افشاي دور تازه جنايت‌هاي بعثي‌ها در جنگ تحميلي؛

کد خبر: ۱۲۲۸۴۰
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۹ - 02May 2009
به گزارش سايت ساجد به نقل از ايسنا ،وي دليل اين كار خود را كم‌سن بودن اسرا (نوجوان و جوان) و نداشتن ارزش اطلاعاتي ذكر مي‌كند كه بيشتر متوجه بسيجيان و پاسداران ايراني بود.

عبدالرشيد مي‌افزايد: پس از گذشت دوسال محتاط‌ ‌تر شدم. كم‌تر دست به اسلحه براي كشتار اسراي ايراني مي‌بردم.

وي اين اصطلاح را به كار مي‌برد و با بازجوي خود به لبخند مي‌گويد در كشتار ايراني‌ها ديگر اسراف نمي‌كردم.

عبدالرشيد دليل اين كار را نيز بزرگ‌تر شدن پسرش ذكر مي‌كند و مي‌گويد: پسرم درست شبيه آن‌هايي شده بود (اسراي ايراني) كه با گلوله زده بود. همين موضوع احساس بدي را در من به وجود مي‌آورد.

وي دخالت در كشتار كردها را نيز تأييد مي‌كند و بدون اشاره به جزئيات آن مي‌گويد در پرونده انفال، جنايات وي نيز در حال بررسي است. الباطن ادعا مي‌كند كه به دليل شغل نظامي‌اش مجبور به اين كارها بوده است.

عبدالرشيد در خصوص استخبارات رژيم بعث عراق ويژه اسراي ايراني نيز مي‌گويد: زندان بغداد در نزديكي منطقه الرشيد يك كمپ بزرگ بود كه ايراني‌هاي تازه به اسارت درآمده و به زعم او برخي از اسراي ناراحت ايراني در ساير اردوگاه‌ها را به آن‌جا مي‌آوردند. در اين زندان حتا اسراي زخمي ايراني نيز تا سرحد مرگ شكنجه مي‌شدند.

وي تأييد كرد كه يك اسير ايراني در اين اردوگاه‌ها با بنزين به آتش كشيده شد.

عبدالرشيد از شكنجه‌هاي صليبي نيز پرده برداشت و گفت: اسراي ايراني را در اين زندان با دستان باز و ايستاده مي‌بستند. يكي از شكنجه‌هاي معمول كدن پوست اسيران ايراني بود كه ريش در صورت داشتند. ابتدا با تيغ محل ريشه‌هاي صورت را برش داده سپس با سرنيزه اسلحه كلاشينكف پوست را مي‌كنديم.

وي از گازگرفتن و كندن سينه‌هاي اسراي ايراني نيز در شرايط بستن به صليب نيز پرده برداشت و گفت: ترحم در اين كمپ مخوف اصلا وجود نداشت و با دستور مستقيم مقامات بعثي، اسيران ايراني بايد مرتبا مورد آزار و شكنجه قرار مي‌گرفتند..

وي تأييد كرد: كه برخي از اسراي ايراني در منابع آب كمپ بغداد، بعقوبه و برخي ديگر از اردگاه‌ها به قتل رسيده‌اند.

عبدالرشيد در خصوص سوزاندن يك اسير ايراني با آب جوش نيز مي‌گويد: يكي از اسراي ايراني توانسته بود يك قوري براي تهيه چاي درست كند پس از اين‌كه متوجه اين كار او شديم سرش را در آب جوش همين منبع سفالي كرديم و او به شدت مجروح شد.

اين سرهنگ جنايتكار عراقي كه در اكتبر سال گذشته ميلادي بازجويي شده است در خصوص يكي از اسراي نوجوان ايراني كه توسط وي با گلوله كلت كمري‌اش به شهادت رسيده است مي‌گويد: وقتي مي‌خواستم در سر اين اسير ايراني شليك كنم او در حالت تب شديد بود. بدنش مي‌لرزيد و هذيان مي‌گفت (اصطلاحي كه اين جنايتكار به كار مي‌برد) و يادم مي‌آيد به عربي پدرش را صدا مي‌كرد به معاونم گفتم كار را تمام كند.

وي تصريح مي‌كند كه دستور داشتيم اسراي عرب ايراني (عشاير عرب خوزستان) را بيشتر شكنجه كنيم و زود از بين ببريم.

در پرونده عبدالرشيد به قدري رد پاي جنايات ضدبشري ديده مي‌شود كه نشان‌دهنده عمق رژيم جنايتكار بعثي است.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین