بحرين كربلايي است با رنگ مدينه

کد خبر: ۱۲۷۳۶۳
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۸ - 20April 2011

 

اين روزها که مي گذرد داغ دلمان تازه است. سايه‌ي مادر بر سرمان است و از داغ مادر جوانمان مي سوزيم؛  اين رزها که مي گذرد اشکمان جاري است، دست‌هايمان براي باز کردن دست‌هاي بسته‌ي مظلوم‌ترين مقتدر عالم بسته است.

اين روزها که مي گذرد آه‌مان عالم سوز، از گريه‌هاي دخترکي ميان کوچه‌هاي تنگ و تاريک بي کسي و از غيرت خورد شده‌ي پسري که شاهد کتک خوردن مادر است. اين روزها که مي‌گذرد داغدار گلي هستيم که نيامده پرپر شد. اين روزها داغدار خانه‌اي سوخته، ميخي افروخته و صورتي سوخته‌ايم....

اما درد اين روزها‌ي از عبور تلخ اين خاطره‌ها نيست، از تکرار دوباره‌ي آن در کوچه پس‌کوچه‌ي خيابان‌هاي کشوري است که جور عشق علي(ع) را به دوش مي‌کشند، که مهر فاطمه در دل دارند، که غربت را از حسنين به ارث برده‌اند. از تکرار تلخ هجومي وحشيانه‌ به خانه‌اي پر ز مهر علي(ع)، از سوختن آشيانه‌اي لبريز از عشق فاطمه(ع)، از دست‌هاي بسته‌ي مردي سر به مهر حسن(ع) داده، از تکرار تلخ نوازش تازيانه بر بازوان زني از قبيله‌ي زينب(س) و ... اين بار بحرين تنها تصويري از مدينه نيست! کربلايي است کربلايي است با رنگ مدينه..

درد تنها دست‌هاي بسته‌ و صورت‌هاي نيلي نيست، تکرار اسارت زينب(س)‌ ، تکرار هلهله‌هاي کوفيان، تکرار بازار برده فروشان...

ولي اين بار دست‌هاي من و تو بسته نيست، تاريخ جاري است و زينب منتظر مرداني است دست‌هاي بسته‌ي پدرش را باز کنند، مادرش را از زير دست و پاي دژخيمان برهاند، برادرش را از گودي قتلگاه بيرون بياورد و فرياد برآورد که ناموس مسلمين را چه به زندان، چرا اسارت، از چه رو شکنجه؟


اين بار دست‌هاي من و تو بسته نيست، امروز تکرارمدينه است و فاطمه تو را مي خواند. همسرش را از روي سجاده به نا کجاآباد برده‌اند. فرزندانش از ترس به خود مي‌لرزند و تو بايد به تاريخ اثبات کني مدينه تکرار نمي‌شود.

اين بار شمشير من و تو اگر چه در غلاف است اما زينب منتظر مشتهاي گره خوره‌ي توست تا از اسارت ناموس مسلمين جلوگيري کني. پس به تاريخ نشان بده اجازه‌ي تکرار کربلاي ديگري را نمي دهي.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین