ويژگيهاي اخلاقي شخصيتي - منتظر ميمانيم
رفتيم كنار خيابان منتظر راننده ايستاديم ، نيامد . رفت توي مغازهاي ، چند تا تلفن زد و برگشت .
تا راننده بيايد ، داشتم قالب تهي ميكردم ؛ زيرا با توجه به اين كه همه او را ميشناختند ،ميترسيدم يك وقت او را ترور كنند . اما بروجردي فارغ از همه اين حرفها كار خودش را ميكرد و به تنها چيزي كه ميانديشيد ، خدا و انقلاب و مردم و تكليفي بود كه در قبال آنان به عهدهاش گذاشته شده بود .(كتاب چون كوه با شكوه)
تا راننده بيايد ، داشتم قالب تهي ميكردم ؛ زيرا با توجه به اين كه همه او را ميشناختند ،ميترسيدم يك وقت او را ترور كنند . اما بروجردي فارغ از همه اين حرفها كار خودش را ميكرد و به تنها چيزي كه ميانديشيد ، خدا و انقلاب و مردم و تكليفي بود كه در قبال آنان به عهدهاش گذاشته شده بود .(كتاب چون كوه با شكوه)
لینک کپی شد
نظر شما
