گزارش - لحظه به لحظه با عمليات پيروزمند بيت المقدس
از گوشه و كنار هم ميشنيديم كه قرار است امشب حمله بشود و بدين لحاظ همگي خود را مجهز و آمادة حمله كردند، براي ما مثل روز روشن بود كه پيروز خواهيم شد، چرا كه به قول امام «چه كشته بشويم و چه بكشيم پيروزيم». در اين لحظات حساس، نگاهها و اعمال برادران، ديگر هم چون سابق نبود. نگاههاي برادران گوياي يك دنيا عشق و محبت به ساير برادران بود، نگاهي كه از آن خون، عشق و شرف و انسانيت ميباريد، نميتوانم لحظات اوليه را چگونه تصوير كنم، در هر لحظه انسان ميتوانست به همه چيز بيانديشد، به پيروزي، فيض شهادت، وداع زن و فرزند و خانواده، جانبازي مردم گودنشين و مستضعف و متقابلاً بي بند و باري شمال شهريهاي تهران كه اصلاً هيچ ككشان نگزيده است، و مثل خوره به جان اين مملكت و مردم افتادهاند و خون اين ملت مستضعف را ساليان دراز ميمكند. اما الحمدلله زمانه تغيير كرده است، و پس از اين ما جنوب شهريها وارث زمين خواهيم شد و آنان را از صحنة روزگار پاك خواهيم نمود. به اخبار راديو گوش ميداديم كه در آن لحظات حساس سرنوشت ساز، امام بزرگوارمان در سخنان پر بركتشان فرمودند: «شما اگر در تمام جبههها نگاه كنيد، يك نفر از مردم بالا نشين و سرمايهدار را نخواهيد ديد و تمامي افراد جبههها از همين مردم محروم و زاغه نشين هستند و اين انقلاب مال آنهاست و بقيه فقط تماشاچي هستند.»
نوجوانان 15، 16 ساله با كلاه خودها و لباس رزم، آن چنان قوي استوار و ثابت قدم بودند كه انسان را به ياد نوجوانان و مجاهدين صدر اسلام ميانداخت، اين صحنهها در ذهن اين سئوال را طرح ميكرد كه، واقعاً آمريكا و حزب بعث عراق با چه كساني در جنگند؟ خندهدار بود، آخر مگر امكان دارد اين نيروهاي مؤمن و ايثارگر از كوچك و بزرگ، شكست بخورند. به هر حال در اميد حمله و نابودي قواي كفر صدامي لحظات را پشت سر ميگذرانديم.
ناگهان در ساعت سي دقيقه بامداد روز جمعه در حالي كه تمامي برادران و فرماندهان به عشق پيروزي منتظر دستور حمله بودند، برادر محسن رضائي و سرهنگ صياد شيرازي در پشت بيسيم فرمان حمله را به اين گونه اعلام كردند. بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله القاصم الجبارين يا علي بن ابي طالب، دوباره تكرار كردند. بسم الله القاصم الجبارين، يا علي بن ابي طالب، ناگهان صداي الله اكبر و لا اله الا الله و الله اكبر خميني رهبر حمله آغاز شد، برادران بسيجي و سپاه و رزمندگان شروع شد و نيروهاي مردمي به پشتيباني ارتش به قلب دشمن متجاوز بعثي حمله بردند و در لحظات اوليه در تمامي جبههها اولين خاكريزها به تصرف قواي اسلام افتاد. و دشمن زبون كه غافلگير شده بود پس از مدتي مذبوحانه سعي ميكرد كه توپخانة خود را فعال كرده تا بتواند جلوي پيشروي برادران ايثارگرمان را بگيرد. اما آتش سنگين توپخانة ارتش جمهوري اسلامي از يك سو و نيروي ايمان و شهادت خواهي برادران سپاه و بسيجي از سوي ديگر، به حركت دشمن برانداز نيروهاي اسلام سرعت ميبخشيد. به طوري كه در ساعات اوليه حمله، توانستيم به اهداف تعيين شدة خود برسيم. يعني علاوه بر اين كه توانستيم بيش از 800 كيلومتر از اراضي اشغال شده خود را باز پس بگيريم، توانستيم پادگان حميد را – كه مهمترين پايگاه استراتژيك دشمن در جبهه جنوب است – به محاصره خود در بياوريم البته هنوز نتوانستيم آن را فتح كنيم اما انشاء الله در حملات بعدي خواهيم توانست.
همچنين توانستيم كه جاده بسيار مهم تداركاتي و مراسلاتي اهواز – خرمشهر را آزاد كرده و به تصرف خود در بياوريم و تا 7 الي 10 كيلومتري خرمشهر پيشروي كرده و در آن جا نيروي خود را مستقر سازيم.
در اين حملات به تيپهاي 55 – 12 زرهي – 417 و 605 پياده دشمن حملهور شديم و خسارات شديدي را بر آنان وارد ساختيم.
طبق گزارشات توانستيم در اين عمليات حداقل 30 تانك سالم دشمن را به غنيمت بگيريم.
اطلاعيه شماره سه مشترك ارتش و سپاه حاكي از آن بود كه تا عصر روز جمعه 10/2/61 تعداد اسراي تخليه شده به 3205 نفر رسيده است. در ميان اسرا افسران زيادي به چشم ميخورد، سرهنگ دوم پياده ضياعداود سلمان فرمانده گردان 2 تيپ 417 تابع لشگر هفت، سروان ضياء الدين حمزه حسن علي فرمانده گروهان، ستوان يكم احتياط پياده جاذم كريم سالم فرماندة گروهان، سرهنگ دوم پياده سمير عبد الرزاق جاسم معاون گردان يكم تيپ 605 پياده، ستوان يكم پليس جبار ابراهيم حسين، سرهنگ دوم علي اشرف علي فرماندة گردان يكم تيپ 605. سرهنگ عبد الحكيم عبد اللطيف شجاع فرماندة گردان 20 توپخانه عراق سرهنگ دوم طلاخشان محمد اركابي از تيپ 417، سرهنگ دوم مويد قاضي هادي البيرماني فرماندة گردان شناسائي. سرهنگ احمد محمد علي از گردان 243 توپخانه ستاد كل و سرهنگ عوده صبار اليبي.
مهمترين مرحله عمليات عبور از رود كارون بود چون كه اولا رودخانه بسيار عريض كافر در آن سوي رودخانه كاملا مستقر شده بودند و كاملاً رودخانه در تيررس آنها قرار داشت، اما خوشبختانه برادران به خواست پروردگار به شكل ناباورانهاي توانستند از عرض رودخانه عبور كرده و خود را به آن سوي رودخانه برسانند البته در اين عمليات از پلهاي شناوري كه در عملياتهاي گذشته به غنيمت گرفته بوديم، كمال استفاده را كرديم و با حملات برق آساي خود به قلب دشمنان از خدا بيخبر بعثيون زده و ضربات سختي به آنها بزنند چند ساعتي نگذشت كه تمامي غرب كارون را از لوث وجود كثيف بعثيون جنايتكار پاك ساخته به طوري كه حدوداً ساعت 5/7 الي 5/8 بود كه برادران سعي ميكردند كه نيروهاي خود را در منطقه مستقر و جايگزين نمايند، زيرا كه ما دريافتهايم كه بعثيون پس از هر حملة پيروزمندانة ما سريعاً دست به پاتك ميزنند و بنابراين ما خود را آمادة روياروئي با پاتك دشمن مينموديم.
خبردار شديم كه تجهيزات بسياري از دشمن به جاي مانده است، يك موضع توپخانه با چندين قبضه توپ دور برد سالم و چندين دستگاه تانك نفربر و خودرو سالم و همچنين چندين قبضه توپ 106 و موشك هدايت شونده ضد نفر و خلاصه مقادير زيادي از سلاحها و مهمات دشمن همگي سالم به دست برادران افتاده است كه در حال تخليه آنها هستند، ضمن آن كه دهها تانك و نفر بر و خودروي منهدم شده در مسير خود يافتيم.
بسيار جالب بود. دشمنان بعثي كه اوائل جنگ، صحبت از قادسيه صدام ميكردند و بيشرمانه باران موشك و توپ و خمپاره و … را بر سر مردم بيگناه و غير نظامي شهرستانها ميريختند. اما امروز در جيب اكثر سربازان فريب خورده آنها، پارچه سفيدي يافت ميشود كه موقع تسليم شدن براي رهائي جان خود بالاي سر خود نگه ميدارند و بسيار نيز تماشائي است كه با يك وضع وقيحي از جلو ديدگان برادران 14 الي 16 ساله و پيرمردهاي شجاع و با ايمان ما فرار ميكنند.
قابل توجه است كه اخبار و اطلاعيههاي ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران در آن لحظات حساس و پر شور به ما جان تازهاي ميداد، خبردار شديم كه برادران خلبان جان بر كف نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي ايران و پرسنل هميشه بيدار پدافند هوايي موفق شدند مواضع تجمع دشمن در «جفير» در جنوب غربي هويزه و تيپ نيروهاي مخصوص صدام را هدف آتش خود قرار داده و سه فروند از هواپيماهاي ارتش متجاوز عراق را به ترتيب در ساعت 50/7، 25/10 و 9/10 دقيقه سرنگون نمايند. سپس اطلاع يافتيم كه به ترتيب در ساعات 40/12 و 35/13 و 15/14 دقيقه سه هواپيماي متجاوز عراقي ديگر سرنگون شدند. بدين ترتيب تعداد هواپيماهاي سرنگون شدة عراقي به شش فروند رسيد.
تمامي اين پيروزيها آن هم در چند ساعت را ميتوان مديون امدادهاي غيبي و حضور حضرت بقيه الله الاعظم امام زمان (عج) دانست و از سوي ديگر حضور فعالانه و برادران روحاني متعهد باعث دلگرمي و اغناي بعد معنوي رزمندگان اسلام ميشد. به خصوص حضور آيت الله مشكيني و آيت الله صدوقي در خطوط مقدم عمليات بر بعد رواني رزمندگان اثر بسيار مطلوبي گذاشته بود و روحيه رزمي برادران را صد چندان كرده بود.
وحلة دوم عمليات بيت المقدس در ساعت يك بامداد روز يك شنبه آغاز شده اين عمليات بيشتر در غرب جادة استراتژيك اهواز – خرمشهر متمركز بود و برادران با يك يورش، سپاهيان كفر را متفرق و منهدم كردند.
انسان تا زماني كه در روياروئي مرگ قرار نگرفته باشد، به خود مغرور است و ممكن است كه خود را جاودانه ببيند و نهايتاً از صراط مستقيم خارج شود، اما در جبههها برادران سرشار از ايمان و تقوا رو در روي شهادت ايستاده بودند، و اين روياروئي با مرگ روح رزمندگان اسلام را جلا ميداد، واقعاً كه صحنه كارزار حق و باطل، ميدان مبارزه با نفس و جهاد با دشمنان كفر پيشه است، امروزه اگر كسي بخواهد خود را بيازمايد خود ساخته و مهذب شود، بايد كه دستي در آتش داشته باشد، و حداقل يك بار هم كه شده از هواي خون آلود جبههها تنفس كند، هوائي كه روح بخش، محيي انسانيت است.
ميزان خسارت و غنائم در عمليات در روز 12/2/61 به ترتيب زير بودند.
1 – انهدام كامل توپخانه تيپ 20 زرهي ارتش عراق
2 – تنها در محور اهواز – خرمشهر تا ساعت 1 بعد از ظهر 12 تانك دشمن منهدم شدند
3 – دو انبار مهمات دشمن به آتش كشيده شد.
4 – تعداد زيادي از سنگر اجتماعي انفرادي دشمن منهدم شد.
5 – طي دور روز گذشته 45 دستگاه نفر بر پي – ام – پي – دو عرادة توپ ضد هوائي – چندين دستگاه خودرو و مقادير قابل توجهي سلاحهاي سبك و مهمات از دشمن به غنيمت گرفته شد، مقدار غنائم آن قدر زيادند كه هنوز رقم صحيحي از آن به دست نيامده است.
8 – بيش از يك صد تانك به صورت منهدم شده و سالم نيز در منطقه به جاي مانده است.
9 – حدوداً 7000 نفر از مزدوران عراقي كشته و مجروح شدهاند.
10 – تا روز يك شنبه ساعت 12 خبردار شديم كه تعداد هواپيماهاي سرنگون شده به 12 عدد رسيد.
دشمن طبق معمول سعي ميكرد كه اراضي به تصرف درآمده را توسط پاتكهاي خود باز پس بگيرد. بدين لحاظ در اين روز نيز چندين پاتك زد كه با شكست مفتضحانهاي به عقب نشست البته زبان و قلم عاجزتر از آنند كه بتوانند عظمت ايمان و ايثار توصيف ناپذير مجاهدان في سبيل الله را كه باعث عقب نشيني دشمن شدند ترسيم نمايند.
به هر حال در اين پاتكها تلفات و خسارت زير به كفار بعثي وارد آمد:
1 – تعداد زيادي كشته و زخمي
2 – 22 دستگاه تانك و نفر بر و مقادير زيادي تجهيزات و ادوات منهدم شده و سالم
3 – در اين عمليات مجموع تانكها و نفر برهاي منهدم شده و سالم دشمن در اين محور به 106 دستگاه رسيد.
جنگندههاي نيروي هوائي هم چون گذشته واقعاً سهم مهمي در اين عمليات داشتند، علاوه بر حمل و نقل نيروها و مجروحين و همچنين حراست از آسمانهاي مناطق جنگي و پشتيباني از عمليات ظفرمند اسلام، در ساعات 15/6 دقيقه – 7 و 15/7 دقيقه بامداد مناطق تجمع دشمن در «جفير» «شلمچه» «كوشك» را بمباران كردند و خسارات زيادي به دشمن متجاوز عراقي رساندند.
در اين عمليات كه حدود 800 كيلومتر مربع از اراضي كه 18 ماه در اشغال نيروهاي بعثي بودند به تصرف نيروهاي اسلام درآمد و در محور جاده اهواز – خرمشهر – به نزديكي مرز رسيدهاند (حدوداً 13 كيلومتر با مرز فاصله دارد) كه انشاء الله در حملات بعدي اگر به ما اجازه بدهند قادر خواهيم بود كه از مرز عبور كرده و به پاكسازي خاك عراق از لوث وجود بعثيون جنايت كار بپردازيم، مضافاً آن كه توانستيم 15 دهكده را از تصرف عراقيها بيرون بياوريم، كه عبارتند از:
1 – مشارع نو
2 – مشارع كهنه
3 – مسعوديه آل صفر
4 – مسعوديه حنون
5 – روستاي علي آباد
6 – روستاي آگاني
7 – مكينه سليمانيه
8 – مكينه لرستان
9 – ام الاسود
10 – و چند آبادي اطراف شادگان
دشمن، كه تار و مار شده بود و قدرت مقاومت در برابر لشكريان سلحشور و شجاع اسلام را نداشتند، براي جلوگيري از پيشروي لشكريان اسلام، و همچنين جبران شكستهاي خود، آبادان را زير رگبار گلولههاي توپ دور برد و خمپاره و … قرار دادند كه در اين حملات به يكي از بيمارستانها و خانههاي مسكوني صدماتي را وارد كردند و چند نفر از حزب اللهيها را شهيد و مجروح كردند.
در روز دوشنبه دشمن دست به چندين پاتك در حوالي ايستگاه راه آهن، حسينيه در جادة اهواز خونين شهر و در ايستگاه گرمدشت و در حوالي نيم ايستگاه نورد در محور اهواز – خرمشهر زد كه با ايثار و مقاومت رزمندگان ما رو به رو شده و خسارات زيادي را متحمل شدند از جمله:
1 – 45 تانك دشمن نابود شد.
2 – چندين خودرو حامل مهمات دشمن منهدم شدند
3 – تعداد زيادي از مزدوران عراقي كشته و مجروح شدند.
اما متاسفانه هر گاه كه ما بر دشمن سفاك حمله ور شدهايم و پيروزيهاي چشمگيري را نصيب خود نمودهايم، به كرات ديدهايم كه منافقين و سرسپردگان داخلي دست به يك سري عمليات تخريبي در درون كشور ميزنند، چه كنيم؛ بايد قدمها را ثابت، اميد را به خدا، نگاه را به آينده و وارث راه شهدا باشيم، و بدون شك با ايمان كامل به خدا و بالنتيجه امدادهاي غيبي پروردگار و توجهات بيشائبه حضرت امام زمان (عج) خواهيم توانست بر تمامي مشكلات و مصائب پيروز شويم.
دلمان ميتپيد كه نكند اين ناكثان براي تحت الشعاع قرار دادن اين پيروزي بزرگ در مراكز تجمع مردم مسلمان به تخريب و انفجار دست بزنند و مردم بيگناه را به خاك و خون بكشند.
اما بر خلاف تجربههاي تلخ گذشتهمان ناگاه اطلاع يافتيم كه برادران سپاه پاسداران و كميته، و دادستاني انقلاب اسلامي، با يك برنامة حساب شده به 23 مركز و نهاد و سازمان منافقين حمله ور شده و تعداد زيادي از سران مركزي اين سازمان را به طور كلي كشته و مجروح و اسير كردهاند، با شنيدن اين خبر فرياد الله اكبر و خميني رهبر و لا اله الا الله برادران بلند شد و با شور و هيجان هر چه بيشتر حملات كاري خود را بر پيكر دشمن زبون سنگينتر كردند و جنگ همچنان ادامه دارد …
به اميد پيروزي كامل سپاهيان اسلام تا آزادي قدس و كليه سرزمينهاي اشغالي در آخرين لحظاتي كه مطالب مجله زير چاپ ميرفت دومين مرحله عمليات «بيت المقدس» آغاز شد كه نظر به اهميت خاص اين عمليات و همچنين توجه بيش از حد ما به مسائل جنگ كه سرلوحه فعاليتهاي ما قرار دارد بر آن شديم كه اين اخبار را تنها فهرست وار در اختيار شما خوانندگان قرار دهيم با اين اميد كه انشاء الله در شماره آينده گزارش مصور و مبسوط آن را كه توسط خبرنگاران ما در جبههها حضور فعالانه داشتند تقديم شما عزيزان خواهيم كرد.
بالاخره دومين مرحله عمليات بيت المقدس در ساعت 15/22 دقيقه شب جمعه 16/2/61 با كلمه رمز يا علي بن ابي طالب در شب سال روز خجسته ميلاد مولاي متقيان علي بن ابي طالب(ع) در جبههاي به وسعت 45 كيلومتر در دو منطقه گرمدشت و حسينيه آغاز شد.
رزمندگان دلير و شجاع ما در همان ساعات اوليه با انهدام و با متواري ساختن دشمن ضمن پاكسازي بيش از سيصد كيلومتر مربع از اراضي اشغالي پس از نزديك به 20 ماه، در نوار مرزي بين المللي مستقر شدند.
در جريان اين عمليات علاوه به هلاكت رسانيدن صدها تن از مزدوران صدام، تاكنون بيش از 600 تن آنان به اسارت دلاوران ما درآمدند.
در اين عمليات، تيپهاي 6 و 2 از لشكر 3 و تيپ 8 مكانيزه و مقر فرماندهي تيپ 24 از لشكر 10 دشمن به كلي منهدم و نابود شد.
بر پايه همين گزارش دو گردان توپخانه ارتش بعث عراق در شمال غربي نهر عرايض نيز منهدم گرديد طبق آخرين گزارشهاي رسيده تيز پروازان نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي ايران تعداد شش فروند از هواپيماهاي متجاوز دشمن، از جمله دو فروند ميراژ مورد آتش پدافند هوائي قرار گرفت و سرنگون شد.
همچنين بيش از 80 تانك و تعدادي توپ و انواع سلاحها و خودروهاي دشمن به غنيمت سپاه اسلام در آمد.
نوجوانان 15، 16 ساله با كلاه خودها و لباس رزم، آن چنان قوي استوار و ثابت قدم بودند كه انسان را به ياد نوجوانان و مجاهدين صدر اسلام ميانداخت، اين صحنهها در ذهن اين سئوال را طرح ميكرد كه، واقعاً آمريكا و حزب بعث عراق با چه كساني در جنگند؟ خندهدار بود، آخر مگر امكان دارد اين نيروهاي مؤمن و ايثارگر از كوچك و بزرگ، شكست بخورند. به هر حال در اميد حمله و نابودي قواي كفر صدامي لحظات را پشت سر ميگذرانديم.
ناگهان در ساعت سي دقيقه بامداد روز جمعه در حالي كه تمامي برادران و فرماندهان به عشق پيروزي منتظر دستور حمله بودند، برادر محسن رضائي و سرهنگ صياد شيرازي در پشت بيسيم فرمان حمله را به اين گونه اعلام كردند. بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله القاصم الجبارين يا علي بن ابي طالب، دوباره تكرار كردند. بسم الله القاصم الجبارين، يا علي بن ابي طالب، ناگهان صداي الله اكبر و لا اله الا الله و الله اكبر خميني رهبر حمله آغاز شد، برادران بسيجي و سپاه و رزمندگان شروع شد و نيروهاي مردمي به پشتيباني ارتش به قلب دشمن متجاوز بعثي حمله بردند و در لحظات اوليه در تمامي جبههها اولين خاكريزها به تصرف قواي اسلام افتاد. و دشمن زبون كه غافلگير شده بود پس از مدتي مذبوحانه سعي ميكرد كه توپخانة خود را فعال كرده تا بتواند جلوي پيشروي برادران ايثارگرمان را بگيرد. اما آتش سنگين توپخانة ارتش جمهوري اسلامي از يك سو و نيروي ايمان و شهادت خواهي برادران سپاه و بسيجي از سوي ديگر، به حركت دشمن برانداز نيروهاي اسلام سرعت ميبخشيد. به طوري كه در ساعات اوليه حمله، توانستيم به اهداف تعيين شدة خود برسيم. يعني علاوه بر اين كه توانستيم بيش از 800 كيلومتر از اراضي اشغال شده خود را باز پس بگيريم، توانستيم پادگان حميد را – كه مهمترين پايگاه استراتژيك دشمن در جبهه جنوب است – به محاصره خود در بياوريم البته هنوز نتوانستيم آن را فتح كنيم اما انشاء الله در حملات بعدي خواهيم توانست.
همچنين توانستيم كه جاده بسيار مهم تداركاتي و مراسلاتي اهواز – خرمشهر را آزاد كرده و به تصرف خود در بياوريم و تا 7 الي 10 كيلومتري خرمشهر پيشروي كرده و در آن جا نيروي خود را مستقر سازيم.
در اين حملات به تيپهاي 55 – 12 زرهي – 417 و 605 پياده دشمن حملهور شديم و خسارات شديدي را بر آنان وارد ساختيم.
طبق گزارشات توانستيم در اين عمليات حداقل 30 تانك سالم دشمن را به غنيمت بگيريم.
اطلاعيه شماره سه مشترك ارتش و سپاه حاكي از آن بود كه تا عصر روز جمعه 10/2/61 تعداد اسراي تخليه شده به 3205 نفر رسيده است. در ميان اسرا افسران زيادي به چشم ميخورد، سرهنگ دوم پياده ضياعداود سلمان فرمانده گردان 2 تيپ 417 تابع لشگر هفت، سروان ضياء الدين حمزه حسن علي فرمانده گروهان، ستوان يكم احتياط پياده جاذم كريم سالم فرماندة گروهان، سرهنگ دوم پياده سمير عبد الرزاق جاسم معاون گردان يكم تيپ 605 پياده، ستوان يكم پليس جبار ابراهيم حسين، سرهنگ دوم علي اشرف علي فرماندة گردان يكم تيپ 605. سرهنگ عبد الحكيم عبد اللطيف شجاع فرماندة گردان 20 توپخانه عراق سرهنگ دوم طلاخشان محمد اركابي از تيپ 417، سرهنگ دوم مويد قاضي هادي البيرماني فرماندة گردان شناسائي. سرهنگ احمد محمد علي از گردان 243 توپخانه ستاد كل و سرهنگ عوده صبار اليبي.
مهمترين مرحله عمليات عبور از رود كارون بود چون كه اولا رودخانه بسيار عريض كافر در آن سوي رودخانه كاملا مستقر شده بودند و كاملاً رودخانه در تيررس آنها قرار داشت، اما خوشبختانه برادران به خواست پروردگار به شكل ناباورانهاي توانستند از عرض رودخانه عبور كرده و خود را به آن سوي رودخانه برسانند البته در اين عمليات از پلهاي شناوري كه در عملياتهاي گذشته به غنيمت گرفته بوديم، كمال استفاده را كرديم و با حملات برق آساي خود به قلب دشمنان از خدا بيخبر بعثيون زده و ضربات سختي به آنها بزنند چند ساعتي نگذشت كه تمامي غرب كارون را از لوث وجود كثيف بعثيون جنايتكار پاك ساخته به طوري كه حدوداً ساعت 5/7 الي 5/8 بود كه برادران سعي ميكردند كه نيروهاي خود را در منطقه مستقر و جايگزين نمايند، زيرا كه ما دريافتهايم كه بعثيون پس از هر حملة پيروزمندانة ما سريعاً دست به پاتك ميزنند و بنابراين ما خود را آمادة روياروئي با پاتك دشمن مينموديم.
خبردار شديم كه تجهيزات بسياري از دشمن به جاي مانده است، يك موضع توپخانه با چندين قبضه توپ دور برد سالم و چندين دستگاه تانك نفربر و خودرو سالم و همچنين چندين قبضه توپ 106 و موشك هدايت شونده ضد نفر و خلاصه مقادير زيادي از سلاحها و مهمات دشمن همگي سالم به دست برادران افتاده است كه در حال تخليه آنها هستند، ضمن آن كه دهها تانك و نفر بر و خودروي منهدم شده در مسير خود يافتيم.
بسيار جالب بود. دشمنان بعثي كه اوائل جنگ، صحبت از قادسيه صدام ميكردند و بيشرمانه باران موشك و توپ و خمپاره و … را بر سر مردم بيگناه و غير نظامي شهرستانها ميريختند. اما امروز در جيب اكثر سربازان فريب خورده آنها، پارچه سفيدي يافت ميشود كه موقع تسليم شدن براي رهائي جان خود بالاي سر خود نگه ميدارند و بسيار نيز تماشائي است كه با يك وضع وقيحي از جلو ديدگان برادران 14 الي 16 ساله و پيرمردهاي شجاع و با ايمان ما فرار ميكنند.
قابل توجه است كه اخبار و اطلاعيههاي ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران در آن لحظات حساس و پر شور به ما جان تازهاي ميداد، خبردار شديم كه برادران خلبان جان بر كف نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي ايران و پرسنل هميشه بيدار پدافند هوايي موفق شدند مواضع تجمع دشمن در «جفير» در جنوب غربي هويزه و تيپ نيروهاي مخصوص صدام را هدف آتش خود قرار داده و سه فروند از هواپيماهاي ارتش متجاوز عراق را به ترتيب در ساعت 50/7، 25/10 و 9/10 دقيقه سرنگون نمايند. سپس اطلاع يافتيم كه به ترتيب در ساعات 40/12 و 35/13 و 15/14 دقيقه سه هواپيماي متجاوز عراقي ديگر سرنگون شدند. بدين ترتيب تعداد هواپيماهاي سرنگون شدة عراقي به شش فروند رسيد.
تمامي اين پيروزيها آن هم در چند ساعت را ميتوان مديون امدادهاي غيبي و حضور حضرت بقيه الله الاعظم امام زمان (عج) دانست و از سوي ديگر حضور فعالانه و برادران روحاني متعهد باعث دلگرمي و اغناي بعد معنوي رزمندگان اسلام ميشد. به خصوص حضور آيت الله مشكيني و آيت الله صدوقي در خطوط مقدم عمليات بر بعد رواني رزمندگان اثر بسيار مطلوبي گذاشته بود و روحيه رزمي برادران را صد چندان كرده بود.
وحلة دوم عمليات بيت المقدس در ساعت يك بامداد روز يك شنبه آغاز شده اين عمليات بيشتر در غرب جادة استراتژيك اهواز – خرمشهر متمركز بود و برادران با يك يورش، سپاهيان كفر را متفرق و منهدم كردند.
انسان تا زماني كه در روياروئي مرگ قرار نگرفته باشد، به خود مغرور است و ممكن است كه خود را جاودانه ببيند و نهايتاً از صراط مستقيم خارج شود، اما در جبههها برادران سرشار از ايمان و تقوا رو در روي شهادت ايستاده بودند، و اين روياروئي با مرگ روح رزمندگان اسلام را جلا ميداد، واقعاً كه صحنه كارزار حق و باطل، ميدان مبارزه با نفس و جهاد با دشمنان كفر پيشه است، امروزه اگر كسي بخواهد خود را بيازمايد خود ساخته و مهذب شود، بايد كه دستي در آتش داشته باشد، و حداقل يك بار هم كه شده از هواي خون آلود جبههها تنفس كند، هوائي كه روح بخش، محيي انسانيت است.
ميزان خسارت و غنائم در عمليات در روز 12/2/61 به ترتيب زير بودند.
1 – انهدام كامل توپخانه تيپ 20 زرهي ارتش عراق
2 – تنها در محور اهواز – خرمشهر تا ساعت 1 بعد از ظهر 12 تانك دشمن منهدم شدند
3 – دو انبار مهمات دشمن به آتش كشيده شد.
4 – تعداد زيادي از سنگر اجتماعي انفرادي دشمن منهدم شد.
5 – طي دور روز گذشته 45 دستگاه نفر بر پي – ام – پي – دو عرادة توپ ضد هوائي – چندين دستگاه خودرو و مقادير قابل توجهي سلاحهاي سبك و مهمات از دشمن به غنيمت گرفته شد، مقدار غنائم آن قدر زيادند كه هنوز رقم صحيحي از آن به دست نيامده است.
8 – بيش از يك صد تانك به صورت منهدم شده و سالم نيز در منطقه به جاي مانده است.
9 – حدوداً 7000 نفر از مزدوران عراقي كشته و مجروح شدهاند.
10 – تا روز يك شنبه ساعت 12 خبردار شديم كه تعداد هواپيماهاي سرنگون شده به 12 عدد رسيد.
دشمن طبق معمول سعي ميكرد كه اراضي به تصرف درآمده را توسط پاتكهاي خود باز پس بگيرد. بدين لحاظ در اين روز نيز چندين پاتك زد كه با شكست مفتضحانهاي به عقب نشست البته زبان و قلم عاجزتر از آنند كه بتوانند عظمت ايمان و ايثار توصيف ناپذير مجاهدان في سبيل الله را كه باعث عقب نشيني دشمن شدند ترسيم نمايند.
به هر حال در اين پاتكها تلفات و خسارت زير به كفار بعثي وارد آمد:
1 – تعداد زيادي كشته و زخمي
2 – 22 دستگاه تانك و نفر بر و مقادير زيادي تجهيزات و ادوات منهدم شده و سالم
3 – در اين عمليات مجموع تانكها و نفر برهاي منهدم شده و سالم دشمن در اين محور به 106 دستگاه رسيد.
جنگندههاي نيروي هوائي هم چون گذشته واقعاً سهم مهمي در اين عمليات داشتند، علاوه بر حمل و نقل نيروها و مجروحين و همچنين حراست از آسمانهاي مناطق جنگي و پشتيباني از عمليات ظفرمند اسلام، در ساعات 15/6 دقيقه – 7 و 15/7 دقيقه بامداد مناطق تجمع دشمن در «جفير» «شلمچه» «كوشك» را بمباران كردند و خسارات زيادي به دشمن متجاوز عراقي رساندند.
در اين عمليات كه حدود 800 كيلومتر مربع از اراضي كه 18 ماه در اشغال نيروهاي بعثي بودند به تصرف نيروهاي اسلام درآمد و در محور جاده اهواز – خرمشهر – به نزديكي مرز رسيدهاند (حدوداً 13 كيلومتر با مرز فاصله دارد) كه انشاء الله در حملات بعدي اگر به ما اجازه بدهند قادر خواهيم بود كه از مرز عبور كرده و به پاكسازي خاك عراق از لوث وجود بعثيون جنايت كار بپردازيم، مضافاً آن كه توانستيم 15 دهكده را از تصرف عراقيها بيرون بياوريم، كه عبارتند از:
1 – مشارع نو
2 – مشارع كهنه
3 – مسعوديه آل صفر
4 – مسعوديه حنون
5 – روستاي علي آباد
6 – روستاي آگاني
7 – مكينه سليمانيه
8 – مكينه لرستان
9 – ام الاسود
10 – و چند آبادي اطراف شادگان
دشمن، كه تار و مار شده بود و قدرت مقاومت در برابر لشكريان سلحشور و شجاع اسلام را نداشتند، براي جلوگيري از پيشروي لشكريان اسلام، و همچنين جبران شكستهاي خود، آبادان را زير رگبار گلولههاي توپ دور برد و خمپاره و … قرار دادند كه در اين حملات به يكي از بيمارستانها و خانههاي مسكوني صدماتي را وارد كردند و چند نفر از حزب اللهيها را شهيد و مجروح كردند.
در روز دوشنبه دشمن دست به چندين پاتك در حوالي ايستگاه راه آهن، حسينيه در جادة اهواز خونين شهر و در ايستگاه گرمدشت و در حوالي نيم ايستگاه نورد در محور اهواز – خرمشهر زد كه با ايثار و مقاومت رزمندگان ما رو به رو شده و خسارات زيادي را متحمل شدند از جمله:
1 – 45 تانك دشمن نابود شد.
2 – چندين خودرو حامل مهمات دشمن منهدم شدند
3 – تعداد زيادي از مزدوران عراقي كشته و مجروح شدند.
اما متاسفانه هر گاه كه ما بر دشمن سفاك حمله ور شدهايم و پيروزيهاي چشمگيري را نصيب خود نمودهايم، به كرات ديدهايم كه منافقين و سرسپردگان داخلي دست به يك سري عمليات تخريبي در درون كشور ميزنند، چه كنيم؛ بايد قدمها را ثابت، اميد را به خدا، نگاه را به آينده و وارث راه شهدا باشيم، و بدون شك با ايمان كامل به خدا و بالنتيجه امدادهاي غيبي پروردگار و توجهات بيشائبه حضرت امام زمان (عج) خواهيم توانست بر تمامي مشكلات و مصائب پيروز شويم.
دلمان ميتپيد كه نكند اين ناكثان براي تحت الشعاع قرار دادن اين پيروزي بزرگ در مراكز تجمع مردم مسلمان به تخريب و انفجار دست بزنند و مردم بيگناه را به خاك و خون بكشند.
اما بر خلاف تجربههاي تلخ گذشتهمان ناگاه اطلاع يافتيم كه برادران سپاه پاسداران و كميته، و دادستاني انقلاب اسلامي، با يك برنامة حساب شده به 23 مركز و نهاد و سازمان منافقين حمله ور شده و تعداد زيادي از سران مركزي اين سازمان را به طور كلي كشته و مجروح و اسير كردهاند، با شنيدن اين خبر فرياد الله اكبر و خميني رهبر و لا اله الا الله برادران بلند شد و با شور و هيجان هر چه بيشتر حملات كاري خود را بر پيكر دشمن زبون سنگينتر كردند و جنگ همچنان ادامه دارد …
به اميد پيروزي كامل سپاهيان اسلام تا آزادي قدس و كليه سرزمينهاي اشغالي در آخرين لحظاتي كه مطالب مجله زير چاپ ميرفت دومين مرحله عمليات «بيت المقدس» آغاز شد كه نظر به اهميت خاص اين عمليات و همچنين توجه بيش از حد ما به مسائل جنگ كه سرلوحه فعاليتهاي ما قرار دارد بر آن شديم كه اين اخبار را تنها فهرست وار در اختيار شما خوانندگان قرار دهيم با اين اميد كه انشاء الله در شماره آينده گزارش مصور و مبسوط آن را كه توسط خبرنگاران ما در جبههها حضور فعالانه داشتند تقديم شما عزيزان خواهيم كرد.
بالاخره دومين مرحله عمليات بيت المقدس در ساعت 15/22 دقيقه شب جمعه 16/2/61 با كلمه رمز يا علي بن ابي طالب در شب سال روز خجسته ميلاد مولاي متقيان علي بن ابي طالب(ع) در جبههاي به وسعت 45 كيلومتر در دو منطقه گرمدشت و حسينيه آغاز شد.
رزمندگان دلير و شجاع ما در همان ساعات اوليه با انهدام و با متواري ساختن دشمن ضمن پاكسازي بيش از سيصد كيلومتر مربع از اراضي اشغالي پس از نزديك به 20 ماه، در نوار مرزي بين المللي مستقر شدند.
در جريان اين عمليات علاوه به هلاكت رسانيدن صدها تن از مزدوران صدام، تاكنون بيش از 600 تن آنان به اسارت دلاوران ما درآمدند.
در اين عمليات، تيپهاي 6 و 2 از لشكر 3 و تيپ 8 مكانيزه و مقر فرماندهي تيپ 24 از لشكر 10 دشمن به كلي منهدم و نابود شد.
بر پايه همين گزارش دو گردان توپخانه ارتش بعث عراق در شمال غربي نهر عرايض نيز منهدم گرديد طبق آخرين گزارشهاي رسيده تيز پروازان نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي ايران تعداد شش فروند از هواپيماهاي متجاوز دشمن، از جمله دو فروند ميراژ مورد آتش پدافند هوائي قرار گرفت و سرنگون شد.
همچنين بيش از 80 تانك و تعدادي توپ و انواع سلاحها و خودروهاي دشمن به غنيمت سپاه اسلام در آمد.
لینک کپی شد
نظر شما


