شهيد شاه آبادي و فعاليت در جبهه
به گزارش سايت ساجد ، به همين دليل لازم بود از آنان قدرداني شود. البتّه آنها نيازي به قدرداني نداشتند. ولي اين ضرورت احساس ميشد كه به نحوي به رزمندگان فهمانده شود كه ما ميفهميم كه جانتان را در دستتان گذاشتيد و اينجا آمديد. شهيد شاهآبادي به عنوان يك روحاني كه به اسلحه و رزمندگي هم آشنا بودند، اين وظيفه را احساس ميكردند كه براي اينكه به رزمندگان قوت قلب بيشتر بدهند و در كنار آنها باشند مرتب به نقاط مختلف جبهه سركشي كنند. چهار تا دانشآموز كه بخواهند چند تا پوستر به ديوار بچسبانند شما لازم ميبينيد كه به آنها بگوييد «دستتان درد نكند» با اينكه آنها نيازي به اين گفته ندارند و كارشان را ميكنند، مثل دهه فجر كه با عشق و علاقه كار ميكنند. ولي همين نشان ميدهد كه كسي يا كساني هستند كه قدرشان را بدانند و دلگرم ميشوند. به همين علت رفتن مسئولان به جبهه خيلي مهم بود. در آخرين بازديدي كه شهيد شاهآبادي از جبهه داشتند، خمپارهاي منفجر ميشود كه به شهادت ميرسند.
درد بزرگي بود. وقتي مرحوم شهيد آيتالله شاهآبادي شهادت را لبيك گفتند و از اين دنياي فاني رخت بربستند و به جهان باقي شتافتند، چهره ما خاكيان مانده را غمي جانكاه گرفت. دلگير و ماتم زده شديم از اين دوري. جدايي مرد خدا از بندههاي روسياه. امّا وقتي به فكر رفتيم، پي برديم كه اين نيز براي ما يك امتحان است. امتحان الهي تا بدانيم كه چقدر صبوريم و تا كجا توان داريم تا راه اين شهيدان گلگون در خون خود را ادامه دهيم.
شهدا هميشه زندهاند. من خيلي راحت با آنها ارتباط برقرار ميكنم. عكسشان را كه ميبينم و با آنها حرف ميزنم انگار كه زندهاند و حس دارند و ميشنوند. نه فقط عكسشان، بعضي وقتها آدم احساس ميكند، هر تصميمي كه ميگيرد و به آنها ميگويد، آنها ميدانند. شُهداء «عند ربِِّهم يرزقون» هستند. امّا خلأشان احساس ميشود.
برخورد همسر شهيد شاه آبادي:
وقتي از خانوادهاي كسي شهيد ميشود، اعضاي خانواده خيلي ضربه ميخورند. همسر اوّلين كسي است كه بيشترين ضربه را ميخورد، ولي همسر ايشان خيلي مقاوم برخورد كردند. زندگي شهيد شاهآبادي آخرش مشّخص بود. مطمئن هستم كه نظر خانمشان هم اين است كه در رختخواب مُردن حق ايشان نبود. شهيد آيتالله شاهآبادي عاليترين درجه مرگ را انتخاب كرده بودند. براي رسيدن به آن دعا ميكردند و آرزو داشتند. به خواسته خودشان هم رسيدند. خانمشان هم انتظار و آمادگي اين شهادت را داشتند و در برخوردشان، بعد از شهادت مرحوم شهيد آيتالله شاهآبادي، مشخص بود.
بهراستي كه در رختخواب مردن حق شهيد آيتالله شاهآبادي نبود. ايشان همان طوريكه همه عمر و در مبازراتشان از جان گذشته بودند، ميبايد مانند سالار شهيدان سيدالشهداء (ع) به اين فيض بزرگ نائل آيند و در بهشت با او محشور گردند. همان طوريكه خود ايشان هميشه در نمازهايشان خاضعانه و خاشعانه از درگاه خداوند استدعا داشتند.
من خيلي پشت سر ايشان نماز خواندم. هميشه ماه رمضان كه ميشود شبها منتظرم يكي از دعاهاي آقاي شاهآبادي را پخش كنند. دعاهايي كه ميخواندند فيض شهادت بود. ميفرمودند: «خدايا چشم ناقابل ما را به ديدار امام زمان روشن كن» و براي رزمندگان دعا و براي خودشان طلب شهادت ميكردند و اين فيض بزرگ را از خدا ميخواستند. چون بنده خوب خدا بودند خدا هم به ايشان لبيك گفت.
