اسناد - فرياد عشق(يادداشتهاي در سنگر)

کد خبر: ۱۲۰۳۷۵
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۸۷ - ۲۰:۱۵ - 07November 2008
او فرمانده سپاه هويزه بود، در جلساتي با حضور مسئولين و فرماندهان همچون آيه ا... خامنه‌اي و دکتر چمران شرکت مي‌کرد، در طراحي عمليات بسيار مي‌انديشيد و با وجود تلاشهاي فراوان و برنامه‌هاي سنگين در ساعات روز، شبها همچون همه بسيجيها، پاسدار شب بود.

چندبار مسئول تنظيم ليست پاسداري، نام حسين را از ليست حذف کرد، و به دليل اين که ايشان در همه ساعات روز مسئوليتهاي سنگين دارد، حاضر نبود نام حسين را بنويسد، اما حسين با اصرار زياد نام خود را در ليست قرار داد و ساعاتي از شب را پاس مي‌داد، درست همچون همه نيروها.

ب- حسين از کمترين فرصت و لحظات وقت خود، استفاده مي‌کرد، در ساعاتي از شب که مسئوليت پاسداري را بر عهده داشت از نور چراغ قوه دستي استفاده کرده و صفحاتي را با عنوان يادداشتهاي در سنگر، به نگارش درآورد.

حسين نوشته‌هاي فراواني داشته که متأسفانه در حمله ددمنشانه ارتش عراق و ويران نمودن شهر هويزه و مقر سپاه، همه چيز نابود شد، از جمله دست نوشته‌هاي حسين. اينک چند نمونه از نوشته‌هاي حسين که گويا در شب‌هاي مختلف در سنگر نوشته است به حضورتان تقديم مي‌شود :

متن دست نوشته‌ي دوم

در دل سنگر با خود سخن مي‌گويم :

راستي چه خوب از اين فرصت استفاده کنم و با قرآن آشنا شوم.

آيات خدا را بخوانم و بعد حفظ کنم و سپس زمزمه کنم و بعد سرود کنم و بعد شعار زندگي کنم، باشد تا اين دل پر هيجان و طپش را آرامش دهد.

و بعد با آن براي خود توشه بسازم و توشه را راهي گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم.

آيات جهاد را شهادت، تقوي، ايمان، ايثار، اخلاص، عمل صالح و... همه را پيدا کنم و سنگرم کلاس درسم باشد.

و سنگرم ميعادگاه ملاقاتم با خدا شود، سنگرم محرابم گردد، سنگرم خانه اميدم گردد و سنگرم قبله دومم گردد.

از فردا حتماً بيشتر قرآن خواهم خواند.

در دل سنگر با خدا سخن مي‌گويم.

اللهم انک يا انس الانسين لاولياليک

خدايا اي نزديکترين مونس به دوستانت

يا من هو اقرب الي من حبل الوريد يا من يحول بين المرء و قبله

خدا اگر من در سنگرم تو در قلب من و در دل سنگر هر دو حضور داري.

و هو معکم اينما کنتم حديد- ?

راستي اين سرود را از اصغر شهيد بياد دارم.

کي بوده‌اي نهفته که پيدا کنم تو را                کي رفته‌اي ز دل که تمنا کنم تو را

پنهان نگشته‌اي که شوم طالب حضور           غايب نگشته‌اي که هويدا کنم تو را

هر کسي قادر نيست آنچه را که شايسته سخن گفتن با خداست بر زبان آورد لذا براي راز و نياز با او بايد به نيايشهاي امام زين‌العابدين توسل جست، دعاهاي صحيفه را بايد بخوانم و بعد حفظ کنم و زمزمه کنم، نيايشهاي علي بن ابيطالب را بخوانم، حفظ کنم، زمزمه کنم. اللهم حصن ثغور المسلمين بعزتک و ايد حماتها بقوتک و اسبغ عطاياهم من جدتک

اللهم اغفرلي ما انت اعلم به مني فان عدت فعد علي بالمغفره

اللهم اغفرلي ما اتقرب اليک بلساني ثم خالفه قلبي اللهم اغفرلي ما وليث من نفسي و لم تجد له وفاء من عندي

من در سنگر هستم در اوج تنهايي، سلاح بر دوش دارم، کرخه از کنارم مي‌گذرد، در? کيلومتري، دشمن مستقر است تاکنون دوبار بلاد مسلمين را مورد تجاوز قرار داده است و اکنون چندين کيلومتر در خاک اسلام وارد شده است و ناجوانمردانه شهرها را مي‌کوبد و نابود مي‌کند، صداي رگبار و خمپاره هميشه در گوش است.

مردم روستاها و شهرها آواره و سرگردان شده‌اند کودکان گرسنه و لرزان در آغوش مادران ترسان بسيار به چشم مي‌خورد.

زمان مي‌گذرد، عبور زمان در کنار برادران خاطره مي‌سازد.

اعمال متهورانه و بي باکانه بچه‌ها حماسه مي‌آفريند.

منصور در کنار اصغر شهيد شد و اصغر شاهد شهادت او بود.

اصغر در کنار رضا شهيد شد و رضا شاهد شهادت اصغر بود و اما رضا در تنهايي شهيد شد، راستي شهداء همه با هم بودند و چه جمع باصفايي.

در شهادت منصور در مسجد، اصغر شهيد براي مردم از منصور حرف زد.

وقتي خواستيم که خانه اسکندري شهيد برويم، اصغر شهيد شد، شعار [ما تشنه هستيم بهر شهادت] را سرود، در خيابان حصيرآباد.

وقتي منصور شهيد شد، رضاي شهيد در فراق منصور گريه کرد و صادق براي آنان نوحه مي‌خواند و صداي دلنشين و پر جاذبه‌اش مرا به گريه مي‌اندازد.

بابک معتمد، قنادان زاده، طحان در ساحل کارون بوند.

دهبان و احمد مشک در ساحل کرخه.

شايد طبيعت جاي دجله و فرات را با کرخه و کارون تعويض کرده است.

 
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین