گزارش/ ما سخاوتمد ترين مردم دنيا هستيم
مي گويم سفر «خبري » چون اين بار نه براي زيارت و در حال و هواي عتبات مقدسه معصومين عليهم السلام که با لباس خبر نگاري و براي يک کار مشخص با تعريفي حرفه اي و رسانه اي در عراق بودم . پيش از سفر ، من هم مثل بسياري ديگر چنين فکر مي کردم که قضيه ي عراق بسيار ساده است . دژخيم سفاک و ددمنشي به نام صدام سال ها اين کشور را ويران ساخته و اکنون دژخيمي بزرگتر ، ددمنش تر و سفاک تر به نام امريکا اين کشور را اشغال کرده و ويران تر نموده و مردم نيز در مقاب اشغال گران ايستاده اند و با آنان مقابله مي کنند . قضيه را بسيار ساده و روشن مي ديدم و به آينده اي نزديک اميدوار بودم که با مقاومت مردانه اي ملت عراق اشغالگران صحنه را ترک کنند و ...
بعد از حضور در متن حادثه
روزگاري يکي از چهره هاي سياسي جهان درباره ي اوضاع ايران و خاورميانه گفته بود : بر عکس تصورت هر چه نزديک تر مي شوي ماجرا پيچيده تر مي شود و ابهام و تاريکي قضيه افزايش مي يابد ! ماجراي سفر ما هم همين بود . هر چه به مسائل و موضوعات نزديک مي شديم و هر چه اطلاعاتمان کامل تر مي شد پيچيدگي وابهام و ترديدمان افزايش مي يافت . اينک پس از ده روز حضور در متن اتفاق احساس مي کنم همان تحليل ساده و بسيط اوليه را نيز نمي توانم باز گو کنم . اين پيچيدگي و ظرافت نه فقط در نگاه من بلکه در بيان و ديدگاه و همه کساني بود که ما با آنان رو به رو مي شديم . از عدنان پاچه چي و محسن عبد الحميد و ديگر اعضاي مجلس حکم تا شريف علي ، وليعهد سابق عراق و حتي روزنامه نگاران و نويسندگان و انديشمندان عراقي . اکنون شايد هيچ کس نمي تواند به سادگي سخن بگويد ، حتي در موضوع مشخص کار ما يعني « مسائل امروز عراق در آينه ي رسانه هاي خبري و شبکه هاي ماهواره اي » .
پيش فرض هاي ما براي تحليل
دذ بررسي و شناخت وضعبت فعلي عراق نخست بايد ديد پيش فرض هاي ما براي تحليل مسائل چيست . بسياري از اين مفروضات در نگاهي دقيق و نزديک تر ، نادر به نظر مي رسد و ظاهرا تفاوتي در خطا بودن مفروضات تحخليل هاي مختلف از اوضاع وجود ندارد . اولا در اين که امريکا منطقه را به آساني رها نمي کند ، ترديدي نيست .
مطمئنا هر کسي با کمترين آگاهي و درک سياسي ، اين واقعيت تلخ را مي فهمد که استعمار پير انگليسي و استکبار جوان امريکايي پس از سالها فتنه و آشوب ، اکنون به آساني دست بردار نيستند . ثانيا اين قدرت هاي شيطاني هر اندازه پوشالي و ناتوان ارزيابي شوند بله اراده و سنت الهي ، به خاطر تلاش و کوشش و تدبير و کارداني باطل خود توان و قدرت دارند و گر چه مکر خداوند همواره غالب است ولي همان خداي قادر و حکيم اراده کرده که باطل مهلت داشته باشد و شيطان به کار خود مشغول باشد . امريکا و انگليس امروز مي دانند چه مي کنند و مي فهمند چه بايد بکنند . سالها مطالعه و برنامه ريزي و تدبير علمي و عملي اکنون فرصتي برلي بهرمندي مناسب از فرصت هاي به دست آمده برايشان فراهم ساخته است .
و ما ادراک ما صدام
کساني که بررسي و تحليل اوضاع عراق مي پردازند تا از عمق و حقيقت جنايات صدام با خبر نبتشند نمي توانند وضع امروز را بع درستي تحليل کنند و اين دقيقا همان نکته اي است که بسياري در داخل ايران نسبت به آن توجه ندارند . صدام بدون ترديد و ابهام ، بزرگترين جنايتکار تاريخ بشر است . در اين تعبير ، کوچکترين اغراق و غلئي به کار نبرده ايم . من که سالها به خاطر علاقه به زبان عربي و کشورهاي عرب زبان همسايه با عراقي ها و اوضاع عراق ارتباط داشته و بسياري از جنايات و ظلم هاي صدام را با دقت دنبال کرده ام نمي توانم باور کنم هيچ سرزمين ديگري در جهان از آغاز بشر تاکنون به اندازه ي عراق صدامي وحشتناک و ترس آور پيدا شود . در سفر نامه ي اول خود از عراق به عنوان يک زندان بزرگ ياد کرده ام و اکنون بايد آن را يک شکنجه گاه توصيف کنم . مردم عراق گر چه شايد ما را خوش نيايد اما خود مي گفتند و مي گويند که : صدام نباشد ما به شارون راضي هستيم . از اين رو تا کسي شدت فشار و سختي ستم صدان را در نيايبد نمي تواند وضع و حال مردم در نجات از آن شرايط را درست درک کند . بسياري از ما متاسفانه از سر سيري کنار گود نشسته ايم و نسبت به اوضاع عراق حکم صادر مي کنيم و گاه از سر نا آگاهي مي گوييم :
« ما هم شاه و ساواک داشتيم » ! جمله اي که عراقي ها فقط به آن مي خندند و از سر حسرت سر تکان مي دهند يعني که شما نمي دانيد ما چه مي گوييم .
چاه آشوب و نا امني اول براي ما بعد براي ديگران
در اوضاع امروز عراق افزايش آشوب و ناامني نه تنها به تصور خام برخي از ما تجربه اي تلخ براي امريکا فراهم نمي کند و او را وادار به ترک عراق نمي سازد بلکه بهانه اي بزرگ تر براي حضور و دخالت به دست اين شيطان بزرگ مي دهد . اگر از امريکا و حضورش سخن مي گويم نه به عنوان يک مسافر زره زذه پوش و سرباز امريکايي را در جاده ديده باشد بلکه به عنوان خبرنگاري خارجي مي نويسم که نيروهاي ويژه را در ساختمان داخلي مجلس حکم ديده و در تين خصوص با مهمترين چهره هاي سياسي و فرهنگي امروز عراق سخن گفته است . در شرايطي که حاکم امريکايي عراق بر هر وزارتخانه اي يک مستشار خبره و دقيق گمارده و به بهانه ي نا امني ها انتخابات را بعه تعويق مي اندازد ، تنها زمينه براي نابودي عراق و مردم آن واز ميان رفتن فرصت ارزشمند فراهم شود اين آشوب ها و فتنه ها هر چه بيشتر گسترش يايد بي ترديد ابتدا شعله هاي آن دامن ما را خواهد گرفت و اين ناامني ها چاهي است که ما نخست در آن خواهيم افتاد .
بايد باور کنيم عراق از همسايه هاي ديگر ما « همسايه تر » است .
فتنه و دعواي طائفي
ظاهر ماجرا دعواي مردم و شيعيان با حضور نظامي اشغالگران امريکايي است اما در حقيقت اتفاق خطرناکي که پشت پرده ميب افتد جريان وحشتناک شيعخ کشي است . مي گويند ابو مصعب زرقاوي در عراق است . کسي او را بزرگترين تروريست جهان مي دانند .و از آغاز مرزهاي عراق تا شهرهاي کوچک عکس هاي او. را به در و ديوار زده اند . کسي که در سه اطلاعيه رسمي هم مسئوليت ترور آيت الله حکيم را بر عهده گرفته و هم صراحتا اعلام کرده که همه ي علماي شيعه را خواهد کشت و گفته که خون شيعه مباح است و شيعيان ، کافر هستن . فقط در طول مدت اقامت ما در بغداد دو نفر از چهره هاي مطرح شيعه در اين شهر به شهادت رسيدند و يه نفر از کساني که من با آنان ملاقات داشتم از ترور ، جان سالم به در بردند . سايد اگر روزري بتوانم بعضي از اطلاعات دقيق تر رزا که فعلا امکان چاپ و نشر ندارند مطرح کنم اين ادعا و باور منطقي تر به نظر مي رسد . گر چه اکنون عموم برادران اهل سنت مثل عموم شيعيان در پي فضايي آرام و امن براي يک زندگي و تعامل برادرانه اند اما اقليت بسيار ناچيزي از وهابيان متعصب و تروريست که بعضا از خارج عراق به اين کشور آمده اند کاملا آگاهانه و با برنامه در پشت اين ظاهر آمريکايي و شيعي همچون صدام بع قتل عام شيعيان مي انديشند و در چنين شرايطي آن که مثل هميشه نابود مي شود و از ميان مي رود ، شيعه است .
مقتدا صدر ، نسخه ي ديگر طالبان .
مقتدا صدر ، نسخه اي به ظاهر شيعه از طالبان است . اين را زماني مي نويسم که صبحگاته ابتداي شارع الرسول نجف و در انتهاي کوچه اي باريک به دفتر او وارد شده ودر کنر شيخ قيس خزعلي سخنگوي رسمي او نشسته ام و شامگاه در دست نيروهاي او در کوفه گرفتار شده ام . اگر به تئوري ملخ دونالد رامسفلد و مسير جريانات دهه ي اخير خاو.رميانه و جهان اسلام فکر کنيم به راحتي خواهيم پذيرفت که جريان « جيش المهدي » و مقتدا صدر نه مقاومت مردمي که حرکتي خطرنلاک و انحرافي و کاملا هدايت شده است . نبايد انتظار داشت که يکايک چهره ها و اشخاص حاضر در اين جريان افراد وابسته و نفوذي باشند که بعضا هستند . نبايد از حضور ميليوني جوانان ساده و مخلص و متدين در ميان اين جريان تعجب کرد که بايد هم چنين باشد . نبايد از سادگي و حتي نيت خير و شعارهاي زيباي مقتدا صدر به خطا رفت . امريکا با ظرافت و دقت محصولي مناسب از شيعه تروريست به دنيا ارائه داده است و با پوشش خبري و رسانه اي دقيق اين فرايند را کامل مي کند . پوسترهاي متعدد از تصوير مقتدا صدر تصوير سيد حسن نصر اله و بعضي مراجع و علماي شيع آيا قرينه اي براي اين موضوع نيست که امريکا مي خواهد چهره اي مشوه و نادرست از شيعه و علما و مراجع و در نهايت جمهوري اسلامي به جهان ارائه کند ؟
جنگ ماهواره ها !
فعاليت شديد فرهنگي امريکا درست به موازرات دعواهاي سياسي و نظامي بسيار ديدني و البته ستودني است . ظاهرا امريکايي ها قبل از ما به دستورات قرآن کريم براي آماده کردن قوا و نيروي لازم عمل کرذه اند و درگيري سياسي و نظامي باعث نشده رسالت فرهنگي خود را فراموش کنند ! در ميان اين همه آشوب و غوغاي ظاهري ماهواره ها به شدت فعال هستند . از شبکه « الحره» که مستقيما توسط امريکا راه اندازي شده و از امريکا پخش مي شود تا بقيه مانند العربيه و الشرقيه که کاملا با اهداف امريکا هماهنگ هستند . فروشگاه هاي فيلم و نوار مبتذل به شدت فعال اند و در روزنامه فروشي ها انواع مجلات مبتذل عرضه مي شود و يم سيستم دريافت شبکه هاي ماهواره اي به ارزان ترين قيمتي که بتوانيد تصور کنيد ( سه برابر قيمت يم جعبه شيريني که براي هنکارانمان در شبکه العربيه هديه برديم ! ) به فروش مس رسد . در حالي که بعضي کانال هاي کارتي را هم ظاهرا باز کرده اند . دانشگاه ها و مراکزر فرهنگي به همان شيوه ي سابق و يکي از چهره هاي سابق بعثي بيشترين دخالت را در امور وزارت خانه اي مربوط ب فرهنگ عمومي دارد .
ايران کجاست ؟
در چنين شرايطي ايرزان کجاست ؟ زوار ايراني کجايند ؟ چرا موسسات فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي ايران در صحنه ي عراق حضور ندارند . در شرايطي که هر 5 نفر عراقي يک نفر چند کلمه به فارسي حرف مي زند و زبان فارسي مي تواند به راحتي و عملا زبان سوم عراق ( پس از عربي و کردي باشد ) چرا هيچ کس از اين فرصت و زمينه ي آماده و اين زمين بکر و مساعد استفاده نمي کند . عراق بدون ترديد مهم ترين همسايه ي ايران به جهات سياسي امنيتي اقتصادي و فرهنگي است . در شرايط فعلي ايران حضور خود را چگونه تعريف کرده است ؟>
همه به امام زمان (ع) فکر مي کنند غير از ما !
مهم ترين ويژه گي استراتژيک انديشه اي شيعه ، انتظار ظهور است . اين محور اصلي و اساسي ، مبناي همه ي باورها و موضعگيري ها و عملکردهاي ما را تشکيل مي دهد و قرار است به تعبير امام راحل : همه دستگاه ها خود را براي ظهور آماده کنند . اما در همين دستگاه و نظام و دولت شيعي خيلي از ما تصور مي کنيم لحاظ کردن اين پارامتر اساسي در تحليل ها و ديدگاهها غير کارشناسانه و غير منطقي است و حتي باورمندان ما نيز از اشاره به اين حقيقت ابا دارند ، در حالي که همه غير از ما به اين حقيقت معترفند . راننده ي جوان و شيعه اي که ما را به نجف برد عليرغم عجله وضيق وقت ، اول به حاشيه ي وادي السلام رفت و ماشين را نگه داشت و بعد با شور وحال عجيبي نام از امام عصر (ع9 برد و به بيابان روبه رو اشاره کرد : « بحر نجف ، خاک خشک و بي حاصلي که از علائم ظهور جاري شدن آب در آن است . اين باور آن جوان عراقي بود و در اين حال چشم انداز درياچه اي کوچک را به ما نشان مي داد و ذوق زده به آن چشم دوخته بود : اينک مدتي است که آب در آن جاري شده . در همين حال امريکايي ها به صورت غير رسمي از سال 2013 به عنوان زمان ظهور ياد مي کنند و مسئله آرماگدون و موضوعات مشابه را مورد توجه قرار ذداده اند و حتي در بازجويي از يک روحاني شيعه عراقي پي در پي از او درباره محل مخفي شدن امام مهدي مي پرسند و اينک شيخ مجتبي قزويني به او تبريک گفته بود که بر اساس قول يکي از علماي بزرگ و مراجع مطرح شيعه ظهور امام عصر را درک خواهند کرد و از ايشان خواسته بود سلام وي را به محضر لملم عصر برسانند . شيعه هيچگاه براي ظهور وقت تعيين نمي کند . اما يک شايد ديگر هست که قراين مختلف آن را تاييد مي کند و آن اين است که شايد همين روزها و همين ماه ها زمان ظهور باشد چنانچه علائم و قرائن نشان ني دهند ، علائم و نشانه هايي که در کتب مستند و در احاديث معتبر بيان شده و بخش عمده اي از آن ها تاکنون به وقوع پيوسته اسن . جاي تاسف دارد که همه در تحليل ها و سياست گذاري به مهم ترين پارامتر ممکن ممکن توجه کنند غير از خود ما که ادعا داريم در انتظار ظهور منجي عالم به سر مي بريم .
مردم زندگي مي کنند .
با اين همه و در کنار همه حرف ها و تحليل ها مردم عراق زندگي مي کنند . بر خلاف تصوري که طبيعت اطلاع رساني و اقتضاي ذاتي نشر خببر ايجاد مي کند . مغازه ها باز است . دانش آموزان به مدرسه مي روند و دامشجويان سر کلاس هايشان حاضر مي شوند . ادارات به کار خوئ مشغول هستند .
پليس راهنمايي و رانندگي کارش را انجالم مي دهد . تاکسي ها و اتوبوس ها مسافرانشان را سوار مي کنند.
ماشين هاي عروس به شادماني بوق مي زنند .
گاهي صداي انفجاري هم مي آيد و چند دقيقه اي همه چيز را تحت الشعاع قرار مي دهد .ولي دوباره زندگي آغاز مي شود . بيش از صد و شصت هفتاد نشر يه به چاپ مي رسد و توزيع مي شود .
برق مي رود و ساعتها نمي آيد اما مردم همچنان زندگي مي کنند .
در بغداد و شهرهاي ديگر غير ار جنگ و خمپاره و گلوله خبرهاي ديگري هست . بايد باور کنيم : مردم همچنان زندگي مي کنند .
محمد رضا زائري
بعد از حضور در متن حادثه
روزگاري يکي از چهره هاي سياسي جهان درباره ي اوضاع ايران و خاورميانه گفته بود : بر عکس تصورت هر چه نزديک تر مي شوي ماجرا پيچيده تر مي شود و ابهام و تاريکي قضيه افزايش مي يابد ! ماجراي سفر ما هم همين بود . هر چه به مسائل و موضوعات نزديک مي شديم و هر چه اطلاعاتمان کامل تر مي شد پيچيدگي وابهام و ترديدمان افزايش مي يافت . اينک پس از ده روز حضور در متن اتفاق احساس مي کنم همان تحليل ساده و بسيط اوليه را نيز نمي توانم باز گو کنم . اين پيچيدگي و ظرافت نه فقط در نگاه من بلکه در بيان و ديدگاه و همه کساني بود که ما با آنان رو به رو مي شديم . از عدنان پاچه چي و محسن عبد الحميد و ديگر اعضاي مجلس حکم تا شريف علي ، وليعهد سابق عراق و حتي روزنامه نگاران و نويسندگان و انديشمندان عراقي . اکنون شايد هيچ کس نمي تواند به سادگي سخن بگويد ، حتي در موضوع مشخص کار ما يعني « مسائل امروز عراق در آينه ي رسانه هاي خبري و شبکه هاي ماهواره اي » .
پيش فرض هاي ما براي تحليل
دذ بررسي و شناخت وضعبت فعلي عراق نخست بايد ديد پيش فرض هاي ما براي تحليل مسائل چيست . بسياري از اين مفروضات در نگاهي دقيق و نزديک تر ، نادر به نظر مي رسد و ظاهرا تفاوتي در خطا بودن مفروضات تحخليل هاي مختلف از اوضاع وجود ندارد . اولا در اين که امريکا منطقه را به آساني رها نمي کند ، ترديدي نيست .
مطمئنا هر کسي با کمترين آگاهي و درک سياسي ، اين واقعيت تلخ را مي فهمد که استعمار پير انگليسي و استکبار جوان امريکايي پس از سالها فتنه و آشوب ، اکنون به آساني دست بردار نيستند . ثانيا اين قدرت هاي شيطاني هر اندازه پوشالي و ناتوان ارزيابي شوند بله اراده و سنت الهي ، به خاطر تلاش و کوشش و تدبير و کارداني باطل خود توان و قدرت دارند و گر چه مکر خداوند همواره غالب است ولي همان خداي قادر و حکيم اراده کرده که باطل مهلت داشته باشد و شيطان به کار خود مشغول باشد . امريکا و انگليس امروز مي دانند چه مي کنند و مي فهمند چه بايد بکنند . سالها مطالعه و برنامه ريزي و تدبير علمي و عملي اکنون فرصتي برلي بهرمندي مناسب از فرصت هاي به دست آمده برايشان فراهم ساخته است .
و ما ادراک ما صدام
کساني که بررسي و تحليل اوضاع عراق مي پردازند تا از عمق و حقيقت جنايات صدام با خبر نبتشند نمي توانند وضع امروز را بع درستي تحليل کنند و اين دقيقا همان نکته اي است که بسياري در داخل ايران نسبت به آن توجه ندارند . صدام بدون ترديد و ابهام ، بزرگترين جنايتکار تاريخ بشر است . در اين تعبير ، کوچکترين اغراق و غلئي به کار نبرده ايم . من که سالها به خاطر علاقه به زبان عربي و کشورهاي عرب زبان همسايه با عراقي ها و اوضاع عراق ارتباط داشته و بسياري از جنايات و ظلم هاي صدام را با دقت دنبال کرده ام نمي توانم باور کنم هيچ سرزمين ديگري در جهان از آغاز بشر تاکنون به اندازه ي عراق صدامي وحشتناک و ترس آور پيدا شود . در سفر نامه ي اول خود از عراق به عنوان يک زندان بزرگ ياد کرده ام و اکنون بايد آن را يک شکنجه گاه توصيف کنم . مردم عراق گر چه شايد ما را خوش نيايد اما خود مي گفتند و مي گويند که : صدام نباشد ما به شارون راضي هستيم . از اين رو تا کسي شدت فشار و سختي ستم صدان را در نيايبد نمي تواند وضع و حال مردم در نجات از آن شرايط را درست درک کند . بسياري از ما متاسفانه از سر سيري کنار گود نشسته ايم و نسبت به اوضاع عراق حکم صادر مي کنيم و گاه از سر نا آگاهي مي گوييم :
« ما هم شاه و ساواک داشتيم » ! جمله اي که عراقي ها فقط به آن مي خندند و از سر حسرت سر تکان مي دهند يعني که شما نمي دانيد ما چه مي گوييم .
چاه آشوب و نا امني اول براي ما بعد براي ديگران
در اوضاع امروز عراق افزايش آشوب و ناامني نه تنها به تصور خام برخي از ما تجربه اي تلخ براي امريکا فراهم نمي کند و او را وادار به ترک عراق نمي سازد بلکه بهانه اي بزرگ تر براي حضور و دخالت به دست اين شيطان بزرگ مي دهد . اگر از امريکا و حضورش سخن مي گويم نه به عنوان يک مسافر زره زذه پوش و سرباز امريکايي را در جاده ديده باشد بلکه به عنوان خبرنگاري خارجي مي نويسم که نيروهاي ويژه را در ساختمان داخلي مجلس حکم ديده و در تين خصوص با مهمترين چهره هاي سياسي و فرهنگي امروز عراق سخن گفته است . در شرايطي که حاکم امريکايي عراق بر هر وزارتخانه اي يک مستشار خبره و دقيق گمارده و به بهانه ي نا امني ها انتخابات را بعه تعويق مي اندازد ، تنها زمينه براي نابودي عراق و مردم آن واز ميان رفتن فرصت ارزشمند فراهم شود اين آشوب ها و فتنه ها هر چه بيشتر گسترش يايد بي ترديد ابتدا شعله هاي آن دامن ما را خواهد گرفت و اين ناامني ها چاهي است که ما نخست در آن خواهيم افتاد .
بايد باور کنيم عراق از همسايه هاي ديگر ما « همسايه تر » است .
فتنه و دعواي طائفي
ظاهر ماجرا دعواي مردم و شيعيان با حضور نظامي اشغالگران امريکايي است اما در حقيقت اتفاق خطرناکي که پشت پرده ميب افتد جريان وحشتناک شيعخ کشي است . مي گويند ابو مصعب زرقاوي در عراق است . کسي او را بزرگترين تروريست جهان مي دانند .و از آغاز مرزهاي عراق تا شهرهاي کوچک عکس هاي او. را به در و ديوار زده اند . کسي که در سه اطلاعيه رسمي هم مسئوليت ترور آيت الله حکيم را بر عهده گرفته و هم صراحتا اعلام کرده که همه ي علماي شيعه را خواهد کشت و گفته که خون شيعه مباح است و شيعيان ، کافر هستن . فقط در طول مدت اقامت ما در بغداد دو نفر از چهره هاي مطرح شيعه در اين شهر به شهادت رسيدند و يه نفر از کساني که من با آنان ملاقات داشتم از ترور ، جان سالم به در بردند . سايد اگر روزري بتوانم بعضي از اطلاعات دقيق تر رزا که فعلا امکان چاپ و نشر ندارند مطرح کنم اين ادعا و باور منطقي تر به نظر مي رسد . گر چه اکنون عموم برادران اهل سنت مثل عموم شيعيان در پي فضايي آرام و امن براي يک زندگي و تعامل برادرانه اند اما اقليت بسيار ناچيزي از وهابيان متعصب و تروريست که بعضا از خارج عراق به اين کشور آمده اند کاملا آگاهانه و با برنامه در پشت اين ظاهر آمريکايي و شيعي همچون صدام بع قتل عام شيعيان مي انديشند و در چنين شرايطي آن که مثل هميشه نابود مي شود و از ميان مي رود ، شيعه است .
مقتدا صدر ، نسخه ي ديگر طالبان .
مقتدا صدر ، نسخه اي به ظاهر شيعه از طالبان است . اين را زماني مي نويسم که صبحگاته ابتداي شارع الرسول نجف و در انتهاي کوچه اي باريک به دفتر او وارد شده ودر کنر شيخ قيس خزعلي سخنگوي رسمي او نشسته ام و شامگاه در دست نيروهاي او در کوفه گرفتار شده ام . اگر به تئوري ملخ دونالد رامسفلد و مسير جريانات دهه ي اخير خاو.رميانه و جهان اسلام فکر کنيم به راحتي خواهيم پذيرفت که جريان « جيش المهدي » و مقتدا صدر نه مقاومت مردمي که حرکتي خطرنلاک و انحرافي و کاملا هدايت شده است . نبايد انتظار داشت که يکايک چهره ها و اشخاص حاضر در اين جريان افراد وابسته و نفوذي باشند که بعضا هستند . نبايد از حضور ميليوني جوانان ساده و مخلص و متدين در ميان اين جريان تعجب کرد که بايد هم چنين باشد . نبايد از سادگي و حتي نيت خير و شعارهاي زيباي مقتدا صدر به خطا رفت . امريکا با ظرافت و دقت محصولي مناسب از شيعه تروريست به دنيا ارائه داده است و با پوشش خبري و رسانه اي دقيق اين فرايند را کامل مي کند . پوسترهاي متعدد از تصوير مقتدا صدر تصوير سيد حسن نصر اله و بعضي مراجع و علماي شيع آيا قرينه اي براي اين موضوع نيست که امريکا مي خواهد چهره اي مشوه و نادرست از شيعه و علما و مراجع و در نهايت جمهوري اسلامي به جهان ارائه کند ؟
جنگ ماهواره ها !
فعاليت شديد فرهنگي امريکا درست به موازرات دعواهاي سياسي و نظامي بسيار ديدني و البته ستودني است . ظاهرا امريکايي ها قبل از ما به دستورات قرآن کريم براي آماده کردن قوا و نيروي لازم عمل کرذه اند و درگيري سياسي و نظامي باعث نشده رسالت فرهنگي خود را فراموش کنند ! در ميان اين همه آشوب و غوغاي ظاهري ماهواره ها به شدت فعال هستند . از شبکه « الحره» که مستقيما توسط امريکا راه اندازي شده و از امريکا پخش مي شود تا بقيه مانند العربيه و الشرقيه که کاملا با اهداف امريکا هماهنگ هستند . فروشگاه هاي فيلم و نوار مبتذل به شدت فعال اند و در روزنامه فروشي ها انواع مجلات مبتذل عرضه مي شود و يم سيستم دريافت شبکه هاي ماهواره اي به ارزان ترين قيمتي که بتوانيد تصور کنيد ( سه برابر قيمت يم جعبه شيريني که براي هنکارانمان در شبکه العربيه هديه برديم ! ) به فروش مس رسد . در حالي که بعضي کانال هاي کارتي را هم ظاهرا باز کرده اند . دانشگاه ها و مراکزر فرهنگي به همان شيوه ي سابق و يکي از چهره هاي سابق بعثي بيشترين دخالت را در امور وزارت خانه اي مربوط ب فرهنگ عمومي دارد .
ايران کجاست ؟
در چنين شرايطي ايرزان کجاست ؟ زوار ايراني کجايند ؟ چرا موسسات فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي ايران در صحنه ي عراق حضور ندارند . در شرايطي که هر 5 نفر عراقي يک نفر چند کلمه به فارسي حرف مي زند و زبان فارسي مي تواند به راحتي و عملا زبان سوم عراق ( پس از عربي و کردي باشد ) چرا هيچ کس از اين فرصت و زمينه ي آماده و اين زمين بکر و مساعد استفاده نمي کند . عراق بدون ترديد مهم ترين همسايه ي ايران به جهات سياسي امنيتي اقتصادي و فرهنگي است . در شرايط فعلي ايران حضور خود را چگونه تعريف کرده است ؟>
همه به امام زمان (ع) فکر مي کنند غير از ما !
مهم ترين ويژه گي استراتژيک انديشه اي شيعه ، انتظار ظهور است . اين محور اصلي و اساسي ، مبناي همه ي باورها و موضعگيري ها و عملکردهاي ما را تشکيل مي دهد و قرار است به تعبير امام راحل : همه دستگاه ها خود را براي ظهور آماده کنند . اما در همين دستگاه و نظام و دولت شيعي خيلي از ما تصور مي کنيم لحاظ کردن اين پارامتر اساسي در تحليل ها و ديدگاهها غير کارشناسانه و غير منطقي است و حتي باورمندان ما نيز از اشاره به اين حقيقت ابا دارند ، در حالي که همه غير از ما به اين حقيقت معترفند . راننده ي جوان و شيعه اي که ما را به نجف برد عليرغم عجله وضيق وقت ، اول به حاشيه ي وادي السلام رفت و ماشين را نگه داشت و بعد با شور وحال عجيبي نام از امام عصر (ع9 برد و به بيابان روبه رو اشاره کرد : « بحر نجف ، خاک خشک و بي حاصلي که از علائم ظهور جاري شدن آب در آن است . اين باور آن جوان عراقي بود و در اين حال چشم انداز درياچه اي کوچک را به ما نشان مي داد و ذوق زده به آن چشم دوخته بود : اينک مدتي است که آب در آن جاري شده . در همين حال امريکايي ها به صورت غير رسمي از سال 2013 به عنوان زمان ظهور ياد مي کنند و مسئله آرماگدون و موضوعات مشابه را مورد توجه قرار ذداده اند و حتي در بازجويي از يک روحاني شيعه عراقي پي در پي از او درباره محل مخفي شدن امام مهدي مي پرسند و اينک شيخ مجتبي قزويني به او تبريک گفته بود که بر اساس قول يکي از علماي بزرگ و مراجع مطرح شيعه ظهور امام عصر را درک خواهند کرد و از ايشان خواسته بود سلام وي را به محضر لملم عصر برسانند . شيعه هيچگاه براي ظهور وقت تعيين نمي کند . اما يک شايد ديگر هست که قراين مختلف آن را تاييد مي کند و آن اين است که شايد همين روزها و همين ماه ها زمان ظهور باشد چنانچه علائم و قرائن نشان ني دهند ، علائم و نشانه هايي که در کتب مستند و در احاديث معتبر بيان شده و بخش عمده اي از آن ها تاکنون به وقوع پيوسته اسن . جاي تاسف دارد که همه در تحليل ها و سياست گذاري به مهم ترين پارامتر ممکن ممکن توجه کنند غير از خود ما که ادعا داريم در انتظار ظهور منجي عالم به سر مي بريم .
مردم زندگي مي کنند .
با اين همه و در کنار همه حرف ها و تحليل ها مردم عراق زندگي مي کنند . بر خلاف تصوري که طبيعت اطلاع رساني و اقتضاي ذاتي نشر خببر ايجاد مي کند . مغازه ها باز است . دانش آموزان به مدرسه مي روند و دامشجويان سر کلاس هايشان حاضر مي شوند . ادارات به کار خوئ مشغول هستند .
پليس راهنمايي و رانندگي کارش را انجالم مي دهد . تاکسي ها و اتوبوس ها مسافرانشان را سوار مي کنند.
ماشين هاي عروس به شادماني بوق مي زنند .
گاهي صداي انفجاري هم مي آيد و چند دقيقه اي همه چيز را تحت الشعاع قرار مي دهد .ولي دوباره زندگي آغاز مي شود . بيش از صد و شصت هفتاد نشر يه به چاپ مي رسد و توزيع مي شود .
برق مي رود و ساعتها نمي آيد اما مردم همچنان زندگي مي کنند .
در بغداد و شهرهاي ديگر غير ار جنگ و خمپاره و گلوله خبرهاي ديگري هست . بايد باور کنيم : مردم همچنان زندگي مي کنند .
محمد رضا زائري
لینک کپی شد
نظر شما
