راضييم در راه دين از تن جدا گردد سرم
471
اگر باشد قرار آخر بميرم
نميخواهم كه در بستر بميرم
خدا يا كن شهادت را نصيبم
كه همچون اصغر و اكبر بميرم
473
راضييم در راه دين از تن جدا گردد سرم
من بميرم نيست باكم ، تا بماند رهبرم
474
الا اي رهگذر نامم اگر خواهي مجيداستم
به راه مكتب و قرآن واسلامم شهيداستم
خداوندا بده صبري بحال مادر و خواهر
منم تنها پسر در پيش جانان روسپيداستم
475
من تشنه ام براه خدا جان فدا كنم
سر را نثار راه رضاي خدا كنم
من عاشقم كه در پي راه رضاي حق
در بحر خون فتاده و غلطان شنا كنم
476
اي رهروان كوي حسين اي دلاوران
سنگر كجاست تاكه به عهدم وفا كنم
تا كربلا اگر چه بود راه پر خطر
با كافران مقابله تا كربلا كنم
479
بايد از فيض شهادت دين حق احياءكنم
جان خود تقديم راه خالق يكتا كنم
دشمن كافر نخواهد گشت سد راه دين
ميروم كفار را با خون خود رسوا كنم
484
در ره آزادي مادر ز جان كوشيده ام
آب كوثر را زدست مرتضي نوشيده ام
از مكانم با خبر كن جمله ياران مرا
رخت دامادي در آوردم كفن پوشيده ام
490
آزرده مشو كه من شهيدم
در گلشن قدس آرميدم
در هر شب جمعه كربلايم
مهمان حسين سر جدايم
494
در گلشن پاك عاشقان مي رفتم
از هجر دعاي سوزمندان گفتم
برخاست صفيري ز شهيدان خدا
لبخند بزن كه گنج پنهان جستم
496
از زبان من شنو هر دم خروش رهبرم
بانك تكبير آيد از سلولهاي پيكرم
بستگانم را كسي هرگز نگويد تسليت
بل مباركباد گويند از براي مادرم
اگر باشد قرار آخر بميرم
نميخواهم كه در بستر بميرم
خدا يا كن شهادت را نصيبم
كه همچون اصغر و اكبر بميرم
473
راضييم در راه دين از تن جدا گردد سرم
من بميرم نيست باكم ، تا بماند رهبرم
474
الا اي رهگذر نامم اگر خواهي مجيداستم
به راه مكتب و قرآن واسلامم شهيداستم
خداوندا بده صبري بحال مادر و خواهر
منم تنها پسر در پيش جانان روسپيداستم
475
من تشنه ام براه خدا جان فدا كنم
سر را نثار راه رضاي خدا كنم
من عاشقم كه در پي راه رضاي حق
در بحر خون فتاده و غلطان شنا كنم
476
اي رهروان كوي حسين اي دلاوران
سنگر كجاست تاكه به عهدم وفا كنم
تا كربلا اگر چه بود راه پر خطر
با كافران مقابله تا كربلا كنم
479
بايد از فيض شهادت دين حق احياءكنم
جان خود تقديم راه خالق يكتا كنم
دشمن كافر نخواهد گشت سد راه دين
ميروم كفار را با خون خود رسوا كنم
484
در ره آزادي مادر ز جان كوشيده ام
آب كوثر را زدست مرتضي نوشيده ام
از مكانم با خبر كن جمله ياران مرا
رخت دامادي در آوردم كفن پوشيده ام
490
آزرده مشو كه من شهيدم
در گلشن قدس آرميدم
در هر شب جمعه كربلايم
مهمان حسين سر جدايم
494
در گلشن پاك عاشقان مي رفتم
از هجر دعاي سوزمندان گفتم
برخاست صفيري ز شهيدان خدا
لبخند بزن كه گنج پنهان جستم
496
از زبان من شنو هر دم خروش رهبرم
بانك تكبير آيد از سلولهاي پيكرم
بستگانم را كسي هرگز نگويد تسليت
بل مباركباد گويند از براي مادرم
لینک کپی شد
نظر شما
