توسط رضا عابديني،گرافيست عنوان شد:نظرات آويني درباره «گرافيك» كاملا دقيق و درست بود

کد خبر: ۱۲۲۵۲۲
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳ - 13April 2009
بعضي اوقات من مقالاتي مي‌نوشتم كه در ذم روشنفكري بود. آقا مرتضي از اينها خوشش مي‌آمد و بعد خيلي خوب براي من توضيح مي‌داد كه تو چه چيزي نوشته‌اي. براي من عجيب بود كه من مي‌دانستم كه چرا اينطوري هستم و احوالات و روشنفكري را درك كرده‌ام . براي خودم مشكلي نبود كه عوالم روشنفكري را درك كنم و به نقد آن بپردازم ولي من مانده بودم كه ايشان چطوري اين مسائل را درك مي‌كند؟!
آدمي كه 8 الي 9 سال در كار جبهه و فيلمبرداري بوده و دائم‌الوضو است اما عليرغم همه اين‌ها به هيچ عنوان متشرع قشري نيست و اصلا نمي‌خواهد به تو بفهماند كه من خيلي آدم نمازخواني هستم و هيچ اصراري ندارد كه بفهمد تو نماز خوان هستي يا نه. ديده بودم اين آدم چگونه مي‌تواند عالم روشنفكري را درك كند.
از او سئوال كردم اين مطالب را از كجا مي‌دانيد و بر اين اساس يك سري صحبت‌ها بين من و او مطرح شد و او گفت: مي‌داني احساس من نسبت به تو اين است كه انگار در حال ديدن جواني‌هاي خودم هستم.
تصورم اين است كه تو جواني‌هاي من هستي خيلي شبيه و نزديك به من هستي. من دقيقا مثل تو بودم. وقتي دانشكده بودم شلوغ‌كاري مي‌كردم، مقالات عجيب و غريب مي‌نوشتم و به همه سر مي‌زدم. آقا مرتضي به من مي‌گفت من در دوران جواني يكي از آوانگارترين آدم‌هاي دانشگاه بودم و تمام اين مدت را كاملا آزاد زندگي كرده و اصلا تعارف نداشت كه من اين كار را كردم و آن كار را انجام نداده‌ام. در تمام مدت كه در اين حالت بوده يك چيزي از او جدا نشده و آن اين است كه دائما فكر مي‌كرده است. بعدها اطلاع پيدا كردم كه زمان دانشجوي با آنكه يك آدم شلوغي بوده، همه او را به عنوان يك آدم باسواد مي‌شناختند و دقيق‌ترين اطلاعات را درباره مسائل روز و ادبيات و غيره مي‌دانسته است. پروژه ليسانس دانشگاه او موضوعي پيچيده‌اي است كه دانشكده از او يك ماه وقت مي‌گيرد كه برود درباره اين موضوع مطالعه كند و بعد بيايد درباره اين موضوع قضاوت كند.
همه هم دوره‌هاي آقا مرتضي همان موقع وارد بازار كار شدند و همه آنها اكنون از پولدارترين افراد جامعه ما هستند اما آقا مرتضي به استناد سندي كه دارم از بهترين دانشجويان معماري بوده و از لحاظ عملي فوق‌العاده با استعداد بوده است اما شغلش را مطابق رشته اش پيگيري نكرد.

***

هميشه فكر مي‌كردم چرا ايشان برخورد درستي با من به عنوان يك سفارش‌دهنده كار دارد.
اين روابط در كار گرافيك وجود دارد، مثلا اگر ما 50 سال با هم دوست باشيم وقتي كه شما مي‌گوئيد بيا روي جلد كتابي كه من نوشته‌ام طراحي كن، باز هم وقتي اين را جلوي من مي‌گذاري حالتي انتقادي وجود دارد. دلت مي‌خواهد اتفاق ديگري مي‌افتاد. اين مي‌شود رابطه سفارش‌دهنده با گرافيست. بارها فكر مي‌كردم كه چرا مرتضي مرا به اين صورت در كار كردن آزاد مي‌گذارد. بعدها فهميدم ايشان در اين زمينه به لحاظ تئوريك كار كرده‌اند و مي‌داند روال كار چگونه طي مي‌شود و چطور يك فكر تبديل به يك تصوير گرافيك مي‌شود. بعدها بخشي را در مجله راه انداختيم و مطالبي را در مورد گرافيك به طور متداول مي‌نوشتيم. آقا مرتضي به اين داستان علاقه پيدا كردند و چند مطلب نوشتند در مورد گرافيك كه خود من از مطالب ايشان خيلي استفاده كردم.نظرش نسبت به گرافيك به قدري دقيق و درست بود كه حد ندارد. بعدها به من گفت كه نقاشي هم مي‌كرده است. به من گفته بود در دوره دانشجويي و حتي قبل از آن موسيقي كار مي‌كرده و بعد رها كرده و نقاشي كار ‌كرده است حتي تا مدتها كپي كارهاي نقاشي‌هاي معروف را كه اسم هم مي‌بردند كار مي‌كرده است.

راوي:رضا عابديني

ويژه نامه «سيد شهيدان اهل قلم» در خبرگزاري فارس
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین