آقايي بجستاني,قنبر

کد خبر: ۱۱۹۰۹۸
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۲۴ - 20August 2008
هفدهم خرداد1338 ه ش در شهرستان بجستان ديده به جهان گشود. از آغاز کودکي با درد و رنج محروميت آشنا شد. پدر او چوپان بود و گاهي به کشاورزي مي پرداخت. وي در حد توان سعي مي کرد به پدر و مادرش در امرار معاش خانواده ياري رساند. با رسيدن ايام تحصيل، مقاطع ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت پشت سر گذارد. با استعداد و همتي که داشت وارد دبيرستان شد و با کسب ديپلم، به دانشگاه تربيت معلم تهران در رشته جغرافيا راه يافت.
با شروع فعاليتهاي مبارزاتي عليه رژيم پهلوي و تعطيلي دانشگاه‌ها، به جمع مبارزان پيوست و در صحنه هاي مختلف انقلاب شرکت داشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران او پايه گذار مجالس و مراسم، بخصوص دعاي کميل، در مسجد بجستان بود و فعاليتهاي اجتماعي و خدمات مردمي نقش فعال داشت. او عضو انجمن اسلامي دبيرستان شهيد مدني در بجستان و عضو رسمي کميته فرامين امام خميني (ره) بود. در تسخير لانه جاسوسي آمريکا در تهران شرکت کرد و در شهرستان محل اقامتش بجستان در کميته فرهنگي جهاد سازندگي به عنوان نيروي رسمي از تاريخ 15/5/1360 وارد شد و به مدت چهار سال فعاليت نمود.
از جمله کارها و فعاليتهاي قنبر آقايي بجستاني مي توان به اين مورد اشاره کرد:
راه اندازي راهپيمايي‌ها در سطح دبيرستان، تاسيس مرکز فرهنگي در مسجد جامع، راه اندازي يک کتابخانه و انجمن اسلامي در مسجد حضرت ابوالفضل بجستان، ايجاد مرکز مطالعاتي جهت مطالعه کتابهاي شهيد مطهري و استاد شريعتي و...
با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران ازطريق جهاد سازندگي(سابق) شهرستان گناباد به سوي جبهه ها اعزام شد و با توجه به سابقه فرهنگي، مسئوليت فرهنگي گردان خود را به عهده گرفت.
يک بار بر اثر اصابت ترکش از ناحيه دست مجروح گرديد، اما او اين موضوع را به خانواده اش اطلاع نداد. پدرش تا زمان شهادت او از اين امر بي خبر بود و اين موضوع پس از شهادت او آشکار شد.
بالاخره در تاريخ 15/7/1361 در سن 23 سالگي در عمليات مسلم بن عقيل در منطقه سومار بر اثر اصابت ترکش به پهلو و خونريزي زياد، به درجه رفيع شهادت نايل شد. پيکر وي در شهرستان بجستان به خاک سپرده شد.
در برنامه روزانه خود در رابطه با مبارزه با هواي نفس، اسامي اکثر گناهان را نوشته و در برگه اي تکثير نموده بود. در پايان هر روز کارهاي خود را بررسي مي کرد و بر اساس آن، برگه را علامت مي زد و در پايان هر ماه فهرستي از گناهان خود را مي نوشت تا آن را با ماه‌هاي بعدي مقايسه کند. او اين کار را به بقيه توصيه مي کرد تا هر کسي حساب اعمال خود را داشته باشد. با توجه به گرايش صادقانه فکري وي به اسلام و انقلاب و با عنايت به مذهبي بودن خانواده، زبانزد همه بود. سفارش او به خودسازي بود. او مي گفت: ما براي چه و به دنبال کدام هدف هستيم؟ مي گفت که متوجه باشيم که از کجا آمده ايم و به کجا مي رويم و وظيفه ما چيست؟ او به اقوام و خويشان اظهار علاقه شديد مي کرد و در بين جوانان دافعه خيلي کم و جاذبه زيادي داشت.
او که با فرهنگ شهادت مانوس بود، از شهادت باکي نداشت و هميشه در همه حال آرزوي شهادت بر دل و زبانش جاري بود، او آماده شهادت بود و خود را مهياي اين فيض نموده بود، چرا که خود براي ملاقات با پروردگار لحظه شماري مي کرد.
منبع:جهاد سازندگي خراسان در دفاع مقدس،نوشته ي عيسي سلماني لطف آبادي،نشر سلمان،1385-مشهد




وصيت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمد رسول الله، اشهد و ان عليا ولي الله، اشهدا من خميني روح الله
حمد و سپاس خداي بزرگ و رحيمي را که به احسن تقويم خلق نمود و بر ما منت نهاد و نيک امانتي سپرد ما را به سنگيني سموات و الارض، همان خداي که انسان را عقل و اراده و ايمان بخشيد که معرفت پيدا کند، انتخاب خود را مردانه بايستد.
حمد خدايي را که راهنما و امام بزرگ به ما ارزاني داشت که از تاريکي ها به صراط مستقيم هدايت نمايد و حمد رحيمي و غفاري را که همه اميدم به اوست که مرا که غرق گناهم ببخشايد و صلاحيت و شايستگي شهادت را به ما عطا کند و در زمره شهدايش قرام دهد، انشاالله.

اما بعد اي پدر و مادر مهربان اين سخن خدا در قرآن است:
اي کساني که ايمان آورده ايد، آيا شما را به تجارتي سودمند که از عذاب دردناک آخرت برهاند دلالت کنم؟ به خدا ايمان بياوريد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنيد، اين کار از همه چيز براي شما بهتر است اگر بدانيد. گناهانتان را مي آمرزد و در بهشتي که در زير درختانش نهرهايي آب گوارا جاريست داخل گرداند و منزلهاي نيکو در بهشت عطا مي فرمايد و اين همان رستگاري و فوض عظيم است.
فرزند شما تنها دو جهت و دو مسير را پيشاپيش خود مي بيند، ماندن و به قول امام، زير بار ذلت منافقين و تجاوز کفار بعثي و استکبار جهاني رفتن را با مجاهده في سبيل الله نمودن و عاشقانه به لقا الله پيوستن را. غرق گناه ماندن را يا در راه خدا در خون خويش شناور شدن را و براي پاکي و تزکيه خويش در خون غسل کردن را. در انحرافات و بازيهاي سياسي و تهمت‌ها فرو رفتن را يا سرباز خميني بودن و حسين گونه بودن را. يزدي ماندن را يا حسيني شدن را، کدامين را انتخاب کنم؟ مسلم است که من خود را پيرو ابا عبد الله و قطره اي از درياي امت رسول الله و شيعه و پيرو ولي الله و مقلد روح الله مي دانم، هرگز ذلت را نخواهم پذيرفت، چرا که فرزند حسين بودن و زندگي را عقيده و جهاد در راه خدا دانستن، هرگز با ظلم را تحمل کردن و زير باز ذلت رفتن سازگار نيست و عاشق جز در کوي معشوق نرود و از شکستن سر به ديوار کويش نترسد.
من جايگاه خويش را را در بين دو انگشت امام خويش حسين (ع) در قرآن ديده ام و نمي توانم وصال جاويد خدايي را به دنياي فاني بفروشم و ديرم شود. هر چه زودتر به لقاءالله بشتابم و شهادت را که زيباترين و با صفا ترين راه رسيدن به لقا الله است، برگزيده ام.
پدر و مادر مهربان به من توصيه کرديد که ازدواج کنم، من نيز اين امر مهم را يک وظيفه شرعي و الهي مي دانستم و اکنون نيز توصيه مي کنم، ولي اراده ام اين است که خطبه عقدم را شهيد مظلوم بهشتي بخواند و بايد بسوي ايشان روانه شوم، اگر لياقت رسيدن به خدمت ايشان را داشتم، نيت خود را جامه عمل مي پوشم. شايد در مجلس عقد خواني جايتان خالي باشد. استقامت ديدار خدا را به دنبال دارد. خوش ندارم که گريه و زاري کنيد. اگر چه به گفته امام اين گريه و زاري ها بوده است که اسلام را نا به حال نگهداشته است. خدا شما را شفا بدهد، انشاالله.
امت شهيد پرور ايران امام را آن چنان که شايسته و بايسته و در خور يک امام است، بشناسيد. حامي و پشتيبان بي دريغ امام خميني باشيد، همچون گذشته قدر امام، اين خورشيد درخشاني را که از آسمان ولايت نور مي گيرد، بدانيد. در صراط و خط امام گام برداريد و بدانيد که امام است که ايران را از ظلمت به نور هدايت مي نمايد. مواظب مسير و جهت حرکت خود باشيد. مبادا از امام خميني که امام و راهنماي دقتتان است، جلو يا عقب بيفتيد و راست روي چپ روي کنيد که در ظلمها و مفاسد فرو خواهيد رفت.
خواهر و برادر قرآن تلاوت کنيد و به کلمه کلمه آن بيانديشيد. بر سيري ظالم و گرسنگي مظلوم سکوت نکنيد، حق را بگوييد و لو عليه پدرتان و برادرتان و نفستان تمام شود.
به همسايگان نيکي کنيد و بدي همسايه را با آنها نگيريد، به ضعفا و مستمندان کمک کنيد. بسا نيازمنداني هستند که در مقابل آبرويشان خجالت مي کشند بسوي شما دست دراز کنند، آنها را بجوييد. امر به معروف و نهي از منکر را فراموش نکنيد، اگر کسي از شما انتقاد کرد، دوست شما است و اگر کسي انتقاد نکند به ادامه اشتباهات شما راضي و دشمن شما است. از تهمت و عيب جويي بترسيد که من چوبش را خورده ام.
پيروزي نزديک اسلام را بر تمامي کفر جهاني به امام امت تبريک مي گويم.
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار، از عمر ما بکاه و بر عمر او بيفزا . والسلام عبد الحقير المسکين قنبر آقايي
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین