کتاب درباره شهيد - متن کتاب "چون کوه با شکوه" - نماز و قرآن
بارها به ايشان ميگفتم حالا كه نزديك مقصد هستيم ، لااقل نمازتان را شكسته نخوانيد . بگذاريد وقتي كه به منزل رسيديم ، نمازتان را كامل بخوانيد . محمد ميگفت : «حالا كه موقع اذانه ، نمازم رو ميخونم . شايد به منزل نرسيدم . اگه رسيدم ، دوباره اون رو كامل ميخونم .»
به نماز جماعت هم اهميت زيادي ميداد . در اوقات فراقت هم هميشه يك جلد قرآن همراهش بود ، آن را ميگشود و ميخواند . معمولاً هر گاه كه پيش او ميرفتم و او را تنها مييافتم ، در حال خواندن قرآن بود .
به نماز جماعت هم اهميت زيادي ميداد . در اوقات فراقت هم هميشه يك جلد قرآن همراهش بود ، آن را ميگشود و ميخواند . معمولاً هر گاه كه پيش او ميرفتم و او را تنها مييافتم ، در حال خواندن قرآن بود .
لینک کپی شد
نظر شما
