به اهتزاز در آوردن پرچم بي ريشگي !
بقاياي گروه تروريستي مجاهدين در پاريس به خاطر صدور قرار منع تعقيب مريم رجوي جشن برپا کردند!
مريم رجوي در باره اهميت اين حکم براي مجاهدين گفت : "با پايان اين پرونده بزرگترين سرمايهگذاري و پروژه سياسي رژيم آخوندي در فرانسه و تمام اروپا، براي از همپاشيدن مقاومت ايران درهم شکست. ده سال همدستي مماشاتگران با فاشيسم مذهبي براي بستن راه تغيير در ايران به پايان رسيد. اين تحول از هر نظر پيروزي بزرگي براي عدالت و قانون، براي مقاومت ايران، براي اشرف و نشانه قاطع ديگري از اعتلاي جنبش مقاومت است. "
ادعاهايي نظير بازشدن راه تغيير و اعتلاي مجاهدين آنقدر بي محل و توخالي است که حتي معتقدترين افراد نسبت به مجاهدين را نيز تحت تأثير قرار نمي دهد و آن را جدي نمي گيرند، در رقص و پايکوبي اکنون معلوم نيست، بلکه در فراموش شدن اين ادعاها طي دو هفته تا يک ماه آينده، زماني که مجاهدين بحران و بهانه اي ديگر را در توجيه به گل نشستن و بن بست شان علم مي کنند به خوبي معلوم مي شود. هنگامي که بدون سئوال از نتايج اعتلايي که اکنون مريم رجوي از آن دم مي زند، در مقابل سفارتي يا کنگره اي تجمع کرده و دخيل بندان راه مي اندازند.
البته در اين چند شب مريم رجوي و همراهانش کمي آسوده تر خوابيده اند و انصافاً اعتلاء مجاهدين در اين سطح را بايد پذيرفت...
اما قبل از توجه به اين شعارهاي کليشه اي، بايستي به نتيجه طبيعي سخنان مريم رجوي دقت کرد که اهميت اين پرونده براي مجاهدين را روشن مي سازد تا آنجا که آن را بزرگترين سرمايه گذاري ايران براي فروپاشي تشکيلات مجاهدين در اروپا توصيف مي کند !
به راستي که با نگاهي گذرا به همين اظهارات طول و عرض و عمق اين گروه روشن مي شود و آنگاه چنين جشن و پايکوبي - بدون توجه به شعارهاي دهان پرکن رهبري مجاهدين - براي خلاص شدن از اين تنگنا و فشار معنا پيدا مي کند.
مقايسه کنيد با توطئه ي کشورهاي غربي به وسيله دادگاه بين المللي عليه حزب الله لبنان و مواضع مقتدرانه اي که اين جنبش با تکيه بر پايگاه مردمي و ريشه داري اجتماعيش در مقابل آن اتخاذ کرد.
آيا دست افشاني مجاهدين، نشانه مهمي از بي ريشگي مجاهدين نيست؟
اما در باره حکم منع تعقيب نيز اين نکته شايان يادآوري است:
معلوم نيست اگر دادگاه فرانسه به غير از اين حکمي صادر مي کرد و مثلاً بر دست داشتن مجاهدين در عملياتهاي تروريستي صحه مي گذاشت چگونه مي توانست جواب اين سئوال افکار عمومي کشورش را بدهد که با علم به دست داشتن اين گروه در فجايع تروريستي به چه حقي سي سال است آنان را در خاک حود جاي داده است و يا چگونه از پس تبعات ديپلماتيک آن - لااقل در برابر ايران - با همين پرسش بر مي آمد؟
نتيجه آن اقدام فرانسه از همان ابتدا معلوم بود و دولتمردان فرانسه چنين قصدي نداشتند که براي خود دردسر درست کنند، غرض اين بود که بفهمانند افسار در دست چه کسي است که فهماندند، مي خواستند بفهمانند فرانسه، عراق نيست که مادام رجوي هر گاه دلش بخواهد بتواند سرش را بندازد پايين و به پايگاه اروپايي گروه بيايد که اين فقره را به خوبي تفهيم کردند. دولت فرانسه در يک کلام مي خواست بفهماند که هر وقت، هر کاري که دلش بخواهد مي تواند با مجاهدين انجام دهد و پوشش قانوني هم برايش بسازد که فهماند، مجاهدين هم هشت سال دويدند که بگويند اينها را فهميدند و قول مي دهند که پايشان را از گليمشان بيشتر دراز نخواهند کرد؛ خدا بدهد برکت!
ايران ديده بان
