خانم عبادي شما اشتباه مي فرماييد

کد خبر: ۱۲۷۵۴۴
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۱ - 22May 2011

خانم عبادي،

ندارد کسي با تو نا گفته کار

وليکن چو گفتي دليلش بيار

مطالبي به نقل از شما در جلسه اخيرتان در امريکا بدستم رسيد و بدنبال آن مصاحبه معني دارتان با راديوي فارسي زبان هلند (زمانه) را ديدم

از مخلفات راديو زمانه که بگذريم شما فرموده ايد که:
"اتفاقي که در «پادگان اشرف» افتاده را يک نقض آشکار حقوق بشر مي‌دانم. صرفنظر از عملکرد سياسي سازمان مجاهدين خلق که قضاوت در اينباره برعهده من نيست بايد بگويم که حمله به صورتي که اتفاق افتاده، صحيح نبوده است. قبول دارم که عراق مانند هر کشور ديگري در خاک خودش حاکميت دارد ولي نمي‌بايستي از موضوع حاکميت براي کشتار مردم استفاده شود. از همه مهم‌تر اين که اجازه‌ رسيدن دارو و کمک به مجاهدين داده نمي‌شود. اجازه نداده‌اند که آن‌ها در گورستان خود، اموات‌شان را دفن کنند. اين‌ها همه با موازين حقوق بشر مغاير است."

طبعا مسائل ديگري هم مطرح فرموده ايد مثلا اين که "عراق حق ندارد کسي را به ايران مسترد کند" که اين مسئله نه در عراق مطرح بوده و نه مطرح است و يا اين که بايد خبرنگاران مستقل بتوانند وارد کمپ شود که طبعا موافقم ولي بنظرم شما بجاي رجوي و گروه مجاهدين دولت عراق را احتمالا مسئول مي دانيد که بايد خدمتتان عرض کنم که چنين نيست. البته مطلب که عراق در صورتي اجازه ورود مي دهد که بتواند نيروي انتظامي و غيره را هم همراه بفرستد درست است. احتمالا اطلاع نداريد که وزير حقوق بشر عراق را بارها از جلوي درب اسد قرارگاه رجوي برگردانده اند و حتي به پزشک نيز جهت مداواي مجروحين اجازه ورود نمي دهند و با سنگ و تيرکمان و با تهديد به خودسوزي با آنها به مقابله مي پردازند.

ولي تا جايي که به همين پاراگراف فوق بر مي گردد:

اين که "قضاوت در مورد عملکرد سياسي سازمان مجاهدين خلق را بر عهده خود نمي دانيد" طبعا ميل مبارک است ولي بنظر مي رسد بعد از سنواتي متعدد داعيه "دفاع از حقوق بشر"، احتمالا ابراز نظر در مورد عملکرد حقوق بشري دوستان جديدتان چيزي نيست که بشود به راحتي از زير آن شانه خالي کرد. بخصوص که مسئله اي که دخالت مي فرماييد اساسا و منطقا نمي تواند ربطي به ايران و موضوعات مورد علاقه معمول شما داشته باشد (مگر اين که در عين حال که به عملکرد سياسي رجوي کاري نداريد ولي به خط ضد انرژي اتمي تغذيه کنندگان گروه به نوعي وابستگي احساس بفرماييد. چون ضمنا مطرح فرموده ايد که اينها باز از واشنگتن يک کارگاه تراشکاري در کرج کشف نموده اند)

اين که بنظر شما "حمله به صورتي که اتفاق افتاده صحيح نبوده" را هم شايد بهتربود توضيح مي داديد که منظورتان حمله حدود صد و پنجاه تن از فدائيان رجوي به نيروي انتظامي عراقي است يا واکنش نيروي انتظامي به حمله گروه با تير و کمان و بمب دست ساز و غيره که تعداد زيادي از نيروهاي عراقي را بشدت مجروح و اماکن آنها را به آتش کشيد.

خانم عبادي، جاي خوشوقتي است که بعنوان يک ايراني در امريکا ما را مطلع کرديد که دولت منتخب عراق حق و اجازه دارد تا حاکميت بر سرزمين خود داشته باشد و گروهي غيرعراقي که هنوز در ليست تروريستي امريکا هم هست نبايد اين حق را تحت حمايت لابي اسرائيل در واشنگتن نقض نمياد (اگر چه طبعا شما به اين شدت نگفته ايد چون حمايت لابي اسرائيل از تروريسم در عراق باز سياسي است و شما کاري به آن نداريد!!) ولي جاي تعجب است که بعنوان يک وکيل بدون حتي دست زدن به جلد پوشه و پرونده مورد بحث و بواسطه مشاهده فيلمي در يوتيوب (يا صحبتي غير سياسي با لابي هاي ارتش خصوصي صدام و بقاياي بعثي ها) به يکباره دولت يک کشور سي و اند ميليوني را متهم به "کشتار مردم" مي نماييد. خدا کند نظراتتان در مورد ديگر مسائلي که هر از گاهي عنوان مي فرماييد چنين بي پشتوانه و بدون تحقيق نباشد چون مسلما در دراز مدت کمکي به آپوريسيون جمهوري اسلامي (که البته آنها نظرات سياسي هم دارند و غالبا نزديکي به فرقه رجوي را بوسه مرگ ميدانند) نخواهد کرد.

ولي آنچه بنده را بناچار مجبور به نوشتن اين دو خط به فارسي مي کند اينها نيست. از اين نوعش را زياد ديده ايم (البته بايد اذعان کنم که نه از جنابعالي و نه به اين صورت زننده). فقط خواستم به معلومات و مفروضاتي اشاره اي کرده باشم که بر خلاف اطلاعاتي که جنابعالي سخنانتان را بر آن استوار نموده ايد، مستندند و قابل ارائه در هر دادگاهي هستند.

اولا نه تنها نيروهاي عراقي هيچ زمان ورود دارو و مايحتاج به کمپ را ممنوع نکرده اند که يکي از مشاکل عراق با موکل جديد شما اين است که اجازه خروج به بيماران جهت رسيدگي در بيمارستانهاي مجهز را نمي دهد و تا همينجا تعدادي از آنها جان خود را از دست داده اند. سران فرقه آقاي رجوي اگر چه ممکن است مايحتاج گروگانهاي داخل کمپ را کنترل کنند ولي مطمئن باشيد (و از منبع سازمان ملل نيز قابل تحقيق است) که در انبارهايشان براي سالها آذوقه و دارو و سوخت و يدکي و ... ذخيره کرده اند. خانم عبادي دولت عراق فرقه نيست. موکل جنابعالي است که سي سال است انقلاب ايدئولوژيک براه انداخته و شهره خاص و عام گرديده ... دولت، هر دولتي که باشد، مرض ندارد که جلوي داروي مريض را آن هم در وسط بيايان بگيرد.

آقاي رجوي (که اکنون تقريبا مشخص است که هشت سال گذشته را با اطلاع سازمان سيا در داخل کمپ عراق جديد - سابقا اشرف - بسر برده و با هليکوپتر امريکايي وارد و خارج مي گردد) مشخصا اجازه خروج هر بيمار را به اجازه تردد آزاد سه تن ديگر از دستيارانش در عراق، اردن و اروپا مرتبط ساخته است (و نه تنها اجازه خروج نميدهد که حتي اجازه ورود پزشک به همان بهداري من در آوردي خودشان را هم نمي دهد بطوري که هنوز پزشک قانوني کشور موفق به مخدومه اعلام کردن انبوهي از مرگ هاي داخل قرارگاه نشده است. برخي از اين پرونده ها فقط بر اساس قول رجوي تحت عنوان "خود زني"، "خود کشي"، "حمله امريکاييها"، "حادثه"، "ترور توسط عوامل رژيم ايران!!" و ...اخيرا "حمله عراقي ها" باز شده اند. البته طبيعي است که دولت عراق درست بخاطر تضمين همين "حقوق بشر" ي که مرغ عزا و عروسي روزانه مجالس واشنگتن گرديده و درست بخاطر مسئوليتي که در قبال امنيت مردم کشورش دارد اجازه ورود و خروج سلاح، مهمات و وسائل جنگي و غيره را به رهبران فرقه رجوي با سابقه معلومشان نمي دهد وبنابر اين محموله ها را قبل از ورود بازرسي مي کند. اين را هم نيازي نيست راه دور برويد. از همان دوستان امريکايي خودتان سوال بفرماييد توضيح خواهند داد. علتش را هم طبعا در همين فيلم هااي که خدمتتان فرستاده اند مي توانيد ببينيد. بنزين را به بمب و مفتول آهني را به موشک کشنده تبديل کرده اند. تفنگهايشان را گرفته اند، با تيرکمان به مادر و پدر هشتاد ساله حمله مي کنند. خانواده هايشان آمده اند ببينندشان سرکرده مزدور مسعود رجوي با افاده فرقه اي و احمقانه اش نعره ميزند که "ننگ ما، ننگ ما، فاميل الدنگ ما" و گروگانهااي که با صداي بلند تکرار نکنند بشدت کتک مي خورند. خانم يک لحظه فکر کنيد اگر دست اين ها به باروت برسد چه مي کنند؟ (راستي خانم عبادي عکس هاي جنازه هاي جزغاله شده دوستان ما در عمليات من درآوردي رجوي در فروغ و غيره را برايتان نفرستاده اند؟ ژنرال هاي عراقي مي گويند اين طور به مسلخ فرستادن "مردم" بدون آموزش و غيره و با نقشه من درآوردي در عرف ارتش ها جنايت جنگي است و از جرائم عليه بشريت به حساب مي آيد!! البته ما وکيل نيستيم و درست از اين چيز ها سر در نمي آوريم)

ثانيا به کرات در ادارات سازمان ملل در عراق و در پيش مقامات ديگر ثبت شده که موکل شما اجازه دسترسي مقامات پزشک قانوني و محققين و مسئولين کشوري و ديگران به جنازه ها (چه اين بار، چه بارهاي قبل و چه مفقودين و آنهايي که مي گويند خودشان خودشان را کشته اند) و اماکن مشکوک (از جمله زير زمين ضد اتمي که عراق اکنون آن را بعنوان محل اختفاي رجوي زير نظر گرفته) را نمي دهد و تهديد مي کند که در صورت نزديک شدن باز تعداد بيشتري از "مردم" را با دستور به خودسوزي و ديگر سوزي و يا طرق مشابه از بين خواهد برد. اگر دولت عراق تا کنون دست به اقدامي نزده صرفا بخاطر جلوگيري از تلفات بيشتر در ميان گروگانهايي است که موکل جنابعالي بخاطر نجات گردن خودش در کمپ نگه داشته است. خدا پدر جداشدگان را بيامرزد که غيرت به خرج دادند و بجاي فرار از عراق نشستند و توضيح دادند و قانع کردند که دوستانشان را از مهلکه نجات بدهند (حالا همانقدر که توانسته اند).

خانم!! فراموش نفرماييد که اگر قرار بود نيروي ارتش عراق بخواهد "به زور" و "بدون رعايت حداکثري حقوق بشري" و" رعايت جان گروگانهااي که در داخل نگه داشته شده اند" وارد قرارگاه شود، احتمالا کل قضيه بيش از نيم ساعت طول نمي کشيد (و البته به قيمت جان دوستان بيشتري از ميان گروگانهاي کمپ). از دوستان امريکايي خود بپرسيد فرقه کورشيان و کمپ ويکو را چطور مسئله اش را حل کردند. اف بي آي و ارتش يک روز نکشيد که همه را خمپاره باران کردند و تمام شد. عراق اينگونه نيست. عراقي ها تمدنشان به پنج هزار سال پيش بر مي گردد. عراقي ها، کما اين که بقيه منطقه ايران و ترکيه و سوريه و ...

راستي خانم عبادي شما در واشنگتن در مورد عراق که نظر ميداديد خوب بود اگر در مورد ابوغريب هم نظري ميداديد. پنجاه تن از دوستان ما تا آخرين روزهاي صدام آنجا بعنوان "وديعه هاي مجاهدين" به جرم شرکت نکردن در جنايت رجوي و صدام عليه مردم عراق زنداني بودند. بعد هم موکل شما با صدام آنها را با اسراي عراقي در ايران معامله کرد. طي اين سالها بسياري زير شکنجه در اشرف و ابوغريب جان دادند. مدراکش در همانجا هست. موزه ابوغريب.

خوب بود يادي هم آنجا از حلبچه مي کرديد و سلاح هاي شيميايي صدام و سربازان ايراني که هنوز برخي زنده اند و زجر مي کشند. خوب بود يادي هم از قربانيان "استفاده از مهمات اورانيوم دار توسط ارتش امريکا در عراق" مي کرديد. اينها هم به خدا بشرند. اينها هم همانجا درعراقند و اينها هم بخدا حقوق دارند.

بگذريم.

راستي فکر مي کنيد چرا مجاهدين خلق فيلم برداري کردند و درجا در يو تيوب گذاشتند ولي ارتش عراق نکرد؟ فکر نمي کنيد نرفته بودند براي فيلم برداري؟ راستي چرا دوستان شما در همين فيلم هاي خودشان تيرکمان و کلاه خود و آرايش نظامي و يونيفورم دارند؟ پناهنده اند؟ خانم به جرئت به شما مي گويم مريض رواني در بين سربازان عراقي بندرت يافت مي شود. مي گويم چون مي بينم. عراقي اند، امريکايي نيستند. اشرف هم برايشان نه گوانتانامو است، نه افغانستان و نه ابوغريب.

راستي فکر مي کنيد چرا ارتش عراق بعد از اين موضوع همينطور ادامه نداد که بقيه قرارگاه رجوي را هم تحت تصرف بگيرد؟ فکر نمي کنيد ممکن است قصدشان از اول اين نبوده؟ فکر نمي کنيد دستور اشغال نداشته اند؟ فکر نمي کنيد يک در هزار ممکن است موکل شما بخاطر تبليغ تله گذاشته باشد؟

اصلا بياييد اينها را کمي کنار بزنيم و فقط يک سوال را دنبال کنيم. راستي چرا رجوي نمي گذارد کسي وارد کمپ شود. کسي از کمپ خارج شود. کسي تلفني يا ايميلي با بيرون ارتباط برقرار کند. کسي با مادرش پشت سيم خاردار دو کلمه حرف بزند و الا آخر؟ خانم اين ها حقوق بشر نيستند؟ اخيرا دوستي از جدا شدگان جديد در بغداد را زيارت کردم. دکتراي حقوق از امريکا گرفته و بعد رفته به عراق. تلفن دستي را نمي توانست روشن کند. خيلي راحت. بيست و پنج سال بود بيرون را نديده بود. بخدا اگر جنابعالي وکيل حقوق مورچه ها هم بودي باز بايد سوال مي کرديم و باز شما موظف بودي جواب بدهي. درجريان همين افتضاح اخير دو تا از کشته شدگان خانواده هايشان بيرون بست نشسته بودند. چرا بايد با تيرکمان و بمب بنزيني به خودروي نظامي عراق حمله مي کردند؟ و چرا حتي يکي از فرمانده هاي رجوي در بين کشته شدگان و زخمي ها نيست؟ چرا رفقاي رجوي همه در بستر در اروپا از پرخوري مي ميرند ولي دوستان ما بايد زير چرخ بولدوزر فرستاده شوند؟ چرا شما کمي هم در مسائل حقوق بشري بي ربط به مسئله اتمي ايران قدم بر نميداريد؟

دو نفر خود را آتش زدند، چند نفر شروع به پرتاب بمب کردند و بعد چيزي حدود صد و پنجاه تا دويست نفر به عراقي ها حمله کردند. از اين تعداد پنجاه تا مشخصا از پشت محاصره شده و به جلو فرستاده شده بودند. چرا؟ راستي بقيه سه هزار و پانصد نفر چرا نبودند؟ آنها کجا بودند؟ دلشان نميخواست شرکت کنند؟ رجوي هم گفته بود خوب عيب ندارد شرکت نکنيد. اختياري است؟ چرا از دوستانتان سوال نمي کنيد؟

خانم عبادي کمي دقت کنيد. شما چند سالتان است؟ يا فکر مي کنيد خوانندگان اين وبسايت ها چند سالشان است؟ شما مدعي حقوق بشر در يک کشور هفتاد ميليون نفري شده ايد. شما را آورده اند يک جايزه صلح نوبل خدمتتان تقديم کرده اند. اين چه وضع سخن گفتن است. بگوييم چه؟ بگوييم سنگ بزرگ علامت نزدن است به همين خاطر دست بدامن اين و آن شده؟ به خودتان و سابقه تان رحم نمي کنيد به مردمي که يک چشمشان به اين طرف است رحم کنيد.

بگذرم بهتر است!!
خوب.

ثالثا اين "گورستان خودشان" که فرموده ايد اولا که کجاي دنيا کسي مي تواند فرد کشته شده را بدون جواز پزشک قانوني و بدون تحقيق خاک کند؟ پايگاه سيا در افغانستان که نيست خانم. کشوري است مستقل با قوانين و حساب و کتابي که از شما هم کسي نپرسيده که موافقيد يا خير. نه بنده و نه جنابعالي (و نه رئيس سيا و نه وزير دفاع امريکا) حق راي در عراق نداريم. قوانين بين الملل هم فکر نمي کنم بگويد که اگر کسي قلدري کرد و جنازه را تحويل نداد خوب عيب ندارد چون در واشنگتن لابي اسرائيل پشتيبانش است!!

از طرف ديگر. اين زمين مورد نظر شما که مدعي هستيد بايد موکلتان جنازه تحقيق نشده را مثل کوزه گنج عهد عتيق در آنجا خاک کند و قضيه ماست مالي شود والا حقوق بشرش نقض شده!!، طبق قوانين عراق يک صاحبيني دارد که زمين هاي کشاورزي شان را صدام به زور گرفته و به موکل جنبعالي پيشکش کرده است (علتش هم بخاطر همکاري هااي است که در ايران و عراق کرده اند. ببخشيد يادم رفت شما فرموديد که لازم نمي بينيد راجع به آن صحبتي بفرماييد) و الان که ولينعت سابق سقوط کرده مردم اموالشان را مي خواهند و قوه قضايي و دادگاه هم (ببخشيد يک دفعه باز يادم رفت شما وکالت خوانده ايد) مدارک را ديده و تحقيق کرده و النهايه بعد از سالها بالاخره راي به باز پس دادن زمين ها داده و باز طبق قوانين همين کشور (که احتمالا يکي از معدود کشورهاي دموکراتيک در اين بخش از جهان باشد و سلطان و ديکتاتور و برده دار و مترسک غربي ندارد) قوه مجريه را مسئول انجام کار کرده است. جهت اطلاع جنابعالي فعلا در همين زمين "گورستان" موکلين شما تا همين جا تعدادي گور با سه جنازه در هرکدام و تعداي قبر با محتواي سلاح و مهمات کشف شده است که طبعا تحقيقات هنوز تمام نشده. مسئولين عراقي بشدت معتقدند که رجوي بخاطر ترس از تحقيقات است که درب ها را بسته و با خون جلوي ورود به کمپ را مي گيرد.

خانم عبادي، سرتان به سلامت زياد وقتتان را گرفتم. خلاصه کنم.

جهت اطلاع جنابعالي (البته در واشنگتن نميدانم ولي در عراق چيز مخفي اي نيست) هليکوپتر هاي امريکايي اگر روزانه نباشد يک روز در ميان به کمپ تردد دارند و محموله هاي را بطور خصوصي براي فرقه رجوي (که هنوز هم در ليست ترويستي کمدي شان است) داخل و خارج مي سازند. البته تا جايي که به مردم عراق بر مي گردد آنها هليکوپترها را هليکوپترهاي سيا مي نامند و نه هليکوپترهاي امريکا (و بخدا اين را هم جدي مي گويم. دوستانتان باور ندارند در بغداد سفارت دارند بايند برويم نشانشان بدهم. چرا بايد سر بر ريگ بيابان فرو کنيد؟ چرا بايد تيشه به ريشه خودتان بزنيد؟ مردم شما چه گناهي کرده اند که بايد واکنش مردم جهان به اين کارهايتان را تحمل کنند؟)

خانم عبادي

بعنوان کسي که رجوي خودش و دوستانش و همرزمانش را برد و بعنوان بردگان به صدام (و وزارت دفاع وقت امريکا و شخص رامزفلد) فروخت و بجاي تک تک ما سالها سرانه پول گرفت و بعنوان کسي که بسياري از دوستانش را در اين معامله کثيف و در جنگ با اکراد و شيعيان عراق از دست داده است و بعنوان کسي که ميداند که همين امروز که اين نامه را مي نويسد بسياري از دوستانش در اين کمپ منتظر نشسته اند که بنده و ديگر دوستانمان يک غلطي برايشان بکنيم که شايد تتمه عمرشان را کمي بهتر سپري کنند، پيشنهاد مي کنم، تقاضا مي کنم، استدعا مي کنم و هر کار ديگري که لازم ميدانيد ميکنم. با توجه به دلواپسي که اظهار نموده ايد و بعنوان کسي که به هر حال حقوق بشر را مشغله خود نموده است (که البته و در اين رابطه و فعلا اين مقاله را جاي تعريف و تمجيد از شما نمي بينم باشد جاي ديگر) دعوت بنده را بپذيريد تا با هم به کمپ برويم و البته اگر موکلين جنابعالي اجازه دادند مي توانيم با نيروي عراقي (که قبول فرموديد اجازه و حق حاکميت بر کشورشان را دارند) وارد کمپ شده مسائل را بصورتي ملموس و از نزديک ببينيم و گزارش کنيم و راه حلي بيابيم. به شما اطمينان ميدهم که اگر فقط درب باز شود به حد کافي نيروي کمکي وجود دارد. الان بيش از هزار و پانصد جدا شده از فرقه هست با خانواده هايشان. سه هزار و پانصد خانواده هم مربوط به گروگانها و اسرا. بسياري از اينها هم در خارج از ايران هستند. شما درب را باز کنيد. آوردنشان بيرون با ما. مگر آنهايي را که امريکايي ها گذاشتند بيايند بيرون در خيابانهاي پاريس و لندن و نيويورک و تورنتو نمي بينيم؟ (خداوند رحمت کنند آن تعدادي را که در راه جانشان را از دست دادند و خدا لعنت کند رجوي را و خاندانش را و خدا لعنت کند آنان را که ديدند و شنيدند و ککشان نگزيد).

خانم يک همتي از شما قانعشان کنيد درب را باز کنند. باقي اش با تعهد کتبي از ما. دکتر لاهيجي دفعه پيش کمک کردند. آقاي بني صدر کمک کردند، آقاي نوريزاده، آقاي نراقي و ... از هر شاخه اي و با هر طرز تفکر سياسي و اجتماعي. و خيلي ها که نمي خواهند نامشان را ببريم. اين بار هم تنهايمان نمي گذارند. بياييد همت کنيد و فقط درب را باز کنيد.

البته اين بار اگر موکلين شما چنين اجازه اي را بدهند فکر نمي کنم اساسا مشکلات خيلي زيادي مثل دفعات قبل باقي بماند چون هم اصل اعمال حاکميت عراق حل مي شود، هم خانواده هاي داغ ديده مي توانند سراغ فرزندانشان بروند و هم نگراني جنابعالي در مورد رعايت حقوق بشر موکلتان بر طرف مي گردد.

در چنين صورتي (که البته بعيد ميدانم رجوي بگذارد) هم جنابعالي ميدانيد، هم بنده، هم مسئولين عراقي و هم دوستان امريکايي که طبعا قدم بعدي يعني در همان کشور عراق و همان قرارگاه اشرف (عراق جديد انشاالله) شاهد خواهيم بود:
آزادي ازدواج و طلاق و بازگشايي دفاتر ثبت را
آزادي بچه دار شدن و بازگشايي کودکستان و مدرسه را
آزادي جمع شدن و دوست داشت و دوست گرفتن و بازگشايي سينما و تاتر ورفت و آمد را
آزادي استفاده از تلفن و اينترنت و بازگشايي پستخانه و خريد و فروش پاکت و تمبر و موبايل را
آزادي استفاده از پول و بازگشايي بازار کار و مزد و بده بستان هاي جوامع عادي را
و البته در کنار اينها اعلام درآمد ها، پرداخت ماليات، داشتن گواهينامه و نمره براي خودروها و الا آخر بر طبق قوانين مدني کشور محل استقرار.

يک نکته ديگر هم فراموش نشود که برخي از اين موکلين دانه درشت تر جنابعالي پرونده هااي باز در دادسراي بغداد دارند (برگه هاي احضاريه داده شده ولي متاسفانه به پشتوانه گروگانهايي که در دست دارند حاضر به حضور در دادسرا نيستند) که بايد بعد از آزاد شدن گروگانها تشريف بياورند به دادگاه و با حضور وکيل (حالا جنابعالي يا هر وکيلي که وکالتشان را تقبل کند) و غيره بر طبق قوانين جاري مملکت و قوانين بين المللي محاکمه گردند.

در پايان اجازه بدهيد بعنوان نجات يافته اي که مسير نجات صدها نجات يافته ديگر از اين فرقه را ديده ام و بعنوان کسي که از وضعيت صدها نفر از آنها در اروپا و امريکاي شمالي و عراق و ايران و ديگر کشورها مطلع است خدمت شما عرض کنم که بر خلاف تمام تبليغات "سياسي" طرفين دعواي اتمي، بهترين دستاورد رجوي بر عليه!! جمهوري اسلامي ايران "زنداني" نگه داشتن سه هزار و پانصد نفر به مدتي بيش از هشت سال از کساني است که آزمايش احتمامشان براي پيشبرد دموکراسي در ايران را با جان و مالشان پس داده اند. هر يک نفري که از اين بازداشتگاه نجات يابد. هر يک نفري که جنابعالي و دوستانتان بتوانند از اين جهنم نجات داده و به اروپا و امريکا برسانند مسلما يک نفر به جنبش دموکراسي خواهي ملت ايران افزوده ايد. اين را هم نه بعنوان يک نظريه که بعنوان يک فاکت آزمايش شده خدمتتان عرض مي کنم. به جرئت خدمتتان بگويم که بلحاظ امنيتي صرف، انعکاس کلاهي که جمهوري اسلامي در رابطه با کمپ اشرف سر نيروهاي امنيتي امريکا گذاشت در تاريخ شوکه کننده خواهد بود. چه کسي در عراق بجز امريکا مي توانست و توانش را داشت که چنين خدمت بزرگي (اسارت سه هزار و پانصد نفر از سر سخت ترين مخالفين جمهوري اسلامي به مدت بيش از هشت سال) را به جمهوري اسلامي بکند؟ خدمتي که به گزارش خود امريکايي ها جداي از انبوه بهاي سياسي و مالي که پرداختند، شش سرباز امريکايي هم جانشان را در حين اسکورت سران فرقه براي "خريد!!" از دست دادند. اين باشد براي تاريخ تا در آينده در مورد "نبوغ" دولت بوش و بخصوص شخص رامزفلد قضاوت کند.

خانم عبادي
سرتان به سلامت

تقاضايم را تکرار مي کنم که با ارتباطاتي که با مرکز فرقه برقرار کرده ايد و با تواني که بعنوان وکيل و مدافع حقوق بشر کسب فرموده ايد با قانع کردن آقا و خانم رجوي براي گشودن درب هاي قرارگاه اشرف اين امکان را فراهم آوريد تا يک بار و براي هميشه گروگانهاي داخل کمپ شانس انتخاب بين تروريست بودن و تروريست نبودن. فرقه اي بودن يا فرقه اي نبودن. امکان زندگي معمول داشتن يا پوسيدن در شرايط در آورد اعمال شده بر آنها در بيابانهاي عراق را داشته باشند

منتظر دريافت نظرات احتمالي جنابعالي و بخصوص با اميد به نظر موافقتان در رابطه با دعوت به همراهي ما در سفري به استان ديالي عراق و کمپ اشرف هستم. طبعا اگر موکلين جنابعالي حاضر به گشودن درب شوند که در داخل کمپ هم همراهتان خواهيم بود.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین