قص? حضرت يونس(ع) و داستان «هلال پنهان»
يونس بشيران، نويسنده اي است كه درماه هاي آغازين جنگ به عنوان افسر احتياط، مدتي را در جبهه به همراه سروان ابراهيم يارزاولي به سربرده و خسته و نوميد اورا درميان?راه، تنها گذاشته و اكنون پس از گذشت سال ها تصميم دارد گم شد? خود را با نوشتن داستاني كه او را از رعب درونش مي كاهد بيابد. نوشتن براي او معنايي خاص دارد. او با نوشتن داستان مي تواند زنده بماند و زنده ماندن او با فائق آمدن بر بعد هراس آور زندگي يعني زمان، امكان دارد. اين امر اتفاق نمي افتد مگر بانوشتن. زيرا تنها در داستان است كه مي توان بر زمان غلبه كرد و به گونه اي از اقتدار ويران گر آن شانه خالي كرد.او با نوشتن داستان سروان ابراهيم يارزاولي به گذشته رجوع مي كند و بابازسازي موقعيت او و از طريق او نقشي را كه خود در جنگ از دست داده دوباره به دست مي آورد. يونس بشيران به مانند يونس نبي، در پي يافتن نقشي است كه بر او مقدر شده است.
درقرآن كريم، داستان حضرت يونس(ع) با اندك تفاوت هايي با روايت توراتي آن آورده شده است. علاوه بر سور? مبارك? «الصافات» در سور? مبارك? انبياء نيز از قص? يونس ياد شده است؛ ( وذوالنون را آن گاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمي گيريم، و درتاريكي ندا در داد: هيچ خدايي جز تو نيست، تومنزه هستي و من از ستمكاران هستم، دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اين چنين مي رهانيم)فهم قص? حضرت يونس (ع) و كشف بعضي از رمزهاي آن مي تواند به فهم داستان «هلال پنهان» كمك كند. شيرزادي كليد گشايش هم? رمزهاي داستان را درفهم آيات آورده شده و به تبع قص?حضرت يونس(ع) مي داند. در «هلال پنهان» يونس بشيران نه تنها هم نام حضرت يونس نبي است كه به نحوي و به گونه اي هم سرنوشت او نيز مي باشد. او اسير ملالتي است كه بر شانه هاي زخمي وجدانش سنگيني مي كند زيرا او به جاي ماندن مي گريزد و سالها در درياي طوفان زد? درونش درپي دست يابي به تخته پاره اي كه او را به ساحل امن و سلامت برساند، دست و پا مي زند. او كيست؟ چرا سزاوار ملامت است؟ و راه نجات و رستگاري او كدام است؟ او تنها با نوشتن داستان مي تواند زنده بماند. واما نوشتن و چگونه نوشتن، نقط? مركزي داستان«هلال پنهان» است. تا آن جا كه مي توان گفت، «هلال پنهان» رماني دربار? چگونگي شكل گيري يك داستان است. اين موضوعي است كه در دنياي مدرن، مورد توجه نويسندگان زيادي فرار گرفته است. در بسياري از صحنه ها نا اميدي، شك، پوچ و سرگشتگي نشان داده مي شود كه هم? موارد ياد شده را مي توان نمادي از وضعيت جامع? مدرن به حساب آورد. در حقيقت خواننده درهيچ صحنه اي شخصيت هاي داستاني را در موقعيتي ايده آل نمي بيند. سعي در مبارزه بر عليه سرگشتگي و كشف حقيقت زمانه در دشوارترين شرايط به تصوير درآمده است. دراين بستر متلاطم ، يونس بشيران در جست و جوي هويت از دست رفت? خود است؛ هويتي كه به هلال پنهان ماه تشبيه شده است. بر ملاسازي لايه هاي زيرين ذهن بشيران، مشخص مي سازد كه او به بيماري روان پريشي خفيف مبتلا شده است. او دوست دارد پيوسته خود را آزاد دهد. در سير تفكرات و ديدگاه هاي او به هيچ عنوان عناصر دين باوري مشاهده نمي شود. او بدين شيوه است كه مي تواند بر بسياري ازمشكلات روحي و رواني خود چيره شود.
داشتن ايمان قلبي، او را از گرفتن بر لب مرز، باز مي دارد. در واقع فقدان عقايد مذهبي و اعتقادي از يك سو و سير تهاجمي افكار منفي از ديگر سوي باعث مي شود تا اين تصور در ذهن خواننده تداعي شود كه او فردي پوچ گرا و هيچ انگار است؛ درعين حال كه فقدان اين مباحث در ذهن بشيران نمي تواند عامل اصلي اين حكم باشد.
تنها جنبه هاي رشادت و ايثار رزمندگان براي او جالب است و او را مفتون مي سازد. او در آوردگاهي كه حاضر شده، دچار خطار و اشتباهي بزرگ گرديده و بايد تاوانـش را بدهد؛ همچون حضرت يونس(ع) كه به دليل اشتباهي كه مرتكب شد در دل ماهي ماند و صبر كرد تا خداوند متعال است كه مي تواند اورا نجات دهد. در تراژدي شيرازدي ميل به كشف درون و مكاشفات ذهن بيشتر وجود دارد. شخصيت هاي داستاني او خاصه بشيران جوياي كشف عالم خويش و كاويدن آن هستند. يونس بشيران،كه ساليان درازي زنداني اميال و نفسانيات خود بوده، در صحنه هاي تراژيك خويش غوطه ور است. او در اين صحنه ها مدام به گذشته بازمي گردد. در تراژدي شيرازدي بشيران زخم خورد? عوالم دروني خود است و يارزاولي زخم خورد? عوالم بيروني(جنگ).او از نقش عناصري چون فضا، كشمكش، شخصيت، حادثه و زمان و نوع ارتباطشان با هم مطلع است و در راستاي طرحي ظاهراً از هم پاشيده به بيراهه نرفته است. او آگاهانه شيو? پست مدرنيسم را كه مورد پسند غالب نويسندگان غربي است رد كرده و با سماجت هر چه تمام تر از مدرنيسم پيروي مي كند، هر چند كه اين شيوه موجب كناره گيري بسياري از خوانندگان طرفدار شيوه هاي مرسوم داستان پردازي سنتي مي شود. اما از ويژگي هاي مهمي كه از لحاظ زباني رمان«هلال پنهان» دارد اين است كه نويسنده از لحن استفاده مي كند و شايد بتوان اين استفاده از لحن را تعبير به ظهور لايه هاي زباني متعدد كرد. در اين رمان هر راوي لحن مخصوص به خود را دارد. راوي داناي كل لحني طنز گونه دارد. او با اشراف بر روايت راويان ديگر، رفتاري شوخ با مخاطبان دارد. مسيح بروشكي، لحني «نوستالژيك » دارد. در روايت او احساس غبني متأثر كننده وجود دارد. لحن يونس بشيران، لحني ترديد آميز، مأيوس، جستجوگر و ابهام آميز است. همچنين در نثر تفكر آميز، نويسنده به جاي اين كه داستان بگويد، داستان مي نويسد. شايان ذكر است كه برخي از نويسندگان داستان گو هستند و برخي داستان نويس. آنان كه داستان گو هستند، متعلق به همان سنت دير پاي قصه گويي هستند كه از ادم غارنشين –كه برگرد آتش مي نشست و قصه مي گفت- شروع شده و همچنان ادامه دارد. مخاطبان قصه گو عموماً داستان را مي شنوند، اما آنان كه داستان نويس هستند، نمي توانند به مانند قصه گويان،شنوندگان پر و پاقرصي داشته باشند. چرا كه داستان هاي آنها بيشتر از آن كه با گوش شنيده شود، بايد با چشم ديده شود و چشم درآن چه كه مي بيند بيشتر تأمل مي كند تا گوش در آن چه مي شنود.
در رمان «هلال پنهان» ما نمي توانيم داستاني را بشنويم، اصولاً چنين داستاني وجود ندارد. اما مي توانيم داستان نوشته شد? نويسنده را با چشم تأمل دنبال كنيم. در اين گونه از داستان خواننده مدت هاي مديدي را در تأمل در يك معنا با يك رويداد، سپري مي كند، بدون اين كه از خود بپرسد «بعد چه خواهد شد؟»به هر حال شيرزادي در اين رمان قصد دارد تأمل بر انسان و موقعيت هاي گوناگوني كه درآن قرار مي گيرد را دنبال كند.
شايد براي همين از داستان حضرت يونس(ع) استفاده كرده است و يونس بشيران را در جست و جوي هويت خود به دنبال خود مي كشاند تا در درياي وجودي خود، خود را پيدا كند. علي اصغر شيرزادي متولد1323 شيراز است. بيش از 25 سال سابقه در روزنامه نگاري دارد. آثار او عبارتند از :« نشسته در غبار» مجموعه اي از گزارش هاي كوتاه تصويري،« غريبه و اقاقيا» مجمعه داستان كوتاه، «طبل آتش» رمان و ده ها نقد و يادداشت بر آثار برجست? ادبيات داستاني، مقاله هاي دربار? رمان و داستان كوتاه در سال 1371.
نمايشنامه اي كه بر اساس داستان «غريبه و اقاقيا» از اين نويسنده تنظيم شده بود، برند? نخست جايز? بين المللي نمايشنامه نويسي كاراكاس(ونزوئلا) شد. آخرين اثر شيرزادي توسط نشر افق با نام «يك سكه دردو جيب » در سال 1385 منتشرشد.
منبع : كتاب "40كتاب"/ معرفي توصيفي چهل داستان دفاع مقدس/ پرويز شيشه گران
رمان هلال پنهان نويسنده علي اصغر شيرزادي
زبان فارسي سطح سني بزرگسال
شابک 964-6661-05-x
محل نشر 1 تهران نشر افق 1383
ناشر 2 نشر صرير 1377 صفحات 101
قطع وزيري سال چاپ اول 1377
تعداد چاپها 3 مجموع شمارگان 5000
