مقالات - عارف شب زنده دار
رهبر فرزانه و حكيم انقلاب اسلامي و عارف شب زنده دار ، سرلشگر پاسدار شهيد محمد بروجردي ، فرمانده بزرگوار رزمندگان جبهه توحيد در غرب كشور ، اينچنين گوهر كلام را سفته اند و ويژگيهاي برجسته سرداري را بيان فرمودند كه درتاريخ شكوهمند انقلاب اسلامي ، نقشي به يادگار و ماندني از خود بر جاي گذاشته و در واقع اثر شگرف او زندگاني سراسر تلاش و حماسي وي است كه اسوه اي براي همرزمان و پويندگان راه حقيقت و رستگاري است . (فرماندهان شهيد ، ص34)
محمد از آغاز كودكي دردامن مادري از سلاله حضرت زهراي اطهر (س) با يتيمي بامشكلات زندگي دست و پنجه نرم كرد و الفباي مبارزه با طاغوت و اسلامخواهي را از محيط پاك و مردمان اصيل بروجرد و محله هاي جنوب تهران فرا گرفت و با اتكال به خدا و اتكا به خود ، وارد صحنه هاي اجتماع گرديد و پايگاه حيات بخش مجاهدات خويش را مساجد وتكايا و هيئت هاي حسيني قرار داد و در تمامي حركات و برنامه هاي زندگي ، پيرو روحانيت و منادي ناب محمدي (ص) بود .
او با توجه به وضعيت خاصي كه داشت روزها به كارگري و شبها به تحصيل مي پرداخت ، از همان دوران نوجواني ظلم ستيز بود .
در بازار تهران به اين ويژگي اشتهار داشت و با وجود سن كم ، حماسه خونين 15 خرداد و پيام روحبخش و حيات بخش آنرا با تمام وجودش لمس كرد و عزمي مستحكم تر براي مبارزه عليه طاغوت يافت و همين خيزش عظيم مردمي كه در جنوب شهر تبلوري خاص پيدا كرده بود ،اورا به سمت مشي الهي حضرت امام رضوان الله تعالي عليه هدايت كرد و سرانجام به افتخار شاگردي شهيد بزرگوار حاج مهدي عراقي رسيد و پس از مدتي در ارتباط با مجامع مبارز مسلمان ،اعلاميه هاي سازنده و روشنگرانه حضرت امام را چاپ و منتشر كرد . او دردامان روحانيت معظم ، روز به روز بالنده تر و بصورت حساب شده وارد مبارزات مسلحانه شد كه در اين حركت ، محور تحرك او اسلام وامتثال اوامر ولايت و اداي تكليف شرعي بود .
در اين راستا شوق وصال و زيارت مولا و مقتدايش او را انتخاب كرده بود و حتي محدوديت هاي سربازي هم مانع از تلاش براي وصول به اين هدف نشد .
او پس از فرار به مرز خوزستان رفت و در همانجا دستگير و بشدت شكنجه و مدتها زنداني شد . با آزادي از زندان ، مبارزه خود را ادامه داد .
او حتي در درون نيروهاي مسلح به تبليغ راه امام و توزيع رساله معظم له مي پرداخت . پس از چندي مخفيانه عازم سوريه ولبنان شد و با امام موسي صدر و شهيد محمد منتظري ارتباط حاصل كرد و به فراگيري آموزشهاي رزم چريكي پرداخت اما هدف اصلي از سفر ، توفيق وصال و زيارت حضرت امام بود تا با بهره مندي از سرچشمه اسلام ناب محمدي (ص) راه امام را تداوم بخشد .
او با شجاعت و صلابت ، دهها عمليات عليه رژيم طاغوتي طراحي و اجرا كرد . ويژگي بزرگ اقدامات او انجام عمليات پس از كسب مجوز شرعي بود .
پس از واقعه پادگان لويزان با ارتباطي كه داشت ، بمب قدرتمندي را در آنجا تعبيه كرد و درست دو ساعت مانده به انفجار با توجه به اينكه نتوانسته بود تا آن ساعت مجوز بگيرد با وجود خطراتي كه جان او را به شدت تهديد مي كرد ، اقدام به خنثي سازي بمب و انتقال آن كرد .
با شروع تظاهرات مردمي ، نقش كادرسازي در اداره و هدايت تظاهرات عظيم مردمي از خود نشان داد .
حضور او دراين صحنه ها با توجه به ماموريت هاي محوله ، حضوري مسلحانه بود و دركنار آن با ارتباطات وسيعي كه با مبارزان خارج از مرز داشت ، اقدام به سازماندهي مردم كرد . با وجود اينكه در جريان ورود حضرت امام ( ره ) به ايران اسلامي گروههاي متعددي داوطلب حفاظت معظم له بودند به امر شهيدان بزرگوار آيت الله دكتر بهشتي و حاج مهدي عراقي مسئوليت حفاظت از امام ” ره ” را در تمامي مسير فرودگاه تا بهشت زهرا را به عهده گرفت .
او در اوج مبارزات و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نقش برجسته اي داشت . پادگان جمشيديه به فرماندهي او سقوط كرد و صدا وسيما را او از لوث عوامل رژيم پاكسازي كرد ودر اختيار امت اسلامي قرار داد و در درگيريهايي كه به سقوط رژيم طاغوت منجر گرديد از ناحيه پا مجروح شد ولي مجدانه به تلاشهاي خود ادامه داد . در آن وضعيت خاص پيروزي انقلاب اسلامي يكي از استوانه هاي مستحكم نظام اسلامي درمقابل جريانات ضدانقلابي بود .
پس از پيروزي انقلاب شخصاً اداره زندان اوين را به عهده داشت و به انتظام و كار عميق فرهنگي در آنجا همت گذاشت و دركنار آن به كار سازماندهي كميته ها و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پرداخت .
آقاي هاشمي رفسنجاني در مورد اين بخش از زندگي تابناك او ميگويد : ” شهيد بروجردي از پيشتازان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و از بنيانگذاران اين نهاد بود ” .
او يكي از 12 نفري بود كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را بنيانگذاري كرد و با اداره پادگان وليعصر (عج) تهران ، پايگاه قدرتمند دفاع از انقلاب اسلامي را در تهران سازماندهي نمود .
مبارزات و تلاش هاي شبانه روزي او در خنثي سازي انواع توطئه ها از جمله قائله تركمن صحرا ، كودتاي نوژه ومبارزه با نفاق و ليبراليسم ، كار ساز و تعيين كننده بود .او مجاهدي بود كه براي اداي تكليف شرعي سر از پا نمي شناخت و به حق ، اسوه مجاهدان وصابران بود ، به همين دليل با تثبيت اوضاع در مركزيت نظام و از آنجا كه تكليف خويش را در هجرت و جهاد در منطقه غرب كشور ديد ، بي درنگ به آنجا مهاجرت كرد و درآنجا بود كه كار سترگ و ماندني خويش را آغاز كرد .
شهيد محمد بروجردي ، اين مجاهد خستگي ناپذير با رفتار و عمل خويش پيام رسان انقلاب اسلامي بود، رفتاري كه از انساني وارسته و خود ساخته ومسلط بر نفس و رها گشته از تمايلات دنيايي ونفساني
و عملي كه از مجاهد حاضر در صحنه و عاشق شهادت انتظار مي رود . او براستي يكي از حجت هاي برجسته انقلاب اسلامي بود .
او نمونه و الگوي انسان هايي بود كه انقلاب اسلامي و معلم كبير اين انقلاب حضرت امام خميني” ره ” نويد آنرا به بشريت مي دهد .
انساني كه در راه اعتلاي پرچم خونين كربلاي حسيني ، دست از آلايش هاي دنيا شسته و دل به قرب محبوب سپرده و در خيل كاروانيان نور ، سرود بلند رهايي سرداده و چشم از اقاليم وجود بسته وقفس تنگ جسم را شكسته و به سوي يار پر كشيده و خلعت الهي شهادت را پوشيده اند .
اينان زندگان شهيدند و شهيدان زنده ورسالت خويش را نجات بشريت و ارزشهاي والاي انسانيت از چنگال طواغيت مي دانند و زندگيشان سفرنامه حماسي جاودانگي است . انساهايي كه هر كدام ، نمونه و مثل اعلايي از بندگان خالص خدا و انسان اسلام ناب محمدي (ص) كه امام ( ره ) منادي آن بود ، هستند و ستارگان درخشان انسانيت كه نشان در گمنامي يافته اند .
او دو كار بزرگ در غرب كشور انجام داد .
تفكر صحيح اسلامي مبارزه با اغيار را كه براي حق جويان روشي نو و سازنده بود و نقشي بديع از آزادي و آزادسازي را آشكار مي ساخت ، تبيين كرد و همگان را بدان رهنمون ساخت .
با فرماندهي و مديريت اسلامي دردو جبهه داخلي و خارجي جهاد افضل رزمندگان خطه ي غرب را هدايت و رهبري كرد .
آنچه را او به عنوان نظريه پردازي واقعي مبارزات اسلامي در فرا روي مبارزان قرار داد ،نگرش ارزشي انقلاب اسلامي نسبت به مبارزه و دشمن و خودي بود ، چرا كه انقلاب اسلامي به فرموده شهيد بزرگوار ، آيت الله بهشتي انقلاب ارزشهاست وي بايد درتمام مسايل مبارزاتي و اجتماعي ، مش و روش خاص ارزشي خود را اعمال كند .
اين انقلاب در تاريخ معاصر بشري پديده اي است بديع كه بر خلاف ساير نهضت ها و حركت هاي شكل گرفته در عصر حاضر كه در چارچوب فرهنگ ها وايدئولوژي هاي غير الهي حركت كرده و داراي انديشه الهي و هويت ممتاز ويگانه و منحصر به فردي است كه بر مبناي نگرش خاص خود به انسان و اجتماع راه حل هاي بديع رويارويي با بحران ها را ارائه مي دهد و در بيشتر موارد در تضادي بنيادين با نظريه هاي ارائه شده توسط ديگر مكاتب است .
اين ايده الهي در اصول و روشها بويژه با توجه به هويت ضد استكباري و ظلم ستيز انقلاب اسلامي درمنطقه كردستان توسط شهيد بزرگوار سردار محمد بروجردي اين شاگرد لايق مكتب اسلام و ولايت
و جهاد به شيوه اي عملي ارائه شد .
نگاهي به انديشه ها و افكار الهي اين بزرگمرد كه از زلال مكتب اسلام ، امام راحل ( ره ) و روحانيت سيراب گشته ، روشنگر اين مهم است كه آنچه او مطرح كرد ، منبعث از رهنمودهاي الهي امام امت است.
او قسمت هاي نغز و حكيمانه سخنان رهبر انقلاب اسلامي را كه در مقاطع مختلف و به مناسبت هاي گوناگون بيان فرموده بودند ، آويزه گوش و محور عمل خود و همرزمانش قرار داد ودر واقع اصول اساس و مبناي حركت خود را بر آنها استوار ساخت .
بخشي از اين مباني كه نقل بيان امام شهيدان ، حضرت روح الله و داراي چنين نگرش ارزشي بلند است، عبارتند از :
اسلام براي همين آمده است كه راه مستقيم انسانيت را به مردم جهان ارائه بدهد و حتي الامكان خودش تعقيب كند براي برگرداندن منحرفين به راه راست اسلامي .
اسلام بلكه تمام مكتب هاي توحيد در طول تاريخ براي اصلاح بشر آمده است .
خطاب به مردم منطقه : اسلام به شما محبت دارد ، رحمت اسلام به سوي شما باز است .
خطاب به فرماندهان : حتي الامكان با ملايمت رفتار كنيم .
براي عموم مردم ؛ ترس و نگراني مفهوم ندارد .
حساب اين مردم مستضعف از شورش جداست .
بسيج عمومي براي استخلاص مردم از اشرار .
آباد نمودن به بهترين وجه
ارائه حقوق همه با عدالت اسلامي
درهاي رحمت خداوند بزرگ بر روي شما باز است .به صفوف فشرده ملت بپيونديد و در پناه اسلام اسوده خاطر به زندگاني شرافتمند خود ادامه دهيم .
ما بايد جلوي مفاسد را بگيريم ، همه موظفيم مصالح اسلامي را حفظ كنيم .
در واقع به استناد اين تدابير حكيمانه و قرآني ، خط مشي كلي انقلاب اسلامي در رويارويي با ضدانقلاب داخلي را اين گونه ارائه داد :
تلاش اصلي رهايي و فلاح انسان ها و اداي حقوق همه با عدالت اسلامي است .
مردم كرد خودي هستند و صيانت از آنان لازم .
حساب مردم كرد از ضدانقلاب جداست .
با مردم كرد مي بايد با رحمت وعطوفت برخورد كرد و با ضدانقلاب با شدت .
حكومت براي تعالي انسان است و لاغير .
فداكردن خود براي صلاح خود و هدم اغيار .
او اهداف اصلي و اساسي را مردمي كردن امنيت و تغيير فرهنگ ونظام ارزشي از طاغوت بها الله و نابودي قدرت نظامي دشمن و ايجاد امنيت نسبي براي برقراري امنيت پايداري دانست و اين بناي حركت سپاهيان اسلام و رزمندگان ارتش توحيد در منطقه شد كه مشحون از حماسه ها براي دفاع از حق و صيانت از مردم بود ؛ صيانتي به جهت شهادت افراد بسياري از بهترين فرزندان اين آب و خاك انجام پذيرفت .
او پيام آور نگرش ارزشي انقلاب اسلامي بود .
هنگامي كه از تهران عازم كردستان بود ، شهيد بزرگوار آيت الله بهشتي به ايشان فرمود : ”من اميدوارم شما به عنوان يك انقلابي ، پيام رسان انقلاب اسلامي باشيد . ”
او مي گويد : ” ما ماموريم اما مسئول و متعهد 000 ” و چه نيك و متعهدانه عمل كرد و چه نيك در دل مردم جاي داشت .
حرف او اين بود كه ” ما بايد به ابرقدرتها بفهمانيم كه صف مردم از صف ضدانقلاب جداست . در كردستان ، مردم مسلمان جمهوري اسلامي را مي خواهند لذا وقتي دست رحمت جمهوري اسلامي بر سرآنها گسترده شود ، سلاح به دست مي گيرند و با تمام قدرت با ملحدان غاصب به جنگ خواهند پرداخت . ”
آري حقيقت همين بود كه مهاجران و انصار انقلاب اسلامي ، سلاح در دست و تكبير گويان همه با هم نيروي كفار را در هم كوبيدند و حاكميت اسلام را در آن منطقه برقرار كردند . نام اين شهيد سعيد با حركت هاي عميق انقلاب اسلامي در غرب كشور قرين است و تفكري كه ايشان مطرح كرد ، چراغي فرا راه همه سرداران و رزمندگان سپاه اسلام ، اعم ازسپاهي ، ارتشي ، بسيجي ، نيروهاي بومي ونيروهاي انتظامي بود .
او مي گويد : ”حاكميت ضدانقلاب بايد از بين برود تا مردم بتوانند ، آزاد فكر كنند و آزاد با انقلاب قرار بگيرند و ... بايد كار فكري كرد ، كار فرهنگي كرد ، بيداري ايجاد كرد و زحمت كشيد .... ما در واقع خيلي جاها با خون ، توطئه ها را خنثي كرديم .... در كردستان زياد ناظر اين بوديم .
روح كلي مردم كردستان ، چه مناطق آزاد شده و چه آنهايي كه در دست ضدانقلاب است در آرزوي امنيت و حاكميت دولت جمهوري اسلامي است و گروه ها اصلاً پايگاه مردمي ندارند و ما بايد جريانهايي ايجاد كنيم تا روح انقلاب بين مردم زنده شود و اين مردم محروم را با زبان خودشان و فرهنگ خودشان رشد دهيم ، انشاءالله .
درمورد مردم كردستان مي گفت :
” مردم و توده ستم كشيده و مستضعف كردستان حسابشان از ضدانقلاب جداست . مردم را بايد از آنها جدا كرد و با ضدانقلاب با قاطعيت هرچه تمامتر برخورد نمود و با مردم در كمال مهرباني و خوشرويي برخورد و آنها را روشن و بيدار كرد . ”
او با چنين ديدي ، وظيفه سترگ خويش را آغاز كرد و باعث و باني حركت عميق و اساسي در منطقه كردستان شد به گونه اي كه به عنوان ” مسيح كردستان ” لقب گرفت .
يكي از همرزمان كردستاني وي به او مي گويد :
” شما فرشته ايد ، قدر شما قدر يك آدم معمولي نيست ، رحم شما رحم خداوند است ، عشق شما هم همينطور . ”
او در يكي از نبردها خطاب به مردم آن خطه مي گويد : ” من عاشق مردمي مثل شما هستم ” . باز مي گويد : ”ما بدون مردم هيچ كاري از پيش نمي بريم ” و در جايي مي فرمايد : ” باور كنيدكليد حركت انقلاب در كردستان به دست همين مردم زجر كشيده است ” . اين اعتقاد را ايشان بارها شخصاً در عمل نشان داد . او خود در برخورد با مردم نمونه بود .
دراوج عمليات آزاد سازي در مناطق كردستان وقتي به او خبر دادند كه زني را بايد سريعاً به بيمارستان رساند او شخصاً با وجود خطراتي كه او را تهديد مي كرد به سراغ خانه آن زن رفت و به اتفاق شوهرش آن زن را به بيمارستان رساند .
شهيد حاج ابراهيم همت درباره اش مي گويد : ” او نقش عظيمي در امنيت منطقه داشت و حق بزرگي به گردن كردستان دارد .
آنقدر برخورد بروجردي با مردم خوب بود ، يكي از نمونه هاي آشكار اين برخورد ، اعتقاد بروجردي به بسيج توده هاي مردم و برادران عزيز كردمان بود كه آن را در لواي سازمان معتبر پيشمرگان مسلمان كرد متجلي ساخت و خود از بنيانگذاران آن بود . ”
شهيد بروجردي عاشق فلاح مسلمين بود و يكي از دعاهاي او به پيشگاه باري تعالي اين بود كه : ” خدايا ،خود مسلمين را در سطح جهان بيدار كن كه اينها اهميت انقلاب را درك كنند . به انقلاب و اسلام عمل كنند تا انشاءالله هر چه سريعتر اين آمريكا و قدرت هاي بزرگ از بين بروند . ” او فرمانده مجاهدان جهاد خاموش كردستان بود كه مقام معظم رهبري در وصف آنان فرمودند : ” جهاد في سبيل الله هر چه دشوارتر ، با فضيلت تر و درخشانتر و ماندگارتر ، شما در كردستان به چنين جهادي در برابر دشمنان خدا كمر بسته ايد ، خداوند از شما قبول فرمايد ” .
جهاد با فضيلت رزمندگان جبهه توحيد غرب كشور تحت فرماندهي او بود .
او با روشن بيني منطقه كردستان را قدم به قدم از لوث وجود ضدانقلاب پاكسازي كرد و به مردم كرد ، نعمت امنيت و رهايي بخشيد .
بارها تا مرز شهادت پيش رفت در محاصره افتاد و زير رگبار شديد سلاحهاي خصم قرار گرفت و مجروح شد . او شهيد زنده بود .
آقاي هاشمي رفسنجاني در اين ارتباط مي فرمايد : ” شهيد بروجردي بعد از انقلاب در مناطق خطر آفرين كردستان زندگي كرد ،مبارزه كرد و جنگيد ” .
سردار شهيد حاج محمد ابراهيم همت در اين باره مي گويد : ”پاكسازي پاوه تا مرز ، جوانرود تامرز ، مريوان تامرز ، هميشه به فرماندهي اين برادر بزرگوار بود ” .
فرماندهي عمليات سخت وصعب العبور پيرانشهر و سردشت را به عهده داشت . تپه به تپه از حين سقوط تا قبل و بعد از سقوط دركنار رزمندگان حركت مي كرد .
شهيد بروجردي در تمام رفتارهايي كه از خود بروز مي داد ، در يافته بود كه او از اين جهان نيست وبدان تعلق خاطري نداشت و دلبستگي براي او ايجاد نشده بود . هوس برايش معنا نداشت .
او را به حق بايد سردار بزرگ آزاديبخش منطقه غرب كشور از لوث ضدانقلاب دانست . او در همه جا حاضر بود ، دراستانهاي كرمانشاه ،كردستان و آذربايجان غربي نام شهيد بروجردي براي مردم كرد ، نامي اميد بخش و براي ضدانقلاب مايه هراس بود .
پاكسازي بسياري از شهرهاي كردستان و محورهاي مواصلاتي اصلي و مناطق صعب العبور كردستان
و مرز درگيري با رژيم بعثي را او در دوران فرماندهي خود در منطقه غرب كشور به عهده داشت و نقش كار ساز و تعيين كننده او در اضمحلال ضدانقلاب و منكوب كردن رژيم بعثي فراموش نشدني است .
او هم فرمانده و هم رزمنده بود .
در عمليات بانه - سردشت خود در پيشاپيش رزمندگان وهمگام با سردار شهيد ناصر كاظمي حركت مي كرد و در عمليات پيرانشهر - سردشت پس از شهادت سردار كاظمي و سردار گنجي زاده ، خود اداره صحنه نبرد را به عهده داشت .
در آن اوضاع او را ديدم چون گذشته با صلابت ، متوكل و داراي چهره اي مطمئن و آرام و پيوسته در جوش و خروش براي تداوم عمليات بود و به دوستاني كه فقدان اين سرداران برايشان سخت و سنگين بود ودر بهت و حيرت فرو رفته بودند ، درس عملي صبر و استقامت و رضايت به خواست مي داد .
او واقعاً درتوكل اسوه بود و كسي بود كه خود را به خدا سپرده بود و راضي به رضاي او بود ودر مقابل مصائب چون كوه استوار بود .
او با وجود وسعت حوزه عمل در رويارويي با ضدانقلاب ، چه در دوران فرماندهي منطقه غرب كشور و چه زمان بينانگذاري قرارگاه حمزه سيد الشهداء (ع) جلوه درخشان ديگري هم داشت و آن مبارزه عاشورايي با دشمن بعثي بود .
عمليات مطلع الفجر ، محمد رسول الله (ص) ، عمليات سرپل ذهاب و جلوگيري از سقوط آن و ... با فرماندهي و هدايت او انجام پذيرفت .
در اين سلسله عمليات ضربات سختي بر دشمن بعثي وارد گرديد و از مناطق وسيعي به عقب رانده شد .
.
محمد از آغاز كودكي دردامن مادري از سلاله حضرت زهراي اطهر (س) با يتيمي بامشكلات زندگي دست و پنجه نرم كرد و الفباي مبارزه با طاغوت و اسلامخواهي را از محيط پاك و مردمان اصيل بروجرد و محله هاي جنوب تهران فرا گرفت و با اتكال به خدا و اتكا به خود ، وارد صحنه هاي اجتماع گرديد و پايگاه حيات بخش مجاهدات خويش را مساجد وتكايا و هيئت هاي حسيني قرار داد و در تمامي حركات و برنامه هاي زندگي ، پيرو روحانيت و منادي ناب محمدي (ص) بود .
او با توجه به وضعيت خاصي كه داشت روزها به كارگري و شبها به تحصيل مي پرداخت ، از همان دوران نوجواني ظلم ستيز بود .
در بازار تهران به اين ويژگي اشتهار داشت و با وجود سن كم ، حماسه خونين 15 خرداد و پيام روحبخش و حيات بخش آنرا با تمام وجودش لمس كرد و عزمي مستحكم تر براي مبارزه عليه طاغوت يافت و همين خيزش عظيم مردمي كه در جنوب شهر تبلوري خاص پيدا كرده بود ،اورا به سمت مشي الهي حضرت امام رضوان الله تعالي عليه هدايت كرد و سرانجام به افتخار شاگردي شهيد بزرگوار حاج مهدي عراقي رسيد و پس از مدتي در ارتباط با مجامع مبارز مسلمان ،اعلاميه هاي سازنده و روشنگرانه حضرت امام را چاپ و منتشر كرد . او دردامان روحانيت معظم ، روز به روز بالنده تر و بصورت حساب شده وارد مبارزات مسلحانه شد كه در اين حركت ، محور تحرك او اسلام وامتثال اوامر ولايت و اداي تكليف شرعي بود .
در اين راستا شوق وصال و زيارت مولا و مقتدايش او را انتخاب كرده بود و حتي محدوديت هاي سربازي هم مانع از تلاش براي وصول به اين هدف نشد .
او پس از فرار به مرز خوزستان رفت و در همانجا دستگير و بشدت شكنجه و مدتها زنداني شد . با آزادي از زندان ، مبارزه خود را ادامه داد .
او حتي در درون نيروهاي مسلح به تبليغ راه امام و توزيع رساله معظم له مي پرداخت . پس از چندي مخفيانه عازم سوريه ولبنان شد و با امام موسي صدر و شهيد محمد منتظري ارتباط حاصل كرد و به فراگيري آموزشهاي رزم چريكي پرداخت اما هدف اصلي از سفر ، توفيق وصال و زيارت حضرت امام بود تا با بهره مندي از سرچشمه اسلام ناب محمدي (ص) راه امام را تداوم بخشد .
او با شجاعت و صلابت ، دهها عمليات عليه رژيم طاغوتي طراحي و اجرا كرد . ويژگي بزرگ اقدامات او انجام عمليات پس از كسب مجوز شرعي بود .
پس از واقعه پادگان لويزان با ارتباطي كه داشت ، بمب قدرتمندي را در آنجا تعبيه كرد و درست دو ساعت مانده به انفجار با توجه به اينكه نتوانسته بود تا آن ساعت مجوز بگيرد با وجود خطراتي كه جان او را به شدت تهديد مي كرد ، اقدام به خنثي سازي بمب و انتقال آن كرد .
با شروع تظاهرات مردمي ، نقش كادرسازي در اداره و هدايت تظاهرات عظيم مردمي از خود نشان داد .
حضور او دراين صحنه ها با توجه به ماموريت هاي محوله ، حضوري مسلحانه بود و دركنار آن با ارتباطات وسيعي كه با مبارزان خارج از مرز داشت ، اقدام به سازماندهي مردم كرد . با وجود اينكه در جريان ورود حضرت امام ( ره ) به ايران اسلامي گروههاي متعددي داوطلب حفاظت معظم له بودند به امر شهيدان بزرگوار آيت الله دكتر بهشتي و حاج مهدي عراقي مسئوليت حفاظت از امام ” ره ” را در تمامي مسير فرودگاه تا بهشت زهرا را به عهده گرفت .
او در اوج مبارزات و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نقش برجسته اي داشت . پادگان جمشيديه به فرماندهي او سقوط كرد و صدا وسيما را او از لوث عوامل رژيم پاكسازي كرد ودر اختيار امت اسلامي قرار داد و در درگيريهايي كه به سقوط رژيم طاغوت منجر گرديد از ناحيه پا مجروح شد ولي مجدانه به تلاشهاي خود ادامه داد . در آن وضعيت خاص پيروزي انقلاب اسلامي يكي از استوانه هاي مستحكم نظام اسلامي درمقابل جريانات ضدانقلابي بود .
پس از پيروزي انقلاب شخصاً اداره زندان اوين را به عهده داشت و به انتظام و كار عميق فرهنگي در آنجا همت گذاشت و دركنار آن به كار سازماندهي كميته ها و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پرداخت .
آقاي هاشمي رفسنجاني در مورد اين بخش از زندگي تابناك او ميگويد : ” شهيد بروجردي از پيشتازان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و از بنيانگذاران اين نهاد بود ” .
او يكي از 12 نفري بود كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را بنيانگذاري كرد و با اداره پادگان وليعصر (عج) تهران ، پايگاه قدرتمند دفاع از انقلاب اسلامي را در تهران سازماندهي نمود .
مبارزات و تلاش هاي شبانه روزي او در خنثي سازي انواع توطئه ها از جمله قائله تركمن صحرا ، كودتاي نوژه ومبارزه با نفاق و ليبراليسم ، كار ساز و تعيين كننده بود .او مجاهدي بود كه براي اداي تكليف شرعي سر از پا نمي شناخت و به حق ، اسوه مجاهدان وصابران بود ، به همين دليل با تثبيت اوضاع در مركزيت نظام و از آنجا كه تكليف خويش را در هجرت و جهاد در منطقه غرب كشور ديد ، بي درنگ به آنجا مهاجرت كرد و درآنجا بود كه كار سترگ و ماندني خويش را آغاز كرد .
شهيد محمد بروجردي ، اين مجاهد خستگي ناپذير با رفتار و عمل خويش پيام رسان انقلاب اسلامي بود، رفتاري كه از انساني وارسته و خود ساخته ومسلط بر نفس و رها گشته از تمايلات دنيايي ونفساني
و عملي كه از مجاهد حاضر در صحنه و عاشق شهادت انتظار مي رود . او براستي يكي از حجت هاي برجسته انقلاب اسلامي بود .
او نمونه و الگوي انسان هايي بود كه انقلاب اسلامي و معلم كبير اين انقلاب حضرت امام خميني” ره ” نويد آنرا به بشريت مي دهد .
انساني كه در راه اعتلاي پرچم خونين كربلاي حسيني ، دست از آلايش هاي دنيا شسته و دل به قرب محبوب سپرده و در خيل كاروانيان نور ، سرود بلند رهايي سرداده و چشم از اقاليم وجود بسته وقفس تنگ جسم را شكسته و به سوي يار پر كشيده و خلعت الهي شهادت را پوشيده اند .
اينان زندگان شهيدند و شهيدان زنده ورسالت خويش را نجات بشريت و ارزشهاي والاي انسانيت از چنگال طواغيت مي دانند و زندگيشان سفرنامه حماسي جاودانگي است . انساهايي كه هر كدام ، نمونه و مثل اعلايي از بندگان خالص خدا و انسان اسلام ناب محمدي (ص) كه امام ( ره ) منادي آن بود ، هستند و ستارگان درخشان انسانيت كه نشان در گمنامي يافته اند .
او دو كار بزرگ در غرب كشور انجام داد .
تفكر صحيح اسلامي مبارزه با اغيار را كه براي حق جويان روشي نو و سازنده بود و نقشي بديع از آزادي و آزادسازي را آشكار مي ساخت ، تبيين كرد و همگان را بدان رهنمون ساخت .
با فرماندهي و مديريت اسلامي دردو جبهه داخلي و خارجي جهاد افضل رزمندگان خطه ي غرب را هدايت و رهبري كرد .
آنچه را او به عنوان نظريه پردازي واقعي مبارزات اسلامي در فرا روي مبارزان قرار داد ،نگرش ارزشي انقلاب اسلامي نسبت به مبارزه و دشمن و خودي بود ، چرا كه انقلاب اسلامي به فرموده شهيد بزرگوار ، آيت الله بهشتي انقلاب ارزشهاست وي بايد درتمام مسايل مبارزاتي و اجتماعي ، مش و روش خاص ارزشي خود را اعمال كند .
اين انقلاب در تاريخ معاصر بشري پديده اي است بديع كه بر خلاف ساير نهضت ها و حركت هاي شكل گرفته در عصر حاضر كه در چارچوب فرهنگ ها وايدئولوژي هاي غير الهي حركت كرده و داراي انديشه الهي و هويت ممتاز ويگانه و منحصر به فردي است كه بر مبناي نگرش خاص خود به انسان و اجتماع راه حل هاي بديع رويارويي با بحران ها را ارائه مي دهد و در بيشتر موارد در تضادي بنيادين با نظريه هاي ارائه شده توسط ديگر مكاتب است .
اين ايده الهي در اصول و روشها بويژه با توجه به هويت ضد استكباري و ظلم ستيز انقلاب اسلامي درمنطقه كردستان توسط شهيد بزرگوار سردار محمد بروجردي اين شاگرد لايق مكتب اسلام و ولايت
و جهاد به شيوه اي عملي ارائه شد .
نگاهي به انديشه ها و افكار الهي اين بزرگمرد كه از زلال مكتب اسلام ، امام راحل ( ره ) و روحانيت سيراب گشته ، روشنگر اين مهم است كه آنچه او مطرح كرد ، منبعث از رهنمودهاي الهي امام امت است.
او قسمت هاي نغز و حكيمانه سخنان رهبر انقلاب اسلامي را كه در مقاطع مختلف و به مناسبت هاي گوناگون بيان فرموده بودند ، آويزه گوش و محور عمل خود و همرزمانش قرار داد ودر واقع اصول اساس و مبناي حركت خود را بر آنها استوار ساخت .
بخشي از اين مباني كه نقل بيان امام شهيدان ، حضرت روح الله و داراي چنين نگرش ارزشي بلند است، عبارتند از :
اسلام براي همين آمده است كه راه مستقيم انسانيت را به مردم جهان ارائه بدهد و حتي الامكان خودش تعقيب كند براي برگرداندن منحرفين به راه راست اسلامي .
اسلام بلكه تمام مكتب هاي توحيد در طول تاريخ براي اصلاح بشر آمده است .
خطاب به مردم منطقه : اسلام به شما محبت دارد ، رحمت اسلام به سوي شما باز است .
خطاب به فرماندهان : حتي الامكان با ملايمت رفتار كنيم .
براي عموم مردم ؛ ترس و نگراني مفهوم ندارد .
حساب اين مردم مستضعف از شورش جداست .
بسيج عمومي براي استخلاص مردم از اشرار .
آباد نمودن به بهترين وجه
ارائه حقوق همه با عدالت اسلامي
درهاي رحمت خداوند بزرگ بر روي شما باز است .به صفوف فشرده ملت بپيونديد و در پناه اسلام اسوده خاطر به زندگاني شرافتمند خود ادامه دهيم .
ما بايد جلوي مفاسد را بگيريم ، همه موظفيم مصالح اسلامي را حفظ كنيم .
در واقع به استناد اين تدابير حكيمانه و قرآني ، خط مشي كلي انقلاب اسلامي در رويارويي با ضدانقلاب داخلي را اين گونه ارائه داد :
تلاش اصلي رهايي و فلاح انسان ها و اداي حقوق همه با عدالت اسلامي است .
مردم كرد خودي هستند و صيانت از آنان لازم .
حساب مردم كرد از ضدانقلاب جداست .
با مردم كرد مي بايد با رحمت وعطوفت برخورد كرد و با ضدانقلاب با شدت .
حكومت براي تعالي انسان است و لاغير .
فداكردن خود براي صلاح خود و هدم اغيار .
او اهداف اصلي و اساسي را مردمي كردن امنيت و تغيير فرهنگ ونظام ارزشي از طاغوت بها الله و نابودي قدرت نظامي دشمن و ايجاد امنيت نسبي براي برقراري امنيت پايداري دانست و اين بناي حركت سپاهيان اسلام و رزمندگان ارتش توحيد در منطقه شد كه مشحون از حماسه ها براي دفاع از حق و صيانت از مردم بود ؛ صيانتي به جهت شهادت افراد بسياري از بهترين فرزندان اين آب و خاك انجام پذيرفت .
او پيام آور نگرش ارزشي انقلاب اسلامي بود .
هنگامي كه از تهران عازم كردستان بود ، شهيد بزرگوار آيت الله بهشتي به ايشان فرمود : ”من اميدوارم شما به عنوان يك انقلابي ، پيام رسان انقلاب اسلامي باشيد . ”
او مي گويد : ” ما ماموريم اما مسئول و متعهد 000 ” و چه نيك و متعهدانه عمل كرد و چه نيك در دل مردم جاي داشت .
حرف او اين بود كه ” ما بايد به ابرقدرتها بفهمانيم كه صف مردم از صف ضدانقلاب جداست . در كردستان ، مردم مسلمان جمهوري اسلامي را مي خواهند لذا وقتي دست رحمت جمهوري اسلامي بر سرآنها گسترده شود ، سلاح به دست مي گيرند و با تمام قدرت با ملحدان غاصب به جنگ خواهند پرداخت . ”
آري حقيقت همين بود كه مهاجران و انصار انقلاب اسلامي ، سلاح در دست و تكبير گويان همه با هم نيروي كفار را در هم كوبيدند و حاكميت اسلام را در آن منطقه برقرار كردند . نام اين شهيد سعيد با حركت هاي عميق انقلاب اسلامي در غرب كشور قرين است و تفكري كه ايشان مطرح كرد ، چراغي فرا راه همه سرداران و رزمندگان سپاه اسلام ، اعم ازسپاهي ، ارتشي ، بسيجي ، نيروهاي بومي ونيروهاي انتظامي بود .
او مي گويد : ”حاكميت ضدانقلاب بايد از بين برود تا مردم بتوانند ، آزاد فكر كنند و آزاد با انقلاب قرار بگيرند و ... بايد كار فكري كرد ، كار فرهنگي كرد ، بيداري ايجاد كرد و زحمت كشيد .... ما در واقع خيلي جاها با خون ، توطئه ها را خنثي كرديم .... در كردستان زياد ناظر اين بوديم .
روح كلي مردم كردستان ، چه مناطق آزاد شده و چه آنهايي كه در دست ضدانقلاب است در آرزوي امنيت و حاكميت دولت جمهوري اسلامي است و گروه ها اصلاً پايگاه مردمي ندارند و ما بايد جريانهايي ايجاد كنيم تا روح انقلاب بين مردم زنده شود و اين مردم محروم را با زبان خودشان و فرهنگ خودشان رشد دهيم ، انشاءالله .
درمورد مردم كردستان مي گفت :
” مردم و توده ستم كشيده و مستضعف كردستان حسابشان از ضدانقلاب جداست . مردم را بايد از آنها جدا كرد و با ضدانقلاب با قاطعيت هرچه تمامتر برخورد نمود و با مردم در كمال مهرباني و خوشرويي برخورد و آنها را روشن و بيدار كرد . ”
او با چنين ديدي ، وظيفه سترگ خويش را آغاز كرد و باعث و باني حركت عميق و اساسي در منطقه كردستان شد به گونه اي كه به عنوان ” مسيح كردستان ” لقب گرفت .
يكي از همرزمان كردستاني وي به او مي گويد :
” شما فرشته ايد ، قدر شما قدر يك آدم معمولي نيست ، رحم شما رحم خداوند است ، عشق شما هم همينطور . ”
او در يكي از نبردها خطاب به مردم آن خطه مي گويد : ” من عاشق مردمي مثل شما هستم ” . باز مي گويد : ”ما بدون مردم هيچ كاري از پيش نمي بريم ” و در جايي مي فرمايد : ” باور كنيدكليد حركت انقلاب در كردستان به دست همين مردم زجر كشيده است ” . اين اعتقاد را ايشان بارها شخصاً در عمل نشان داد . او خود در برخورد با مردم نمونه بود .
دراوج عمليات آزاد سازي در مناطق كردستان وقتي به او خبر دادند كه زني را بايد سريعاً به بيمارستان رساند او شخصاً با وجود خطراتي كه او را تهديد مي كرد به سراغ خانه آن زن رفت و به اتفاق شوهرش آن زن را به بيمارستان رساند .
شهيد حاج ابراهيم همت درباره اش مي گويد : ” او نقش عظيمي در امنيت منطقه داشت و حق بزرگي به گردن كردستان دارد .
آنقدر برخورد بروجردي با مردم خوب بود ، يكي از نمونه هاي آشكار اين برخورد ، اعتقاد بروجردي به بسيج توده هاي مردم و برادران عزيز كردمان بود كه آن را در لواي سازمان معتبر پيشمرگان مسلمان كرد متجلي ساخت و خود از بنيانگذاران آن بود . ”
شهيد بروجردي عاشق فلاح مسلمين بود و يكي از دعاهاي او به پيشگاه باري تعالي اين بود كه : ” خدايا ،خود مسلمين را در سطح جهان بيدار كن كه اينها اهميت انقلاب را درك كنند . به انقلاب و اسلام عمل كنند تا انشاءالله هر چه سريعتر اين آمريكا و قدرت هاي بزرگ از بين بروند . ” او فرمانده مجاهدان جهاد خاموش كردستان بود كه مقام معظم رهبري در وصف آنان فرمودند : ” جهاد في سبيل الله هر چه دشوارتر ، با فضيلت تر و درخشانتر و ماندگارتر ، شما در كردستان به چنين جهادي در برابر دشمنان خدا كمر بسته ايد ، خداوند از شما قبول فرمايد ” .
جهاد با فضيلت رزمندگان جبهه توحيد غرب كشور تحت فرماندهي او بود .
او با روشن بيني منطقه كردستان را قدم به قدم از لوث وجود ضدانقلاب پاكسازي كرد و به مردم كرد ، نعمت امنيت و رهايي بخشيد .
بارها تا مرز شهادت پيش رفت در محاصره افتاد و زير رگبار شديد سلاحهاي خصم قرار گرفت و مجروح شد . او شهيد زنده بود .
آقاي هاشمي رفسنجاني در اين ارتباط مي فرمايد : ” شهيد بروجردي بعد از انقلاب در مناطق خطر آفرين كردستان زندگي كرد ،مبارزه كرد و جنگيد ” .
سردار شهيد حاج محمد ابراهيم همت در اين باره مي گويد : ”پاكسازي پاوه تا مرز ، جوانرود تامرز ، مريوان تامرز ، هميشه به فرماندهي اين برادر بزرگوار بود ” .
فرماندهي عمليات سخت وصعب العبور پيرانشهر و سردشت را به عهده داشت . تپه به تپه از حين سقوط تا قبل و بعد از سقوط دركنار رزمندگان حركت مي كرد .
شهيد بروجردي در تمام رفتارهايي كه از خود بروز مي داد ، در يافته بود كه او از اين جهان نيست وبدان تعلق خاطري نداشت و دلبستگي براي او ايجاد نشده بود . هوس برايش معنا نداشت .
او را به حق بايد سردار بزرگ آزاديبخش منطقه غرب كشور از لوث ضدانقلاب دانست . او در همه جا حاضر بود ، دراستانهاي كرمانشاه ،كردستان و آذربايجان غربي نام شهيد بروجردي براي مردم كرد ، نامي اميد بخش و براي ضدانقلاب مايه هراس بود .
پاكسازي بسياري از شهرهاي كردستان و محورهاي مواصلاتي اصلي و مناطق صعب العبور كردستان
و مرز درگيري با رژيم بعثي را او در دوران فرماندهي خود در منطقه غرب كشور به عهده داشت و نقش كار ساز و تعيين كننده او در اضمحلال ضدانقلاب و منكوب كردن رژيم بعثي فراموش نشدني است .
او هم فرمانده و هم رزمنده بود .
در عمليات بانه - سردشت خود در پيشاپيش رزمندگان وهمگام با سردار شهيد ناصر كاظمي حركت مي كرد و در عمليات پيرانشهر - سردشت پس از شهادت سردار كاظمي و سردار گنجي زاده ، خود اداره صحنه نبرد را به عهده داشت .
در آن اوضاع او را ديدم چون گذشته با صلابت ، متوكل و داراي چهره اي مطمئن و آرام و پيوسته در جوش و خروش براي تداوم عمليات بود و به دوستاني كه فقدان اين سرداران برايشان سخت و سنگين بود ودر بهت و حيرت فرو رفته بودند ، درس عملي صبر و استقامت و رضايت به خواست مي داد .
او واقعاً درتوكل اسوه بود و كسي بود كه خود را به خدا سپرده بود و راضي به رضاي او بود ودر مقابل مصائب چون كوه استوار بود .
او با وجود وسعت حوزه عمل در رويارويي با ضدانقلاب ، چه در دوران فرماندهي منطقه غرب كشور و چه زمان بينانگذاري قرارگاه حمزه سيد الشهداء (ع) جلوه درخشان ديگري هم داشت و آن مبارزه عاشورايي با دشمن بعثي بود .
عمليات مطلع الفجر ، محمد رسول الله (ص) ، عمليات سرپل ذهاب و جلوگيري از سقوط آن و ... با فرماندهي و هدايت او انجام پذيرفت .
در اين سلسله عمليات ضربات سختي بر دشمن بعثي وارد گرديد و از مناطق وسيعي به عقب رانده شد .
.
لینک کپی شد
نظر شما
