پژوهش/ بازخواني پرونده ماجراي مک فارلين

کد خبر: ۱۲۴۶۵۴
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۸۵ - ۰۹:۰۴ - 04November 2006

جنگ ايران و عراق ،حادثه تاريخي و سرنوشت سازي بود که در بستر مجموعه اي از عوامل و زمينه هاي مختلف شکل گرفت و از تاريخ 31 شهريور سال 1359 با تجاوز عراق آغاز شد و در 29 مرداد 67پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران به پايان رسيد. قضيه معروف مک فارلين در سال 1365 هم يکي از مواردي است که طي اين هشت سال براي دستگاه ديپلماسي ونظامي ايران بوجود آمد. اين جريان موضوعي است که هنوز همچنان داراي ابعاد ناشکافته و ناگفته ايست که شايد مسئولان روزي درباره آن سخن بگويند. هم اکنون پس از 20 سال که از اين واقعه مي گذرد ، به نظر مي رسد زمان مناسبي براي بازگشايي وبازخواني بخشي از اين جريان باشد.

زمان : 13 آبان 1365 سالگرد تسخير سفارت آمريکا

مکان : تهران حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني رييس وقت مجلس شوراي اسلامي در سخنراني خود در سالگرد تسخير سفارت آمريکا توسط دانشجويان پيرو خط امام دست به يک افشاگري داغ زد. وي در اين سخنراني به سفر" رابرت مک فارلين" مشاور امنيت ملي کاخ سفيد با نام مستعار" شون دولين" همراه با پاسپورت ايرلندي به تهران اشاره مي کند.

البته پيش از افشاگري 13 آبان هاشمي رفسنجاني مجله عربي الشراع چاپ بيروت در شماره دوم نوامبر 1986 (11 آبان 1365) اين خبر را فاش کرده بود .اين که اين خبر چگونه سر از الشراع در آورد و ناگهان به خبر روز تبديل شد و اين که چه کسي اين خبر را به الشراع داده بود خود جاي سوال دارد. به هر حال "مک فارلين " به همراه يک فروند هواپيماي حامل اسلحه هاي خريداري شده توسط جمهوري اسلامي وارد ايران شد. کلت ، کيک و انجيل امضاشده توسط رونالد ريگان (رييس جمهور وقت آمريکا) هداياي همراه مک فارلين بود که به نشانه حسن نيت همراه خود آورده بود.
علي اکبر هاشمي رفسنجاني در مورد ماجراي مک فارلين در سال 1366 به کيهان هوايي مي گويد: « از همان روزهاي اوليه جنگ همه دنيا مي دانستند که سيستم نظامي ما به دليل برجاي ماندن از زمان شاه مخلوع ، آمريکايي و غربي است و همه مي دانند که کشوري که از نظر سطح ترقي مثل ايران است قدرت اينکه امکانات را خودش تهيه کند ندارد ، لذا براي ما کاملا طبيعي بود که سيستم نظامي موجود را حفظ کرده و آن را تدارک کنيم.» همين امر سبب شد که ايران براي تداوم جنگ با عراق و دفاع از کشور درصدد تامين تسليحات خود برآيد. رفسنجاني در ادامه مصاحبه خود با کيهان هوايي با اشاره به نقش دلالان اسلحه در اين قضيه مي گويد:« شايد ده يا بيست بار از مسئولان کشور شنيديد که مابه هر حال از جيب همين غربي ها ، دلال ها و يا کمپاني هاي غربي آنها را بيرون مي آورديم با واسطه ، بي واسطه ، گرانتر و گاهي ارزانتر.» طبق گفته هاي هاشمي رفسنجاني ايران با استفاده از دلال هايي چون منوچهر قربانيفر و يا عدنان خاشقچي به خريد موشک هاي هاگ ، قطعات اف 14 و.... مي پردازد. سوي ديگر اين قضيه که آمريکايي ها بودند خيال مي کردند که مي توانند از نفوذ معنوي جمهوري اسلامي بر مقاومت اسلامي بويژه در لبنان براي آزادي گروگانهاي امريکايي استفاده کند و به همين دليل به ايران اسلحه مي فروختند.
از سوي ديگر در اين جريان رژيم صهيونيستي نيز يک پاي ماجراست . حضرت امام خميني (ره) وقتي متوجه ورود اسراييل به بازار خريد اسلحه ايران مي شوند مي فرمايند: « اسراييل دست به دريا هم که بزند دريا نجس مي شود.» اما اسراييل که دنبال مقاصد شوم خود بود دست از رفتار خود برنمي دارد و وارد گفتگو با آمريکا مي شود و در نهايت پيشنهاد فروش اسلحه به ايران از طريق آمريکا را مي دهد. استدلال اسراييل اين بود که تا موقعي كه طرفين درگير در جنگ به بن بست نرسيده اند بايد از طولاني شدن جنگ دفاع کرد و پيشنهاد فروش اسلحه به ايران هم روي همين استدلال استوار بود. پس از افشاي جريان ورود مک فارلين به تهران که به دستور حضرت امام خميني (ره) صورت گرفت و در حالي که رژيم صهيونيستي به نوعي در اين قضيه زير سوال رفته بود بيانيه اي ازسوي اسحاق شامير منتشر شد که در آن تاکيد شده بود که « دولت اسراييل تاييد مي کند که به درخواست آمريکا در انتقال تسليحات به تهران همکاري کرده است و وجه اين تجهيزات توسط يک نماينده ايراني به بانکي در سوئيس واريز شده است.» نام فرد مورد ادعاي اسرائيل هرگز افشانشد اما نام دو دلال ديگر که هاشمي رفسنجاني نيز به آنها اشاره کرده بود پس از اين افشاگريها برسر زبانها افتاد ، منوچهر قرباني فر و عدنان خاشقچي سرمايه دار اهل عربستان سعودي .

ارتباط قربانيفر و خاشقچي چگونه شکل مي گيرد؟ خود خاشقچي در مصاحبه اي با مجله آلماني اشترن در 1985 که در کيهان نيز چاپ شد در اين زمينه مي گويد: « من و قرباني فر در يک نمايشگاه فرش در آلمان با هم آشنا شديم . قرباني فر در تحليلي ادعا کرد که در ايران سه خط سياسي وجود دارد . خط اول از نظر سياست داخلي و خارجي طرفدار غرب است ، خط دوم در سياست حالت راديکال و بنياد گرايي دارد وخواهان صدور انقلاب است و خط سوم از نظر سياست خارجي موضعي خصمانه نسبت به غرب دارد ولي از نظر خط سياست اقتصادي ليبرال است . وي (قربانيفر) به من (خاشقچي) پيشنهاد داد که به خط اول کمک کنيم تا راديکال ها کنار گذاشته شوند .» خاشقچي يک سرمايه دار عربستاني است که بنابر شواهد ارتباطات گسترده اي با رهبران منطقه خاورميانه داشته است. وي بنا بر تحليل قرباني فر و براي عملي کردن اين پيشنهاد به سراغ سعوديها مي روند اما آنها قبول نمي کنند که اين نقش را بازي کنند.
وي سراغ مصري ها هم ميرود اما بنا بر دلايلي آنها هم حاضر نمي شوند نقش اين حلقه واسط را اجرا کنند. خاشقچي در نهايت ملاقاتي بين قربانيفر و رييس سابق موساد در 15 جولاي 1985 ترتيب مي دهد و سپس نامه اي به مک فارلين مشاور امنيت ملي کاخ سفيد مي نويسد. در سپتامبر 1985 اولين محموله اسلحه خريداري شده توسط ايران ، شامل يک هواپيما پر از موشک "تاو" و" هاوگ" از تل آويو به تبريز آمد. به نوشته روزنامه کيهان در سال 65 اسراييل انتظار داشت که در پي اين اقدام ، باکلي مسئول دفتر سيا در بيروت آزاد شود غافل از اينکه وي مرده بود و سيا خبر داشت ولي اسرائيل را در جريان قرار نداده بود. هاشمي رفسنجاني در سال 82 به روزنامه همشهري در مورد مک فارلين مي گويد: « مک فارلين که به ايران آمد، بنا بود مقدار قابل توجهي سلاح هم بياورد. اما چند کانتينر قطعات مورد نياز ما را با هواپيما آوردند. تعدادي موشک هاگ اسرائيلي هم آوردند که مدتها در فرودگاه ماند و آنها مجبور شدند پس بگيرند.» هاشمي رفسنجاني مي افزايد: « آنها (آمريکايي ها) قطعات مورد نياز ما را گران حساب کردند. 5 يا 6 ميليون دلار اضافه مي خواستند. مثلا از رقم 22 ميليون دلاري، ما فقط 14 ميليون دلار داديم و بعد متوجه شديم مي خواهند مبلغ اضافه را از ما بگيرند و به کنتراهاي نيکاراگوا بدهند که ما نداديم. براي اين موضوع مدتي کشمکش بود.» برخي براين باورند که سفر مک فارلين به تهران برنامه ريزي کاخ سفيد براي تحقق بخشيدن به تحليلي بود که قرباني فر دلال اسلحه به زبان رانده بود .
جان کستر يکي از مقامات آمريکايي نيز در تاييد اين مدعا مي گويد: « مسئله سرنگوني دولت ايران مطرح نيست بلکه تغيير سياست هاي آن مورد نظر است .» اين در حالي است که تحليل قرباني فر کاملا اشتباه بود و به نظر مي رسد آمريکايي ها در اين مورد اشتباه بزرگي مرتکب شدند. هاشمي رفسنجاني پس از ورود مک فارلين ودر مورد محموله مشکوک تبريز به کيهان در تاريخ 17/01/1366 مي گويد: «.... اينها 4-5 سال است که زحمت مي کشند تا بگويند ايران از اسراييل اسلحه خريده است . البته ما در اينجا ضرر کرديم وقبول هم داريم ولي دنيا فهميد که ما نمي دانستيم ........ يک بار فهميديم که يک جريان اسراييلي در اين قضايا دخالت دارد جلوي تخليه سلاحها را گرفتيم و دستور داديم که ان را برگردانند......» اين سخن هاشمي رفسنجاني در آينده مورد تاييد اعضاي کميسيون تاور نيز قرار مي گيرد و آنها نيز تاييد مي کنند ايران محموله موشکهايي که روي آن آرم اسراييل بود را برگشت داده است. رابرت مک فارلين که با نام شون دولين و با پوشش امنيتي وارد ايران شده بود پس از افشاگري امام (ره) و فهميدن اينکه ايران در اين قضيه دست برتر را دارد در نهايت با خفت مجبور به ترک تهران شد. اما اين قضيه پس از ورود مک فارلين به آمريکا ابعاد جديدي پيدا مي کند که رسوايي بيشتري براي آمريکايي ها به بارمي آورد و به بحران " ايران گيت " معروف مي شود. بحران آمريکا ايجاد ارتباط با ايران نبود بلکه آنها با عوايد مالي حاصل از فروش اسلحه به ايران به ضد انقلابيون نيکاراگوئه ، کنتراها، کمک مالي مي کردند. به نوشته کيهان در آن زمان : « ايران پول اسلحه را به حساب بانک " ليکر سورس" ژنو ريخته بود و اليور نورث که همراه مک فارلين به تهران نيز امده بود امکان برداشت از آن حساب را داشت و وي مازاد اين پول را به حساب دوستان خود در نيکاراگوئه واريز مي کرده است.» پس از اين رسوايي و افشاگري که آمريکا در عملياتي دوجانبه در ايران و نيکاراگوئه عليه دولت اورتگا رهبر "ساندنيست ها" انجام داده بود ريگان با ناراحتي از افشاي اين مسئله کميته اي سه نفره که در راس انها سناتور " جان تاور" قرار داشت تشکيل داد وبه آنها ماموريت داد تا اين موضوع را بررسي کنند .
اين کميته سه نفره به کميسيون تاور معروف شد. اين کميسيون ماموريت ميابد تا نقش شوراي امنيت ملي آمريکا را در بحران معروف به ايران گيت بررسي کند. رابرت مک فارلين افسر پيشين نيروي دريايي و مشاور امنيت ملي آمريکا متهم اصلي اين پرونده است . پس از وي جان پويند ديگر مشاور امنيت ملي کاخ سفيد ، اوليور نورث افسري که حق برداشت پول از حساب سوئيس را داشت و سپس ويليام کيسي رئيس سيا و دونالد ريگان رييس جمهور آمريکا قرار داشتند. اوليور نورث در عمليات سال 1980 آمريکا در طبس براي آزادي گروگانهاي سفارت آمريکا نيز شرکت داشت . در 15 نوامبر 1986 ريگان اعتراف کرد که" 18 ماه است ارتباط سياسي محرمانه اي با ايران دارم". در نهايت در 21 نوامبر 1987 کنگره امريکا ريگان را مسئول همه اشتباهات مک فارلين معرفي کرد . کميسيون تاور نيز ريگان را متهم کرد . پس از اصرار فراوان کنگره آمريکا مبني بر کشف مقصرين بحران ايران گيت که پس از مشخص شدن کمک آمريکا به کنتراها در نيکاراگوئه به ايران کنترا معروف شد در 22 مارس 1987 پس از دوسال از گذشتن ماجرا ، مک فارلين با خوردن تعداد زيادي قرص واليوم دست به خودکشي زد. به هرحال هشت سال جنگ ايران وعراق در مرداد1367 با پذيرش قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي به پايان رسيد ، قطعنامه اي که امام خميني (ره) ، از آن به نوشيدن جام زهر تعبير کردند ، ايشان در پيام معروف قطعنامه از واقعيتهايي در مورد جنگ سخن گفتند که در اينده آشکار خواهد شد . هنوز معلوم نيست آيا هم اکنون پس از گذشت بيش از18سال از پايان جنگ آيا وقت ان رسيده که اين واقعيتهاي ناگفته که يکي از آنها همين قضيه مک فارلين است، آشکار شود يا خير؟

تهيه از : مهدي گيوكي


مهدي گيوکي
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین