مقالات/ فرهنگ عاشورا و نقش جهاد و شهادت در دفاع مقدس
آري سخن از زيباترين واژهي غيرت و آزادگي و از زيباترين زخم بر پيكره هستي يعني شهيد و شهادت است. شهيداني كه پرچم آزادي و آزادگي را در دست گرفتند و پشت سر آن پير عارف در پي حق و حقيقت در برابر اتحاد جهاني زر و زور و تزوير ايستادند تا به جهانيان ثابت كنند كه پيرو آزاد مردي هستند كه در سختترين شرايط فرمود: «هيهات منا الذله»
آنان كه زيباترين غزل عاشقانه را سر دادند، از خون خويش مشعلي ساختند تا در تاريكي و ظلمت راهنماي بشريت باشد و حجت را بر همگان تمام گردانند. رها شدن از زنجير وابستگي و فتح قلههاي انسانيت كاري بس شگرف است كه نياز به دلي دريائي و سري پرشور دارد. شهيدان كه تنها به عدالت، آزادي و رهايي ميانديشيدند با ايمان به آرمانهاي بزرگ پيام آوران رحمت براي ما ترجمان ايستادگي و مقاومت در برابر ظلم و جهالتند.
شهادت را مرگ در راه ارزشها نام نهادهاند و تمثال هر شهيد پرچم استقلال و آزادگي و نشانهاي است براي همگان تا بدانند مكتب سرخ تشيع در برابر ظلم، بيتفاوت نخواهد ماند و آنچه از آموزگار عشق و وفا حسين بن علي (ع) آموختهاند در صورت نياز و در موقع مناسب به منصه ظهور خواهند گذاشت.
اگر امروز سخن از فرهنگ رهايي است به خاطر خون سرخ شهيدان راه حق و حقيقت است و امروزه بر ما واجب است كه از شهيدان بگوئيم و با ياد و نامشان زندگي كنيم. شهيداني كه هنوز زمزمهي مناجاتشان در گوش سحر، طنينانداز است. آنان كه پيشاني بر سجدهي بندگي سائيدند و هميشه رضا و لقاء پروردگار خويش را طلب كردند.
آري سخن از نخلهاي بيسر است. آنان كه لبيك گويان به نداي امام خويش پاسخ گفتند و بر سياهي شب تاختند تا سپيدي روز را به ارمغان آورند. شير مردان بيشه عشق و عرفان كه تمام واژهها در مقابل بزرگي عظمت آنان سر تعظيم فرو ميآورند.
به فرموده رهبر فرزانه انقلاب «قدرداني از ايثارگران بويژه شهيدان، فريضهاي عيني و هميشگي است». هرچند در دنياي امروزي غرق در ماديات شدهايم و گاه گاهي راه شهيدان را فراموش ميكنيم. با موج ماديگري از آرمان شهيدان دور ميشويم اما اين نداي فرزندان شهيدان است كه ما را به خود ميآورد يا شايد قطره اشكهاي پيره زني تنها كه تمام دلخوشيش پلاك و زنجيري بيشتر نيست.
ما از آگاهترين و شجاعترين مردان روزگار سخن ميگوئيم كه تاريخ به چشم خود نظير چنين مرداني را نديده است. هنوز صداي خس خس سينههاي خستهشان از پشت خاكريزهاي استقامت به گوش ميرسد و زمزمهي مناجات نيمه شبشان طلوع فجر را رقم ميزند. هنوز خورشيد از گرمي وجود آنان گرما ميگيرد و باران از لطافت آنان به محيط طراوت ميبخشد و نسيم از صفا و اخلاص آنان رايحة وصل را به ارمغان ميآورد. هنوز آخرين جرعههاي آب قمقمه از دست تشنه لبي به دست تشنه لبي ديگر ميرسد زيرا كه آنان سيراب معرفت و شاگردان علمدار كربلايند. حقيقت قطره خون شهيدي است كه انوار وجودش پرتو افشاني ميكند و مانند مشعل هدايت بشريت گمراه را به راه راست هدايت ميكند.
كجايند مردان بيادعا؟ از كدام شهيد بگويم؟ از سردار خيبر شهيد همت! يا از بسيج كردستان، از شهيد زينالدين بگويم يا از علمدار كربلاي ايران شهيد خرازي؟ براي هر گلي رايحهي مخصوص است و در گلزار ايران زمين اين رايحه دلپذير را در هر كوي و برزن ميتوان احساس كرد. پس نبايد سكوت بهترين تعريف باشد كه از عظمت شهيد و شهادت گفتن كار هر بيهنزي نيست كه شهادت هنر مردان خداست.
سخن از رادمرداني است كه با چشمه سار معرفت كوير تشنه عدالت را آبياري كردند اما حقيقت اين است كه شهيدان را شهيدان ميشناسند و آن چه ما قلم فرسائي ميكنيم چيزي جزء رفع تكليف و اداي دين نيست كه حق شهيد را نميتوان ادا كرد زيرا آنان در مسلخ عشق معاملهاي بس عظيم و سودمند كردند كه خريدار متاعشان بخشندهي رحيمي است كه هر كه با او معامله كند خسران و زياني نخواهد ديد.
مصطفي حديدي
کميته علمي پژوهشي کنگره سرداران ، اميران،فرماندهان و8000 شهيد استان همدان
آنان كه زيباترين غزل عاشقانه را سر دادند، از خون خويش مشعلي ساختند تا در تاريكي و ظلمت راهنماي بشريت باشد و حجت را بر همگان تمام گردانند. رها شدن از زنجير وابستگي و فتح قلههاي انسانيت كاري بس شگرف است كه نياز به دلي دريائي و سري پرشور دارد. شهيدان كه تنها به عدالت، آزادي و رهايي ميانديشيدند با ايمان به آرمانهاي بزرگ پيام آوران رحمت براي ما ترجمان ايستادگي و مقاومت در برابر ظلم و جهالتند.
شهادت را مرگ در راه ارزشها نام نهادهاند و تمثال هر شهيد پرچم استقلال و آزادگي و نشانهاي است براي همگان تا بدانند مكتب سرخ تشيع در برابر ظلم، بيتفاوت نخواهد ماند و آنچه از آموزگار عشق و وفا حسين بن علي (ع) آموختهاند در صورت نياز و در موقع مناسب به منصه ظهور خواهند گذاشت.
اگر امروز سخن از فرهنگ رهايي است به خاطر خون سرخ شهيدان راه حق و حقيقت است و امروزه بر ما واجب است كه از شهيدان بگوئيم و با ياد و نامشان زندگي كنيم. شهيداني كه هنوز زمزمهي مناجاتشان در گوش سحر، طنينانداز است. آنان كه پيشاني بر سجدهي بندگي سائيدند و هميشه رضا و لقاء پروردگار خويش را طلب كردند.
آري سخن از نخلهاي بيسر است. آنان كه لبيك گويان به نداي امام خويش پاسخ گفتند و بر سياهي شب تاختند تا سپيدي روز را به ارمغان آورند. شير مردان بيشه عشق و عرفان كه تمام واژهها در مقابل بزرگي عظمت آنان سر تعظيم فرو ميآورند.
به فرموده رهبر فرزانه انقلاب «قدرداني از ايثارگران بويژه شهيدان، فريضهاي عيني و هميشگي است». هرچند در دنياي امروزي غرق در ماديات شدهايم و گاه گاهي راه شهيدان را فراموش ميكنيم. با موج ماديگري از آرمان شهيدان دور ميشويم اما اين نداي فرزندان شهيدان است كه ما را به خود ميآورد يا شايد قطره اشكهاي پيره زني تنها كه تمام دلخوشيش پلاك و زنجيري بيشتر نيست.
ما از آگاهترين و شجاعترين مردان روزگار سخن ميگوئيم كه تاريخ به چشم خود نظير چنين مرداني را نديده است. هنوز صداي خس خس سينههاي خستهشان از پشت خاكريزهاي استقامت به گوش ميرسد و زمزمهي مناجات نيمه شبشان طلوع فجر را رقم ميزند. هنوز خورشيد از گرمي وجود آنان گرما ميگيرد و باران از لطافت آنان به محيط طراوت ميبخشد و نسيم از صفا و اخلاص آنان رايحة وصل را به ارمغان ميآورد. هنوز آخرين جرعههاي آب قمقمه از دست تشنه لبي به دست تشنه لبي ديگر ميرسد زيرا كه آنان سيراب معرفت و شاگردان علمدار كربلايند. حقيقت قطره خون شهيدي است كه انوار وجودش پرتو افشاني ميكند و مانند مشعل هدايت بشريت گمراه را به راه راست هدايت ميكند.
كجايند مردان بيادعا؟ از كدام شهيد بگويم؟ از سردار خيبر شهيد همت! يا از بسيج كردستان، از شهيد زينالدين بگويم يا از علمدار كربلاي ايران شهيد خرازي؟ براي هر گلي رايحهي مخصوص است و در گلزار ايران زمين اين رايحه دلپذير را در هر كوي و برزن ميتوان احساس كرد. پس نبايد سكوت بهترين تعريف باشد كه از عظمت شهيد و شهادت گفتن كار هر بيهنزي نيست كه شهادت هنر مردان خداست.
سخن از رادمرداني است كه با چشمه سار معرفت كوير تشنه عدالت را آبياري كردند اما حقيقت اين است كه شهيدان را شهيدان ميشناسند و آن چه ما قلم فرسائي ميكنيم چيزي جزء رفع تكليف و اداي دين نيست كه حق شهيد را نميتوان ادا كرد زيرا آنان در مسلخ عشق معاملهاي بس عظيم و سودمند كردند كه خريدار متاعشان بخشندهي رحيمي است كه هر كه با او معامله كند خسران و زياني نخواهد ديد.
مصطفي حديدي
کميته علمي پژوهشي کنگره سرداران ، اميران،فرماندهان و8000 شهيد استان همدان
لینک کپی شد
نظر شما
