«کوه روي شانه هاي درخت» داستان دو شهيد مظلوم را روايت مي کند
به گزارش خبرگزاري حيات ،در ابتداي اين نشست علي الله سليمي با ارايه توضيحاتي در ارتباط با اين کتاب گفت: "کوه روي شانه درخت" در سال 1381 به چاپ رسيد و مقام اول هشتمين جشنواره کتاب سال دفاع مقدس را از آن خود کرد و با افزودن توضيحاتي به عکس هايي پاياني کتاب توسط نويسنده به چاپ دوم رسيد.
وي افزود: از اين نويسنده "داستان دو خط"، "عروس آسمان"، "مجسمه نمکي"، "نه شب بود و نه روز"، "افسانه چشمه"، "رمان چشم سوم" و "پسر کرم به دوش و خندق بلا" در ارتباط با ادبيات کودک و نوجوان به انتشار رسيده است. همچنين نرگس آبيار نويسنده "کوه روي شانه درخت"دو فيلم کوتاه بن بست مهربان و معراج را توليد کرده است .
سليمي در ادامه با اشاره به اينکه کوه روي شانه درخت داستاني با پس زمينه واقعي دارد گفت: عکس هاي انتهايي کتاب نشان از مستند بودن آن دارد.
موناکرباسچي منتقد و کارشناس ادبي نيز در ارتباط با قالب اين کتاب گفت: کوه روي شانه درخت در قالب زندگي نامه داستاني است که با رمان و داستان بلند متفاوت است زيرا زندگي نامه داستاني سرگذشت واقعي افرادي است که به خاطر برجستگي خاصي که در طول زندگي خود دارند به شکل داستان مورد استفاده قرار مي گيرد و امانت داري نويسنده در نگارش مهمترين ويژگي اين گونه ادبي است.
نرگس آبيار با اشاره به قالب رمان داستان "کوه روي شانه درخت" گفت: اين کتاب در قالب رمان است نه زندگي نامه داستاني، چرا که در برخي از قسمت هاي کتاب از تخيل براي ادامه داستان استفاده کرده ام البته براين اعتقادم که در داستان هاي مستند ضرورتي ندارد که آثار دقيقا با اسناد مطابقت کند. در اينگونه آثار ادبي نويسنده با خلاقيت مي تواند از تخيلات ذهني به جذابيت داستان کمک کند.
مونا کرباسچي نيز با بيان اين نکته که "کوه روي شانه درخت" در مرز بين رمان و زندگي نامه داستاني قرار دارد، افزود: با توجه به توضيحات نويسنده نمي توان قالب مشخصي براي اين کتاب تعيين کرد. "کوه روي شانه درخت" در 8 بخش از زاويه ديد داناي کل روايت مي شود و داستان با شهادت قهرمان شروع شده و با فلاش بک هايي زندگي نادر عليزاده روايت مي شود.
وي افزود: نويسنده با مهارت خاصي مخاطب را معلق در فضاي حال و گذشته قرار مي دهد و داستان روايت دايره واري دارد که خواننده را پا به پاي خود تا پايان کتاب همراه مي کند .
کرباسچي ادامه داد: داستان حادثه اي اين کتاب رنگ و بويي از شخصيت پردازي هاي واقعي و مستند دارد که تنها نادر و دوست او بهزاد شخصيت هاي واقعي هستند و ديگر افراد درحد تيپ ظاهر مي شوند. روند غافلگيرانه داستان بسيار دلچسب است زيرا با اينکه مخاطب از ابتداي داستان از شهادت نادر اطلاع دارد اما تا پايان به خاطر تعليقي که نويسنده با مهارت خاصي در جاي جاي کتاب به وجود آورده، خواننده را با خود همراه مي کند.
وي همچنين با اشاره به فضاسازي و توصيفات جذاب نويسنده گفت: در اين کار به دليل فضاسازي به جاي نويسنده به آثار بومي طعنه مي زند و تا حدي شکل ادبيات اقليمي به خود مي گيرد.
نرگس آبيار با ارايه توضيحاتي در ارتباط با شخصيت هاي اين داستان گفت: نادر و بهزاد از شجاعان سپاه پاسداران اروميه بودند که ماموريت نفوذ در حذب دموکرات کموله به آنان محول مي شود و طي دوسال ارتباط با حزب کموله با جلب اعتماد آنان در يکي از جلسات رسمي تمام اعضاي اصلي حزب را به رگبار مي بندند و نادر دستگير شده به شهادت مي رسد و بهزاد هم پس از يک سال تعقيب و گريز توسط منافقان به شهادت مي رسد.
وي افزود: براي نگارش اين اثر سفري به اروميه و کردستان داشتم و با مطالعه کتاب هايي در ارتباط با طبيعت کردستان و واژگان کردي از نثر متفاوتي استفاده کردم.
وي افزود: از اين نويسنده "داستان دو خط"، "عروس آسمان"، "مجسمه نمکي"، "نه شب بود و نه روز"، "افسانه چشمه"، "رمان چشم سوم" و "پسر کرم به دوش و خندق بلا" در ارتباط با ادبيات کودک و نوجوان به انتشار رسيده است. همچنين نرگس آبيار نويسنده "کوه روي شانه درخت"دو فيلم کوتاه بن بست مهربان و معراج را توليد کرده است .
سليمي در ادامه با اشاره به اينکه کوه روي شانه درخت داستاني با پس زمينه واقعي دارد گفت: عکس هاي انتهايي کتاب نشان از مستند بودن آن دارد.
موناکرباسچي منتقد و کارشناس ادبي نيز در ارتباط با قالب اين کتاب گفت: کوه روي شانه درخت در قالب زندگي نامه داستاني است که با رمان و داستان بلند متفاوت است زيرا زندگي نامه داستاني سرگذشت واقعي افرادي است که به خاطر برجستگي خاصي که در طول زندگي خود دارند به شکل داستان مورد استفاده قرار مي گيرد و امانت داري نويسنده در نگارش مهمترين ويژگي اين گونه ادبي است.
نرگس آبيار با اشاره به قالب رمان داستان "کوه روي شانه درخت" گفت: اين کتاب در قالب رمان است نه زندگي نامه داستاني، چرا که در برخي از قسمت هاي کتاب از تخيل براي ادامه داستان استفاده کرده ام البته براين اعتقادم که در داستان هاي مستند ضرورتي ندارد که آثار دقيقا با اسناد مطابقت کند. در اينگونه آثار ادبي نويسنده با خلاقيت مي تواند از تخيلات ذهني به جذابيت داستان کمک کند.
مونا کرباسچي نيز با بيان اين نکته که "کوه روي شانه درخت" در مرز بين رمان و زندگي نامه داستاني قرار دارد، افزود: با توجه به توضيحات نويسنده نمي توان قالب مشخصي براي اين کتاب تعيين کرد. "کوه روي شانه درخت" در 8 بخش از زاويه ديد داناي کل روايت مي شود و داستان با شهادت قهرمان شروع شده و با فلاش بک هايي زندگي نادر عليزاده روايت مي شود.
وي افزود: نويسنده با مهارت خاصي مخاطب را معلق در فضاي حال و گذشته قرار مي دهد و داستان روايت دايره واري دارد که خواننده را پا به پاي خود تا پايان کتاب همراه مي کند .
کرباسچي ادامه داد: داستان حادثه اي اين کتاب رنگ و بويي از شخصيت پردازي هاي واقعي و مستند دارد که تنها نادر و دوست او بهزاد شخصيت هاي واقعي هستند و ديگر افراد درحد تيپ ظاهر مي شوند. روند غافلگيرانه داستان بسيار دلچسب است زيرا با اينکه مخاطب از ابتداي داستان از شهادت نادر اطلاع دارد اما تا پايان به خاطر تعليقي که نويسنده با مهارت خاصي در جاي جاي کتاب به وجود آورده، خواننده را با خود همراه مي کند.
وي همچنين با اشاره به فضاسازي و توصيفات جذاب نويسنده گفت: در اين کار به دليل فضاسازي به جاي نويسنده به آثار بومي طعنه مي زند و تا حدي شکل ادبيات اقليمي به خود مي گيرد.
نرگس آبيار با ارايه توضيحاتي در ارتباط با شخصيت هاي اين داستان گفت: نادر و بهزاد از شجاعان سپاه پاسداران اروميه بودند که ماموريت نفوذ در حذب دموکرات کموله به آنان محول مي شود و طي دوسال ارتباط با حزب کموله با جلب اعتماد آنان در يکي از جلسات رسمي تمام اعضاي اصلي حزب را به رگبار مي بندند و نادر دستگير شده به شهادت مي رسد و بهزاد هم پس از يک سال تعقيب و گريز توسط منافقان به شهادت مي رسد.
وي افزود: براي نگارش اين اثر سفري به اروميه و کردستان داشتم و با مطالعه کتاب هايي در ارتباط با طبيعت کردستان و واژگان کردي از نثر متفاوتي استفاده کردم.
لینک کپی شد
نظر شما
