دوميـــنوي مقـــاومت

کد خبر: ۱۲۷۰۰۳
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۱ - 06February 2011

آنتونيو گرامشي، ماركسيست شهير ايتاليايي كه واضع مفهوم «هژموني» ـ به عنوان اعمال قدرتِ آميخته با رضايت زيردستان كه ريشه در ظرفيت فرهنگي و ايدئولوژيكِ مرجع قدرت دارد ـ محسوب مي‌شود، پادزهر هژموني و راهكار مقاومت در برابر آن را ايجاد يك بلوك ضدهژمون مي‌داند. بلوكي كه بتواند مفاهيم بديلي را از سوي يك رهبريِ اخلاقي و فكري مستقل ارائه كند تا به شيوه‌اي ماهرانه در مقابل مفاهيم استعلاييِ نظام حاكم قرار گيرند و سيادت و چيرگي آن را به چالش بكشانند.

دين و سياست
اين اتفاق يعني شكل‌گيري يك بلوك ضدهژمون كه عرضه‌كننده ايدئولوژي بديل باشد و به معارضه با نظام سلطه مستقر برخيزد، در سال 1979 با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به طلايه‌داري امام خميني(ره) رخ داد و آثار شگرفي را در نظام جهاني برجاي نهاد. انقلاب اسلامي ايران با اتكال به نيروي لايزال الهي و نيز به يمن زعامت مدبرانه حضرت امام و پشتيباني عظيم توده‌هاي انساني، ادبيات نويني را وارد نظام بين‌الملل نمود و اعجاب و حيرت سياست‌مداران و انديشمندان جهاني را برانگيخت.
نهضت امام هرگز ماهيتي ساكن، ايستا و مُضيّق نداشت و ابداً در حدود قلمرو جغرافيايي ايران نمي‌گنجيد بلكه بسيار پويا و پرشتاب در فراسوي مرزهاي موطن خود حركت مي‌كرد. امام با افق ديدي ژرف و جهان‌شمول نه فقط جامعه سياسي ايران كه سراسر ملت‌هاي جهان را هدف قرار داد و با ورودي مقتدرانه به عرصه روابط بين‌الملل و ايجاد يك سنگر مقاومت ايدئولوژيك، به رويارويي با عظيم‌ترين كانون‌هاي قدرت و ثروت جهاني پرداخت. چنين شد كه در محيطي كاملاً سكولار كه مقدّرات همه كشورها در دو اردوگاه ليبرال سرمايه‌داري غربي و كمونيسم شرقي رقم مي‌خورد، انقلابي مردمي از پيوند دين و سياست شكل گرفت كه نه سر در دامان غرب داشت و نه دل در گرو شرق و علي‌رغم اتخاذ موضعي خصمانه در مقابل ابرقدرت‌هاي استكباري جهان، توانست در طول سه دهه راه خود را از ميان انبوه موانع، فشارها و تحريم‌ها بگشايد و به اهداف بلندي در عرصه‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي دست يابد.

راهبرد مقاومتي امام(ره)
امروز بر هيچ‌كس پوشيده نيست كه نظام سياسيِ برخاسته از انقلاب اسلامي ايران، جلودار ايستادگي در برابر سياست‌هاي استكباري و سلطه‌طلبانه ابرقدرت‌هاي جهاني و بزرگ‌ترين حامي اعتقادي جنبش‌هاي مقاومت در خاورميانه محسوب مي‌شود. راهبرد مقاومتي كه امام خميني با الگوگيري از مرام سياسي شيعه در ايران به اجرا درآورد، بسيار مورد توجه ملت‌هاي منطقه قرار گرفت و بهانه‌اي براي آغاز حركت‌هاي مشابه با مقياس كوچك‌تر گرديد. بي‌ترديد بارزترين نمونه اين اثرپذيري‌ها، شكل‌گيري مقاومت اسلامي حزب‌الله در لبنان بود كه توانست به پيروزي‌هاي حيرت‌انگيزي دست يابد و ارتش افسانه‌اي اسرائيل را كه همواره در مواجهات نظامي بر اعراب چيره گشته بود، دو بار در سال‌هاي 2000 و 2006 به زانو درآورد و بساط تجاوزگري صهيونيست‌ها را از جنوب لبنان برچيند. اكنون نيز حزب‌الله لبنان، كنشگري قدرتمند و ذي‌نفوذ در معادلات لبنان و خاورميانه قلمداد مي‌شود.
مشاهده پيگيري سياست‌هاي استكبارستيز از سوي ايران طي سه دهه گذشته و پايداري رهبران جمهوري اسلامي علي‌رغم حجم عظيم فشارها، تحريم‌ها، تهديدها و توطئه‌هاي براندازنده، سبب شده است تا بسياري از دولت‌ها و ملت‌هاي جهان خصوصاً در آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين، ايران را تنها سنگر مقاومتِ باقي‌مانده در برابر امپرياليسم نظام سلطه پنداشته و به وجود آن دلگرم باشند.
مشاهده پيگيري سياست‌هاي استكبارستيز از سوي ايران طي سه دهه گذشته و پايداري رهبران جمهوري اسلامي علي‌رغم حجم عظيم فشارها، تحريم‌ها، تهديدها و توطئه‌هاي براندازنده، سبب شده است تا بسياري از دولت‌ها و ملت‌هاي جهان خصوصاً در آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين، ايران را تنها سنگر مقاومتِ باقي‌مانده در برابر امپرياليسم نظام سلطه پنداشته و به وجود آن دلگرم باشند.
به نظر مي‌رسد كه اكنون رابطه جمهوري اسلامي ايران با ساير جنبش‌ها و حركت‌هاي مقاومتِ استكبارستيز، حكم بازي دومينو را پيدا كرده است كه در آن هزاران قطعه را به صورت زنجيره علّي ـ معلولي در امتداد هم مي‌چينند و سپس با وارد آمدن اولين تلنگر به قطعه نخست، تمامي قطعه‌ها به تبع آن و با برخورد متوالي به يكديگر فرو مي‌ريزند. امروز قاطبه تحليل‌گران و سياست‌سازان در غرب بدين اجماع رسيده‌اند كه جمهوري اسلامي ايران در خط مقدم جبهه ايستادگي در برابر هژموني ايالات متحده قرار دارد و الهام‌بخش ملل آزادي‌خواه است.

گسترش موج بيداري
رهبر انقلاب در همين زمينه مي‌گويند: «حركت جمهورى اسلامى و ملت ايران موجب شد كه احساسات اسلامى در هر گوشه دنيا بيدار شود؛ در آسيا، در آفريقا و حتى در اروپا مسلمانان با نام اسلام احساسات اسلامى خودشان را سرِ دست گيرند و مبارزه‌اى را به نحوى شروع كنند.»1 لذا اگر بتوان به نحوي مقاومت ايران را در هم شكست، برمبناي قاعده بازي دومينو لاجرم ساير گروه‌هاي مبارز كه در پناه انقلاب اسلامي سنگر گرفته‌اند نيز سر تعظيم فرود خواهند آورد و پتانسيل مقاومت در مناطقي مانند لبنان، فلسطين، سوريه، عراق، يمن و ديگر نواحي از بين خواهد رفت. اما اتفاقات و حوادث اخير در خاورميانه، به‌خصوص در مصر و تونس نشان مي‌دهد كه دومينوي مقاومت به‌سرعت در حال پيشرفت است. موج بيداري اسلامي در جهان اسلام به حدي گسترش يافته كه ديگر نمي‌توان به‌سادگي از آن گذشت.
تضعيف و يا تسليم شدن ايران موجب مي‌شود كه قدرت‌هاي بزرگ، مشكلي براي خاموش نمودن صداهاي مخالف نداشته باشند. به عبارت ديگر در صورتي كه ايران گامي به پس نهد، يك فرايند دومينوييِ برگشت‌ناپذير در سركوب جنبش‌هاي مقاومت خصوصاً در خاورميانه آغاز خواهد شد كه به تخليه پتانسيل انقلابيِ ضدهژمونيك خواهد انجاميد. به همين خاطر است كه جمهوري اسلامي ايران علي‌رغم متحمل شدن هزينه‌ها و فشارهاي بسيار در موضوعات گوناگون بين‌المللي، حاضر به عقب‌نشيني و امتيازدهي به بلوك غرب نيست و مقابله با امپرياليسم نظام سلطه را همواره در صدر راهبردهاي سياست خارجي خود قرار مي‌دهد. توجه به اين ملاحظه ايدئولوژيك مي‌تواند راهنماي خوبي در فهم رفتارهاي ايران به عنوان يك كنشگر مهم بين‌المللي باشد.

پي‌نوشت:
1. بيانات در خطبه‌هاي نماز جمه 1376/10/26

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین