سوي ديار عاشقان رو به خدا مي رويم
524
مادر!جوانم، تو نكن گريه برايم
شكر خدا كن ، كشته در راه خدايم
پيراهنم را بر در خانه بياويز
تا بعد از اين دشمن نداند من كجايم
مادر خوب و عزيزم تو نكن گريه برايم
شادمان باش كه من كشته ي در راه خدايم
525
سوي ديار عاشقان رو به خدا مي رويم
بهر ولاي عشق او به كربلا مي رويم
526
دوستان من جان خود در راه يزدان داده ام
بهر حفظ مكتب اسلام و قرآن داده ام
من علي صباغ زاده هستم و پور حسين
خون خود در جنگ با ياران شيطان داده ام
اول ديماه و پنجاه و نه با شوق و شور
سوي خوزستان شدم جان را به جانان داده ام
عهد بستم با خميني مرد حق، روح خدا
بهترين سرمايه در اجراي پيمان داده ام
كن قبول از من خداوندا ببين قربانيم
آنچه را من داشتم يكباره قربان داده ام
528
حميدم من بيگم تاش شعارم
بدربار خميني پاسدارم
دلم شد پاره از ضرب گلوله
در اينجا با شهيدان همجوارم
نديدي حجله داماديم را
بنال اي مادر بي غمگسارم
بگير از گلشن زهرا سراغم
بخوان يك حمد و سوره بر مزارم
530
من كه قربان مناي تپه ي بازي درازم
پيرو خط امامم با خميني سرفرازم
نهم ارديبهشت يكهزار و سيصدو شصت
من شدم راحت بدادند از شهادت امتيازم
حاليات محتاج حمد و سوره و ذكر دعايم
پاسدار ايوب عباسي جوان پاكبازم
531
قسم به پرورش مادري كه در دامن
بپروريد به مهر علي عمرانم
قسم به شوهر زهرا و عترت پاكش
كه من شهيدم و جوياي اهل عرفانم
532
ما تشنگان شربت پاك شهادتيم
ما عاشقان راه خدا و سعادتيم
ما دل به اين دو روزه ي دنيا نبسته ايم
ما در هواي زندگي بي نهايتيم
533
سفر از خلق به حق كن ز ره فكر كه ما
گنج دريافتگان را ، زسفر يافته ايم
تا شوق با خبر از خود خبر از خلق بجو
ما در اين بي خبري اص خبر يافته ايم
534
من آن سرباز جانباز حسينم
سرافرازم كه سرباز حسينم
خميني را ز جان ياري نمودم
ره عزت روي عالم گشودم
535
رفتيم ما آنجا كه با فتح و شهادت
از بهر دنيايي دگر تدبير سازيم
رفتيم ما تا هستي و امكان خود را
مردانه ايثار (ره آن پير) سازيم
منبع: كتاب آواز پر ملايك
مادر!جوانم، تو نكن گريه برايم
شكر خدا كن ، كشته در راه خدايم
پيراهنم را بر در خانه بياويز
تا بعد از اين دشمن نداند من كجايم
مادر خوب و عزيزم تو نكن گريه برايم
شادمان باش كه من كشته ي در راه خدايم
525
سوي ديار عاشقان رو به خدا مي رويم
بهر ولاي عشق او به كربلا مي رويم
526
دوستان من جان خود در راه يزدان داده ام
بهر حفظ مكتب اسلام و قرآن داده ام
من علي صباغ زاده هستم و پور حسين
خون خود در جنگ با ياران شيطان داده ام
اول ديماه و پنجاه و نه با شوق و شور
سوي خوزستان شدم جان را به جانان داده ام
عهد بستم با خميني مرد حق، روح خدا
بهترين سرمايه در اجراي پيمان داده ام
كن قبول از من خداوندا ببين قربانيم
آنچه را من داشتم يكباره قربان داده ام
528
حميدم من بيگم تاش شعارم
بدربار خميني پاسدارم
دلم شد پاره از ضرب گلوله
در اينجا با شهيدان همجوارم
نديدي حجله داماديم را
بنال اي مادر بي غمگسارم
بگير از گلشن زهرا سراغم
بخوان يك حمد و سوره بر مزارم
530
من كه قربان مناي تپه ي بازي درازم
پيرو خط امامم با خميني سرفرازم
نهم ارديبهشت يكهزار و سيصدو شصت
من شدم راحت بدادند از شهادت امتيازم
حاليات محتاج حمد و سوره و ذكر دعايم
پاسدار ايوب عباسي جوان پاكبازم
531
قسم به پرورش مادري كه در دامن
بپروريد به مهر علي عمرانم
قسم به شوهر زهرا و عترت پاكش
كه من شهيدم و جوياي اهل عرفانم
532
ما تشنگان شربت پاك شهادتيم
ما عاشقان راه خدا و سعادتيم
ما دل به اين دو روزه ي دنيا نبسته ايم
ما در هواي زندگي بي نهايتيم
533
سفر از خلق به حق كن ز ره فكر كه ما
گنج دريافتگان را ، زسفر يافته ايم
تا شوق با خبر از خود خبر از خلق بجو
ما در اين بي خبري اص خبر يافته ايم
534
من آن سرباز جانباز حسينم
سرافرازم كه سرباز حسينم
خميني را ز جان ياري نمودم
ره عزت روي عالم گشودم
535
رفتيم ما آنجا كه با فتح و شهادت
از بهر دنيايي دگر تدبير سازيم
رفتيم ما تا هستي و امكان خود را
مردانه ايثار (ره آن پير) سازيم
منبع: كتاب آواز پر ملايك
لینک کپی شد
نظر شما
