يك ياس مهرباني
اين سان كه ذايقة واژه هاي شيرين نشستهاي به رؤيا ميماني؛ در پگاهي بهاري. و من ان نسيم صحرا نورديم كه به هزار درنگ در كوچه هاي يكرنگي ات گم شده ام
اي شيرين تراز ترنم باران با درخت! اي زيبا تر از رنگين كمان درافقه اي باراني چشم! سهم كوچك آئينة تماشايم از تو جز حيرتي عميق نيست. آه! چه تهيدست مانده ام بي تو و چه ملالي برگرده ادراك پرشانم نشسته است!
ديرگاهيست ازافق ديده ودرآفاق خاطره فرود آمدي.
ديرگاهيست كه پژواك بيداگرصدايت در پيچ درة هاي كردستان نمي پيچد.
دير گاهيست كه رد پاي لبخندت، گريه ات، سلام ات، سكوتت، اندوهت وردپاي باورت خونت در خاك آن سرزمين نفس مي كشد. اي ماندني تراز هرچه هست! حاشا كه ترنم مهرباني هاي پدرانه ات ازخاطر وخاطره هاي زنان و مردان آن ديار محو شود.
گلستاني بودي با دلاويزترين گل هاي رنگ رنگ: داوودي هاي ايمان، نرگس هاي اخلاص، لادن هاي شهامت، محمدي هاي صفا، ياس هاي مهرباني. و چه زيباست با سرانگشت شعار كلام امام شكفتي و مشام گلبوته ها را از رايحة ملكوت اكند!
چه خزان هايي از سر گذرانديو چه طوفان هاي رنگ ربايي! اي بزرگ باغچة الهي! وچه شكوهمند در گذر گاه گرد باد هاي مسموم، عطر پراكندي و نور!
مي گفتي: (برادران! ماندن مهم نيست به هر قيكتي. ام عمل به تكليف مي كنيم.)
مي گفتي: (امام، معيارسعادت وشقاوت ماست. سعيد آنكه مطيعش باشد وشقي آنكه تكذيبش
كند.)
مي گفتي: (توده ها عاشق انقلابندو جريان هاي انحراقي با موج موج شناخت آنان سرد و سنگ خواهند شد.)
مي گفتي: (...)
و چه زيبا تمام گفته هايت را به عمل تصديق كردي و چه نيكو از امتحان هاي سخت الهي سرفراز بيرون آدمي! و اين، تو عجيب نبود؛ كه سختي همزاد تو بود، بل دايه اي كه از پستان يتيمي و محروميت شيرت داد و به منصب سرداري نشاند.
چه عشقي به امام داشتي! و شاهدش، پلاك افتخاري از زندان و شكنجه طاغوت بود كه در راه ديداري نات مام، گردن آويز شرافتت شد.
اعلاميه ها ونوارها ي سخنراني امام درآن دوران سياه، تو را چونان سياره اي شعله ور به ميدان جنگ مسلحانه با رژيم كشاند، و سوريه و لبنان و فلسطين و. همدلي با شهيدان بزرگي همچون چمران، منتظري، عراقي، از همين چشمه آب مي خورد.
قيام سرخ نوزده دي، چاشني حجيت شرعي مبارزة مسلحانه با رژيم را روشن كرد و آنگه تو بودي و خيل ياران همدل و خلع سلاح قرار گاه پليس تهران و انفجار نيروگاه برق و كاخ جوانان شوش و خلع سلاح كلانتري 14 وآزاد سازي پادگان ها و عمليات هاي نظامي ديگر.
وبدين سان بهمن پيروز در رسيد و حباب گندة طاغوت به تلنگري شكست و يك كاروان شهيد در مقدم امما وم قتدايشان چون گل نثار شدند.
و تو چونان تشنه اي كه ناگاه به آب رسيده باشد در كنار مرادت، مريدانه كمر خدمت برستني.
افشاي چهرة كريه منافقان، سرپرستي زندان اوين و تشكيل سپاهپاسداران جلوة ديگري از حيات
سراسر جهادت را به نمايش گزارد.
***
آشوب ضد انقلاب از كدستان مظلوم سربرآورد و پاوه كاوه اي چون تو را طلبيد. پس( سازمان پيشمردگان مسلمان كرد) را بسان پرچمي بلند برافراشتيو به قله باني كردستان ايستادي.
شهر به شهر، ده به ده، قله به قله و سنگر به سنگر با دشمنان دين و ميهن به ستيزه برخاستي. خط ها شكستني و دژها گشودي و پوزة اجنبي پرستان را به خاك تيره فرو ماليدي وم دال پر افتخار مسيح كردستان از آن تو شد.
آه! چه خون دلها خوردي و چه غصه هاي سترگي در دل بزرگت ته نشين شد! محمد! خودت بگو! من از كدام دردت بنالم و كدامين اندوه استخوان سوزت را به شهادت فرا خوانم؟! از خيانت دوستان نادان بگويم يا از قساوت دشمنان دانا؟! از نفاق دولت موقت يا از خباثت هيأت حسن نيت؟!
و تو چه صبور اشك هاي آتشينت را بر جنازه هاي بي سر برادران عزيزتر از جانت فرو خوردي و اندوه به ستوه آمده از صبوريت را در دل نگاه داشتني و بي چيني بر چهره كدام خطرها فرو رفتي و پيروزمند سربر آوردي!
آري، اين همه، ابديدة درياي طاقت كرده بود.سنگ صبوربسيجياني كه گر ههاي كور اعتراضشان به جنگ فرسايشي ضد انقلاب با سرانگشت مهربان تدبيرت گشوده مي شد.
اينك سردارسرافراز! اي مرگ سوز حيات آفرين! اي شهيد! با ما سخن بگوواندوه نهفته ات را بردارانه با ما قسمت كن! بگو كه نكاهت هنوز به دست و زبان ماست! بگو كه دل بزرگت هنوز به
عشق انقلاب مي تپد!
بگو كه با امام ات در كوچه باغ هاي بهشت مي چمي! بگو كه در آن سوي اين پنچره هاي فرو بسته از رنگ و نيرنگ اثري نيست! بگو در آن سوي كاينات، عشق هست، ايمان هست، سلام هست، سعادت هست، سيب هست، سرور هست. آه! بگو كه هنوز نگران اين سوي نشيناني! نگران كاخ نشيناني!
نگران كوخ نشيناني! نگران از ياد رفتن شهيداني!
حايل برخيز! نهيب بزن! هشدار بده! بر فرق باورمان غريور بردار:
برادران! شما را به ساده زيستي، به ايمان، به اخلاص، به يقين، به انقلاب، به مردم، به خون شهيدان، به رهبري، به جهاد سفارش مي كنم.
مبادا خدا را فراموش كنيد!
مبادا ما را . مبادا شما را ...!
والسلام
ارديبهشت 76 -تقي متقي
