خاطرات - درد آشنا
موقعي که حميد فرمانده سپاه زابل بود به علت گرمي هوا و مأموريت هاي مکرر بشدت بيمار شد .ناچار براي تقويت او دو سه باري مرغ خريدم ولي بالاخره سر و صدايش در آمد که مگر همه کپرنشينها بلوچستان مرغ مي خورند که ما بخوريم ؟ پس از آن از خردين مرغ صرف نظر کردم ، اغلب که خانه مي آمد يا آبگوشت يا پلو و بيشتر اوقات سيب زميني سرخ کرده مي خورديم . او هرگز به خود اجاره نمي داد که غذاي لذيذ بخورد .
همسر شهيد
همسر شهيد
لینک کپی شد
نظر شما
