در حاشيه اظهارات وزير اطلاعات ايران/لطفاً رجوي را جدي بگيريد

کد خبر: ۱۲۷۵۱۱
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۶ - 18May 2011

مقامات امنيتي ايران از جمله وزير اطلاعات و وزير کشور در گذشته در باره تصميم عراق براي اخراج گروه تروريستي مجاهدين ازاين کشور گفته بودند که پايان بخشيدن به حضور مجاهدين در عراق، بيش از آن که به ايران مربوط باشد به دولت و ملت اين کشور مربوط است و به نوعي بي تفاوتي خود نسبت به حضور اين گروه در خاک عراق را اعلام کرده بودند.

اما اين بار وزير اطلاعات ايران پا را فراتر گذاشت و به جاي آن که بيايد و مثلاً در باره خطرات امنيتي اين گروه و يا نحوه اخراج آنها از عراق سخن بگويد، با لحن دلسوزانه اي در مورد محدوديت دسترسي اعضاي مجاهدين و وضعيت وخامت بار آنها از اين حيث موضع گرفت.

اين نحوه نگاه اگرچه برآيند تفکر و شيوه مورد قبول دستگاه امنيتي ايران در مبارزه با مجاهدين است، اما هيچ بويي از ملاحظات خاص امنيتي و دفاعي از آن به مشام نمي رسد و طبيعي است که در تحليل اين سخنان، همگان به اين نتيجه گيري طبيعي مي رسند که دستگاه امنيتي ايران مبارزه با اين گروه را نه در عرصه اجتماع و يا ديپلماسي، بلکه در درون تشکيلات آنان و با استفاده از نقطه ضعف هاي آن تشکيلات دنبال مي کند، که به طريق اولي و در وهله اول جدي نبودن مجاهدين براي نظام ايران از آن فهميده مي شود.

به نظر مي رسد که سياست کشورهاي غربي در باره گروه تروريستي مجاهدين، تابعي از همين رويکرد ايران است و اعتناء به اين گروه با وجود آن که مجاهدين با هزار زبان آن را درخواست مي کنند، به همين علت از آنها دريغ مي شود که به نوبه خود بي تکليفي سياسي در غرب نسبت به  اين گروه را باعث شده است.

سياستهاي غربي ها همه نشان از بلاتکليفي دارد، از طرفي با برخي روشها مثل قرار دادن در ليست گروههاي تروريستي و يا ايجاد برخي محدوديت هاي مقطعي به دنبال امتياز گرفتن از ايران هستند و از سويي ديگر آنها را به عنوان يک گروه فشار تجهيزمي کنند، از سويي به آنها اجازه فعاليت در خاک خود را مي دهند و از سويي اين گروه را بي ارزش تر از آن مي بينند که بي آبرويي حمايت از آنان را بپذيرند.

رهبري مجاهدين با درک همين بلاتکليفي است که لابي قدرتمندي را استخدام کرده است تا سياست کشورهاي غربي را در مسير دلخواه خود بيندازد و البته تا زماني که نتوانند اين تناقض را حل کنند در بر همين پاشنه کنوني خواهد چرخيد؛ از طرفي خود را همآورد و اپوزيسيون قدرتمند حکومت ايران معرفي مي کنند و از طرفي قادر نيستند اين ادعا را ثابت کنند، که در عمل بازهم به همان جدي گرفته نشدن منجر مي شود.

مسئله اينجاست که  اين جدي نبودن تأثير مستقيم بر روي عملکرد رهبري مجاهدين هم دارد، چرا که اگر طرف آشکار اين تناقض همان عدم جديتي است که در مواضع مسئولان ايران تبلور مي يابد، طرف پنهان آن بي تعهدي و بي مسئوليتي  رهبري مجاهدين در قبال رفتار و مواضع شان است و باعث مي شود هر روز يک مدل موضع گيري کنند؛ خفيفانه ترين موضع گيريها را به عنوان دستآورد و پيروزي جا بزنند و احمقانه ترين روشها را به اسم شيوه هاي مبارزاتي در پيش بگيرند و به تبليغات و فرماليسم دلخوش باشند و هيچ مابه ازاي خارجي براي مواضع و ادهايشان قائل نباشند.

نتيجه اين که بايستي رجوي کمي جدي گرفته و آموزش هاي لازم براي همآوردي به وي منتقل شود، بايد به وي بياموزند که يک مبارزه جدي چه لوازمي دارد و چگونه بايد عمل کرد، هر چه نباشد يک اپوزيسيون آبرومند، بهتر از کشکولي به نام مجاهدين است که همه چي در آن ريخته مي شود و تکليف هيچ کس هم با آن روشن نيست.

واقعيت اين است که اگر رجوي جدي گرفته مي شد و الزامات و روشهاي يک مبارزه آبرومندانه به وي آموزش داده مي شد، تا به حال چندين بار خودکشي کرده بود!

ايران ديده بان

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین