شهيد گر چه بظاهر ميان خون غلطيد
185
از كران تا كران سپاه علي(ع)
دل به خورشيد كربلا بستند
شيران مردان غيرت و عزت
دشمن بد نهاد را خستند
187
دل مي تپد از ترانه ي خون شهيد
بر خاك ببين گونه گلگون شهيد
در دفتر روزگار از روز نخست
با جوهر خون نوشته قانون شهيد
189
مادر منشين چشم به ره در گذر امشب
از ديده مبار اين همه در و گهر امشب
پيراهن من را به در خانه بياويز
باشد كه نگويند نيامد پسر امشب
190
بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل كرد
باد غيرت بصدش خار پريشان دل كرد
191
تمام عمر تو از دل خاك، به قله بال كشيدن بود
هميشه دور شدن از شب به شهر صبح رسيدن بود
تمام عمر تو يك پرواز به سرزمين سعادت بود
به كشوري كه گذر گاهش از ارتفاع شهادت بود
193
شهيدان هديه هاي نينوايند
ز خاك كربلاي عشق آيند
شفق را چونكه در آغوش گيرند
سرود سرخ خون را مي سرايند
194
آنانكه براه عشق جان باخته اند
با خنجر خون به خصم دون تاخته اند
دلباختگان عشق چون لاله سرخ
در دشت جنون زخون كفن ساخته اند
195
خدايا عاشق جانباز را سنگر بود محراب
بلي هر كس براي خود عبادت خانه اي دارد
اگر "ناصر" ز جان بگذشت و با جانان خود پيوست
بدان هر كس كه از جان بگذرد جانانه اي دارد
197
نازم بخون پاك شهيدي كه جان خود
از بهر اعتلاي حقيقت فدا نمود
از خون وضو گرفت و به محراب عاشقي
همچون حسين (ع)باطل و حق را جدا نمود
پيروز شد در امتحان شجاعت كه ني عجب
چون او به سرور شهدا اقتدا نمود
198
شهيد گر چه بظاهر ميان خون غلطيد
وليك شهد شهادت چشيد و شاهد شد
نازم بخون پاك شهيدي كه جان خود
از بهر اعتلاي حقيقت فدا نمود
از خون وضو گرفت و به محراب عاشقي
همچون حسين (ع)باطل و حق را جدا نمود
پيروز شد در امتحان شجاعت كه ني عجب
چون او به سرور شهدا اقتدا نمود
از كران تا كران سپاه علي(ع)
دل به خورشيد كربلا بستند
شيران مردان غيرت و عزت
دشمن بد نهاد را خستند
187
دل مي تپد از ترانه ي خون شهيد
بر خاك ببين گونه گلگون شهيد
در دفتر روزگار از روز نخست
با جوهر خون نوشته قانون شهيد
189
مادر منشين چشم به ره در گذر امشب
از ديده مبار اين همه در و گهر امشب
پيراهن من را به در خانه بياويز
باشد كه نگويند نيامد پسر امشب
190
بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل كرد
باد غيرت بصدش خار پريشان دل كرد
191
تمام عمر تو از دل خاك، به قله بال كشيدن بود
هميشه دور شدن از شب به شهر صبح رسيدن بود
تمام عمر تو يك پرواز به سرزمين سعادت بود
به كشوري كه گذر گاهش از ارتفاع شهادت بود
193
شهيدان هديه هاي نينوايند
ز خاك كربلاي عشق آيند
شفق را چونكه در آغوش گيرند
سرود سرخ خون را مي سرايند
194
آنانكه براه عشق جان باخته اند
با خنجر خون به خصم دون تاخته اند
دلباختگان عشق چون لاله سرخ
در دشت جنون زخون كفن ساخته اند
195
خدايا عاشق جانباز را سنگر بود محراب
بلي هر كس براي خود عبادت خانه اي دارد
اگر "ناصر" ز جان بگذشت و با جانان خود پيوست
بدان هر كس كه از جان بگذرد جانانه اي دارد
197
نازم بخون پاك شهيدي كه جان خود
از بهر اعتلاي حقيقت فدا نمود
از خون وضو گرفت و به محراب عاشقي
همچون حسين (ع)باطل و حق را جدا نمود
پيروز شد در امتحان شجاعت كه ني عجب
چون او به سرور شهدا اقتدا نمود
198
شهيد گر چه بظاهر ميان خون غلطيد
وليك شهد شهادت چشيد و شاهد شد
نازم بخون پاك شهيدي كه جان خود
از بهر اعتلاي حقيقت فدا نمود
از خون وضو گرفت و به محراب عاشقي
همچون حسين (ع)باطل و حق را جدا نمود
پيروز شد در امتحان شجاعت كه ني عجب
چون او به سرور شهدا اقتدا نمود
لینک کپی شد
نظر شما
