گذر از خط و مرز در وادي تئاتر
يكي از معضلات آن نداشتن سالن ثابت براي اجراي تئاتر در اين زمينه است. دوم، نداشتن هنرمندان ثابت كه در اين زمينه كار كنند. همچنين به دليل اينكه متأسفانه گروهي وارد اين مسئله شدند، از نام دفاع مقدس بهره بردند، براي خودشان نامي اندوختند و بعد، از اين جريان خارج شدند و در مقابل آن قرار گرفتند. براي همين پيشرفتي كه ما از تئاتر دفاع مقدس انتظار داشتيم خوب صورت نگرفت. گروهي معتقدند راهاندازي جشنواره دفاع مقدس، عاملي براي رشد اين نوع تئاتر بودهاست. آيا اين جشنواره موفق بود جايگاه دفاع مقدس را حفظ كنند يا هنرمنداني كه در آن حضور پيدا كرده بودند.؟ بدون ترديد اگر جشنواره دفاع مقدس نبود، به همين جايگاهي كه امروز وجود دارد، نميرسيد. اما چنين چيزي هم در حقيقت مسئله وجود نداشته است. اگر بيايند و بگويند در دورههاي اوليه برگزاري اين جشنواره هيئت مميزي چه گروههايي بودهاند و آيا اين هيئت به چنين برنامهاي باورمند بودهاند يا خير؟ آن وقت ميشود تأثير آن را مورد بررسي قرار داد. به اعتقاد من از لحظهاي كه مميزان جشنواره وارد عرصه شدند، تعدادي از هنرمندان از اين جريان حذف شدند. چرا كه هيئت مميزي و هيئت تصميمگيران بخش آن، كساني بودند كه هنرمندان را براي كار كردن در اين زمينه انتخاب ميكردند و خيلي هم به اين جريان اعتقاد نداشتند. چه اتفاقي افتاد كه به قول شما هنرمندان از اين جريان دور ماندند؟ نوع سياستگزاريها بود يا رفتار؟ ببينيد، نوع رفتاري كه با هنرمند داشتند جريان تئاتر دفاع مقدس را به اين سمت كشاند. به دليل آنكه نميتوانستند از حقيقت جنگ و دفاع مقدس دفاع كنند. به همين جهت ميگويم اگر نام هيئتهاي مميزي مشخص شود، تمام قضيه مشخص ميشود كه چرا هنرمندان از اين جريان دور ماندند. از بحث جشنواره كه خارج شويم، ميخواهم ببينم چه اتفاقي افتاد كه ما در سال شاهد تعداد كمي از آثار اجرايي در اين حوزه هستيم؟ دليلش ساده است، تئاتر سفارشپذير نيست و بايد از دل هنرمند بجوشد. زماني كه هنرمند حقيقي و باورمند به اين اعتقاد را، سرخورده كردند و با اتهامهاي بسيار شديدي آنها را مواجه كردند، به صورتي كه با زندگيشان بازي ميشد؛ طبيعي است اين آدمها كنار ميكشند. ميشود مثال عيني آن بگوييد؟ بله، كساني كه در حوزه دفاع مقدس كار كردند، اتهامهايي كه به آنها زده شد بسيار وحشتناك بود. من از كسي نام نميبرم جز از خودم. من نمايشنامهاي در حوزه دفاع مقدس نوشتم كه تمام نامهاي مكتوب آن را دارم. حتي از شوراي انقلاب فرهنگي كه گفتند اين نمايشنامه در راستاي فرهنگ ايثار و شهادت است؛ اما گروهي اين نمايش را به عنوان ضد دفاع مقدس و خانواده شهدا معرفي كردند كه براي من بسيار دردسر آفريد و سالهاي زيادي درگير اين مسئله بودم. با توجه به اين كه سه سال پياپي بنياد مقدس اين متن را تأييد كرده بود. و نحوههاي ديگر كه اگر بررسي كنيد، متوجه ميشويد خيليهاي ديگر هم اذيت شدند. چرا در حوزه تئاتر دفاع مقدس تا اين حد خط و مرز گذاشته شده است و چرا اغلب هنرمندان با اين حوزه قهر هستند و به سمت آن نميآيند، حتي آنان كه اصلاً در اين حوزه فعاليت نكردهاند. بالاخره هنرمندان ما به عنوان شعار هم كه شده نامي از 8 سال دفاع مقدس ميبرند؟ چون كساني كه در اين حوزه كار ميكنند در مرحله اول با انگ دولتي بودن روبرو ميشوند. ميگويند شما آدمهاي دولتي هستيد. اين اولين انگ است. نميگويند شما پيرو يك مكتب هستيد يا بر اساس باورتان كار ميكنيد. ميگويند شما براي دولت و حكومت كار ميكنيد. در حالي كه اين دولت و حكومت است كه در راستاي اين ارزشها و اهداف كار ميكند. هنرمندان هم چون با مسئله سياست تقابلي ندارند فراري ميشوند. هنرمند ميخواهد هنرش را به كاملترين شكل ممكن ارايه بدهد و اين جداي از كار سياسي كردن است. چه راهكاري براي اين مسئله پيشنهاد ميدهيد، به هر حال در اغلب كشورهاي دنيا تئاتر دولتي است و دولتها خودشان را موظف ميدانند از تئاتر حمايت كنند. ضمن اينكه چرا اين حمايت دولتي تا اين حد براي هنرمندان ما دافعه دارد. به هر حال كاركردن براي مخاطب ايراني در راستاي اهداف نظام جمهوري اسلامي است و ما چندان هم خودمان را نميتوانيم از مردم و نظام بري بدانيم. شايد هم مسئله بر سر مخاطب است؟ ببينيد، اين كار نياز به مخاطب ندارد. دفاع مقدس مفهومي است كه شما در هر كجاي دنيا كه ارايه دهيد هيچ انسان آزادهاي آن را پس نميزند. اين يك انديشه آزادانه بشري است. براي اينكه انسان از خاكش، وطنش و اعتقادش دفاع ميكند. كجاي جهان اين مسئله رد ميشود؟ كدام آمار و برنامه ميگويد كه مخاطب خاص ميخواهد؟ اگر كار درست صورت بگيرد همه از آن استقبال ميكنند. اما متأسفانه اين باور را شكل دادهاند كه در اين حيطه، ما نياز به مخاطب خاص داريم. سوال اينجاست كه آيا در زمان 8 سال دفاع مقدس، آدمهاي خاصي به دفاع پرداختند؟ پس چطور است كه تمام مردم به نداي رهبر انقلاب پاسخ دادند و در جنگ شركت كردند؟ آيا بسيجيها آدمهاي خاصي بودند؟ آيا فقط مسلمانان در جنگ شهيد شدند؟ برادران كليمي، مسيحي، زرتشتي، و حتي برادران يهودي ما نيز در جنگ شهيد شدند، در اين مسئله مفهوم خاصي وجود ندارد. اما هميشه دغدغههاي مسئولان مخاطب خاص بوده، اما برخلاف اين انتظار هميشه مخاطب خاص به سمت تئاتر دفاع مقدس آمدهاند. چون آثار ارايه شده در حد شعار باقي ماند. به باور من، تئاتر دفاع مقدس مثل خود دفاع مقدس مظلوم است. چرا كه روي آن كار زيادي صورت نگرفت. هنوز هم كه هنوزه ما نميدانيم رزمندگان ما چه نقش مهمي در پيروزيها و شكستها داشتند. كدام كار تحقيقي روي آن صورت گرفته؟ كارهايي كه هست كجا ارايه شد؟ كارهايي كه هست بيشتر پروپاگاندا بود تا تفكر. به اين دليل است كه مهجور مانده است. فكر نميكنيد يكي از دلايل آن تكرار داستانهاي جنگ بود و زياد هم به هنرمند باز نميگردد؟ چون وقتي نگاه ميكنيم ميبينيم اغلب كارها از ساختار و درونمايه ساده و تكراري پيروي ميكنند. نه، ما در اين زمينه دورههاي مختلفي در اين زمينه داشتيم. يك دوره در زمان دفاع مقدس بود كه در ما در آثارمان از آن دفاع ميكرديم. دوره دوم، در دوران سازندگي رخ ميدهد، در اين دوره است كه ما به آن انتقاد ميگيريم. انتقادهايي كه خيلي صادقانه نيست. در دوره دوم خرداد به بعد ما مطلقاً از دفاع مقدس سوال ميكنيم. در اين دوره آثاري ميبينيم و شخصيت رزمندگاني روبرو ميشويم كه موجي شدهاند، شيميايي هستند و از روزگار عاصي هستند.در حالي كه اينگونه نيست برخي رزمندگان ما نه آنقدر معتقد ماندند و نه آنقدر بي قيد و بريده از روزگار. اين اشكالي ندارد، اما حقيقت قضيه گفته نشده است. به نظرم ما بسته به دوره و زمان بوده كه به جريان تئاتر دفاع مقدس باور داشتيم يا نداشتيم. چطور اين اتفاق افتاد آيا براساس فضاي سياسي بود؟ به طور قطع فضاي سياسي در آن تأثيرگذار بود. دوره فعلي را چطور ميبينيد؟ در اين دوره از حقيقت خوب، بد دفاع كردهايم. در اين دوره هم مانند دوران گذشته، هنرمندان اصيل را كنار گذاشتهايم و آنهايي كه فرصتطلب و شعارپرداز بودند مشغول شدند. اين مسئله چقدر به كاركرد تئاتر دفاع مقدس لطمه زده است؟ هيچ، دفاع مقدس يك مفهوم آسماني است كه متولي دارد و خودش نگهدارش خواهد بود. آيا با تمام كاري كه در طول تاريخ عليه حسينبن علي(ع) انجام شده، حتي مزارش را خراب كردند، توانستهاند اسطوره شهادت حسينبن علي(ع) را از بين ببرند؟ اگر توانستهاند پس ميشود دوران دفاع مقدس را هم از بين برد. بسياري از آثار نمايشي كشورهاي ديگر كه پس از جنگ نوشته شد و كار شد ماندگار شدند اما در كارهاي خودمان با آثار ارزندهاي روبرو نيستيم. به دليل اينكه به آنها سفارش داده نشده بود و كارها از دل نويسنده بيرون آمده بود. اينجا آثاري كه از دل نويسنده بيرون آمده بايكوت شده اما آثاري كه سفارشي بوده و شعاري و به ترفند روزگار، نوشته شده است و مخاطب هم با تمام هوشياريهايش آن را پس زده چرا كه از دل برنيامده تا بر دل بنشيند. رابطه فرم و محتوا در آثار دفاع مقدس بسيار متفاوت بوده علت چيست؟ اشكال اينجاست كه در دفاع مقدس(نه در كل تئاتر) فرم را نميشناسيم. در واقع نميدانيم اين مضمون با اين شكل همخواني دارد يا خير، آيا ما آنچه در دو بيتي ميگوييم ميتوانيم در رباعي پياده كنيم؟ ما اساساً در حيطه فنآوري و تكنيك فقير هستيم. پس اين مسئله بيشتر به نمايشنامهنويسان بازميگردد؟ در مرحله اول به نمايشنامهنويسان بازميگردد و در مرحله دوم نمونههاي خوبي داشتيم كه با وجود اينكه ضعف در آن وجود داشت، اجاره اجرا به آنها داده نشد تا آن نقصها برطرف شود و كار جلو برود. سالن اجرايي چطور؟ بله. نداشتن سالن هم ملاك است؛ اما اگر نويسنده اجازه كار داشت همانطور كه كارهاي ديگر را مينوشت و اجرا ميكرد، ميتوانست اجرا كند. امكان اجرا را به او نميدهند و اين نوع كارها در اختيار گروهي خاصي بوده و هست كه از آن استفاده ميكنند. اينكه اسم اين نوع كار را دفاع مقدس گذاشتند با مفهوم كلياش چگونه ارزيابي ميكنيد؟ حقيقت قضيه در ادبيات جهان اين است كه ما ادبياتي به نام پايداري، مقاومت و يك ادبيات دفاع و يك جنگ داريم. هيچ انساني از جنگ دفاع نميكند؛ اما از دفاع مقدسي كه به ما حمله شده دفاع ميكند. شما ببينيد جهان ميداند كه ما به عنوان يك كشور تازه انقلاب شده درگير جنگي شديم كه مظلومانه ما را هدف قرار دادند و خاك ما را اشغال كردند تا فرهنگ، مليت ما را از بين ببرند. ما ايستاديم و از خاك خودمان دفاع كرديم. آيا تئاتر دفاع مقدس توانسته خود را به يك ژانر يا يك مكتب تبديل كند؟ در حيطه هنر هرگز. نه در سينما و نه در تئاتر و نه در ادبيات. اما گروهي معتقدند ميشود اين را به يك ژانر تبديل كنند؟ شوخي ميكنند. ژانر مشخص است. ژانر تراژدي است، ملودرام است، كمدي است، چنين امكاني وجود ندارد. اما اينكه بتوانيم شيوه خاص نمايشنامهنويسي مانند شكسپير بنويسيم فرق ميكند. اما اينكه ژانر جديدي ابداع كنيم، شوخي است. اين گروه معتقدند كه تئاتر مقاومت پس از جنگ جهاني دوم در اروپا اتفاق به وجود آمد. ژانر بهوجود نيامد. بلكه مكتبي به نام اكسپرسيونيسم بهوجود آمد كه عليه جنگ بود. اما اين روند در تئاتر ما به اين صورت بهوجود نيامد؟ بله، چون به آن اجازه داده نشد. آن هم به دليل نگاه مميزها بود. چگونه؟ يك مميز، كاري را به مسئولان معرفي و القاء ميكند كه هنرمند عليه عامه باورها و انديشهها ايستاده. وقتي اين اتفاق رخ ميدهد، هنرمند هم زماني كه شرايط را اينگونه ميبيند. به سراغش نميرود. آيا ميشود با اين نوع تئاتر فرهنگسازي كرد؟ فرهنگ وجود دارد. چرا بايد دوباره فرهنگسازي كنيم. مگر زماني كه به ما حمله شد و امام درخواست حضور رزمندهها به جبههها را داد كسي دنبال فرهنگسازي بود؟ آن قدر درخواست زياد بود كه مجبور شدند نوبتبندي كنند. اين يعني فرهنگ، فرهنگ ربطي به دانش ندارد. اين در خون ما در طول تاريخ وجود داشته. اصرار براي فرهنگسازي چه معنايي دارد؟ اين كاركرد پروپاگانيسم تبليغاتي است كه تاريخ مصرف خواهد داشت. در واقع تئاتر دفاع مقدس بايد به سمت تئاتر فلسفي برود. فلسفه به معناي فلسفه را نميگويم يعني مخاطب را به تفكر وادارد. مانند آنكه رهبر انقلاب ميگويد ما مورد شبيهخون فرهنگي قرار گرفتيم و بايد از اين فرهنگ دفاع بكنيم. در نتيجه ميتوانيم در برابر هر پديدهاي ديگر بايستيم. در دين ما و قرآن چنين آمده است كه اگر بتوانيم از جهاد اصغر رهايي پيدا كنيم، هيچگاه از جهاد اكبر رهايي نخواهيم يافت. اين هم يك نوع دفاع است. آيا جشنوارههاي دفاع مقدس موفق عمل كردهاند؟ آنچه در شأن دفاع مقدس بوده است نه، اما تلاشهايي شده است كه در خور توجه است. و همين تلاشها آن را زنده نگه داشته. با اين حال سياستگزاريهاي غلط باعث خيلي از مسايل شده است. كار كردن تئاتر براي درآمد و شهرت نيست بلكه براي ذات خودش است و فرهنگ آن و همين سياستگزاري باعث شد تا تئاتر دفاع مقدس ضعيف بماند كساني كه به سمت جشنوارهها ميرفتند امكان اجرا نداشتند و به اين سمت ميرفتند يا ميگفتند كه مميزي در اين جشنوارهها براي درآمد است، در حالي كه اگر درست سياستگزاري ميشد اين نميشد. اما اين با صحبتهاي شما مغاير است در قسمتي ميگوييد، همين جشنوارها آن را زنده نگه داشته و در جايي ديگر ميگوييد همين جشنواره به آن ضربه زده است؟ به هرحال هر پديده زندهاي ميتواند بيمار باشد و ميتواند ضعفها و خوبيهايي داشته باشد. منكر اين قضيه نميتوان بود.
نصرالله قادري
