تئاتر ضد جنگ بخشي از تئاتر دفاع مقدس
در نمايشي موضوعي و از جمله حوزه تئاتر دفاع مقدس نيز چنين سيستمي با هدف انتقال مفاهيم و پيام هاي دفاع مقدس و هشت سال جنگ تحميلي صورت مي پذيرد. اما آيا مي توان همه نمايشهاي توليد شده در اين حوزه را آثاري در ستايش جنگ و مبارزه به شمار آورد و آيا تئاتر دفاع مقدس در پي تعريف ارزشهاي جنگيدن است؟
پاسخ به اين سوال در مورد تئاتر دفاع مقدس که حالا به يک ژانر مهم در تئاتر ما تبديل شده است، بسيار آسان به نظر مي رسد، چرا که تئاتر دفاع مقدس هدف و آرمانهاي مورد انتظارش به راحتي در عنوان آن در ارتباط قرار مي دهد: "دفاع مقدس".
در واقع ارزش و جايگاه مقدس پيدا مي کند و باعث مي شود که اين حوزه از تئاتر ما به عنوان گونه اي قابل ستايش و در برگيرنده ارزشهاي انساني و معنوي قرار گيرد، جايگاه و ارزش مقوله دفاع است و نه جنگ.
جامعه مخاطب تئاتر دفاع مقدس پيش مواجهه با هر ديدگاه و نظري يک پيش فرض مهم را به عنوان محور اساسي تحليل نسبت به محتوا آثار مربوط به اين حوزه در ذهن دارد و آن هم اينکه هدف و غايت مطلوب در جريان سالهاي دفاع مقدس نه جنگيدن، بلکه دفاع در برابر مهاجمان جنگ بوده است و از همين روي نام جنگ تحميلي و عنوان دفاع مقدس را براي آن برگزيده اند.
بنابراين حمله و تهاجم دشمن از يکسو و دفاع و مقابله رزمندگان از سوي ديگر محور درام و چالش دراماتيک را در تئاتر دفاع مقدس به وجود آورده اند. در اين حوزه هر موضوعي مي تواند زير مجموعه اي از گستره دفاع باشد. چه آنکه تز و آنتي تز درام هر دو در گروه مدافعين شکل بگيرد؛ مثلا آنکه شخصيتي از مدافعين که همراه با همرزمان اش در مقابل تهاجم ايستاده دچار ترديد شود و شک و دو دلي اش براي جنگ را در معرض تقابل و بازخورد با شخصيتهاي ديگر قرار دهد.
چه آنکه تز و آنتي تز هر دو در گروه مهاجمين و تحميل گران قرار داشته باشند، مثلا سرباز عراقي اي که پس تجاوز عمل و انگيزه اش را در تعارض با جهان بيني اش مي بيند با گروه و اشخاص همراهش درگير شود و... .
بهرحال بحث اساسي و محور مهم نمايش دفاع مقدس که از بعد مذهبي انديشه و آرمان انساني دفاع در برابر ظلم و تجاوز ريشه مي گيرد، يک بستر مشترک و اصلي را به عنوان پايه مباحث و رفتارهاي دراماتيک اش انتخاب کرده که بر اساس شرايط پيراموني جنگ تحميلي شکل گرفته و بر اساس همين بهانه نمايشي به طرح مسائل انساني و مذهبي هم مي پردازد. واژه مقدس که بعد از دفاع قرار گرفته حاصل تعلق انگيزه ها و ارزشهاي مذهبي عمل است که قداست تکليف را در مقابل همه سوالات مربوط به عمل نمايشي قرار مي دهد.
بنابراين طبيعي است تئاتر ضد جنگ نيز جزئي از تئاتر دفاع مقدس باشد. آنجا که در بحث پيرامون مسئله جنگ به عنوان عنصري تحميلي مورد اعتراض قرار مي گيرد و دفاع به مقابله با آن قد علم مي کند، چنين ديدگاه و منظر نظري براحتي مصداق پيدا مي کند. در واقع جنگ و دفاع دو شخصيت برابر ستيز و کاملا متضاد نمايشهاي دفاع مقدس هستند.
تئاتر دفاع مقدس همواره سعي دارد تا به مقوله جنگ به عنوان نيرويي تحميل شده بر انسان نگاه کند و در برابر آن به دفاع در برابر آن و از ميان برداشتن نيروي تجاوز و تهاجم قداست مي بخشد. البته در اين حوزه مي بايست مفهوم کلي جنگ را از آنچه که در تئاتر دفاع مقدس ما به عنوان جنگ از آن ياد مي شود تميز داد و جدا کرد.
وقتي که از تئاتر جنگ در دنيا صحبت به ميان مي آيد، محدوده اي کلي مطرح مي شود که در اين محدوده تقابل دو نيروي متضاد ايجاد موقعيتي مي کند که از آن با عنوان جنگ ياد مي شود، اما در حوزه تئاتر دفاع مقدس واژه جنگ و نگاه به آن کاملاً متفاوت است. جنگ در اين گستره به جنگي خاص و تحميل شده محدود مي شود که متعلق به دوره، زمان و مکان مشخص و معلومي است. هر چند که ديدگاه کلي دفاع مقدس آنجا که مقوله دفاع قداست و ارزش پيدا کرده است، نسبت به مقوله جنگ تحت هر شرايط و با هر شکلي مشخص و معلوم است. جنگ در اين محدوده هيچگاه مورد ستايش قرار نمي گيرد و بلکه همواره به عنوان عاملي متجاوز و تخريب گر مورد انتقاد و تنفر واقع مي شود.
بر اين اساس آيا مي توان ادعا کرد که تئاتر دفاع مقدس يک تئاتر ضد جنگ است؟ مسلماً عنوان اين نوع تئاتر کاملاً در مقابل و متضاد با جنگ انتخاب شده و تازه با قرار گرفتن واژه مقدس، برابري و مقابله يا جنگ قداست نيز پيدا کرده است. بنابراين تئاتر دفاع مقدس در يکي از مهمترين اشکال آن قصد دارد تا مقوله ژرف ساختي جنگ را از موضعي مخالف مورد انتقاد قرار دهد و از همين روست که جنگ ما در نمايشهاي دفاع مقدس به هر روي با عناوين دفاع مقدس و جنگ تحميلي قرار مي گيرد.
در اين ميان البته هستند نمايشهايي که به گونه اي مستقل از موضوع و بدون در نظر داشتن محدوده و زمان به طرح مضامين انساني ضد جنگ مي پردازند. نمونه چنين آثاري همين اجراي اخير نمايش فصل خون است که با طرح موضوع انسانيت و عشق، جنايت هاي صورت گرفته در محدوده جنگ تحميلي را نمايشي کرده و به طور مشخص بر عليه خشونت جنگ به انتقاد مي پردازند.
بنابراين علاوه بر اينکه خود موضوع دفاع مقدس جرياني بر عليه جنگ و تهاجم است، ديدگاه مستقل ضد جنگ نيز مي تواند در محدوده اين تئاتر مطرح شود و مصداق پيدا کند.
در واقع اين کيفيت ضديت با جنگ است که نمايش هاي مختلف حوزه دفاع مقدس تعيين کننده ميزان اهميت انتقاد برضد آن قرار مي گيرد. چه بسا در بسياري آثار که به راحتي نمي توان مضمون و نگاه خاص بر عليه جنگ و تهاجم را مشاهده کرد و تميز داد. اما مهم آنست که هر جا نامي از شهيد و شهادت و مبارزه به ميان مي آيد، جنگ به عنوان نيروي تخريب گر و ويران کننده به عنوان نيرويي در مقابل شهادت و جهاد مورد انتقاد قرار مي گيرد.
منبع: خبرگزاري آينده روشن
پاسخ به اين سوال در مورد تئاتر دفاع مقدس که حالا به يک ژانر مهم در تئاتر ما تبديل شده است، بسيار آسان به نظر مي رسد، چرا که تئاتر دفاع مقدس هدف و آرمانهاي مورد انتظارش به راحتي در عنوان آن در ارتباط قرار مي دهد: "دفاع مقدس".
در واقع ارزش و جايگاه مقدس پيدا مي کند و باعث مي شود که اين حوزه از تئاتر ما به عنوان گونه اي قابل ستايش و در برگيرنده ارزشهاي انساني و معنوي قرار گيرد، جايگاه و ارزش مقوله دفاع است و نه جنگ.
جامعه مخاطب تئاتر دفاع مقدس پيش مواجهه با هر ديدگاه و نظري يک پيش فرض مهم را به عنوان محور اساسي تحليل نسبت به محتوا آثار مربوط به اين حوزه در ذهن دارد و آن هم اينکه هدف و غايت مطلوب در جريان سالهاي دفاع مقدس نه جنگيدن، بلکه دفاع در برابر مهاجمان جنگ بوده است و از همين روي نام جنگ تحميلي و عنوان دفاع مقدس را براي آن برگزيده اند.
بنابراين حمله و تهاجم دشمن از يکسو و دفاع و مقابله رزمندگان از سوي ديگر محور درام و چالش دراماتيک را در تئاتر دفاع مقدس به وجود آورده اند. در اين حوزه هر موضوعي مي تواند زير مجموعه اي از گستره دفاع باشد. چه آنکه تز و آنتي تز درام هر دو در گروه مدافعين شکل بگيرد؛ مثلا آنکه شخصيتي از مدافعين که همراه با همرزمان اش در مقابل تهاجم ايستاده دچار ترديد شود و شک و دو دلي اش براي جنگ را در معرض تقابل و بازخورد با شخصيتهاي ديگر قرار دهد.
چه آنکه تز و آنتي تز هر دو در گروه مهاجمين و تحميل گران قرار داشته باشند، مثلا سرباز عراقي اي که پس تجاوز عمل و انگيزه اش را در تعارض با جهان بيني اش مي بيند با گروه و اشخاص همراهش درگير شود و... .
بهرحال بحث اساسي و محور مهم نمايش دفاع مقدس که از بعد مذهبي انديشه و آرمان انساني دفاع در برابر ظلم و تجاوز ريشه مي گيرد، يک بستر مشترک و اصلي را به عنوان پايه مباحث و رفتارهاي دراماتيک اش انتخاب کرده که بر اساس شرايط پيراموني جنگ تحميلي شکل گرفته و بر اساس همين بهانه نمايشي به طرح مسائل انساني و مذهبي هم مي پردازد. واژه مقدس که بعد از دفاع قرار گرفته حاصل تعلق انگيزه ها و ارزشهاي مذهبي عمل است که قداست تکليف را در مقابل همه سوالات مربوط به عمل نمايشي قرار مي دهد.
بنابراين طبيعي است تئاتر ضد جنگ نيز جزئي از تئاتر دفاع مقدس باشد. آنجا که در بحث پيرامون مسئله جنگ به عنوان عنصري تحميلي مورد اعتراض قرار مي گيرد و دفاع به مقابله با آن قد علم مي کند، چنين ديدگاه و منظر نظري براحتي مصداق پيدا مي کند. در واقع جنگ و دفاع دو شخصيت برابر ستيز و کاملا متضاد نمايشهاي دفاع مقدس هستند.
تئاتر دفاع مقدس همواره سعي دارد تا به مقوله جنگ به عنوان نيرويي تحميل شده بر انسان نگاه کند و در برابر آن به دفاع در برابر آن و از ميان برداشتن نيروي تجاوز و تهاجم قداست مي بخشد. البته در اين حوزه مي بايست مفهوم کلي جنگ را از آنچه که در تئاتر دفاع مقدس ما به عنوان جنگ از آن ياد مي شود تميز داد و جدا کرد.
وقتي که از تئاتر جنگ در دنيا صحبت به ميان مي آيد، محدوده اي کلي مطرح مي شود که در اين محدوده تقابل دو نيروي متضاد ايجاد موقعيتي مي کند که از آن با عنوان جنگ ياد مي شود، اما در حوزه تئاتر دفاع مقدس واژه جنگ و نگاه به آن کاملاً متفاوت است. جنگ در اين گستره به جنگي خاص و تحميل شده محدود مي شود که متعلق به دوره، زمان و مکان مشخص و معلومي است. هر چند که ديدگاه کلي دفاع مقدس آنجا که مقوله دفاع قداست و ارزش پيدا کرده است، نسبت به مقوله جنگ تحت هر شرايط و با هر شکلي مشخص و معلوم است. جنگ در اين محدوده هيچگاه مورد ستايش قرار نمي گيرد و بلکه همواره به عنوان عاملي متجاوز و تخريب گر مورد انتقاد و تنفر واقع مي شود.
بر اين اساس آيا مي توان ادعا کرد که تئاتر دفاع مقدس يک تئاتر ضد جنگ است؟ مسلماً عنوان اين نوع تئاتر کاملاً در مقابل و متضاد با جنگ انتخاب شده و تازه با قرار گرفتن واژه مقدس، برابري و مقابله يا جنگ قداست نيز پيدا کرده است. بنابراين تئاتر دفاع مقدس در يکي از مهمترين اشکال آن قصد دارد تا مقوله ژرف ساختي جنگ را از موضعي مخالف مورد انتقاد قرار دهد و از همين روست که جنگ ما در نمايشهاي دفاع مقدس به هر روي با عناوين دفاع مقدس و جنگ تحميلي قرار مي گيرد.
در اين ميان البته هستند نمايشهايي که به گونه اي مستقل از موضوع و بدون در نظر داشتن محدوده و زمان به طرح مضامين انساني ضد جنگ مي پردازند. نمونه چنين آثاري همين اجراي اخير نمايش فصل خون است که با طرح موضوع انسانيت و عشق، جنايت هاي صورت گرفته در محدوده جنگ تحميلي را نمايشي کرده و به طور مشخص بر عليه خشونت جنگ به انتقاد مي پردازند.
بنابراين علاوه بر اينکه خود موضوع دفاع مقدس جرياني بر عليه جنگ و تهاجم است، ديدگاه مستقل ضد جنگ نيز مي تواند در محدوده اين تئاتر مطرح شود و مصداق پيدا کند.
در واقع اين کيفيت ضديت با جنگ است که نمايش هاي مختلف حوزه دفاع مقدس تعيين کننده ميزان اهميت انتقاد برضد آن قرار مي گيرد. چه بسا در بسياري آثار که به راحتي نمي توان مضمون و نگاه خاص بر عليه جنگ و تهاجم را مشاهده کرد و تميز داد. اما مهم آنست که هر جا نامي از شهيد و شهادت و مبارزه به ميان مي آيد، جنگ به عنوان نيروي تخريب گر و ويران کننده به عنوان نيرويي در مقابل شهادت و جهاد مورد انتقاد قرار مي گيرد.
منبع: خبرگزاري آينده روشن
لینک کپی شد
نظر شما
