نشست بررسي «سفر به گراي 270درجه»3-دهقان: ميخواستم شخصيتهاي رمانم آدم باشند نه ابرانسان
به گزارش خبرگزاري فارس، جنگ سوژههاي بسياي را در اختيار نويسندگان خودش قرار ميدهد و به اين جهت است كه خيليها به دنبال آن ميروند. براي مثال «وداع با اسلحه» نوشته «ارنست همينگوي» داستاني است كه حاصل حضور و در بطن جنگ قرار گرفتن نويسنده است.
وي ادامه داد: ما در زندگي روزمره خود سوژههايي بسياري را داريم كه هرگز در انتهاي خودشان نيستند. ما عشقها، نفرتها، تلاشهاي بزرگي را در اطراف خود ميبينيم ولي اينها در يكجا ميتوانند به بهترين وجه متبلور شوند و آن جنگ است. در آنجا نفرت به جايي مي رسد كه فردي را به راحتي ميكشيم و از آن لذت ميبريم و يا جانمان را فداي ديگري ميكنيم.
«دهقان» اظهار داشت: جنگ فقط لحظه لحظههاي نبرد نيست بلكه فراتر از آن است، به موضوع بزرگ انساني رسيدن و آن را در مسير ذهن خواننده قرار دادن است. اينجاست كه ادبيات جنگ فراتر از يك درگيري ابلهانه است. جنگ ميتواند سوژههاي بزرگ را براي نوشتن در اختيار ما قرار دهد و آن نگاه به زندگي انسانها است.
وي در پاسخ به اينكه آيا شخصيت ناصر همان دوست دوران نوجواناني نويسنده است، بيان داشت: من در تمام داستانهايي كه نوشتم نام شخصيت اول مرد داستان ناصر بوده و نام شخصيت اول زن هم رؤيا، و اين نميتواند دليل براين باشد كه اين افراد، افراد خاصي هستند. نميتوانم بگويم اين ناصر خاطره كسي است به اسم ناصر، بلكه خاطره نامي است به اسم ناصر.
اين داستاننويس درباره دليل نگارش اين رمان گفت: دليل اينكه اين رمان را نوشتم اين بود كه هر رماني را كه ميخواندم احساس بيزاري ميكردم، چون شخصيتها آدم نبودند. ميخواستم شخصيتهاي داستانم را در قامت يك آدم ببينم، از اين جهت هنگام خلقشان با كليشه برخورد نكردم.
وي ادامه داد: ما در زندگي روزمره خود سوژههايي بسياري را داريم كه هرگز در انتهاي خودشان نيستند. ما عشقها، نفرتها، تلاشهاي بزرگي را در اطراف خود ميبينيم ولي اينها در يكجا ميتوانند به بهترين وجه متبلور شوند و آن جنگ است. در آنجا نفرت به جايي مي رسد كه فردي را به راحتي ميكشيم و از آن لذت ميبريم و يا جانمان را فداي ديگري ميكنيم.
«دهقان» اظهار داشت: جنگ فقط لحظه لحظههاي نبرد نيست بلكه فراتر از آن است، به موضوع بزرگ انساني رسيدن و آن را در مسير ذهن خواننده قرار دادن است. اينجاست كه ادبيات جنگ فراتر از يك درگيري ابلهانه است. جنگ ميتواند سوژههاي بزرگ را براي نوشتن در اختيار ما قرار دهد و آن نگاه به زندگي انسانها است.
وي در پاسخ به اينكه آيا شخصيت ناصر همان دوست دوران نوجواناني نويسنده است، بيان داشت: من در تمام داستانهايي كه نوشتم نام شخصيت اول مرد داستان ناصر بوده و نام شخصيت اول زن هم رؤيا، و اين نميتواند دليل براين باشد كه اين افراد، افراد خاصي هستند. نميتوانم بگويم اين ناصر خاطره كسي است به اسم ناصر، بلكه خاطره نامي است به اسم ناصر.
اين داستاننويس درباره دليل نگارش اين رمان گفت: دليل اينكه اين رمان را نوشتم اين بود كه هر رماني را كه ميخواندم احساس بيزاري ميكردم، چون شخصيتها آدم نبودند. ميخواستم شخصيتهاي داستانم را در قامت يك آدم ببينم، از اين جهت هنگام خلقشان با كليشه برخورد نكردم.
لینک کپی شد
نظر شما
