نبرد هوايي ناخواسته
بيست و پنج روز از شروع جنگ تحميلي مي گذشت. نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اين مدت ضرباتي مهلک بر پيکره رژيم بعثي وارد کرده بود. در همين زمان تعدادي از بهترين هاي نيروي هوايي نيز به درجه رفيع شهادت نائل آمده بودند.
در سه هفته اول جنگ، به دليل شکار تعداد زيادي از هواپيماهاي عراقي در نبردهاي هوايي، اکثر خلبانان دشمن از درگيري با خلبانان ايراني هراس داشتند و سعي مي کردند در صورت مشاهده هواپيماي ايراني درگير نشوند. در پايگاه هاي نيروي هوايي، پست فرماندهي به قلب پايگاه تبديل شده بود و پرسنل غيور همه ساعته مشغول طراحي عمليات و مبادله اطلاعات با ديگر پايگاه ها بودند. خستگي در چهره تک تک افراد مشهود بود ولي همگي با روي باز و پشتکار مثال زدني مشغول کار بودند.
در اين زمان خلبانان شجاع نيروي هوايي همه روزه با پرواز بر روي مناطق عملياتي و يا پروازهاي برون مرزي، به دفاع از کشور عزيزمان مي پرداختند. با توجه به حملات پي در پي نيروي هوايي عراق به مناطق مسکوني ايران، نيروي هوايي نيز تصميم بر اين گرفته بود که اقدام به بمباران پايگاه هاي هوايي عراق نمايد.
در سه هفته اول جنگ، به دليل شکار تعداد زيادي از هواپيماهاي عراقي در نبردهاي هوايي، اکثر خلبانان دشمن از درگيري با خلبانان ايراني هراس داشتند و سعي مي کردند در صورت مشاهده هواپيماي ايراني درگير نشوند. در پايگاه هاي نيروي هوايي، پست فرماندهي به قلب پايگاه تبديل شده بود و پرسنل غيور همه ساعته مشغول طراحي عمليات و مبادله اطلاعات با ديگر پايگاه ها بودند. خستگي در چهره تک تک افراد مشهود بود ولي همگي با روي باز و پشتکار مثال زدني مشغول کار بودند.
در اين زمان خلبانان شجاع نيروي هوايي همه روزه با پرواز بر روي مناطق عملياتي و يا پروازهاي برون مرزي، به دفاع از کشور عزيزمان مي پرداختند. با توجه به حملات پي در پي نيروي هوايي عراق به مناطق مسکوني ايران، نيروي هوايي نيز تصميم بر اين گرفته بود که اقدام به بمباران پايگاه هاي هوايي عراق نمايد.

طراحي عمليات
طراحي عملياتي جديد شروع شده بود و پايگاه هوايي کرکوک بايستي مورد حمله قرار مي گرفت. تمامي مراحل حمله همچنين مواضع و مشکلات مورد بررسي قرار گرفت و براي هر مشکل راه کاري نيز انديشيده شد. حتي براي حوادث پيش بيني نشده و شرايط اضطراري نيز راه حل هاي مناسب در نظر گرفته شد. تمامي نقاط نشانه و علايم نيز بر روي نقشه پياده شد تا خلبانان به وسيله آن بتوانند راحت تر هدف را پيدا و آن را نابود نمايند. قرار شد هواپيماها در ارتفاع پائين به پرواز درآيند تا از گزند رادارهاي دشمن در امان بمانند. در اين حالت چون دشمن هواپيماي رهگير که داراي رادار جستجوگر باشد در اختيار نداشت، نمي توانست اهدافي را که در ارتفاع پست پرواز مي کردند شناسايي کند. غافلگيري يکي از اصول مهم بود. پس قرار شد اگر در ابتداي ورود به خاک عراق هواپيماها شناسايي شدند، برگشته و عمليات به موقع ديگري موکول شود.
پيش بيني هاي لازم براي درگيري هوايي انجام شد
در صورتي که مجبور به درگيري شدند، ابتدا بمب ها را فرو ريخته تا هواپيما سبک تر شده و سپس اقدام به درگيري هوايي نمايند. به دليل اين که قرار بود هواپيماها در ارتفاع پائين وارد خاک عراق شوند، مقرر شد درصورت درگيري هوايي خلبانان هرگز سرعت را کم تر از 650 کيلومتر در ساعت نکنند و بسيار مراقب باشند که در گردش هاي سريع، با زمين برخورد نکنند، از طرفي پرواز با سرعت بالا نيز خطرات خود را داشت زيرا چون ارتفاع کم بود و سرعت بالا، فرامين هواپيما با کوچک ترين حرکتي هواپيما را حرکت مي داد و باعث مي شد هواپيما از کنترل خارج شود و سانحه به وجود آيد.
همچنين قرار شد اگر هواپيماها در نزديکي هدف با شکاري هاي دشمن برخورد کردند، ابتدا هدف را بمباران کرده سپس با شکاري هاي دشمن درگير شوند. مدت زمان پرواز نيز 16 دقيقه زمان رفت و 12 دقيقه زمان بر گشت يعني مجموعا 28 دقيقه در نظر گرفته شده بود.
خلبانان انتخاب شدند
با پايان طراحي عمليات، به دليل حساسيت بالاي عمليات قرار شد ليدر دسته پروازي يکي از با تجربه ترين خلبانان شکاري باشد و استارت عمليات نيز توسط اف – 5 هاي پايگاه شکاري تبريز انجام پذيرد.
براي اين پرواز سرگرد خلبان "جوادپور" به عنوان ليدر و ستوان "شيرازي" به عنوان شماره دو انتخاب شدند. زمان عمليات نيز صبح روز 25 مهر ماه سال 59 تعيين شد.
خلبانان منتخب چند ساعت قبل از شروع عمليات به اتاق توجيهات قبل از پرواز رفته و شروع به مطالعه و تشريح عمليات نمودند و پس از توجيه کامل و توضيحاتي که ليدر دسته داد، آماده شدند.
هر دو خلبان بلافاصله به اتاق تجهيزات رفته و با تحويل گرفتن وسايل پرواز و پوشيدن لباس ضد فشار، رهسپار آشيانه ها شدند تا سوار بر مرکبان آهنين بال خود به سوي منطقه عملياتي راهي شوند. هماهنگي هاي لازم با پدافند مرزي انجام پذيرفته بود. با اشاره دست خلبانان موتورها يکي پس از ديگري روشن شدند. هواپيماها در سکوت کامل راديويي به سمت ابتداي باند تاکسي کردند (حرکت کردند) و پس از چند لحظه در دل آسمان بيکران قرار گرفتند. اين سکوت راديويي به اين خاطر بود که دشمن نتواند از طريق شنود از اين عمليات آگاهي پيدا کند.
طراحي عملياتي جديد شروع شده بود و پايگاه هوايي کرکوک بايستي مورد حمله قرار مي گرفت. تمامي مراحل حمله همچنين مواضع و مشکلات مورد بررسي قرار گرفت و براي هر مشکل راه کاري نيز انديشيده شد. حتي براي حوادث پيش بيني نشده و شرايط اضطراري نيز راه حل هاي مناسب در نظر گرفته شد. تمامي نقاط نشانه و علايم نيز بر روي نقشه پياده شد تا خلبانان به وسيله آن بتوانند راحت تر هدف را پيدا و آن را نابود نمايند. قرار شد هواپيماها در ارتفاع پائين به پرواز درآيند تا از گزند رادارهاي دشمن در امان بمانند. در اين حالت چون دشمن هواپيماي رهگير که داراي رادار جستجوگر باشد در اختيار نداشت، نمي توانست اهدافي را که در ارتفاع پست پرواز مي کردند شناسايي کند. غافلگيري يکي از اصول مهم بود. پس قرار شد اگر در ابتداي ورود به خاک عراق هواپيماها شناسايي شدند، برگشته و عمليات به موقع ديگري موکول شود.
پيش بيني هاي لازم براي درگيري هوايي انجام شد
در صورتي که مجبور به درگيري شدند، ابتدا بمب ها را فرو ريخته تا هواپيما سبک تر شده و سپس اقدام به درگيري هوايي نمايند. به دليل اين که قرار بود هواپيماها در ارتفاع پائين وارد خاک عراق شوند، مقرر شد درصورت درگيري هوايي خلبانان هرگز سرعت را کم تر از 650 کيلومتر در ساعت نکنند و بسيار مراقب باشند که در گردش هاي سريع، با زمين برخورد نکنند، از طرفي پرواز با سرعت بالا نيز خطرات خود را داشت زيرا چون ارتفاع کم بود و سرعت بالا، فرامين هواپيما با کوچک ترين حرکتي هواپيما را حرکت مي داد و باعث مي شد هواپيما از کنترل خارج شود و سانحه به وجود آيد.
همچنين قرار شد اگر هواپيماها در نزديکي هدف با شکاري هاي دشمن برخورد کردند، ابتدا هدف را بمباران کرده سپس با شکاري هاي دشمن درگير شوند. مدت زمان پرواز نيز 16 دقيقه زمان رفت و 12 دقيقه زمان بر گشت يعني مجموعا 28 دقيقه در نظر گرفته شده بود.
خلبانان انتخاب شدند
با پايان طراحي عمليات، به دليل حساسيت بالاي عمليات قرار شد ليدر دسته پروازي يکي از با تجربه ترين خلبانان شکاري باشد و استارت عمليات نيز توسط اف – 5 هاي پايگاه شکاري تبريز انجام پذيرد.
براي اين پرواز سرگرد خلبان "جوادپور" به عنوان ليدر و ستوان "شيرازي" به عنوان شماره دو انتخاب شدند. زمان عمليات نيز صبح روز 25 مهر ماه سال 59 تعيين شد.
خلبانان منتخب چند ساعت قبل از شروع عمليات به اتاق توجيهات قبل از پرواز رفته و شروع به مطالعه و تشريح عمليات نمودند و پس از توجيه کامل و توضيحاتي که ليدر دسته داد، آماده شدند.
هر دو خلبان بلافاصله به اتاق تجهيزات رفته و با تحويل گرفتن وسايل پرواز و پوشيدن لباس ضد فشار، رهسپار آشيانه ها شدند تا سوار بر مرکبان آهنين بال خود به سوي منطقه عملياتي راهي شوند. هماهنگي هاي لازم با پدافند مرزي انجام پذيرفته بود. با اشاره دست خلبانان موتورها يکي پس از ديگري روشن شدند. هواپيماها در سکوت کامل راديويي به سمت ابتداي باند تاکسي کردند (حرکت کردند) و پس از چند لحظه در دل آسمان بيکران قرار گرفتند. اين سکوت راديويي به اين خاطر بود که دشمن نتواند از طريق شنود از اين عمليات آگاهي پيدا کند.

هواپيما به سمت هدف به پرواز درآمدند
ساعت 8 صبح بود خلبانان به دليل اين که سوخت کم تري مصرف کنند تا در برگشت دچار کمبود سوخت نشوند، بلافاصله بعد از پرواز ارتفاع خود را به حدود 15000 پا رسانده و سرعت را نيز 400 نات تنظيم کردند. هواپيما ها دل آسمان را مي شکافتند و با ارتفاع گرفتن به مرز نزديک شدند. با نزديک شدن به مرز خلبانان بلافاصله ارتفاع خود را به حداقل ممکن رسانده و با افزايش سرعت به ميزان 900 کيلومتر از مرز گذشته و وارد خاک عراق شدند. همه چيز به خوبي پيش مي رفت که ناگهان دو هواپيماي دشمن در آسمان پيداي شان شد. دو فروند هواپيماي سوخو – 20 عراقي که از بمباران مواضعي در داخل خاک ايران باز مي گشتند. با مشاهده هواپيماهاي ايراني ارتفاع خود را کم کرده و با سرعت و پنهان از ديد خلبانان درحال تعقيب آنها بوده و مترصد فرصتي بودند تا به وسيله مسلسل، هواپيماهاي ايراني را هدف قرار دهند.
در هنگام جلسه سرگرد جوادپور به شماره دو تاکيد کرده بود که در هنگام پرواز در خاک عراق با دقت به آسمان نگاه کند تا خطري آنها را تهديد نکند.
خلبان شماره دو متوجه هواپيماي عراقي شد
خلبان شماره دو در يک لحظه متوجه شد که هواپيماهاي دشمن درحال تعقيب شماره يک هستند و در همين هنگام نيز يکي از سوخوها با فاصله شروع به تيراندازي به سمت هواپيماي جوادپور (شماره يک) کرد.
شيرازي بلافاصله سکوت راديويي را شکسته و در راديو فرياد مي زند:
- شماره يک ... هواپيماي دشمن درست پشت سر شماست سريعا مهمات را رها کن و برگرد به سمت چپ دشمن در پشت سرت کمي بالاتر.
جوادپور که متوجه موقعيت دشمن شده بود، بلافاصله بمب ها را رها کرد، هواپيما که سبک تر شده بود با چالاکي بيشتري آماده نبرد بود.
جوادپور به شماره دو گفت:
- سرعت آنها زياد است و درحال جلو افتادن از من هستند شما پس سوزهاي هواپيمايت را روشن کن و به من پوشش بده تا من درگير شوم.
هواپيماي شماره دونيز با رها کردن مهمات اين کار را انجام مي دهد.
ساعت 8 صبح بود خلبانان به دليل اين که سوخت کم تري مصرف کنند تا در برگشت دچار کمبود سوخت نشوند، بلافاصله بعد از پرواز ارتفاع خود را به حدود 15000 پا رسانده و سرعت را نيز 400 نات تنظيم کردند. هواپيما ها دل آسمان را مي شکافتند و با ارتفاع گرفتن به مرز نزديک شدند. با نزديک شدن به مرز خلبانان بلافاصله ارتفاع خود را به حداقل ممکن رسانده و با افزايش سرعت به ميزان 900 کيلومتر از مرز گذشته و وارد خاک عراق شدند. همه چيز به خوبي پيش مي رفت که ناگهان دو هواپيماي دشمن در آسمان پيداي شان شد. دو فروند هواپيماي سوخو – 20 عراقي که از بمباران مواضعي در داخل خاک ايران باز مي گشتند. با مشاهده هواپيماهاي ايراني ارتفاع خود را کم کرده و با سرعت و پنهان از ديد خلبانان درحال تعقيب آنها بوده و مترصد فرصتي بودند تا به وسيله مسلسل، هواپيماهاي ايراني را هدف قرار دهند.
در هنگام جلسه سرگرد جوادپور به شماره دو تاکيد کرده بود که در هنگام پرواز در خاک عراق با دقت به آسمان نگاه کند تا خطري آنها را تهديد نکند.
خلبان شماره دو متوجه هواپيماي عراقي شد
خلبان شماره دو در يک لحظه متوجه شد که هواپيماهاي دشمن درحال تعقيب شماره يک هستند و در همين هنگام نيز يکي از سوخوها با فاصله شروع به تيراندازي به سمت هواپيماي جوادپور (شماره يک) کرد.
شيرازي بلافاصله سکوت راديويي را شکسته و در راديو فرياد مي زند:
- شماره يک ... هواپيماي دشمن درست پشت سر شماست سريعا مهمات را رها کن و برگرد به سمت چپ دشمن در پشت سرت کمي بالاتر.
جوادپور که متوجه موقعيت دشمن شده بود، بلافاصله بمب ها را رها کرد، هواپيما که سبک تر شده بود با چالاکي بيشتري آماده نبرد بود.
جوادپور به شماره دو گفت:
- سرعت آنها زياد است و درحال جلو افتادن از من هستند شما پس سوزهاي هواپيمايت را روشن کن و به من پوشش بده تا من درگير شوم.
هواپيماي شماره دونيز با رها کردن مهمات اين کار را انجام مي دهد.

اولين هواپيماي دشمن منهدم شد
جوادپور بلافاصله فلپ هواپيما را در حالت مانور قرار داده و سرعت هواپيما را به صورت ناگهاني کم مي کند. خلبان عراقي انتظار چنين کاري را نداشت و همچنين داراي مهارت بالايي در خلباني نبود که بتواند سرعت هواپيما را کم کند، با گردش به سمت راست به سرعت از هواپيماي شماره يک رد شد.
شماره يک نيز بلافاصله به سمت راست گردش نمود و بي درنگ حدود 500 متر ارتفاع گرفت. در اين هنگام شماره يک دقيقا پشت سر دشمن بود. هواپيماي شماره دو نيز بلافاصله موقعيت گرفت و خود را آماده حمايت و پشتيباني از جواد پور کرد. هواپيماي شماره يک به قدري به سوخوي عراقي نزديک شده بود که امکان استفاده از موشک را نداشت پس فورا مقداري فاصله گرفته و آتش مسلسل خود را بر روي هواپيماي دشمن گشود. ثانيه هايي بعد سوخوي عراقي به گلوله اي از آتش تبديل شده بود و خلبان آن بلافاصله اجکت کرده و خود را نجات داد.
نوبت به هواپيماي دوم عراقي رسيده بود تا ...
شماره يک با گردشي سريع به دنبال هواپيماي ديگر عراقي رفت. فاصله او با هواپيماي دشمن زياد بود. هواپيماي شماره دو به او اطمينان داد که نگران پشت سر خود نباشد زيرا که او مراقب همه چيز است. هواپيماي عراقي با حداکثر سرعت درحال فرار بود.
هواپيماي شماره يک لحظه به لحظه به هواپيماي عراقي نزديک تر مي شد. عقربه بنزين به خلبان نشان مي داد که اگر بيشتر از 20 ثانيه به تعقيب ادامه بدهد براي برگشت با مشکل مواجه مي شود. خلبان شماره يک آخرين تلاش خود را کرد و موتورهاي هواپيما را به آخرين قدرت خود رساند. در اين هنگام خلبان بخت برگشته عراقي اشتباه بزرگي را انجام داد و با گردشي بچه گانه خود را در تيررس شماره يک قرار داد. جوادپور که منتظر اين فرصت بود با شليک بي امان مسلسل هواپيماي دوم را نيز سرنگون کرد.
سوخت هواپيما عامل نگراني
سوخت هواپيما در شرايط بسيار بدي قرار داشت. خلبانان اکنون در عمق 180 کيلومتري خاک عراق بودند. هر دو بلافاصله گردش کرده و به سوي مرزهاي کشورمان به راه افتادند. چيزي به مرز نمانده بود. شماره دو از لحاظ سوخت مشکلي نداشت ولي شماره يک به دليل استفاده زياد از حالت پس سوز دچار کمبود سوخت بود و نمي توانست خود را به پايگاه برساند. جواد پور (شماره يک) طي تماسي راديويي با شيرازي (شماره 2) به او اطلاع داد که به دليل کمبود سوخت امکان برگشت به پايگاه اصلي را ندارد و بايد در يکي از پايگاه هاي کمکي فرود بيايد و از او خواست که به سمت پايگاه رفته و همزمان به رادار اطلاع دهد تا مشکلي براي فرود در پايگاه کمکي نداشته باشد. شماره دو بلافاصله از او جدا شده و با حرکت به سمت کشور از مرز گذشته و موضوع را به اطلاع رادار مي رساند. هماهنگي هاي لازم انجام مي پذيرد تا شماره يک در فرودگاه کمکي فرود آيد.
جوادپور بلافاصله فلپ هواپيما را در حالت مانور قرار داده و سرعت هواپيما را به صورت ناگهاني کم مي کند. خلبان عراقي انتظار چنين کاري را نداشت و همچنين داراي مهارت بالايي در خلباني نبود که بتواند سرعت هواپيما را کم کند، با گردش به سمت راست به سرعت از هواپيماي شماره يک رد شد.
شماره يک نيز بلافاصله به سمت راست گردش نمود و بي درنگ حدود 500 متر ارتفاع گرفت. در اين هنگام شماره يک دقيقا پشت سر دشمن بود. هواپيماي شماره دو نيز بلافاصله موقعيت گرفت و خود را آماده حمايت و پشتيباني از جواد پور کرد. هواپيماي شماره يک به قدري به سوخوي عراقي نزديک شده بود که امکان استفاده از موشک را نداشت پس فورا مقداري فاصله گرفته و آتش مسلسل خود را بر روي هواپيماي دشمن گشود. ثانيه هايي بعد سوخوي عراقي به گلوله اي از آتش تبديل شده بود و خلبان آن بلافاصله اجکت کرده و خود را نجات داد.
نوبت به هواپيماي دوم عراقي رسيده بود تا ...
شماره يک با گردشي سريع به دنبال هواپيماي ديگر عراقي رفت. فاصله او با هواپيماي دشمن زياد بود. هواپيماي شماره دو به او اطمينان داد که نگران پشت سر خود نباشد زيرا که او مراقب همه چيز است. هواپيماي عراقي با حداکثر سرعت درحال فرار بود.
هواپيماي شماره يک لحظه به لحظه به هواپيماي عراقي نزديک تر مي شد. عقربه بنزين به خلبان نشان مي داد که اگر بيشتر از 20 ثانيه به تعقيب ادامه بدهد براي برگشت با مشکل مواجه مي شود. خلبان شماره يک آخرين تلاش خود را کرد و موتورهاي هواپيما را به آخرين قدرت خود رساند. در اين هنگام خلبان بخت برگشته عراقي اشتباه بزرگي را انجام داد و با گردشي بچه گانه خود را در تيررس شماره يک قرار داد. جوادپور که منتظر اين فرصت بود با شليک بي امان مسلسل هواپيماي دوم را نيز سرنگون کرد.
سوخت هواپيما عامل نگراني
سوخت هواپيما در شرايط بسيار بدي قرار داشت. خلبانان اکنون در عمق 180 کيلومتري خاک عراق بودند. هر دو بلافاصله گردش کرده و به سوي مرزهاي کشورمان به راه افتادند. چيزي به مرز نمانده بود. شماره دو از لحاظ سوخت مشکلي نداشت ولي شماره يک به دليل استفاده زياد از حالت پس سوز دچار کمبود سوخت بود و نمي توانست خود را به پايگاه برساند. جواد پور (شماره يک) طي تماسي راديويي با شيرازي (شماره 2) به او اطلاع داد که به دليل کمبود سوخت امکان برگشت به پايگاه اصلي را ندارد و بايد در يکي از پايگاه هاي کمکي فرود بيايد و از او خواست که به سمت پايگاه رفته و همزمان به رادار اطلاع دهد تا مشکلي براي فرود در پايگاه کمکي نداشته باشد. شماره دو بلافاصله از او جدا شده و با حرکت به سمت کشور از مرز گذشته و موضوع را به اطلاع رادار مي رساند. هماهنگي هاي لازم انجام مي پذيرد تا شماره يک در فرودگاه کمکي فرود آيد.

دلهره و اضطراب تا زمان فرود ادامه دارد
تمام پرسنل دچار دلهره و اضطراب بودند که آيا شماره يک مي تواند به سلامت فرود آيد يا نه؟ در اين سو شماره يک ارتفاع خود را زياد کرده بود تا سوخت کم تري مصرف کند و بتواند از مرز بگذرد و اين خود تهديدي برايش بود زيرا رادارهاي پدافند مرزي عراق به راحتي مي توانست او را رهگيري و سرنگون کند ولي چاره اي نبود. سرانجام اين خوان هم به پايان رسيد. جواد پور موفق شد که از مرز گذشته و وارد خاک کشورمان شود ولي آيا درجه بنزين عدد 700 پوند را نشان مي دهد و اين مقدار براي رسيدن به پايگاه کمکي کافي بود. موتورهاي هواپيما وقتي باک بنزين کم تر از 600 پوند بنزين داشته باشد خاموش مي شود. در اين سو و در پايگاه اصلي همه اضطراب داشتند. فرمانده پايگاه با چهره اي گرفته مرتب به اين سو و آن سو مي رفت و به ساعت خود نگاه مي کرد. معاونت عمليات پايگاه مرتب با فرودگاه کمکي تماس مي گرفت ولي خبري از جوادپور نبود. سرانجام بعد حدود يک ساعت از فرودگاه کمکي خبر مي رسد که هواپيماي شماره يک به سلامت فرود آمده است. صداي تکبير خلبانان بلند مي شود و همگي خوشحال از اين موضوع هستند. در همين هنگام از رادار مرزي تماسي با پايگاه برقرار مي شود بدين مضمون که هواپيماهاي دشمن که براي بمباران مناطق مسکوني آمده بودند با رها کردن بمب هاي خود در مناطق غير مسکوني پا به فرار گذاشتند.
درجه تشويقي براي خلبانان و هراس نيروي هوايي عراق
فرمانده پايگاه بلافاصله دستور مي دهد هواپيمايي به فرودگاه کمکي رفته و خلبان را به پايگاه انتقال دهد و همچنين خلباني براي بازگرداندن هواپيما به پايگاه نيز به محل اعزام شود. دقايقي بعد سرگرد جوادپور خلبان هواپيماي شماره يک توسط هواپيما در پايگاه فرود مي آيد و مورد استقبال فرمانده پايگاه و پرسنل قرار مي گيرد.
در همين زمان فرمانده پايگاه طي تماسي با فرمانده محترم نيروي هوايي ضمن تشريح اين عمليات در خواست يک درجه تشويقي براي خلبانان مي کند که مورد موافقت قرار مي گيرد و هر دو خلبان مفتخر به دريافت يک درجه تشويقي مي شوند.
پس از ظهور عکس هاي گرفته شده از دوربين هواپيماي شماره يک اوج کار مشخص مي شود که چگونه يک فروند هواپيماي اف – 5 توانسته است با استفاده از مسلسل دو فروند هواپيماي دشمن را سرنگون کند.
هواپيماهاي عراقي از ترس هدف قرار گرفتن توسط خلبانان شجاع نيروي هوايي، تا چند روز جرات حضور بر فراز خاک کشورمان را نداشتند.
تمام پرسنل دچار دلهره و اضطراب بودند که آيا شماره يک مي تواند به سلامت فرود آيد يا نه؟ در اين سو شماره يک ارتفاع خود را زياد کرده بود تا سوخت کم تري مصرف کند و بتواند از مرز بگذرد و اين خود تهديدي برايش بود زيرا رادارهاي پدافند مرزي عراق به راحتي مي توانست او را رهگيري و سرنگون کند ولي چاره اي نبود. سرانجام اين خوان هم به پايان رسيد. جواد پور موفق شد که از مرز گذشته و وارد خاک کشورمان شود ولي آيا درجه بنزين عدد 700 پوند را نشان مي دهد و اين مقدار براي رسيدن به پايگاه کمکي کافي بود. موتورهاي هواپيما وقتي باک بنزين کم تر از 600 پوند بنزين داشته باشد خاموش مي شود. در اين سو و در پايگاه اصلي همه اضطراب داشتند. فرمانده پايگاه با چهره اي گرفته مرتب به اين سو و آن سو مي رفت و به ساعت خود نگاه مي کرد. معاونت عمليات پايگاه مرتب با فرودگاه کمکي تماس مي گرفت ولي خبري از جوادپور نبود. سرانجام بعد حدود يک ساعت از فرودگاه کمکي خبر مي رسد که هواپيماي شماره يک به سلامت فرود آمده است. صداي تکبير خلبانان بلند مي شود و همگي خوشحال از اين موضوع هستند. در همين هنگام از رادار مرزي تماسي با پايگاه برقرار مي شود بدين مضمون که هواپيماهاي دشمن که براي بمباران مناطق مسکوني آمده بودند با رها کردن بمب هاي خود در مناطق غير مسکوني پا به فرار گذاشتند.
درجه تشويقي براي خلبانان و هراس نيروي هوايي عراق
فرمانده پايگاه بلافاصله دستور مي دهد هواپيمايي به فرودگاه کمکي رفته و خلبان را به پايگاه انتقال دهد و همچنين خلباني براي بازگرداندن هواپيما به پايگاه نيز به محل اعزام شود. دقايقي بعد سرگرد جوادپور خلبان هواپيماي شماره يک توسط هواپيما در پايگاه فرود مي آيد و مورد استقبال فرمانده پايگاه و پرسنل قرار مي گيرد.
در همين زمان فرمانده پايگاه طي تماسي با فرمانده محترم نيروي هوايي ضمن تشريح اين عمليات در خواست يک درجه تشويقي براي خلبانان مي کند که مورد موافقت قرار مي گيرد و هر دو خلبان مفتخر به دريافت يک درجه تشويقي مي شوند.
پس از ظهور عکس هاي گرفته شده از دوربين هواپيماي شماره يک اوج کار مشخص مي شود که چگونه يک فروند هواپيماي اف – 5 توانسته است با استفاده از مسلسل دو فروند هواپيماي دشمن را سرنگون کند.
هواپيماهاي عراقي از ترس هدف قرار گرفتن توسط خلبانان شجاع نيروي هوايي، تا چند روز جرات حضور بر فراز خاک کشورمان را نداشتند.
لینک کپی شد
نظر شما
