علامه دروغين؛ حامي منافقين (2)

کد خبر: ۱۲۷۵۸۵
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۳:۱۲ - 27May 2011

 

او در آن موقع از هيچ فعاليتي براي سب و لعن خليفه اول و دوم فروگذار نمي کرد و اين مساله در کتاب هاي او به وفور يافت مي شد. براي نمونه مي توان به کتاب «دموع الابرار علي مصائب ابي الاحرار» صفحات 11-12-43-44 اشاره کرد هر چند که اکنون اين موارد از کتاب و سايت هاي وي حذف شده است.
آن زمان او خود را از مدعيان مخالفت با خشونت معرفي مي کرد و اين مساله با رفتارهاي او در باب سب صحابه مغايرت کامل داشت. او از گروه هايي ماند حزب الله – با اين بهانه که مروج خشونت هستند – انتقاد مي کرد و عمليات هاي استشهادي حزب الله را عمليات هاي انتحاري و خودکشي مي ناميد و از سوريه نيز به عنوان شر مطلق ياد مي کرد.
از تعارضات ديگر در رفتار و کردار او مي توان به علاقه او به برقراري رابطه با آمريکا اشاره کرد؛ مساله اي که با صدور بيانيه اي در 4 جولاي 2006 و با صدور بيانيه اي با عنوان «دعوت نامه اي از قلبم به دل ها و عقلهاي شيعيان لبنان براي برقراري روابط حسنه با ايالات متحد» بيشتر جلوه يافت. او با صدور اين بيانيه بر ضرورت ايجاد يک برادري حقيقي با آمريکا سخن گفت و دراين راستا مقالات متعددي در نشرياتي اعم از مجله الشراع و السياسه کويت و المحرر العربي به نگارش درآورد و انتقادات زيادي نيز به حزب الله و ايران وارد کرد.
يکي از اهداف انتقادات او از ايران و حزب الله، به دست آوردن حمايت برخي کشورهاي عربي بود و از آن زمان به بعد با سفر به برخي کشورهاي عربي و غربي تلاش کرد کمک هاي زيادي ازآنها دريافت کند. او اين مذاکرات را ظاهرا براي حمايت و پشتيباني از لبنان ارائه کرد اما در عمل هيچ کدام از طرح ها و برنامه هاي او براي ايجاد آشتي و صلح در لبنان نبود.



يکي ديگر از فضاحت هاي او تاييد طرح آمريکايي – صهيونيستي صلح خاور ميانه است، او با وجود آنکه از اين طرح حمايت کرد، اما خود را نجات دهنده لبنان نيز مي ناميد و از حزب الله نيز با اين توهم که قصد ترور او را دارند انتقاد مي کرد.
او در حالي بر ضرورت تخريب قبر ابولؤلؤ – براي ايجاد صلح و آشتي و وحدت درميان مسلمانان – ياد مي کند که خود همواره يکي از دشنام دهندگان به خليفه اول و دوم است و اين مساله در کتاب دموع الابرار او به وفور يافت مي شود.
او از آنجا که داراي عقده هاي حقارت و کمبود شخصيت مي باشد تلاش مي کند با عکس گرفتن با شخصيت هاي سياسي مطرح اينگونه وانمود کند که يک شخصيت بارز سياسي معاصر است. او در سال 2007 روضه خوان مجالس يک لبناني به نام احمد الاسعد بود. اين روحاني نما يک سال بعد با صدور بيانيه هايي از الاسعد نيز انتقاد کرد. او در عين حال خود را آقاي صلح مي نامد اما دامنه دروغ پردازي هاي او به حدي است که برخي از کشورهاي عربي نيز کمک هاي خود را به او کاهش داده اند. او در ابتدا به عربستان گرايش داشت و پس از آنکه عربستان کمک هاي خود به اين روحاني نما را کاهش داد، به تازگي به قطرروي آورده است.
اخيرا و پس از آنکه چند موشک از جنوب لبنان به سوي صهيونيست ها شليک شد، براي آنکه خود و زير مجموعه اندک خود را مجموعه اي مقاوم و دلير معرفي کند، دروغي ديگر ساخت و پس از مجلس عربي اسلامي، براي آنکه ثابت کند همانند حزب الله براي لبنان مي جنگد، مقاومت اسلامي عربي را تاسيس کرد تا افکار عمومي را هم فريب دهد اما آنچه مسلم است اينکه اين به اصطلاح مقاومت اسلامي عربي تنها مستمسکي است براي جاسوسي براي اسرائيل و شناسايي و اعلام مواضع نظامي حزب الله به اسرائيل.
علامه قلابي براي رسيدن به اهداف خود، بدون آنکه متوجه باشد، تناقضات زيادي در رفتار از خود بروز مي دهد؛ تناقضاتي که با هم نوايي با دشمنان، وهابي ها، صهيونيست ها و در عين حال تمايل به معرفي شدن به عنوان سمبل مقاوت در لبنان بروز پيدا کرد.



او در عين حال که براي جلب حمايت وهابيون عربستان تلاش مي کند، خود را نجات دهنده لبنان مي نامد و در همان حال که از اتحاد و آشتي ميان مسلمانان سخن مي گويد خلفاي اول و دوم اهل تسنن را در کتاب هاي خود لعن و سب مي کند. او خود را صاحب دانش و کمالات مي داند اما کتبي که به نام خود منتشر مي کند تماما از روي اينترنت و نسخه هاي دستکاري شده کتاب هاي ديگر نويسندگان است.
مشخصا او بعد از اخراج از ايران و حزب الله، کينه هاي شاخصي از مردم ايران و حزب الله به دل گرفته است و تمام گفته هاي و رفتارهاي او در مورد اين مقولات و حمايتش از تروريست هاي منافق خلق در همين راستا ارزيابي مي شود. او از نظر شخصيتي داراي عقده هاي حقارت و خود کم بيني است و درست از همين رو است که خود را رهبر مي نامد و تمايل دارد که از او به عنوان يک نجات دهنده نام ببرند. او در عين حال که اسلام را دين اصيلي مي داند اما به تمجيد حکام وهابي عربستان مي پردازد زيرا تمايل دارد از رفاه و امنيت مالي نيزبرخوردار باشد. او با تمام اين صفات و خصوصيات درزمره انسان هاي بي تعادلي قرار مي گرد که عقده هاي ارضاء نشده قدرت طلبي و حقارت هاي پس خوردن از ايران و حزب الله با تمايلات شديد دنيايي و ميل به حفظ ظاهر و تظاهر به دين داري آميخته شده و آنچنان آش شوري از شخصيت او را رقم زده که حتي مخالفان ايران و حزب الله نيز به زودي او را مي شناسند و مايل به ادامه حمايت از او نيستند.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین