بازگشت تاکتيکي منافقين به ايران
536
اين جمله بدانيد كه درعالم پاداش
ز آنها كه ازين راه بريدند، بريدم
ما را همه مقصود به بخشايش حق بود
صد شكر خدا را كه به مقصود رسيديم
537
ما نه پيراهن پي تشريف تن پوشيده ايم
ما كفن بهر دفاع اين وطن پوشيده ايم
538
من در بهار عمر اگر با دو صد اميد
از تير جانگذار، شهيد اين زمان شدم
دارم چه باك زانكه اگر رفتم از جان
از فيض حق روانه بسوي جنان شدم
540
اي ياران و برادران و خواهران
شهيد شده ام در ره قرآن
اطاعت نموده ام فرمان امام
تا كه صادر كنم انقلاب را در جهان
حال كه خون خويش ريخته ام در ره ايمان
رسان پيام خونم را به آيندگان
پيام خونم اينكه جهاد كنيد در ره اسلام
تا كه رها شوند از چنگ مستكبران
543
پاسدارم من و هرگز نكنم پشت به ميدان
گر رود سر ز تنم ، باز منم بر سر پيمان
**
يا ما سر خصم را بكوبيم به سنگ
يا او سر ما به دار سازد آونگ
544
اين لاله ها كه بيني سرخند و خون نشانند
پيغامدار عشقند، بر رهروان اسلام
خونين كفن برادر، سبز از بهار عشق است
پوئيدم راه حيدر تا جان رسد به جانان
545
فرياد ياحسينا شوري بعالم افكند
اينگونه جان نثاران ، جان را كنند قربان
ما خط سرخ خونين چون قاسم و چو اكبر
پوئيم راه حيدر تا جان رسد به جانان
546
ما عاشقيم و جز عشق راه دگر نداريم
تچون لاله سر برآريم در دشت لاله زاران
باشد شب شهادت صبح سعادت ما
سنگر به سنگر عشق معراج جان نثاران
547
اي يلان صف شكن اسطوره شد ايثارتان
كوه آهن آب شد در عرصه پيكارتان
تندر تكبيرتان طوفان سرخ روزگار
نعره هاي نور جاري از گل رگبارتان
548
گونه را در شط خون شوئيد رو در روي خصم
تا شود گلگون تر از روي شفق رخسارتان
در كنار خوان آتش روزه داران نوش باد
شهد شيرين شهادت گر بود افطارتان
منبع: كتاب آواز پر ملايك
اين جمله بدانيد كه درعالم پاداش
ز آنها كه ازين راه بريدند، بريدم
ما را همه مقصود به بخشايش حق بود
صد شكر خدا را كه به مقصود رسيديم
537
ما نه پيراهن پي تشريف تن پوشيده ايم
ما كفن بهر دفاع اين وطن پوشيده ايم
538
من در بهار عمر اگر با دو صد اميد
از تير جانگذار، شهيد اين زمان شدم
دارم چه باك زانكه اگر رفتم از جان
از فيض حق روانه بسوي جنان شدم
540
اي ياران و برادران و خواهران
شهيد شده ام در ره قرآن
اطاعت نموده ام فرمان امام
تا كه صادر كنم انقلاب را در جهان
حال كه خون خويش ريخته ام در ره ايمان
رسان پيام خونم را به آيندگان
پيام خونم اينكه جهاد كنيد در ره اسلام
تا كه رها شوند از چنگ مستكبران
543
پاسدارم من و هرگز نكنم پشت به ميدان
گر رود سر ز تنم ، باز منم بر سر پيمان
**
يا ما سر خصم را بكوبيم به سنگ
يا او سر ما به دار سازد آونگ
544
اين لاله ها كه بيني سرخند و خون نشانند
پيغامدار عشقند، بر رهروان اسلام
خونين كفن برادر، سبز از بهار عشق است
پوئيدم راه حيدر تا جان رسد به جانان
545
فرياد ياحسينا شوري بعالم افكند
اينگونه جان نثاران ، جان را كنند قربان
ما خط سرخ خونين چون قاسم و چو اكبر
پوئيم راه حيدر تا جان رسد به جانان
546
ما عاشقيم و جز عشق راه دگر نداريم
تچون لاله سر برآريم در دشت لاله زاران
باشد شب شهادت صبح سعادت ما
سنگر به سنگر عشق معراج جان نثاران
547
اي يلان صف شكن اسطوره شد ايثارتان
كوه آهن آب شد در عرصه پيكارتان
تندر تكبيرتان طوفان سرخ روزگار
نعره هاي نور جاري از گل رگبارتان
548
گونه را در شط خون شوئيد رو در روي خصم
تا شود گلگون تر از روي شفق رخسارتان
در كنار خوان آتش روزه داران نوش باد
شهد شيرين شهادت گر بود افطارتان
منبع: كتاب آواز پر ملايك
لینک کپی شد
نظر شما
