هنرفرماندهي و فرماندهي هنري

کد خبر: ۱۲۵۳۱۰
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۸۸ - ۱۵:۱۵ - 25October 2009
جناب آقاي خادمي ابتدا از خودتان شروع مي‌كنيم. دوست داريم بدانيم معاون هماهنگ كننده بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع‌مقدس چه سوابقي دارد؟
از ابتداي ورودم به نهاد مقدس سپاه (سال 58) در حوزه نيروي انساني و در بخش جذب و گزينش مسئوليت به عهده گرفتم و اولين حكم مسئوليتي بنده در همان سال‌ها مسئوليت اداري و پرسنلي سپاه شهرري بود و سپس كارگزيني منطقه ده و بعد از آن هم مسئول كارگزيني لشكر 27 محمد رسول‌ا... (ص) و قرارگاه حمزه سيدالشهدا (ع) بود.

تا آن جايي كه ذهنم ياري مي‌دهد، فكر مي‌كنم بحبوحه عمليات والفجر مقدماتي و والفجر يك بود كه شما مسئوليت كارگزيني لشكر 27 محمد رسول ا... (ص) را كه تحت عنوان فرمانديه شهيد عزيزمان محمدابراهيم همت بود، برعهده داشتيد. طبق اسناد موجود، لشكر 27 در آن برهه زماني بيشترين نيرو را در خود جاي داده بود (حدود 15 گردان پياده و ...) مديريت كردن اين تعداد نيرو با آن امكانات كم كار بزرگي بود. كمي از نحوه مديريت فرماندهاني مثل شهيد همت،‌دستواره، چراغي، كريمي و ... برايمان بگوييد.
به همين‌طور است در آن مقطع سپاه گسترش سازماني پيدا كرده بود و لشكر 27 هم از لشكر به سپاه 11 قدر ارتقاء يافت و يكي از يگان‌هايي بود كه در آن زمان بيشترين تعداد نيرو را در خود جاي داده بود كه بنده هم مسئوليت كارگزيني و خدمات‌دهي به آن نيروها را به عهده داشتم. چمع شدن بيش از ده هزار نفر نيروي كادر و بسيجي در يك يگان واقعاً امري غيرعادي و منحصر به فرد بود و هدايت و فرماندهي آن‌ها هم كاري مشكل.
در چنين اوضاع و احوالي فرماندهي و قرارگرفتن در مسير فرمانده شدن به نوعي شجاعت و جسارت نياز داشت. اين در حالي بود كه هيچ كدام از فرماندهان ما دانشكده‌هاي افسري و دافوس را طي نمي‌كردند و آموزش فرماندهي آن چناني نمي‌ديدند، بلكه بروز استعدادها و خلاقيت‌هاي فردي و ايمان و تقوا ملاك انتخاب شايستگي افراد قرار مي‌گرفت. به عنوان مثال شهيد دستواره ابتدا نيروي پرسنلي لشكر 27 حضرت رسول (ص) بود ولي جسارت، شهامت و روحيه شهادت‌طلبي اين شهيد بزرگوار او را در مسير انتخاب فرماندهان قرار داد و مورد توجه مسئولين و فرماندهان آن زمان به ويژه شهيد والامقام حاج محمد ابراهيم همت قرار گرفت و تا رده جانشين لشكر ارتقاء يافت. مديريت‌هاي زمان جنگ اين گونه بود. يعني اگر كسي لياقتش را دشت مانعي در راه پيشرفت او وجود نداشت.

طبق اطلاعات شخصي خودم، حضرتعالي چند صباحي هم در قرارگاه حمزه و با بر و بچه‌هاي كردستان همراه بوديد. از آن دوران هم اگر خاطرات و حرف‌هاي شنيدني داريد بفرماييد.

قبول مسئوليت در دوران دفاع‌مقدس به ويژه غائله كردستان مساوي بود با انتخاب راه شهادت يا مجروحيت و يا اسارت. هيچ امتياز ديگري در كار نبود. اما با همه اين مشكلات چون فرمان امام (ره) بود، رزمندگان ما با جان و دل به سوي آن مي‌شتافتند. به عبارتي انگيزة اصلي همة برادران و همكاران براي خدمت در كردستان همين جلب رضايت امام (ره) بود. مثل امروز ارائه خدمات مادي و رفاهي مطرح نبود و مزايايي هم وجود نداشت (فقط شهادت).
شهيد محمود كاوه از نمونه‌هايي بود كه همين راه راه طي كرد و در سايه فرماندهاني همچون شهيد ناصر كاظمي، شهيد بروجردي و سردار ايزدي رشد كرد و به مجاهدي ارزشمند و متخلق به اخلاق اسلامي تبديل گشت. به گونه‌اي كه با آن سن كم، فرماندهي يك لشكر را پذيرفت و عنوان جوان‌ترين فرمانده لكر را هم براي خود ثبت كرد. آن هم لشكري كه توانست با عمليات‌هاي خود در كردستان ضربات سنگيني به ارتش بعث عراق و ضد انقلابيون وارد كند.

به نظر شما چرا بايد آثار مربوط به دفاع‌مقدس حفظ و نشر شود؟

نحوه دفاع‌ هشت ساله ملت ايران و انتخاب الگوهاي موفق انساني و اسلامي توسط رزمندگان مسلمان ايراني در شرايط آغازين انقلاب، و مقابله با كمبودها، محاصره كامل اقتصادي و نظامي كه از سوي كشورهاي همسايه و جهان استكبار بر ما تحميل شد، باعث گرديد تا علقه‌هاي ايماني مردم رشد نموده و جنگ تحميلي را به دفاع‌مقدس تبديل كند. همة ظرفيت‌هاي معنوي، مديريتي و نظامي ايجادشده در دوران دفاع‌مقدس منحصر به اين جنگ آرماني بوده و در تاريخ ايران و منطقه بديل نداشت. همة ابعاد معرفتي و علوم نظامي اين دفاع مردمي قابل اتكا و انتقال به نسل‌هاي آينده است. هزاران مصداق حماسي و ارزشي جنگ تحميلي را مي‌شود معادل سازي كرد و مفهوم شايسته و متناسبي از آن بيرون كشيد و تقديم نسل‌هاي آينده كرد. بسياري از كشورهاي جهان اسطوره و قهرمان ملي ندارد اما سعي ميكنند به طور كاذب و افسانه‌اي براي خودشان قهرمان بسازند، ولي ايران اسلامي در دوران دفاع‌مقدس هزاران اسطوره و قهرمان در سطح ملي و بين‌المللي پرورش داد كه مي‌توانيم تا صدها سال سيره و روش جاودانه آنها را براي نسل‌هاي آينده تبيين و بازگو نماييم و از آنها درس ايمان و خودباوري بگيريم. البته منظور تبيين آسيب‌هاي انساني و اجتماعي جنگ و تلخي‌هاي آن نيست، بلكه ابعاد برجسته‌اي چون جوانمردي، رشادت،‌ايثار، از خود گذشتگي، دلباختگي، ايمان و عشق به ولي‌امر را بايد با شرايط روز و مكان آن تطبيق بدهيم تا الگوسازي بشود و اين همان ضرورت حفظ و نشر ارزشهاي دفاع‌مقدس است.

وظيفه بنياد حفظ آثار در رابطه با حفظ و نشر اين ارزش‌ها چيست؟

بخشي از وظايف بنياد حفظ آثار در كشور به سياستگذاري، هدايت و حمايت ختم مي‌شود، بخش قابل توجهي هم جزء وظايف حاكميتي و ذاتي بنياد است كه از آن جدا نمي‌شود، بخشي هم اجرائيات كلاني است كه واگذاري آن به غير و سازمان‌هاي ذي‌علاقه امكان‌پذير نيست. مثل دايرةالمعارف دفاع‌مقدس، آرشيو مركز ملي دفاع‌مقدس، مراكز فرهنگي دفاع‌مقدس در استان‌ها، موزه ملي دفاع‌مقدس، جشنواره‌ها و كنگره‌هاي ملي و بين‌الملل. برخي از امور با تمركز و توليت در يك نهاد مثل بنياد جواب مي‌دهد و مابقي سازمان‌ها و دستگاه‌ها نقش مشاركتي و معين خواهند داشت. مقام معظم رهبري فقط يك موزه بزرگ، جامع و ملي را براي كشور در نظر گرفته‌اند و وظيفه آن را هم به بنياد سپرده‌اند. اما با مشاركت همه دستگاه‌ها ذي‌علاقه و مؤثر در جنگ تحميلي. اينها بخشي از وظايف بنياد را شامل مي‌شود.

به  نظر شما بنياد تا چه ميزان در تحقق منويات رهبر عزيز انقلاب مبني بر نشر فرهنگ دفاع‌مقدس در جامعه موفق بوده است؟

از ميزان جلب نظر و يا رضايت مقام معظم رهبري درصدي نمي‌توان بيان كرد وليكن در سال‌هاي اخير رضايت‌مندي معظم‌ له در برخي از شاخه‌هاي ادبي و پژوهشي و توسعه كمي و كيفي كار در بنياد كاملاً محسوس بوده است. ما هم تلاش مي‌كنيم تا با ارائه كارهاي عميق و ماندگار ميزان رضايت‌مندي ايشان و مردم عزيز ايران را فراهم كنيم.

اگر بخواهيد از هنر دفاع‌مقدس تعريف جامعي داشته باشيد چگونه آن را بيان مي‌كنيد؟
به نظر من هنر عظيمي كه تحت فرماندهي امام راحل در كشور تجلي يافت، اين بود كه جوانان و ملت ايران را به خودباوري و بلوغ خارق‌العاده رساند و زمينه‌اي شد براي رشد استعدادها و مطرح شدن ايران اسلامي در نزد صاحب‌نظران و ملت‌هاي جهان. ديگر اين كه شهداي عزيز ما با انتخاب زيباي‌شان هنرمندان واقعي عالم هستي لقب گرفتند. اما وظيفه امروز هنرمندان كشور چيست؟ اين كه بيايند اين هنر واقعي را به مردم نشان بدهند و به قول حضرت امام (ره) كه فرمود: «هنر دميدن روح تعهد است در كالبد انسان‌ها» يعني هنر اگر همين نقش را در جامعه ايفاد كند براي رستگاري جامعه كافي است.

بعضي از فيلم‌سازان و هنرمندان عرصه نمايش مدعي هستند سوژه مناسبي درخصوص جنگ نمي‌يابند تا آن را محور فيلم و يا آثار هنري خود قرار دهند. آيا شما اين را تأييد مي‌كنيد؟

براي پاسخ به اين سئوال ابتدا از فرمايش مقام معظم رهبري در ديدار با هنرمندان و فيلم‌سازان استفاده مي‌كنم و سپس از ورودي كه به بحث‌هاي علمي و تاريخي جنگ و تدوين دايره‌المعارف دفاع‌مقدس و تدريس دو واحد آشنايي با مبناي دفاع‌مقدس دارم آن را بازگو مي‌كنم.
مقام معظم رهبري در سال 86 و در جريان ديدار هنرمندان، فيلم‌سازان و كارگردانان با ايشان، در پاسخ به سئوالي مشابه اين، فرمودند: «شايد شما مطالب و خاطرات زيادي كه در حوزه ارزشي دفاع‌مقدس چاپ شده است را نخوانده باشيد، مصداق‌هاي زيادي را خودم به خاطر دارم.» مطالبي به اين مضمون فرموده‌اند: «معارف دفاع‌مقدس بي‌شمار است و گنجي است بي‌پايان، چرا استفاده نمي‌كنيد.» توليدات بنياد در حوزه ادبيات و پژوهش و تحقيق دفاع‌مقدس در حال تكميل و غني شدن است؛ هزاران معني، مفهوم، روايت، تاريخ و خاطره را مي‌توان از لابه‌لاي آن استخراج و تبديل به محصول هنري نمود. از هر حادثه دفاع‌مقدس و هجوم به دشمن بعثي مي‌توان فيلم و اثري منطبق با واقعيت ساخت كه تحريفي هم در كار نباشد، براي صدها مصداق ايثار، شجاعت و از خود گذشتگي مي‌توانيم كار هنري دلنشين و جذاب توليد كنيم و رسالتي را به انجام برسانيم.

انتظار اهالي هنر از بنياد حفظ آثار اين است كه اين مجموعه به اين عريضي و طويلي بايد بيشتر از اين‌ها دست هنرمندان را بگيريد تا بشود آثار فاخر توليد كرد. نظر شما چيست؟

انتظار اهالي هنر درست و بجا است و بضاعت ما هم اندك، مشكل اين جا است كه مسئولين فرهنگي كشور و تصميم‌گيران و برنامه‌ريزان در مجلس و دولت با بنياد حفظ آثار و مأموريت‌هاي آن آشنايي ندارند و متوليان ترويج جهاد و دفاع‌مقدس را نمي‌شناسند و اساساً برخي هم اعتقاد چنداني به ترويج فرهنگ دفاع‌مقدس ندارن، اما وقتي يك اثر هنري و ادبي فاخر را در زمينه‌هاي ارزشي دفاع‌مقدس مي‌بينند، مي‌خوانند و لذت مي‌برند، ولي باز هم متوجه نيستند كه آن اثر به آساني و مجاني توليد نشده است. ولي چيزي كه مسلم است اين است كه متأسفانه موقع تصويب و توزيع بودجه‌هاي فرهنگي كشور بي‌تفاوت و يا كند عمل مي‌كنند.

فلسفه تشكيل ادارات كل بنياد در استان‌ها چه بوده است؟
پيگيري و اقدام براي انجام بيش از 190 فعاليت و مأموريت كلان و تأثيرگذار توسط بنياد مركز، بدون مشاركت رده‌هاي استاني امكان‌پذير نخواهد بود و ضرورت تحقق تدابير مقام معظم رهبري و مطالبات ايشان و همچنين مطالبات مردم و مسئولين فرهنگي در مراكز استان‌ها فلسفه وجودي تشكيل ادارات كل را صد چندان نمود، البته سازمان و اساس‌نامه مصوب بنياد وظايف خطيري را به استان‌هاي كشور محول نموده است مثل طراحي، ساخت و چيدمان مراكز فرهنگي دفاع‌مقدس (باغ موزه) و تدوين تاريخ جنگ استان‌ها و الخ.

فكر نمي‌كنيد با مشكلات عديده‌اي مثل كمبود بودجه و نيرو كه ادارات كل بنياد استان‌ها با آن مواجه هستند، عملاً كاري از آنها ساخته نيست؟

البته كمبود نيروي متخصص و ماهر را قبول دارم وليكن مديران بنياد استان‌ها با همين بضاعت كم نيروي انساني فعاليت چشمگير و اثرگذار داشته‌اند و مرجع و ملجاء علاقمندان به فرهنگ دفاع‌ و ايثار شده‌اند، نبودشان خسارت‌بخش و بودن‌شان ماية اميد و دلگرمي است.

بحث دو واحد درسي دانشگاه‌ها از كجا شروع شد؟
دغدغه و آرزوي مديران ارشد بنياد در سال‌هاي گذشته حضور علمي و كلاسيك مباحث دفاع‌مقدس در دانشگاه‌هاي وابسته به وزارت علوم و دانشگاه آزاد بود كه همه ساله جمعيت عظيمي از دانشجويان را در رشته‌هاي مختلف جذب و فارغ‌التحصيل مي‌نمودند. هماهنگي‌هاي گسترده و بررسي‌هاي كارشناسانه در جلسات متعدد كه از سوي پژوهشگاه علوم و معارف دفاع‌مقدس به نمايندگي از سوي بنياد و ستادكل نيروهاي مسلح با شوراي انقلاب فرهنگي و مديران عالي در وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري و دانشگاه آزاد اسلامي به عمل آمد،‌ موجب گرديد كه ضرورت ايجاد كرسي و سنگر علمي براي تبيين رخدادهاي جنگ هشت ساله بيش از پيش احساس شود. بر همين اساس تصميم گرفته شد تا مباحث مربوط به شناخت اوليه و آشنايي با مباني دفاع‌مقدس در كنار ديگر علوم انساني و تجربي مطرح و تدريس گردد. در حال حاضر مي‌توانيم ادعا كنيم كه زنده و معاصر بودن مباحث دفاع‌مقدس باعث شده تا اهميت و جذابيت آن نزد اساتيد و دانشجويان به خوبي احساس شود.

در حال حاضر سيكل انجام اين طرح در دانشگاه‌ها چگونه است؟

البته در وضعيت كنوني ابتكار عمل با دانشگاه آزاد اسلامي است كه يك سال از اجراي اين طرح در سطوح مختلف دانشكده‌هاي آزاد در سراسر شهرهاي بزرگ ايران مي‌گذرد و اقبال روزافزون مديران آموزشي، دانشجويان و اساتيد هيئت علمي را به دنبال داشته است. به لحاظ كمي و كيفي هم وسعت كار چند برابر شده است و مطالبات، بيش از حد انتظار بوده است.

عكس‌العمل دانشجويان نسبت به اين طرح چگونه بوده است؟

بايد بپذيريم كه دانشجويان عموماً نسبت به مباحث دفاع‌مقدس و جنگ تحميلي خالي از ذهن هستند و مطالبي كه دريافت مي‌كنند باعث حيرتشان مي‌شود. اين واقعيت را هم مي‌پذيريم كه بيان وقايع تاريخي و معاصر به باور و اعتقادات ملي و مذهبي دانشجويان جهت مي‌دهد. راه‌اندازي دو واحد آشنايي با مباني دفاع‌مقدس در سال تحصيلي 86-87 در 21 شهر بزرگ با 2200 دانشجو آغاز گرديد و در ترم تحصيلي بعدي (87-88) با رشد قابل ملاحظه‌ به 11500 دانشجو در سراسر كشور رسيد و پيش‌بيني مي‌شود با برنامه‌ريزي‌هاي به عمل آمده در سال جديد تحصيلي (88) چندين برابر همين ظرفيت را ايجاد كنيم.

گويا قرار است در همه مراكز استان‌ها، موزه يا مركز فرهنگي دفاع‌مقدس داشته باشيم كه متولي آن هم بنياد حفظ آثار است. فكر مي‌كنيد بنياد با اين بودجه اندك مي‌تواند اين كار به اين بزرگي را به سرانجام برساند؟

به طور مستقل بودجه‌هاي عمراني و فرهنگي ساليانه بنياد كفاف ساخت يكي دو موزه و مركز فرهنگي دفاع‌مقدس در مراكز استان‌ها را نمي‌دهد و چندين مسير قانوني جذب بودجه را در كشور و استان طي مي‌كنيم تا حمايت و مشاركت همه سازمان‌ها و نهادهاي علاقه‌مند به حداكثر مطلوب خود برسد، البته اگر بودجه و اعتبار كافي هم در اختيار ما باشد به تنهايي وارد عمل نمي‌شويم. چرا كه معتقديم اين كار مثل خود جنگ بزرگ و خطير است و طراحي، ‌ساخت و چيدمان آن با حضور و مشاركت همه صاحب‌نظران و سازمان‌هاي ذي‌ربط امكان‌پذير است.

در بازرسي‌هايي كه از استان‌ها انجام شد نوعي بي‌برنامگي و يا بهتر بگويم سليقه‌اي عمل كردن درخصوص موزه دفاع‌مقدس مشاهده شده است. فكر نمي‌كنيد بهتر باشد تا بنياد به عنوان متولي اين امر ساز و كار بهتري را ارائه دهد؟

در استان‌ها تنها چاره كار اين است كه ابتدا براي طراحي، ‌ساخت، تجهيز و چيدمان موزه يا مركز فرهنگي در هر استان قرارگاه فرهنگي دفاع‌مقدس را تشكيل بدهيم و افراد حقيقي و حقوقي صاحب‌نظر را هم ملزم كنيم تا در اين قرارگاه مسئوليت بپذيرند و كار هدايت، مشاوره طراحي و مشاوره معماري موزه را به عهده بگيرند. اين روش و رويه در استان‌هاي زيادي مبناي عمل قرار گرفته و موفق هم بوده است.

در حال حاضر، هم دولت و هم مجلس اصول‌گرا رأس كار هستند، آيا بهترين فرصت براي بنياد حفظ آثار نيست كه برود احقاق حق بكند و بودجه بيشتري را براي غني‌سازي فرهنگ دفاع‌مقدس طلب نمايد؟

دولت اصول‌گراي نهم بيشترين توجه و اهتمام را به بحث‌هاي دفاع‌مقدس و نشر ارزشهاي آن مبذول داشته است و ما هم بيشترين پيگيري را از مبادي ذي‌ربط به عمل آورده‌ايم، وليكن اعتراف مي‌كنيم كه به معني كلمه احقاق حق ايثارگران و رزمندگان نشده است و ضعف‌هاي و كمبودها بسيار است و تا دستيابي به ايده‌آل‌ها راه طولاني در پيش داريم. بنياد هنوز يك فيلم سينمايي خوب و جامع دفاع‌مقدس نساخته است، براي ساخت موزه ملي دفاع‌مقدس در پايتخت كار زيادي نشده است، به هر حال بنا به فرمايش مقام معظم رهبري فرهنگ مظلوم است و مي‌توان گفت فرهنگ دفاع‌مقدس مظلوميت مضاعفي دارد.

نظر شما درخصوص برگزاري جشنواره‌هاي مختلف اعم از جشنواره فيلم، تئاتر، موسيقي، هنرهاي تجسمي، شعر، قصه و .... چيست؟

جشنواره‌ها عمدتاً مفيد و مناسب هستند و استعدادهاي نهفته و خلاقيت‌هاي مخفي را بروز و ظهور مي‌بخشند. كه متأسفانه چند سالي است به دليل كمبود بودجه به طور منظم برگزار نمي‌شود. تلاش مي‌كنيم تا به نحوي اين جشنواره‌ها را احيا كنيم تا محلي براي درخشش استعدادها باشد.
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین