خاطرات - منظم
استعداد خدادادي داشت . بدون اينکه زياد کتاب درسي و دفتر و قلم مأنوس باشد هميشه موفق بود . اوقات فراغتش را به کارهاي ضروري ديگري مي پرداخت . درس را در کلاس فرا مي گرفت و توي خانه مشغول خواندن قرآن و مطالعه کتاب بود . نيمه شب ها از خواب بيدار مي شد ، به آشپزخانه مي رفت و نهج البلاغه يا قرآن يا نماز شب مي خواند و اينها براي ما خيلي عجيب بود که چطور وقتش را تنظيم مي کند ؟ چطور بيدار مي شود ؟
خواهر شهيد
خواهر شهيد
لینک کپی شد
نظر شما
