خاطرات - آزادمنش و پارسا

کد خبر: ۱۱۸۸۷۹
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۴ - 10August 2008
غذاي ما هم بايد غذايي باشد که محرومين اين جامعه مي خورند و همينطور هم بود . درمدت شش ماهي که ما تهران بوديم سه چهار بار آبگوشت و چند بار به قول حميد شفته پلو خورديم و غذاي بقيه روزهاي ما ماست و پنير و هندوانه و خربزه بود . يخچال و گاز هم نداشتيم . يک کلمن چوب پنبه اي داشتيم که گاهي اوقات يخ مي خريديم و توي آن مي ريختيم مدت يکسال هم در خود سپاه بوديم و غذاي آنجا را مي خورديم .

همسر شهيد
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین