شكوه عبادت
يك بارصاحب كاراونگذاشت كه به مسجد برود.اين كار، محمد را ازخواندن نماز اول وقت باز مي داشت؛ بايد تدبيري مي انديشيد. حصيري برداشت ودرگوشه اي ازخيابان به نمازايستاد. صحنه با شكوهي به وجود آمده بود؛ هر كس كه ازآنجا مي گذشت مدتي مي ايستاد ونگاهي مي كردكه جواني با سن وسال كم درگوشه اي ايستاده ودورازهياهووغوغاي روزگاربا معبودخويش مناجات مي كند.
برادرشهيد
لینک کپی شد
نظر شما
