گفتگو با تورج زاهدي، موسيقي دان

کد خبر: ۱۲۱۹۷۵
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۴۶ - 02March 2009
مردم ايران، در درون خود حماسه هاي ملي و ديني را نيز جاي داده است و ما مي توانيم با سفر به چهار گوشه کشور بخشي از احساسات حماسي هموطنان خود را در موسيقي مقامي بازيابيم و همراه آن به زواياي تاريخي محلي، ملي و ديني کشور را پيدا کنيم. با اين همه اما هيچ نبرد ملي و ميهني به اندازه دفاع و پايداري هشت ساله ملت ايران در برابر ارتش رژيم عراق تجلي نزديک و معناداري در موسيقي ايراني نداشته است. هنرمندان عرصه موسيقي کشور (به ويژه آنها که همواره مي کوشيده اند ادعاي ايران خواهي را با عمل در آميزند) در طول سال هاي پايداري و پس از آن تلاش کرده اند حضور و دفاع اسطوره اي ملت را در ميدان هاي آتش و خون و در عرصه هايي که فاصله ميان مرگ و زندگي از مويي باريکتر بود در کالبد اثر موسيقايي خود بريزند و عشق و زخم پيروزي دلاوران ميهن را بازتاب دهند. گفتگوي ما با تورج زاهدي در ارتباط با چند و چون موسيقي سال هاي دفاع و پايداري است و ايشان بخشي از رمز و رازهاي اين موسيقي را بازگفته اند.


*موسيقي حماسي از چه زماني و با چه ديدگاه هي ساخته شد؟
**اگر از ديد تمدن جديد بشر به قضيه نگاه کنيم، کشور فرانسه از قرن هفدهم، با تشکيل يک ارکستر بزرگ نظامي، پيشتاز موسيقي جنگ در جهان محسوب مي شود. اما اگر تاريخ و تمدن کهن را در نظر داشته باشيم، کشور خودمان ايران اولين کشوري است که به موسيقي اهميت مي داده و در جنگ ها از موسيقي جنگي استفاده مي کرده. و اتفاقاً ماخذ اين دو نکته هم برمي گردد به خود غربي ها.

* موسيقي حماسي در جنگ در ايران چه زماني پايه گذاري شد؟
**گزنفون، کتابي دارد به نام سير و پويا. اين مورخ يوناني در اين کتاب به تاريخ موسيقي نظامي در جهان هم اشاره کرده و به عنوان قديمي ترين ماخذ معتبر در اين زمينه تاسيس موسيقي جنگي را به هخامنشيان نسبت داده و نوشته که کوروش، در جنگ ها از موسيقي استفاده مي کرده وقتي خودش هم در حين نبرد سرود مي خوانده است سپاهيان هم طوري تعليم داده شده بودند که مي توانستند پاسخ سرود خواني او را بدهند آن هم نه به شيوه ساده و تک صدايي، بلکه در اثر نوعي از فن موسيقي، که امروزه شناخته شده نيست، سپاهيان در دسته هاي مختلف، نغمه هايي را مي خواندند که مجموعشان توليد صداي مخوفي مي کرد که به نعره بسيار عظيم يک شير مي مانست! قطعاً نوعي چند صدايي و پوليفوني که امروزه ما شناختي از آن نداريم، در کار بوده که چنين تلفيق شگفت آوري توليد مي شد.

*در آن دوران از چه سازهاي موسيقي استفاده مي شد ؟
**در همين کتاب سير و پويا، اشاره شده که براي اولين بار در جهان، کوروش از صداي شيپور براي ابلاغ پيام هاي جنگي به سپاهيان، مثل بيدار باش و حمله و راحت باش و غيره استفاده مي کرد طبق نوشته گزنفون سپاهيان ايراني از طبق بسيار بزرگي به نام کوس در جنگ استفاده مي کردند که سخت باعث وحشت دشمن مي شد. کوس آن قدر عظيم بود که مي بايست بر پشت فيل ها حمل مي شد.
فيل ها در حالي که هر کدام يک کوس عظيم را حمل مي کردند پيشاپيش سپاه حرکت مي کردند و وقتي طبال ها شروع به نواختن مي کردند طنين کر کننده کوس ها، اسب هاي دشمنان را رم مي داد و سپاهيان دشمن را به وحشت مي انداخت گزنفون نوشته ايران به همين ترتيب سپاهيان کشور ليديه را شکست داد. فردوسي بزرگ در داستان لشکرکشي بهرام به خسرو مي گويد:
بگفتا که آمد مرا گاه جنگ بگيريم گيتي به مردي به جنگ
بفرمود تا کوس بيرون برند درفش بزرگي به هامون برند
اباکوس و با ناي و پيلان هست همان گرزه گاو پيکر به دست
بزرگان لشکر پس پشت او جهان آمد پاک در مشت او
البته بعدها در کتب تاريخي ديگري مثل اسکندرنامه و تاريخ بيهقي، به اين نکته که در جنگ ها، کوس بر پشت فيل مي گذاشتند اشاره شده است شما اگر الان به موزه تخت جمشيد برويد يک شيپور جنگي به طول يک متر و بيست سانت مي بينيد، که بهترين دليل بر سابقه کهن ايرانيان در استفاده از موسيقي جنگ است.

* در آن زمان موسيقي داناني به عنوان استاد و آموزش دهنده موسيقي جنگي وجود داشته است تا به سپاهيان ايران آموزش دهد ؟
**قطعاً وجود داشته است.. اما متاسفانه اسامي آن ها در دست نيست در تواريخ کهن حتي اسامي غلامان هم ذکر شده، اما در مورد اين هنرمندان بزرگ هيچ توضيحي نيامده و هيچ کدام معرفي نشده اند ما فقط براساس شواهد و قراين، مي گوييم وقتي شپيور جنگ وجود داشته پس هنرمنداني به عنوان سازنده اين شيپورها، و موسيقي داناني که الحاني براي اين شيپورها و ساير آلات جنگي ساخته اند وجود داشته بنابراين بي هيچ ترديدي موسيقي دانان استاد به قرارگاه هاي جنگي دعوت مي شدند به سربازان و رزم آوران شيوه صحيح خواندن و سرايش سرودهاي جنگي و طرز نواختن آلاتي مثل بيتره و کوس و کرناي و غيره را آموزش دهند.

*موسيقي دوران جديد حماسي و جنگي با دوران گذشته چه تفاوتي دارد؟
**آلبر لاوييناک، در دايره المعارف بزرگ موسيقي اش نوشته که غربي ها، انواع طبل ها و شيپورها را از شرقي ها گرفتند، و آن ها را تکامل دادند. از جمله طبل از قرن چهاردهم ميلادي رسماً وارد جنگ ها شد. اما هنوز افکار عمومي آمادگي نداشت که حضور يک ارکستر موسيقي را در پادگان ها درک کند. در قرن هفدهم لوئي چهاردهم تصميم گرفت براي سر و سامان دادن به ارتش، و ايجاد نظم گروهي در ميان سپاهيان يک ارکستر جنگي تشکيل دهد و آن را وارد نظام کند طبعاً رؤسا و امراي لشکر سخت مخالف بودند و معتقد بودند که موسيقي و جنگ، هيچ نسبتي با هم ندارند. فقط يکي از سرلشکرهاي ارتش فرانسه به نام مارشال ماکس به ضرورت اين کار اعتقاد داشت و او با سرسختي ديگران را وادار کرد که اين فکر را بپذيرد و از لوئي چهارده خواست که فرماني در اين خصوص صادر کند به اين ترتيب براي اولين بار، يک ارکستر نظامي در ارتش فرانسه تشکيل شد طولي نکشيد که ارکسترهاي نظامي، در تشريفات رسمي مثل استقبال ها، بدرقه ها، مراسم و اعياد و غيره برنامه اجرا کردند و در قرن هجدهم در ميان مردم و براي مردم کنسرت دادند. طي همين روند بود که روژه روليل، سرود مارسيز را براي انقلابيون فرانسوي ساخت. اين سرود آن قدر محبوب شد که آن را به عنوان سرود ملي فرانسه انتخاب کردند و حتي امروز هم سرود ملي فرانسه محسوب مي شود.

*ايران به عنوان پيشتاز موسيقي بوده است. موسيقي جنگ چه وقت و چگونه به ايران راه يافت؟
**موسيقي مدرن غربي و قواعدي مثل هارموني و ارکستراسيون، اولين بار در دوره قاجار وارد کشور ما شد اما اين کار از طريق موسيقي جنگ صورت گرفت چون براي اولين بار از موسيقي دانان غربي عمدتاً فرانسوي دعوت شد تا سر و ساماني به موسيقي نظامي ايران بدهند در سال 1856 ميلادي (1235شمسي) دو موسيقي دان فرانسوي به نام هاي بوسکه و رويون به ايران آمدند تا يک دسته موسيقي نظامي براي دربار قاجار تشکيل دهند. معلم بعدي هم موسيو لومر بود که در سال 1869 ميلادي (1248شمسي) وارد ايران شد. همين شخص اخير بود که پيشنهاد داد شعبه موسيقي نظام در دارالفنون تشکيل شود با مرگ لومر، شعبه موسيقي دارالفنون هم تعطيل شد اما وقتي شاگرد ايراني لومر، که سالار معزز نام داشت رئيس موسيقي شد شعبه موسيقي دارالفنون دوباره راه افتاد. وقتي وزيري در سال 1307 رياست را به دست گرفت، موزيک نظام دوباره حذف شد ولي هنگامي که مين باشيان جاي وزيري را گرفت اين رشته دوباره در زمره دروس موسيقي قرار گرفت، مي بينيد که ورود موسيقي غربي، با موسيقي جنگي و نظامي همراه بود.
چون اين کار توسط درباريان انجام مي گرفت، که عقل شان قصدشان کردن نيروي نظامي شان بود.

*موسيقي هشت سال دفاع مقدس از نظر شهادت طلبي و تاثير روي رزمندگان چه جايگاهي داشت؟
**موسيقي دفاع مقدس از چند طريق در اختيار مردم و طبعاً رزمندگان قرار مي گرفت يکي از طريق سرودهايي که در صدا و سيما تهيه مي شد ديگري از طريق موسيقي متن فيلم هاي جنگي و يکي هم از طريق کاست ها و کنسرت ها. البته در اين تقسيم بندي جزئيات ديگري را هم مي توان و بايد در نظر گرفت از جمله مثلاً موسيقي دفاع مقدس، به دو قسمت آوازي و غير آوازي، بدون هيچ شعر و خواننده اي و فقط به وسيله ارکستر اجرا مي شود موسيقي متن فيلم هاي دفاع مقدس عموماً از همين زمره است. در حالي که سرودهاي صدا و سيما، شامل موسيقي آوازي است از نظر تاثير موسيقي جنگ بايستي گفت که اين سرودها، حتي مردم عادي خارج از جبهه ها را تحت تاثير قرار مي داد تا چه رسد به رزمندگان را که مستقيماً درگير جنگ بودند اين جنگ چيزي مثل جنگ کبير ميهني نبود که صرفاً رنگ و بوي وطن پرستانه داشته باشد. بلکه يک جنگ اعتقادي محسوب مي شد که حتي جنبه هاي عبادي را هم دربرمي گرفت بخصوص که اندکي پيش از آن انقلاب اسلامي همه را با هم متحد و يک دل کرده بود از طرفي فراموش نکنيم که گاهي اصلاً اين خود رزمندگان بودند که محتواي سرودها را مشخص مي کردند مثلاً سرود «اي لشکر صاحب زمان آماده باش» در واقع اول توسط خود رزمندگان اجرا شد درست با همين وزن و آهنگ و همين کلمات، فقط يک تغيير جزيي وجود داشت که چندان مهم نبود آن ها نوحه را به اين صورت مي خواندند:
«اي لشکر صاحب زمان (ع) آماده شو» البته اين شيوه از نوحه خواني در جنگ را مديون حاج صادق آهنگران هستيم، چون پس از سال ها انحراف در نوحه خواني که موسيقي مبتذل غربي و سبکي مثل سبک قاسم جبلي بر آن حاکم بود، عاقبت کسي پيدا شد که دوباره سبک اصيل قديمي بازگشت و نوحه ها را در دستگاه ها و آوازهاي اصيل رديف موسيقي ايران اجرا کرد، که اين کار اجر و ارزش بسياري دارد.
البته سرودهايي هم هستند که صرفاً توسط موسيقي دانان ساخته شد و بعد آثار مثبتش در جبهه ها ظاهر شد مثل سرود: «خجسته باد اين پيروزي» در مايه بيان ترک، که به مناسبت فتح خرمشهر، توسط آهنگ ساز خوب و توانا احمدعلي راغب ساخته شد شعر زيباي آن هم البته از جناب حميد سبزواري بود که به همراه شاعران گران قدري مثل مشفق کاشاني، محمود شاهرخي، ساعد باقري، علي معلم دامغاني و ... سرودهاي بسيار خوبي در اين زمينه سرودند آهنگ سازاني هم مانند دکتر رياحي همايون رحيميان، شاهنگيان و ... آهنگ اين سرودها را ساختند.
البته نبايد از زحمات موسيقي داناني که خارج از سيطره صدا و سيما به اين کار همت ورزيدند و سرودهاي خوبي ساختند چشم پوشي کرد آهنگ سازاني مانند محمدرضا لطفي، پرويز مشکاتيان، حسين عليزاده، محمدعلي کياني نژاد، هوشنگ کامکار، و آوازهاي فراموش نشدني محمدرضا شجريان، شهرام ناظري، بپژن کامکار و ... البته بسيار بي انصافي است که از سرودهاي جنگ ياد کنيم و از صداي خوب گلريز که پرکارترين خواننده صدا و سيما در اين زمينه است نامي نبريم. خواننده اي که موسيقي هشت سال دفاع مقدس از صداي به ياد ماندني او جدا نيست لازم است يادآوري کنم که سرود خجسته باد اين پيروزي که از آن نام بردم با صداي گلريز اجرا شد.

* موسيقي هشت سال دفاع مقدس را مي توان علاوه بر سابقه مذهبي و معنوي اش، ملي هم خواند؟
**در اين مورد ترديد نکنيد. از نظر عرفاي ما، حتي درختان هم مسلمان هستند، تا چه رسد به مسئله اي مثل دفاع از ناموس و آب و خاک، مباحثي مثل مليت و اعتقادات معنوي مردم، آن قدر در کشور ما با هم عجين اند، که جدانشدني هستند.
يعني مليت ما عين مذهب ما و مذهب ما عين مليت ماست. شما سفرنامه گوبينو را ببينيد. او مي نويسد در کشور ايران خدا را همه جا مشاهده مي کنيد هيچ جايي نيست که نشاني از خدا نبيند، من کاملاً با اين حرف گوبينو که مرد حکيم مشرب و فاضلي بود موافقم. انديشه وحداني و وحياني ما ايرانيان در همه شئونات و مظاهر زندگي مان کاملاً محسوس و ملموس است پس چگونه مي شود که مليت خود را از اعتقاداتمان جدا کنيم:

*همان طور که در سينما، حالا که جنگ تمام شده فيلم جنگي داريم آيا مي شود که موسيقي پس از جنگ هم داشته باشيم؟
**شوستا کوويچ درست زماني که ارتش آلمان نازي به روسيه حمله کرده در کوران جنگ و دفاع جانانه هموطنانش شروع به ساختن سمفوني شماره هفت کرد که به سمفوني لنينگراد مشهور شد. در طول جنگ دوم جهاني اين سمفوني در جهان شهرت يافت و بهترين موسيقي جنگي شناخته شد شوستا کوويچ اين اثر را در بحبوحه جنگ، بر بالاي پشت بام هاي شهر اجرا کرد و مبارزان در حالي که آن را مي شنيدند، از شهرشان دفاع مي کردند يعني اين اثري است که مستقيماً به جنگ مربوط مي شود اما امروزه هم توسط ارکسترهاي بزرگ جهان اجرا مي شود پس موسيقي جنگ، مستلزم وقوع جنگ نيست اما ظاهراً در کشور ما، موسيقي جنگ پس از پايان يافتن جنگ ديگر وجود ندارد و فقط از طريق فيلم هاي جنگي که همگي فيلم هاي پس از جنگ هستند دارد به حياتش ادامه مي دهد. در غرب آثار موسيقايي متعددي در مورد جنگ وجود دارد که اغلب در پورتوار اجراهاي ارکستر سمفونيک گنجانده مي شوند اما متاسفانه در کشور ما هنوز موسيقي جنگ جايگاه پس از جنگ خود را پيدا نکرده است.

*اين راه مرسوم شده است ؟
**يکي از دلايلش شايد اين باشد که فقط حدود بيست و يک سال از پايان جنگ سپري شده و ممکن است گوش مردم از اين نوع موسيقي اشباع شده باشد اما اين دليل قانع کننده اي نيست. حقيتقش اين است که اساساً جنگ يکي از جدي ترين عناصر زندگي انسان است و انسان هميشه با ترس آميخته با احترام به جنگ مي رود حالتي که کاملاً با اعتقادات معنوي پهلو مي زند اين نکته باعث مي شود که موسيقي جنگ يک موسيقي کاملاً جدي و هنرمندانه و ارزشمند باشد. اما متاسفانه امروزه در کشور ما فقط و فقط موسيقي مبتذل (يا در نهايت: موسيقي غير مبتذل، ولي عاميانه) رواج دارد گفتن ندارد که در اين شرايط هيچ وجهي از موسيقي ارزشمند «و از جمله موسيقي جنگ» کاربرد ندارد.
مي دانم که بعضي ها در پاسخ من خواهند گفت امروزه هم در کشور ما موسيقي ارزشمند وجود دارد و نبايد اين نکته را انکار کرد، پاسخ من اين است که بر منکرش لعنت البته که موسيقي ارزشمند هم وجود دارد اما آن قدر از حيث کميت اندک است که به حساب نمي آيد باز هم يک نفر مي تواند به من انتقاد کند که طبعاً بايستي تعداد آثار ارزشمند موسيقايي، کمتر از آثاري ميانه موسيقايي باشد، ايضاً پاسخ مي دهم البته که هر چيز ارزشمندي در هر زمينه اي اندک است. اما موسيقي ارزشمند آن قدر نادر و کم ياب شده که حکم کيميا را پيدا کرده. فعلاً که دور دور موسيقي مبتذل و عاميانه است (البته من موسيقي عاميانه را همان طور که اشاره کردم مبتذل نمي دانم) در اين فضاي نازل موسيقايي جايي براي موسيقي جنگ وجود ندارد.

گفتگو از حسين دهقاني سايت ساجد
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین