قدبي بهابادي,احمدرضا
هفتم شهريور ماه سال 1345ه ش در شهرستان گناباد به دنيا آمد.
پدرش مي گويد: «احمد رضا در مقايسه با ساير فرزندانم مهربان تر و آرام تر بود.»
دوران ابتدايي را در سال 1357، در دبستان مظفر سابق گناباد گذراند.
اواخر دوره ابتدايي وي، با اوايل انقلاب مصادف بود که با شروع انقلاب، بيشتر وقتش را در مسجد و بسيج گذراند.
در اين دوره با توجه به اين که کم سن و سال بود، اما در خيابان ها نگهباني مي داد.
دوران راهنمايي را در سال 1358 در مدرسه راهنمايي خواجه نصير گناباد آغاز کرد، که با اتمام سال سوم راهنمايي ترک تحصيل کرد و بعد از آن وارد بسيج و سپاه شد. در اوايل ورود به تشکيلات بسيج، به عنوان مربي آموزش نظامي انتخاب گرديد.
آشنايي با بسيج و سپاه ، بزرگترين عامل اعزام ايشان به جبهه بود. مدتي مسئول سپاه پاسداران کاخک بود و مدتي نيز فرماندهي سپاه بجستان را برعهده داشت. اودر جبهه معاون فرمانده گردان امام صادق (ع) بود.
در خصوص حفظ بيت المال دقيق بود. خواهر شهيد در اين زمينه مي گويد: «يک شب ماشين سپاه در دست برادرم بود. به او گفتم: مرا به خانه ام برسان. اما او گفت: اين ماشين براي بيت المال و مال همه ي ملت ايران است و براي استفاده شخصي نيست.» و نيز مي گويد: «در رابطه با حجاب خيلي حساسيت داشت و هميشه ما را به حفظ حجاب و نيز برپا داشتن نماز سفارش مي کرد.»
همچنين نقل مي کند: «يک شب، که احمدرضا از ماموريت يک هفته اي برگشته بودند، بعد از حال و احوال با پدر، مادر و خانواده تصميم گرفت، که با پدرم کشتي بگيرند. اين بود که شروع کردند به کشتي گرفتن. ( پدرم از نيروي جسماني خوبي برخوردار بودند و احمدرضا هم در اوقات بيکاري همراه با دوستان خود به باشگاه مي رفتند و به ورزش کشتي مي پرداختند). هر دوي آن ها کشتي گيران خوبي بودند، ولي پدر،احمدرضا را شکست داد. وقتي روز ديگر من از ايشان سوال کردم که چرا شکست خورديد؟ مگر شما در باشگاه کشتي نمي گيريد؟ ايشان در جواب من گفتند: خداوند در قرآن سفارش زيادي براي احترام به پدر و مادر کرده است. من هم به خاطر اين که، احترام پدر را نگه داشته باشم و غرورشان شکسته نشود، حاضر به شکست شدم.»
محمدرضا قدبايي ( دوست و همرزم شهيد ) مي گويد: «در کارهاي جمعي از ديگران جلوتر بود. اين طور نبود که فقط حرف بزند، عمل مي کرد. در اردوهايي که نياز به يک سري کارهاي خدماتي بود، جلو مي افتاد و کارها را انجام مي داد.»
و در ادامه مي گويد: «در آن زمان هرگاه احساس مي کرديم در يک جايي مشکل داريم و بايد يک نيروي قوي مشکل را حل کند، شهيد را پيشنهاد مي کرديم. به عنوان مثال در دو بخش بجستان و کاخک ( که دور از مرکز شهر بود )به ايشان ماموريت داديم و انصافاً حرکت هاي خوبي را انجام داد. در هر جا مشکلي داشتيم، با روحيه اي باز مسئوليت را قبول مي کرد و کارش را هم خوب انجام مي داد.»
احمدرضا قدبي در تاريخ 24/4/1364 در عمليات قادر ( در محل اشنويه ) به درجه ي رفيع شهادت نايل گرديد. اما پيکر او مفقود گرديد و در تاريخ 25/7/1370 جسد وي پيدا شد. و پس از حمل، در زادگاهش در بهشت شهداي گناباد دفن گرديد.
منبع:"فرهنگنامه جاودانه هاي تاريخ(زندگينامه فرماندهان شهيداستان خراسان)"نوشته ي سيد سعيد موسوي,نشر شاهد,تهران-1385
لینک کپی شد
نظر شما
