عکسبرداري از بغداد ماموريتي غيرممکن

کد خبر: ۱۲۷۴۳۹
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۴ - 30April 2011
در اين شرايط از دو طريق مي شد اين اطلاعات را بدست آورد اول اينکه يک نفر وارد خاک عراق شود و با حفظ شرايط حفاظتي کامل اين اطلاعات را استخراج و با حضور در محل ، خلبانان را جهت زدن اهداف راهبري نمايد که عملا اين کار ناشدني بود زيرا اکثر اهداف در عمق خاک دشمن قرار داشت و احتمال اينکه شخصي بتواند به آنجا نزيک شود بسيار اندک و تقريبا در آن زمان غيير ممکن بود .
راه دوم استفاده از هواپيماهاي شناسايي بود اين هواپيماها مي توانستند با سرعتي سرم سام آور از روي هدف عبور نمايند و عکسهاي گرانبهاي خود را از محل برداشت نمايند که البته اين نيز با مخاطرات فراواني همراه بود و مي بايست اين پروازها در شرايط خاص و براي اهدافي خاص انجام مي پذيرفت يکي از اين اهداف استراتژيک شهر بغداد بود که به واسطه پدافند قدرتمند اين شهر صدام با خيالي راحت از آنجا سخن بر زبان مي آورد .

پايگاه يکم شکاري مامور انجام عمليات شد
کارهاي ابتداي عمليات صورت پذيرفت و کار به گردان يازدهم شناسايي پايگاه يکم شکاري مهرآباد سپرده شد تا با طراحي عمليات اين مهم را به انجام رساند سرتيپ خلبان شهيد فريدون ذوالفقاري فرمانده گردان شناسايي بود او که خود يکي از بهترين خلبانان آر اف 4 نيروي هوايي بود به خوبي مي دانست که پرواز در اين شرايط با چه خطراتي مي تواند همراه باشد پس مي بايست با طرحي     بي نظير اينکار انجام مي گرفت هدف مشخص بود هواپيماي شناسايي مي بايست با پرواز بر فراز بغداد ضمن عکسبرداري از ساختمان رياست جمهوري و پلهاي مهم بغداد ، از قرارگاه هاي اطراف شهر و مواضع نيروهاي دشمن نيز عکسبرداري نمايد .

طرح ريزي عمليات
نکات بسيار مهم و کليدي در اين عمليات بايد مد نظر قرارمي گرفت خلبان بايد در تمامي طول مسير با کمترين ارتفاع و بيشترين سرعت پرواز مي کرد و با توجه به شناخت کمي که از محل استقرار پدافند دشمن در دست بود مي بايست خود مسيري را انتخاب مي نمود که حتي المقدور در کمترين زمان ممکن برروي نيروهاي نظامي دشمن و يا مقرهاي آنها پرواز نمايد در ضمن مي بايست در تمامي طول مسير رفت و برگشت از کوچکترين تماس راديويي پرهيز مي نمود و در شرايط خاص و آن هم بعد از پايان ماموريت و يا حداقل بعد از رسيدن به بغداد و اتمام عمليات عکسبرداري از نقاط تعيين شده ارتباط راديويي را برقرار نمايد .
به همين جهت و به دليل عمقي بودن عمليات و شرايط حساس و خطرناکي که در اين عمليات وجود داشت سرتيپ خلبان بهرام ايلخاني براي اين پرواز انتخاب گرديد او يکي از بهترين خلبانان گردان يازدهم شناسايي پايگاه يکم بود که تا قبل از اين چندين بار عملياتهاي بي نقصي را برروي خاک دشمن با موفقيت به پايان رسانيد بود .

پدافند دشمن ، مانعي قابل توجه
کار توجيهات قبل از پرواز انجام پذيرفت و به جناب ايلخاني تاکيد شد که بعد از رسيدن بر فراز شهر بغداد تنها 1 دقيقه و 40 ثانيه فرصت دارد تا از تمامي نقاط از پيش تعيين شده در شهر بغداد عکسبرداري نمايد زيرا بعد از طي شدن اين زمان با هوشيار پدافند دشمن که شامل موشکهاي سام 2 ، سام 6 و توپهاي  ضد هوايي ZPU14 و ZPU57 بود هوشيار مي شود . همچنين با به صدا در آمدن آژير خطر هواپيماهاي رهگيري دشمن از پايگاه الرشيد که در جوار بغداد قرار داشت آماده پرواز مي شدند و درصورتي که خلبان بيش از حد برروي شهر بغداد پرواز مي کرد امکان خروج از شهر بغداد تقريبا غير ممکن مي شد . اين زمان بسيار حياتي و حساس بود و ايلخاني به خوبي مي دانست که در اين عمليات ثانيه ها نقش مهمي را بازي مي کنند . برنامه عمليات براي صبح روز بعد چيده شد و مقرر شد راس ساعت مقرر يک فروند تانکر سوخت رسان 707 از پايگاه يکم شکاري و يک فروند هواپيماي اف 14 از پايگاه هشتم شکاري  به پرواز در آيدند و در نقطه ايستايي با آراف 4 ملاقات نمايد.

پيش بسوي هدف 
صبح روز بيستم مهر ماه سال 1359 يک فروند فانتوم شناسايي بعد از قرار گرفتن برروي باند پرواز در دل آسمان جاي گرفت با توجه به شرايط حساس عمليات اين تغيير و تحولات با کوچکترين عکس العمل خاص انجام مي پذيرفت تا کمترين بازخورد را داشته باشد و عمليات در شرايط کاملا حفاظتي انجام پذيرد ساعتي قبل نيز تانکر سوخت رسان با پرواز به نقطه ايستايي ، خود را به محل رسانده بود و آماده حضور آر اف 4 بود با رسيدن خلبان آراف4 به محل و انجام عمليات سوختگيري هوايي فانتوم شناسايي با گردش به سمت مرز مي رفت تا حماسي ديگر ار رقم بزند همزمان خلبان هوايپماي اف 14 نيز با گردش به سمت مرز او را تا نوار مرزي همراهي نمود و گردش خود را برروي نوار مرزي به منظور محافظت از آراف4 آغاز نمود . خلبان با کم کردن ارتفاع و جاي گرفتن در ميان شکاف کوهها به مرز نزديک شد آراف4 با کم کردن ارتفاع و رساندن سرعت به بيش 1000 کيلومتر در ساعت وارد خاک عراق شد با توجه به  نقشه هاي عملياتي که ايلخاني آنها را مطالعه نموده بود مسيري را انتخاب نموده بود که کمترين سايتهاي پدافندي در آن قرار داشت و خوشبختانه موفق شد به حومه شهر بغداد برسد پدافند عراق بي خبر در خواب غفلت بود و خلبان به راحتي بر فراز بغداد رسيد و با گردشهاي بجا و بي نقص توانست عکسهاي گرانبهايي را تهيه نمايد و بي درنگ با گردشي سريع خود را در مسير بازگشت قرار دهد ولي با به صدا درآمدن آزير خطر ديگر پدافند هوشيار شده دشمن به شدت به سمت فانتوم تير اندازي مي کرد ولي خوشبختانه خلبان توانست به سلامت از روي شهر بغداد عبور نمايد .


ميگهاي دشمن براي شکار آمدند
ولي اين پايان کار نبود با گذراندن بغداد نيروي هوايي  دشمن نيز متوجه حضور فانتوم شناسايي شده بودند و دوفروند ميگ 23 عراقي از پايگاه الرشيد برخاسته و به تعقيب فانتوم شناسايي پردختند .
خلبان با توجه به اين شرايط مجبور شد ارتفاع را به حداقل ممکن برساند و با افزايش سرعت به بيش از 1300 کيلومتر در ساعت به سمت مرز حرکت نمايد تا به اين طريق شايد بتواند از دست ميگهاي دشمن رهايي يابد ولي گويا ميگها دست بردار نبودند خلبان آراف4 با انجام مانورهاي سنگين سعي مي نمود تا ميگهاي عراقي را گم نمايد ولي خطر در کمين فانتوم بود به دليل انجام مانورهاي پي در پي او از مسير پروازي خود منحرف شده بود و متوجه پدافند سام 3 دشمن نگرديد . با عبور از روي سايت پروازي يک تير موشک سام 3 به سمت فانتوم شليک شد و به دليل ارتفاع نسبتا کم آراف4 با هواپيما برخورد نمود با برخورد موشک به زير هواپيما ، جنگنده شديدا به لرزش افتاد . خلبان با بررسي سيستمها متوجه آتش گرفتن يکي از مخازن سوخت خارجي هواپيما گرديد و بلافاصله آنرا رها نمود و با حداکثر سرعت به سمت مرز ادامه مسير مي داد به دليل همين فعل و انفعالات فاصله ميگهاي عراقي با فانتوم شناسايي کمتر شده بود .

سوخت مسئله حياتي
 خلبان ارتفاع هواپيما را به حداقل ممکن رسانيد او در تير رس موشکهاي ميگهاي دشمن قرار داشت ولي بخوبي مي داشنت که اگر بتواند در ارتفاع بسيار کم پرواز نمايد ميگهاي عراقي نمي توانند روي او قفل راداري را انجام دهند فانتوم با سرعت به سمت مرز پيش مي رفت و خلبان با مانور هاي پي در پي سعي مي کرد در يک خط مستقيم پرواز نکند زيرا در اين حالت احتمال هدف قرار گرفتنش کمتر مي شد .
 نزديک به بيست مايل تا مرز مانده بود ولي حالا مشکل چندبرابر شده بود با توجه به رها سازي يکي از مخازن سوخت و استفاده زياد از حالت پس سوز موتور هواپيما به طور حتم به مرز نمي رسيد و با کمبود سوخت مواجه مي شد خلبان نمي توانست سرعت خود را کم نمايد زيرا در اين حالت ميگها به او     مي رسيدند چاره اي نبود بايد ادامه مسير مي داد خلبان بطور پي در پي تلاش مي کرد تا با پايگاه تماس بگيرد و درخواست پشتيباني هوايي نمايد ولي کمتر در اين مهم موفق بود
18 مايل به مرز مانده بود که چراغ اخطار کمبود سوخت در کابين جنگنده روشن شد خلبان مي دانست که تانکر سوخت رسان در آنسوي مرز در انتظار اوست ولي نمي تواند بدون پشتيباني هوايي وارد خاک دشمن گردد چون به واسطه جثه بزرگي که داشت هدفي آسان براي جنگنده هاي عراقي به شمار    مي رفت . از طرفي هواپيماي اف 14 نيز تا به آن روز از مرز عبور نکرده بود.

نجات معجزه آسا
خلبان آراف4 به واسطه محومله گرانبهايي که حمل مي کرد مي خواست به هر طريق ممکن خود را به آن طرف مرز برساند از سوي ديگر عراقي ها هم  مي دانستند که فانتوم ايراني حاوي چه اطلاعات حياتي و گرانبهايي مي باشد و قصد داشتند به هر طريق ممکن آنرا هدف قرار دهند فاصله با مرز هر لحظه کمتر مي شد ولي سوخت در حال اتمام بود عقربه سوخت جنگنده نشان مي داد که تنها 600 پوند سوخت براي فانتوم باقي مانده است طبق کتاب هواپيماي فانتوم در اين شرايط و با اين مقدار سوخت مي بايست موتور هواپيما خاموش مي شد ولي به لطف خداوند اين اتفاق رخ نداده بود . در همين زمان کمک خلبان به خلبان اطلاع مي دهد که هواپيماهاي دشمن گردش کردند و ديگر آنها را تعقيب نمي کنند جناب ايلخاني بسيار از اين موضوع شگفت زده شده بود که چرا هواپيماهاي دشمن ديگر او را تعقيب نمي کند که ناگهان در افق تانکر      سوخت رسان را مي بيند که که با اسکورت يک فروند هواپيماي اف 14 به سمت او مي آيد اين يک اتفاق خاص بود زيرا تا آن زمان هيچ هواپيماي    سوخت رسان و يا اف 14 وارد خاک دشمن نشده بودند خلبانان دشمن نيز که در بيست روز گذشته به خوبي به قابليتهاي هواپيماي اف 14 پي برده بودند به جهت فرار از دست اين هواپيما دست از تعقيب آراف4 کشيده بودند .

فرود درپايگاه و معجزه اي ديگر
خلبان درحالي که ثانيه هايي بيشتر به خاموش شدن موتورهاي جنگنده اش باقي نمانده بود موفق به سوختگيري مي شود و با اسکورت هواپيماي اف 14 به سمت پايگاه گردش مي کند و دقايقي بعد سالم در پايگاه به زمين مي نشيند پس از فرود و بررسي جنگنده خلبان متوجه مي شد که 17 ترکش بدنه هواپيماي او را سوراخ نمود است در حالي که يکي از اين ترکشها به فاصله چند سانتي متري با محل لوله سخت گيري هوايي اصابت کرده است و چه بسا اگر چند سانتي متر پايين تر برخورد مي کرد شايد جنگنده هرگز به وطن باز نمي گشت گويا خداوند متعال مي خواست دوباره قدرت خود را نشان بدهد .

منبع :  صفحات 35 تا 38 کتاب Combat Aircraft Iranian  Phantom II
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین