معرفي کتاب - غروب در غربت
در صفحه 17 كتاب و به نقل از يكي از اسراي اردوگاه موصل يك آمده است: چند روزي از ماه خرداد ميگذشت كه تلويزيون عراق خبر بيماري حضرت امام را مخابره كرد. ما در اردوگاه موصل يك، اتاق چهار بوديم و اتاق ما تقريبا" 150 نفر جمعيت داشت. يك روز صبح، قبل از اين كه از اتاق بيرون برويم، ناگهان بلندگوي اردوگاه به صورت غيرمترقبهاي شروع به پخش مارش كرد و بعد از دقايقي قطع شد. اول تصور كرديم كه شايد اسرائيل، عراق را بمباران كرده است. اما بعد از آن حجتالاسلام سيدمحمدحسين موسوي، ارشد اتاق ما ايستاد و اين خبر ناگوار را به همه تسليت گفت. افسر عراقي مسوول اردوگاه، خاطرنشان كرد كه انجام هرگونه مراسم ممنوع است. اما كسي گوشش به اين حرفها بدهكار نبود. بچهها همگي جمع شدند و تا چهل روز به عزاداري پرداختند.
لینک کپی شد
نظر شما
