ويژگيهاي اخلاقي شخصيتي - سوار شو برسانمت !
هنوز به ماشين نرسيده بودم كه بروجردي سوار ماشين خودش شد و حركت كرد . او خيلي سريع از كنار من رد شد . كمي جلوتر ،مرا شناخت . خيابان خيلي شلوغ بود . توي ازدحام خيابان ، ماشين را نگه داشت و دنده عقب گرفت . ماشين آمد تا به كنار من رسيد . بروجردي سرش را از ماشين بيرون آورد و پرسيد : «كجا ميري ؟ سوار شو برسونمت !»
گفتم :«خيلي ممنون . وسيله دارم .»
بعد ، به خاطر اين كه از كنار من بيتوجه گذشته است ، از من عذر خواست و خداحافظي كرد و رفت .
او رفت و نگاه من به دنبال او بود ، به همراه دلي كه شيفته اخلاق او شده بود .(كتاب چون كوه با شكوه)
گفتم :«خيلي ممنون . وسيله دارم .»
بعد ، به خاطر اين كه از كنار من بيتوجه گذشته است ، از من عذر خواست و خداحافظي كرد و رفت .
او رفت و نگاه من به دنبال او بود ، به همراه دلي كه شيفته اخلاق او شده بود .(كتاب چون كوه با شكوه)
لینک کپی شد
نظر شما
