فعاليت هاي پس از انقلاب شهيد شاه آبادي
به گزارش سايت ساجد ، • مأموريت ابلاغ پيام امام (بهمن 1357)
در 21 بهمن 1357 و در لحظات حساسي كه امام خميني، فرمان تاريخي لغو حكومت نظامي را صادر فرمودند، شهيد شاهآبادي و شهيد مطـهّري، اولين افرادي بودند كه اين پيام را از امام دريافت نموده و مأموريت ابلاغ اين پيام را به تمامي مراكز و اماكن برعهده گرفتند. آن شهيد به هنگام شروع درگيريها در 21 بهمن، از همان ابتدا در خلع سلاح كلانتريها و پادگانها و انتقال اسلحه و مهمات آنها به نقاط امن، فـعّالانه كوشا بوده و لحظهاي از پا نايستادند.
• خدمت در كميتهي انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي در سراسر كشور، شهيد شاهآبادي بلافاصله به عضويت شوراي مركزي كميتهء انقلاب اسلامي درآمدند. ايشان در تشكل و سازماندهي اين نهاد مقدس، فعاليت بسيار نموده و در جمعآوري كميتههاي فرعي، نقش بهسزايي ايفا نمودند. علاوه بر آن، مسؤوليت يكي از ستادهاي كميتهء شميرانات را نيز بر عهده داشتند و همراه با مرحوم حجتالاسلام والمسلمين مصطفي ملكي رضوانالله عليه، بدون هيچ گونه پيرايهاي در كميتههاي آن منطقه فعاليت مينمودند و تا ديروقت در كميته به حل و فصل امور ميپرداختند.
• خدمت در سنگر هدايت و ارشاد:
ايشان به حِصـن حـصيـن روحانيت عميقاً اعتقاد داشته و در اين راستا در ابتداي مبارزات خود، به همراه شهيدان گرانقدري همچون آيتالله مطهري و دكتر بهشتي و دكتر باهنر و دكتر مفتح، هستهء مركزي «جامعهء روحانيت مبارز تـهران» را بنيان نهادند و اين سنگر مقـدّس را تا لحظهء شهادت به عنوان پايگاه اصلي خود انتخاب كردند. نقش شيخ شهيد ما در تشكيل و انسجام روحانـيّـت مبارز تـهران، بسيار مهم و قابل توجه است. شركت فعال ايشان در جلسات جامعه و دعوت ديگران به حضور فعال و منظم و دقيق در اين جلسات، خود گوياي اين حقيقت است. ايشان علاوه بر عضويت در شوراي مركزي جامعهء روحانيت مبارز تـهران، دبير جامعهء روحانيت مبارز شميرانات نيز بودند و در اين رابطه، جلسات متعددي با روحانيون منطقهء شميرانات داشتند و ارتباط آنان را با جامعهء روحانيت مركز برقرار مينمودند. ايشان در جهت دادن به حركتهاي فرهنگي در شمال تهران كه نياز مبرم به آن مشهود بود از هيچ كوششي فروگذار نكردند. علاوه بر آن، مسؤوليت دايرهء تبليغات جامعهء روحانيت مبارز نيز به عهدهء ايشان بود و در رابطه با اين مسؤوليت خطيـر خود، جلسات متعدد و همكاري بسيار نزديكي با «جامعهء وعّـاظ» داشتند .
• دورهء اوّل مجلس شوراي اسلامي:
روحاني نستوه و مجاهد شريف، آيتالله مهدي شاهآبادي خود نيز با اصرار جامعهي روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي و ديگر گروههاي اسلامي، براي اولين دورهء مجلس شوراي اسلامي كانديدا شده و با قريب 700 هزار رأي، به نمايندگي از طرف مردم تهران به مجلس شوراي اسلامي راه يافتند و در طي چهار سال، خدمات بسياري را ارائه كردند و اثرات عميقي از خود به جاي گذاشت.
• نمايندگي امام در رابطه با بنياد مستضعفان:
در سال 1359 و در پيحساسيت حضرت امام نسبت به نقش بنياد مستضعفان و ضرورت بررسي عملكرد دقيق اين نهاد، هيأتي متشكل از علماي اعلام و از آن جمله شهيد آيتالله شاهآبادي از سوي حضرت امام براي اين امر مهم تعيين گرديد.
• مسجد رستمآباد:
مسجد اعظم رستمآباد كه شهيد شاهآبادي در آن، اقامهء جماعت ميكردند، يكي از مساجد فـعّال تهران بود كه در قبل و بعد از انقلاب و به عنوان جايي كه مورد توجه و اميد دل مردم بود، محل مراجعهء هميشگي مردم محسوب ميشد. شهيد شاهآبادي عليرغم همهء گرفتاري و مسؤوليتهاي خود كه پس از پيروزي انقلاب، متوجه ايشان بود، هرگز امامت مسجد را ترك نكردند وآن محل را به يك پايگاه مهم جهت فعالـيّـتهاياسلامي خود بدل كرده بودند. ايشان هميشه بعد از نماز، ساعاتي را به پاسخگويي مردم و مراجعان اختصاص داده بودند و تا ديروقت به خدمت به مردم و حلّ و فصلمشكلات آنان ميپرداختند.
• آخرين سنگر
آخرين سنگر شهيد سعيد ما، نمايندگي دورهء دوم مجلسشوراي اسلامي بود كه عليرغم عدم تمايلشان، به اصرار جامعهء روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي، از سوي آنان و تمامي احزاب و گروههاي اسلامي كانديدا ميشوند و مردم تهران نيز به پاس خدمات صادقانه ايشان، با اكثريت مطلق آراء در همان مرحلهء اول، با قريب يك ميليون و دويست هزار رأي، ايشان را به نمايندگي خود به دومين دورهء مجلس شوراي اسلامي فرستادند. ولي تأكيدات مكرر امام (ره) نسبت به جبهههاي نبرد و رفتن روحانيون به آن خطه از يك طرف، و عشق زايدالوصف خود آن شهيد سعيد به رزمندگان جان بركف از طرف ديگر، ايشان را واميداشت كه به طور مكرر به جبههها بروند.
شهيد شاهآبادي كه اصرار زيادي به حضور در جبههها داشتند، مرتباً با به دست آمدن كوچكترين فرصتي، روي به سوي جبهه ميگذاشت. حاضر نبودند تعطيليهاي مجلس را با استراحت بگذرانند و حتي اگر يك فرصت دو روزه هم مييافتند در جبههها حضور پيدا ميكردند و آن دو روز را در كنار رزمندگان جبههها سپري مينمودند. بالاخره در يكي از همين دفعات كه جهت سركشي و ديدار با رزمندگان بهجبههها رفته بودند، خداوند تبارك و تعالي به وعدهء خود عمل كرد و او را بهدرجهء رفيع شهادت مفتخر فرمود.
