نگاهي به عملكرد نيروي هوايي اسراييل در جنگ 33 روزه

کد خبر: ۱۱۹۰۵۷
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۵۳ - 14August 2008
به گزارش خبرگزاري فارس ، منشاء اين تحول را بايد در الگوي اين ارتش جستجو كرد. ارتش صهيونيستي آشكارا و بدون تلاش براي پنهانكاري از ارتش آمريكا الگو برداري مي كند و ارتش آمريكا پس از جنگ يوگسلاوي و جنگ اول و دوم عراق ، نيروي هوايي را به عنوان نوك پيكان تهاجمات خود برگزيده است.اما چنين الگويي در لبنان و جنگ 33 روزه نتوانست اهداف رژيم اشغالگر قدس را تامين نمايد. نويسنده صهيونيست«نوعام اوفير» در بررسي عملكرد نيروي هوايي ارتش صهيونيستي در طول جنگ 33 روزه لبنان ، طي مقاله اي با عنوان »بازگشت به واقعيت: برخي محدوديت‌هاي نيروي هوايي در جنگ لبنان» نوشته است:

«در تاريخ 23 ژوئن 1993 و بعد از 78 روز عمليات هوايي گسترده در آسمان بالكان، حملات ناتو در يوگسلاوي به پايان رسيد.
در اين زمان يك مورخ نظامي مشهور انگليسي، شتاب‌زده گفت كه روز سوم ژوئن به عنوان نقطه عطف مهمي در تاريخ جنگ ماندگار خواهد شد؛ زيرا براي اولين بار تكليف يك جنگ فقط توسط نيروي هوايي روشن شد. آن روز اين حرف مورد تاييد گسترده جهاني واقع شد، زيرا عمليات «تك نيرويي» از آن زمان به بعد معيار هرگونه عمليات هوايي گسترده قرار گرفت.
اشخاص بسياري در اسرائيل به مقايسه عمليات «تغيير جهت» اسرائيل در لبنان با عمليات «تك نيرويي» پرداختند و به اين ترتيب، تفاوت‌هاي عميق و جوهري بين اين دو نوع عمليات را ناديده گرفتند. البته بعد از شروع عمليات در لبنان، به ويژه پس از موشك‌باران مناطق شمالي اسرائيل از جمله شهر حيفا، برخي به ايجاد سر و صدا در مورد ناكارآمدي نيروي هوايي در تحقق اهداف موردنظر پرداختند. با وجود صدها مورد حمله هوايي در طول شبانه‌روز، به نظر مي‌رسيد نيروي هوايي همه را نااميد كرده و انتظارات موجود را برآورده نكرده، يعني نتوانسته است جنگ لبنان را از راه هوا فيصله دهد.
بررسي‌ها و مطالعات نشان مي‌دهد كه نيروي هوايي (اسرائيل) در لبنان شكست نخورده است؛ همچنان كه نمي‌توان گفت نيروي هوايي در جنگ يوگسلاوي به تنهايي پيروز شد. بايد به اين حقيقت اعتراف كرد كه نيروي هواي يك راه‌حل و سلاح سحر‌آميز نيست و هرچند توانمندي‌هايش بسيار بيشتر از گذشته شده است، برخي مسايل وجود دارد كه انجام رضايتبخش آنها براي براي نيروي هوايي كار دشواري است.

چالش تمام عيار در مقابله با اهداف سيار

يك نيروي هوايي بي‌سلاح و بي‌تجهيزات چه كاري مي‌تواند انجام دهد؟
جنگ‌هاي اخير امريكا در خليج (فارس) و بالكان و نيز روزهاي اول جنگ لبنان نشان داد كه استفاده هوشمندانه از هواپيماها و بالگردهاي جنگي و سلاح‌هاي هدايت شونده، در كنار سيستم اطلاعاتي و فرماندهي و كنترل، همه و همه باعث كسب پيروزي‌هاي چشمگيري در سطح حمله به اهداف استراتژيك مانند مراكز فرماندهي، پايگاه‌هاي ارتش و اهداف زيرساختي مي‌شود؛ همچنان كه توان تعداد كمي هواپيما در حمله حجم انبوهي از بمب هاي هدايت شونده و حمله به نقاط حساس و مهم در شبانه روز و تحت هر شرايط جوي، مسئله‌اي بسيار خاص است. اگر كساني كه براي اين ماموريت برنامه‌ريزي مي‌كنند و نيز خدمه پرواز به خوبي محل هدف را شناسايي كنند و اطلاعات تجسسي دقيقي داشته باشند، احتمال اصابت به هدف بسيار بالا مي‌رود؛ همچنان كه امكان حمله از فاصله‌هاي بسيار پايين نيز فراهم است، اما به علت خطراتي كه نيروي هوايي را تهديد مي‌كند، مي‌توان از مسافت ده‌ها و حتي صدها كيلومتري به وسيله مسلح كردن و با دقت بسيار، ماموريت را انجام داد.
در اين زمينه، نيروي هوايي اسرائيل بعد از نيروي هوايي امريكا در مقام دوم قرار دارد و حتي در برخي موارد از آن برتر است. مي‌توان گفت: به جز نيروي هوايي اسرائيل و امريكا، نيروي هوايي هيچ يك از كشورهاي جهان قادر به انجام جنگ هوايي با چنين حجم و گستردگي نيست. با اين حال، چنانكه پيش از اين گفتيم، موانع و مشكلاتي بر سر راه دستيابي اين نيرو به پيروزي وجود دارد. اين مشكلات حتي در مورد اهداف كوتاه مدت يا اهدافي كه زمان ظهور بسيار كمي دارند نيز وجود دارد. منظور از اهداف با زمان ظهور بسيار كم اهداف متحركي هستند كه در صحنه پيدا نمي‌شوند، اما كارهاي زيادي مي‌توانند انجام دهند و وضعيت مخفي خود را نسبتا حفظ و محل را نيز به سرعت ترك كنند. براي نمونه مي‌توان به سيستم موشكي سيار زمين به هوا، راكت‌هاي زمين به زمين و موشك‌هاي زمين به زمين اشاره كرد.
اين وضعيت در مورد سكوهاي پرتاب موشك زمين به زمين و راكت‌هاي زمين به زمين دشوارتر مي‌شود. سكوي پرتاب راكت زمين به زمين فقط چند لوله است كه به هم متصل مي‌شوند. اين سكو به راحتي در ميان درختان استتار مي‌شود و نيازي هم به سيستم پشتيباني ماهانه و عمده‌اي ندارد، بلكه فقط چند نفر نيرو براي راه‌اندازي آن كافي است. علاوه بر اين، برخلاف سيستم موشك‌هاي انبوه زمين به هوا، عمليات راه‌اندازي اين سكو نيازي به پخش امواج يا هرگونه عمليات ديگري كه آن را در معرض شناسايي چشم‌هاي الكترونيكي قرار مي‌دهد، ندارد، بلكه تقريبا تنها راه براي تعيين مكان سكو، عنصر ديد است. اما اينها در مورد هدفي است كه بتوان به راحتي آن را مخفي كرد.
تشخيص اين نوع هدف از اهداف مدني مثل كاميون‌ها كار دشواري است.
البته در بيشتر مواقع، مي‌توان سكوي موشك‌ها را هنگام شليك موشك شناسايي كرد و اين امر به دو مسئله بستگي دارد:
*اول، بايد از قبل، عمليات شليك را رصد كرد، سپس اطلاعات را بسيار سريع به تجهيزاتي كه قادرند به سكو حمله كنندف منتقل كرد. تمام مراحل اين عمليات كه به «بستن دايره» موسوم است، بايد در سريع‌ترين زمان ممكن، يعني فقط ظرف چند دقيقه انجام گيرد تا فرصتي براي تغيير جاي سكو وجود نداشته باشد.
*دوم، عمليات شناسايي سكو فقط زماني امكان‌پذير است كه سكو بخواهد موشك را پرتاب كند؛ به عبارت ديگر، بعد از اينكه نياز به شليك موشك پديد مي‌آيد. به اين ترتيب، در عمليات «بستن دايره» به تعيين جاي سكو، شناسايي آن، نشانه‌گيري وسايل حمله و حمله به آن نياز داريم. همچنين پوشش اطلاعاتي مشترك و پيوسته و حضور و آمادگي دائمي جنگ‌افزارهاي دقيق براي حمله ضروري است؛ چه جنگ‌افزارهاي هوايي مانند هواپيما، بالگردهاي جنگنده، يا وسايل ديگر باشد، چه جنگ‌افزارهاي دريايي و زميني مثل توپخانه دوربرد.
البته بيشترين دشواري كار به تامين پوشش اطلاعاتي و ابزار اصلي اين ماموريت، يعني هواپيماهاي كوچك بدون سرنشين مربوط است. در اينجا به تعداد زيادي تجهيزات براي پوشش مساحت‌هاي گسترده نياز است، مثل مناطق شليك موشك در لبنان. در اين وضعيت نيز دادن پوشش كامل غيرممكن است.
موفقيت نيروي هوايي در شكار سكوهاي پرتاب راكت زمين به زمين _ چنان كه در گزارش‌هاي ارتش دفاعي آمده _ بسيار مهم است. از سوي ديگر، توانايي و موفقيت نيروي هوايي اسرائيل در حمله به اهداف داراي استتار كم و اهدافي با زمان ظهور كوتاه مدت، ظاهرا خوب و بهتر از نيروي هوايي ديگر كشورهاست، اما كافي نيست. نيروي هوايي بايد بتواند روزي چند سكوي پرتاب موشك را منهدم كند؛ زيرا حجم سلاح‌هاي در اختيار حزب‌الله بسيار زياد است و روند انهدام آنها رضايت‌بخش نيست، به خصوص كه جبهه داخلي اسرائيل[اراضي اشغالي] را آماج حملات خود قرار داده است.

*ناكارآمدي فيصله دادن به جنگ از طريق نبرد هوايي

در اين صورت، چه انتظاري بايد از نيروي هوايي داشته باشيم؟ تجربه‌اي كه امريكايي‌ها در تلاش براي جلوگيري از شليك موشك‌هاي زمين به زمين عراق در اوايل جنگ اول خليج [فارس] كسب كردند، نشان مي‌دهد كه مي‌توان بر عملكرد و سيستم شليك راكت‌ها و موشك‌هاي زمين به زمين،تاثير گذاشت آن هم بدون اين كه صرفا به سكوهاي پرتاب موشك خسارت وارد كند و يا نتايجي عالي كسب كند .
امريكايي‌ها در طول جنگ مذكور نتوانستند حتي يك سكوي پرتاب موشك زمين به زمين را منهدم كنند؛ هرچند نيروهاي ز يادي براي اين كار اختصاص داده بودند. با اين حال، تلاش‌هاي هوايي مستمر و استفاده از نيروهاي ويژه در زمين موجب شد در طول جنگ بتوانند در ميزان دقت شليك موشك‌هاي زمين به زمين اختلال ايجاد كنند.
شايان ذكر است اين موفقيت ناشي از پروازهاي مستمر بر فراز مناطق شليك موشك و حمله به اهداف پشتيباني موشك‌هاي زمين به زمين بود. اما در مورد راكت‌هاي زمين به زمين بايد گفت تعداد اين نوع راكت‌ها كم است، لذا بهتر است راكت‌هايي را كه معمولا در يك نقطه انبار مي‌شوند، منهدم كرد. اين كار مستلزم اطلاعات تجسسي دقيق است كه ما از چنين چيزي در طول مدت جنگ بي‌بهره بوديم.
حتي در صورت بهبود عملكرد نيروي هوايي در انهدام سكوهاي پرتاب راكت زمين به زمين باز هم خطر و تهديد به طور كامل از بين نمي‌رود، بلكه استفاده هم‌زمان از نيروي هوايي و نيروي زميني به طور محدود تنها مي‌تواند در دقت اصابت راكت ها اختلال ايجاد كند و حتي دامنه، شدت و تعداد شليك اين راكت‌ها را تا حدي كاهش دهد. بنابراين، ما به دو عنصر مهم «اطلاعات» و «زمان» نياز داريم. بدون شك، اين دو عنصر مهم در عمليات «تغيير جهت» آن هم براي كسب نتايج مطلوب در سريع‌ترين زمان ممكن در اختيار نيروي هوايي بود.
با مراجعه به تجربه يوگسلاوي در مي‌يابيم كه تصوير در آنجا چندان روشن نيست؛ زيرا جنگ بعد از انهدام ماشين جنگي ارتش صرب يا بعد از وارد آمدن ضربات كاري به اهداف استراتژيك در يوگسلاوي تمام نشد، بلكه تا حد زيادي پس از آن به پايان رسيد كه صربستان متحد اصلي خود يعني روسيه را در جريان تهديدات پيمان ناتو مبني بر حمله زميني به صربستان از دست داد.
با بررسي عميق و ريشه‌اي عمليات نيروي هوايي بر ضد ارتش صربستان، در مي‌يابيم در هزاران حمله هوايي صدها هدف منهدم شدند. با اين حال، نيروي هوايي فقط توانست 50 درصد از زره‌پوش‌ها و توپخانه‌هاي صربستان را تخريب كند و اين نتيجه، با توجه به تجهيزات فراوان كه در مدت زمان طولاني براي اين هدف اختصاص يافته بود، بسيار ضعيف بود. گفتني است جبهه داخلي اسرائيل نمي‌توانست عملياتي بر ضد مهاجمان انجام دهد و اين خود چالش مضاعفي در مقابل نيروي هوايي در زمان حمله به لبنان بود.
با اينكه نيروي هوايي اسرائيل با آن همه قدرت حيرت‌آورش به تنهايي قادر به تحقق اهداف اعلام شده نبود، نمي‌توان به اين دليل آن را محاكمه كرد و عمليات آن را در اين جنگ شكست خورده دانست. با اين حال، مي‌تواند مثل نمونه يوگسلاوي شرايطي ايجاد كند كه در جهت كمك به پيشبرد عمليات سياسي باشد. نيروي هوايي ما را در جريان حمله به لبنان نااميد نكرد، بلكه هر چه در توانش بود انجام داد، اما برخلاف نظر مورخ انگليسي، به نظر مي‌رسد نيروي هوايي، دست كم در اين مرحله، به تنهايي نتوانسته است سرنوشت جنگ را تعيين كند و اين شكست و ناكامي نيست، بلكه واقعيت است.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین