آرمان وحدت امام خميني (ره) رمز پيروزي بيداري اسلامي
1- انديشه وحدت:
در تاريخ پر فراز و نشيب اسلام، تفرقه بين مذاهب و ملل اسلامي، از مسائل پيچيده و بنيان كن جوامع اسلامي بوده است كه خسارتها و لطمه هاي مادي و معنوي جبران ناپذيري بر پيكر امت واحده اسلامي وارد ساخته است، اين زخم خونين در چهره زيباي امت اسلامي از ديد مصلحان امت پنهان نمانده و نگراني آنان را برانگيخته است. از اينرو در مقاطع تاريخي متعدد مصلحاني درصدد ايجاد وحدت بين مسلمين برآمده تا التيام بخش درد از قلب امت اسلامي باشند، هر يك از اينان اهداف ويژه اي را نيز دنبال نموده اند.
يكي از چهره هاي شاخص مصلحان وحدت طلب امت اسلامي، سيد جمال الدين اسدآبادي است. وي به همراه شاگردش "شيخ محمد عبده " وحدت اسلامي را از مهمترين اهداف آرماني خود مي دانست و در اين راه تلاش و كوشش فراواني به عمل آورد، در اين راستا وي وطن خاصي براي خويش انتخاب نكرد، و در طول عمر مبارزاتي خود به كشورهاي متعدد سفر نمود و سكنا گزيد. ديگر فردي كه در راه وحدت اسلامي اقدام نمود، رئيس جامع الازهر مصر، شيخ محمود شلتوت بود كه فتواي جواز پيروي از فقه شيعه را صادر نمود و مذهب تشيع را در رديف چهار مذهب فقهي اهل سنت به رسميت شناخت، تاسيس مركز "دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه " در قاهره توسط آيت الله محمدتقي قمي در ايجاد اين گرايش معتدل در شخص شيخ محمود شلتوت مؤثر بود و تلاشهاي بي شائبه آيت الله بروجردي در صدور فتواي شيخ شلتوت و به رسميت شناخته شدن مذهب شيعه در كنار مذاهب چهارگانه اهل تسنن كه وحدت اسلامي را وارد مرحله نوين كرد، نقش بسزايي داشت.
علي رغم اين تلاشهاي وحدت طلبانه علماي شيعه و اهل تسنن، دولتها و ملتهاي اسلامي همچنان در تب و تاب تفرقه مي سوختند و استعمارگران شرق و غرب با دامن زدن به آتش تفرقه به غارت منابع كشورهاي اسلامي مي پرداختند، توطئه و فتنه گريهاي دشمنان امت اسلامي براي ايجاد تفرقه و سوء استفاده از شرايط تفرقه آميز براي به يغما بردن منابع و ذخاير زيرزميني و روزميني كشورهاي اسلامي بويژه، طلاي سياه (نفت) آنان از يك سو و جهالت و ناداني پيروان مذاهب مختلف اسلامي بر سر مسائل كوچك و ناچيز و فراموشي اصول مشترك از سوي ديگر دست به دست هم داده بود تا روز به روز آتش تفرقه برافروخته شده و فاصله بين مسلمانان بيشتر و عميق تر شود، اما آغاز نهضت اسلامي امام خميني در سال 1342 و وقوع انقلاب اسلامي 1357 ايران نقطه عطف تفكر وحدت اسلامي - وحدت شيعه و سني از يك طرف و وحدت كشورهاي اسلامي از طرف ديگر - بود كه شخص امام خميني (ره) منادي اين وحدت بود.
انديشه وحدت امام خميني علي رغم آنكه جنبه عبادي - سياسي داشت آرمان ويژه اي بود كه اين مقاله درصدد تبيين نسبي اين آرمان است. بايد پرسيد، انگيزه هاي امام خميني (ره) در تفكر وحدت چه بود و چه اهدافي را تعقيب مي نمود؟ در پاسخ به اين سؤال به نظر مي رسد; انديشه وحدت از ديدگاه امام خميني وسيله و ابزار اصلي نفي سبيل و سلطه غير مسلمان بر امت اسلامي بوده و وحدت رمز پيروزي و بقاي امت اسلامي است. (1)
"از جمله چيزهايي كه براي قيام مسلمانان و مستضعفان جهان عليه چپاولگران جهاني و مستكبران جهانخوار لازم به تذكر است آن است كه نوعا قدرتهاي ستمگر از راه ارعاب و تهديد يا بوسيله بوقهاي تبليغاتي خودشان و يا بوسيله عمال مزدور بومي خائن شان مقاصد خود را اجرا مي كنند در صورتي كه اگر ملتها با هوشياري و وحدت در مقابلشان بايستند موفق به اجراي آن نخواهند شد " (2) .
2- ضرورت وحدت
امام خميني پيامدهاي تفرقه را بخوبي شناخته بود و مي دانست كه تفرقه در ميان امت اسلامي در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي تاثيرات منفي بسياري برجاي گذاشته است كه رفع آنها بسيار مشكل است و نياز به زمان زيادي دارد و تنها راه جلوگيري از صدمات و لطمات ناشي از اين تفرقه، وحدت و برادري است كه بايد حول محور اسلام عزيز و تعاليم حيات بخش آن صورت گيرد كه در اين راستا ضرورتهاي وحدت را نيز تشخيص داده بودند تا بدان وسيله امت اسلامي به مسير و صراط مستقيم الهي رهنمون گردد.
اولين ضرورت وحدت از ديدگاه امام، قيام در راه خدا بود تا جامعه بشري بطور كلي اصلاح گردد: "قال تعالي: قل انما اعظكم بواحده، ان تقوموالله مثني و فرادي " . خداي تعالي در اين كلام شريعت از سرمنزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه هايي است كه خداي عالم از ميان تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده اين كلمه تنها راه اصلاح در جهان است " (3) .
در اين راستا بايستي، عدالت در جهان گسترش يابد (4) و حزب مستضعفين جهان تشكيل گردد: "اگر يك حزبي در عالم پيدا بشود، يك حزب عالمي، حزب مستضعفين كه همان حزب الله است، اينهمه مشكل رفع بشود " (5) و مسلمين جهان به رشد سياسي كافي برسند. (6) و بازگشت به فرهنگ خودي و خودباوري و سعي در خودكفايي از غرب نهراسند (7) و در برابر قدرتها ايستادگي كنند. (8)
ضرورت بعدي وحدت جلوگيري از توطئه و تفوق استكبار جهاني به سركردگي امريكا است كه با ايجاد تفرقه و اختلاف بين مسلمين سعي در رسيدن به هدف خود دارد. امام راحل مي دانست كه:
"دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر، ابرقدرتها خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زيرزميني آنان در اين توطئه شيطاني تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شكل كه بتوانند مي باشند " . (9)
امام مي خواست با وحدت و ايجاد همبستگي اسلامي بين مسلمانان، (10) همه ملل اسلامي به استقلال و آزادي دست يابند، زيرا مسلمين بايد براي بدست آوردن استقلال و آزادي اين كليد پيروزي را بدست آورند و براي وحدت كلمه كوشش كنند، (11) و به استكبار جهاني اجازه ندهند كه در مقدرات كشورهاي اسلامي دخالت كند. (12)
امام خميني براي ايجاد صلح و صفا، وحدت را ضروري مي دانست و مي فرمود "جمهوري اسلامي مايل است با همه همجواران و ديگران با صلح و صفا زندگي كند " (13) و در جاي ديگري نيز فرمودند: "اميدوارم صلح جهاني بر پايه استقلال ملتها و عدم مداخله در امور يكديگر و مراعات اصل حفظ تماميت ارضي كشورها بنا گردد " . (14)
از نظر امام لازمه صلح و صفاي جهاني زيست مسالمت آميز با همه كشورهاي عالم است. "دولت و ملت جمهوري اسلامي، طالب اخوت ايماني با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زيست مسالمت آميز با همه كشورهاي عالم است " (15) بنابراين خواهان گسترش روابط بر اساس اصل احترام متقابل است "روابط، با تمام خارجيها بر اساس اصل احترام متقابل خواهد بود، در اين رابطه نه به ظلمي تسليم مي شويم و نه به كسي ظلم مي كنيم " (16) "ما با همه ملتهاي عالم مي خواهيم دوست باشيم، با همه دولتهاي عالم به حسب طبع اولي مي خواهيم دوست باشيم مي خواهيم كه روابط حسنه، با احترام، متقابل نسبت به هم داشته باشيم. " (17)
امام خميني (ره) بر اين اعتقاد است كه حكومت اسلامي حكومتي است آزاد و مستقل و روابطش با شرق و غرب به يك نحو است و اگر آنها روابط حسنه داشته باشند، دولت اسلام هم با آنها روابط حسنه دارد و اجازه نمي دهيم كسي در مقدرات مملكتمان دخالت كند (18) بنابراين ". . . با همه اقشار بشر و با تمام مستضعفين عالم روابط حسنه داريم به شرط اينكه روابط متقابل و احترام متقابل باشد " . (19) پس مي توان گفت امام خميني با توجه به وظايف شرعي خود براي اصلاح بشر ايجاد همبستگي بين همه مستضعفين جهان و مسلمانان دنيا، گسترش عدالت اجتماعي، بوجود آوردن صلح و صفا در همه جهان، خودباوري و نفي سبيل، جلوگيري از دخالت ابرقدرتها در مقدرات كشورهاي ضعيف و مسلمانان و چپاول ذخاير آنها و گسترش روابط مبتني بر احترام متقابل و حسن همجواري وحدت مسلمين و مستضعفين جهان را ضروري مي شمرد و آن را تنها عامل و رمز پيروزي و بقاء هر امتي مي دانست و بنابراين بر ايجاد وحدت تاكيد فراواني مي نمود.
3- لوازم و امكانات وحدت:
هر آرمان و هدفي لوازمي دارد كه بدون آنها تحقق ناپذير است علاوه بر اينكه براي نيل به آرمان و اهداف بايستي امكانات مورد نياز نيز فراهم شود، تا آرمان و اهداف در حد آمال و آرزو باقي نمانده بلكه بوسيله اين امكانات مورد نياز انسان به اهداف خود و سرمنزل مقصود برسد. انديشه وحدت امام خميني نيز آرمان امام، و داراي لوازمي بود كه امكانات تحقق آن بايد فراهم مي گرديد، ضروري ترين مساله در اين رابطه عدالت است زيرا "عدالت لازمه توحيد است " و براي ايجاد وحدت اسلامي; بايستي عدالت اسلامي به عنوان زمينه اصلي وحدت گسترش يابد، زيرا در جهان پر ظلم و بيداد و هر جامعه ظلمانه اي وحدت هرگز تحقق نخواهد يافت امام مي فرمودند كه "انبياء از آدم تا خاتم تشريف آوردند. . . براي اينكه پرچم توحيد و عدالت را در بين ملتها برپا كنند " (20) استقلال و آزادي از ديگر لوازم وحدت است و حتي مي توان گفت استقلال عملي كشورهاي اسلامي از مهمترين آنهاست ". . . زيرا وقتي، ما مي توانيم در مقابل همه دنيا بايستيم بگوييم ما نه طرف مغضوب عليهم مي رويم و نه طرف ضالين، نه طرف غرب مي رويم نه طرف شرق مي رويم، وقتي ما مي توانيم اين طور باشيم و به صراط مستقيم عمل كنيم كه همه مان با هم باشيم، همه يد واحد باشيم. " (21) مي دانيم كه انسانها، بطور فطري شعبه شعبه و در فرقه هاي مختلف آفريده شده اند و داراي عقايد و سلايق گوناگوني مي باشند. مسلمانان نيز بر اين اساس داراي عقايد و نظرات متفاوتي مي باشند كه اين اختلاف عقيده موجب تنش و درگيريهاي زياد مابين آنها شده است، اما از نظر امام خميني اختلاف عقيده نبايد مانع وحدت شود و مي توان با داشتن عقايد متفاوت، وحدت نيز داشت "عقايد مختلف اسباب اختلاف خارجي چرا بشود " (22) بنابراين همه انسانها و به تبع آن همه مسلمانان بايد عقايد و سلايق شخصي و فرقه اي و نژادي و. . . خود را ناديده گرفته و با تاكيد بر اصول مشترك انساني و اسلامي خود، حول محور توحيد زمينه هاي پياده شدن حاكميت همه جانبه اسلام فراهم گردد.
امام خميني براي تحقق آرمان وحدت خويش از امكانات موجود بهره مي جست و حتي امكانات جديدي را فراهم مي نمود، يكي از اين امكانات مساله فلسطين و اشغال آن توسط رژيم اشغالگر قدس يعني اسرائيل بود كه ايده تشكيل "اسرائيل بزرگ يعني از نيل تا فرات " (23) را در سرداشت و براي تحقق اين ايده خود به كشورهاي اسلامي تجاوز مي نمود و مسلمانان ساكن اين سرزمين را كشتار مي نمود يا از خانه و كاشانه خود آواره مي كرد، امام براي مقابله با خوي تجاوزگري و خونخواري رژيم اشغالگر قدس و محو اسرائيل از صحنه روزگار، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به عنوان روز جهاني قدس اعلام نمود تا همه مسلمانان در يك روز بر عليه اسرائيل به حركت و خروش درآيند، ". . . من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي دانم و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب ايستاده ايم " . (24)
امام (ره) آزادسازي قدس را تكليف همه مسلمانان مي دانستند ". . . اصولا اين تكليف همه مسلمين است كه قدس را آزاد كنند و شر اين جرثومه فساد را از بلاد اسلامي قطع كنند " (25) كه اين امر جز با اتحاد همه مسلمين امكان پذير نمي باشد.
مراسم سالانه حج ابراهيمي از ديگر امكاناتي بود كه امام براي تحقق وحدت امت اسلامي از آن بهره گرفت. و مراسم برائت از مشركين را كه مي رفت به حافظه تاريك تاريخ و فراموشي ابدي سپرده شود دوباره احياء نمود تا همه حجاج از هر كشوري كه باشند، سياه و سفيد، آسيايي، افريقايي، اروپايي و آمريكايي، شيعه و سني و . . . با شركت در راهپيمايي برائت از مشركين گوشه كوچكي از وحدت امت اسلامي را جلوه گر سازند و با اجتماع در كنار همديگر از امور مسلمين و دردها و آلام آنها آگاه شده و براي رسيدگي به اين دردها چاره جويي كنند و توجه داشته باشند ". . . كه مكه معظمه و مشاهد مشرفه آينه حوادث بزرگ نهضت انبياء اسلام و رسالت پيامبر اكرم است. . . " . (26)
بنابراين امام (ره) استقلال، آزادي، و عدالت را لازمه و زمينه ساز وحدت اسلامي و همه مستضعفين جهان مي دانست و اصولا اختلاف عقيده را مانع تحقق وحدت تلقي نمي كرد و براي پياده شدن مقاصد اسلام و حاكميت همه جانبه آن وحدت را تنها وسيله ممكن مي دانست و براي جامه عمل پوشانيدن به آرمان وحدت اسلامي از امكاناتي نظير مساله فلسطين و آزادي قدس و مراسم حج و برائت از مشركين كه مورد اتفاق همه فرق و مذاهب اسلامي بود استفاده مي كرد و مسلمانان جهان را به تفاهم و اتحاد همه جانبه دعوت مي نمود.
4- انگيزه وحدت:
امام خميني در آرمان وحدت خود انگيزه هاي گوناگوني داشت كه الهام گرفته از مكتب اسلام ناب محمدي بود از نظر امام دين مبين اسلام و حكومتهاي الهي با ساير حكومتهاي مادي تفاوتهاي اصولي دارد، زيرا حكومتهاي غيرالهي فقط در پي تحقق و حفظ نظم كشور خود بوده، و حداكثر كاري كه انجام مي دهند اين است كه نگذارند كسي به ديگري ظلم و تعدي بكند، در حالي كه اسلام و حكومتهاي الهي براي هر مساله احكام خاص خود را دارد (27) و يكي از اين مسائل مهم دفاع از كيان اسلام است كه به وحدت مسلمين بستگي دارد، "از امور مهمه اي كه بر همه واجب است دفاع از اسلام، دفاع از جمهوري اسلامي است " (28) كه به وحدت بستگي دارد و مساله وحدت براي حفظ كيان اسلام امري حياتي است، از طرف ديگر تفرقه امر منكري است كه بايد از آن جلوگيري شود زيرا امر به معروف و نهي از منكر از واجبات الهي است و براي اطاعت امر خدا بايد امر به معروف و نهي از منكر نمود كه "بزرگترين منكر، غلبه اجانب بر ماست، اين منكر را بايد نهي كنيد، حكومتها را نهي كنيد از مخالفتي كه با هم دارند و با ملت دارند با دشمنان اسلام كه خدا فرموده مراوده نكنيم محبت مي كنند، الآن منكري بالاتر از اين نيست كه مصالح مسلمين را به خطر انداخته است، اين وظيفه همه شماست، كه مي خواهيد براي خدا كار كنيد، همه ما بايد اين دشمني را نهي كنيم و وحدت اسلامي را شعارمان كنيم با وحدت و زير پرچم لااله الا الله بودن " . (29)
وحدت نيز امر معروفي است كه موجب صلح و آرامش در دنيا مي شود و بايد براي تحقق شرايط صلح، آيين وحدت و اخوت را ايجاد نمود و آن را مستحكمتر كرد زيرا ". . . ما دنبال اين هستيم كه دنيا در صلح و آرامش باشد اسلام از اول داراي يك همچو مقصدي بود و خصوصا در بين مؤمنين، در بين مسلمين، اخوت را سفارش فرموده است بلكه ايجاد تشريع فرموده است " . (30)
انگيزه ديگر امام انسان سازي است تا در سايه وجود انسانهاي كامل عدالت نيز گسترش يابد و زمينه هاي آسيب پذيري جامعه مسلمانان از بين برود، در غير اينصورت آسيب پذيري آنان حتمي است. زيرا ". . . آن روز آسيب به ما مي رسد كه از باطن بگنديم افراد باطنشان بگندد و اين گند هم سرايت كند و يك دسته اي را از بين ببرد و متعفن كند " (31) در حالي كه تربيت يافتگان مكتب انبياء و ائمه سلام الله عليه هرگز خلاف نمي كنند كه در پي اين تخلف جامعه نيز آسيب ببيند.
انگيزه ديگر تامين استقلال و آزادي و حفاظت از استقلال و آزادي و شرافت انساني مسلمانان مي باشد، بنابراين امام مي فرمايند، "اگر ما تسليم آمريكا و ابرقدرتها مي شديم ممكن بود امنيت و رفاه ظاهري درست مي شد و قبرستانهاي ما پر از شهداي عزيز ما نمي گرديد، ولي مسلما استقلال و آزادي و شرافتمان از بين مي رفت آيا ما مي توانيم اسير امريكا و دولتهاي كافر شويم تا بعضي چيزها ارزان شود و شهيد و مجروح ندهيم؟ " (32)
ديگر انگيزه امام در آرمان وحدت حل معضلات كشورهاي اسلامي و مسلمين جهان است لذا امام همه آنها را به وحدت فرا مي خواند و برقراري روابط دوستانه بين آنها را توصيه مي كند. (33)
اما امام بر اين نكته واقف است كه هر "هدف بزرگ داراي اشكالات و گرفتاريهاي بزرگ نيز هست " (34) مساله وحدت امت اسلامي و همه مستضعفين جهان نيز اهداف بزرگي است كه موانع بزرگي در سر راه آن قرار دارد. ولي با عنايت به اينكه فطرت و سرشت انسان و هستي بر وحدت استوار و تنيده شده است و همه هستي به سوي هدف واحدي رهسپار است "با صبر و تحمل انقلابي به پيش مي رويم تا عدل الهي و اسلام عزيز " (35) را در جهان گسترش دهيم، از اينرو امام به همه مسلمين جهان توصيه مي نمايد، "اي مسلمانان بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگي مبارزه نماييد و روي پاي خودتان بايستيد و بر روشنفكران غربزده و شرقزده بتازيد و هويت خويش را دريابيد كه روشنفكران اجير شده بلايي بر سر ملت و مملكتشان آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقا به اسلام راستين تكيه ننماييد، بر شما آن خواهد گذشت كه تا كنون گذشته است. " (36)
بنابراين انگيزه امام براي وحدت را مي توان در دفاع از كيان اسلام، امر به معروف و نهي از منكر، انسان سازي و تربيت انسانهاي صالح، تامين استقلال و دفاع از اين استقلال و آزادي و شرافت انساني و گسترش عدل الهي و اسلام عزيز در جهان و جلوگيري از اختلاف و پيروي از هواهاي نفساني دانست. . . خلاصه نمود.
5- دامنه و گستره وحدت:
وحدت مورد نظر امام خميني داراي دامنه وسيعي است و از ملت شيعه ايران تا كليه مسلمين جهان و مستضعفين عالم و حتي همه انسانهاي روي زمين را شامل مي شود، بنابراين امام به همه آنها توصيه مي كند كه با الگوگيري از انقلاب اسلامي ايران خود را بيابند و اعتماد به نفس پيدا كنند كه ". . . اتكال به نفس بعد از اعتماد به خداوند منشا خيرات است. " (37) انقلاب اسلامي ايران موجب احياء و بيداري نفوس مستضعفين و محرومين و مسلمين جهان شد و خيرات و بركات زيادي را به همراه آورد. اين انقلاب پيام آور وحدت و آزادي و استقلال براي مستضعفين جهان و مسلمانان دنيا بود، كه همه اينها ناشي از خوديابي مردم مسلمان ايران بوده است.
بعد از مردم مسلمان ايران اين وظيفه امت اسلامي است كه در ايجاد وحدت بكوشند "امتها خودشان بايد امت واحد باشند، مجتمع باشند خودشان را از هم جدا ندانند، مرزها را اسباب جدايي قلبها ندانند " (38) اگر چه امروزه مسلمانان جهان توسط مرزهاي جغرافيايي از همديگر جدا شده و بيش از 50 كشور كوچك و بزرگ تشكيل داده اند، لكن به حكم الهي و بنا به مقتضيات و شرايط زماني بايستي تحت لواي اصول مشترك اسلامي و انساني پيوندهاي خود را مستحكمتر نمايند كه به لطف الهي افق روشن آن هويدا شده است.
"امروزه دورنماي صدور انقلاب اسلامي. . . در جهان مستضعفان و مظلومان ديده مي شود و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده در حال گسترش است " . (39)
علاوه بر امت اسلامي روحانيون هر ديني نيز وظيفه دارد براي تحقق آرمانهاي انبياء كه وحدت يكي از مهمترين آنهاست اقدام نمايند "روحانيون مسيح، روحانيون مسلم، روحانيون يهود، . . . در مرتبه اول واقعند براي تحقق دادن به آرمان انبياء كه همان وحي الهي است. . . " (40)
همچنين علماء و روشنفكران كشورهاي اسلامي وظيفه دارند در ايجاد وحدت اسلامي كوشش كنند كه تنها راه پيروزي و بقاي آنهاست. بنابراين پيشنهاد مي نمايند "علماء و روشنفكران همه كشورهاي اسلامي به انگيزه پيدا كردن راهي براي نجات كشورهاي اسلامي از چنگال ابرقدرتهاي غربي و شرقي و براي بيرون كردن سران كشورهاي اسلامي از تحت سلطه جهانخواران و براي ايستادگي در مقابل استعمار و استثمار طرحي بريزيد كه هرچه بيشتر با يكديگر در تماس باشند و اساس طرح را بر بيداري خلقهاي محروم بگذارند و به يقين باور كنند كه راه را خواهند يافت و پيروز خواهند شد " . (41) بالاخره حجاج بيت الله الحرام وظيفه دارند در مناسك حج ابراهيمي زمينه ساز وحدت اسلامي باشند و با برپايي مراسم برائت از مشركين وحدت عيني مسلمانان جهان را به رخ ابرقدرتها بكشند زيرا مناسك حج و مراسم برائت از مشركين مظهر و اوج وحدت، همانگونه كه امام مي فرمايند: "فرياد برائت همه مردماني است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده اند و نمي خواهند صداي خشم و نفرتشان براي ابد در گلويشان خاموش و افسرده بماند و اراده كرده اند كه آزاد زندگي كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسلها باشند، فرياد برائت، فرياد دفاع از مكتب، فرياد دردمندانه ملتهايي است كه خنجر كفر و نفاق قلب آنان را دريده است " . (42)
پس امام دامنه شمول وحدت را فراگير دانسته و از همه انسانها و مستضعفان جهان، مسلمانان عالم و همه فرقه ها و مذاهب اسلامي و حتي از روحانيون اديان مختلف و روشنگران مسلمانان مي خواهد كه در راستاي ايجاد اتحاد ملل بر اساس اصول مشترك انساني و اسلامي بكوشند و از همه شعائر براي ايده وحدت خواهي خود بهره مي جويد.
6- اهداف وحدت:
امام خميني در آرمان وحدت خود اهدافي را دنبال مي كرد كه مي توان آنها را با چند معيار تقسيم بندي نمود كه عبارتند از: اهداف داخلي، اهداف خارجي و اهداف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي.
اهداف داخلي وحدت شامل اين موارد است: آزادي و استقلال، (43) رفع ايادي اجانب، (44) و قطع كردن دستهاي خيانتكار و جنايتكاران، (45) عظمت و شرافت، (46) پيشبرد اهداف اسلام، تحقق همه جانبه اسلام در ايران (47) استقرار حكومت دمكراسي صحيح نه دمكراسي غربي و شرقي فاسد، (48) بقاي انقلاب اسلامي، (49) تحقق عدالت اجتماعي، (50) بسط عدالت فردي و اجتماعي. (51)
اما اهداف خارجي آرمان وحدت امام عبارتند از: ايجاد معرفت براي بشر (52) برقراري صلح و آرامش در جهان، (53) پياده كردن دمكراسي و آزادي حقيقي، (54) تحقق يك انقلاب عميق عمومي در سراسر جهان در مقابل جهانخواران ضد بشريت، (55) بازيابي استقلال روحي و دور كردن احساس حقارت در مقابل حكومتهاي جور از خود، (56) استقلال شكسته شدن سلطه جهانخواران بر ملتهاي مستضعف جهان، (58) بدست آوردن حق تعيين سرنوشت توسط ملتها و بيداري دولتها، (59) استقرار حكومت اسلام در همه اقطار عالم، (60) تشكيل امتي شكست ناپذير و بنياني مرصوص، (61) ايجاد هويت اسلامي براي مسلمانان، (62) رهايي از فقر علمي در جوامع اسلامي، (63) رسيدگي به درد مسلمانان. (64) امام خميني در نظر داشت در كوتاه مدت حكومت اسلامي را در ايران مستقر نموده و با نفي استعمار و استبداد و كسب استقلال و آزادي، در ميان ملت عدالت اجتماعي را تحقق بخشيده و آن را بسط و گسترش دهد و از نظام جمهوري اسلامي ايران الگوي ويژه اي براي همه مسلمانان جهان و مستضعفين عالم ارائه نمايد تا آنها نيز به استقلال و آزادي نايل شده و دست اجانب و ابرقدرتان را از سرزمين خود كوتاه نمايند بنابراين مي فرمودند كه همه مردم همه انسانها بايد دولت اسلامي را تقويت كنند تا بتوانند اقامه عدل كنند.
حفظ معنويات و تقويت معنويات مردم و اقامه عدل بين خودشان و نجات دادن مظلومان از دست ظالمان اما هدف بلندمدت امام آن بود كه با برقراري صلح و آرامش در جهان و استقرار دمكراسي و آزادي حقيقي و گسترش عدالت در آن بشريت به معرفت جديدي نايل گرديده و حكومت اسلامي در همه عالم مستقر شود تا امتي شكست ناپذير و بنيان مرصوص تشكيل شود و جوامع اسلامي هويت اسلامي خود را يافته و از فقر علمي رهايي يابند و با تشكيل ارتش مشترك از كيان اسلام و امت اسلامي دفاع نمايند و هرگز به جهانخواران اجازه ندهند كه ذخاير آنها را به يغما برند.
اين اهداف هر يك در مقوله اي سياسي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي تقسيم بندي مي شوند، اهداف سياسي عبارتند از استقلال و آزادي همه ملل جهان و مسلمانان، برقراري صلح و آرامش در جهان، پياده شدن دمكراسي و آزادي حقيقي، تحقق عدالت فردي و اجتماعي، كسب حق تعيين سرنوشت ملتها، تشكيل امت اسلامي، تشكيل حزب مستضعفين جهان، حفظ عظمت و شرافت، پيشبرد اهداف سياسي اسلام، تحقق اسلام در همه ابعاد، تحقق انقلاب عمومي در سراسر جهان، شكستن سلطه جهانخواران بر مستضعفان، برچيدن پايگاه نظامي شرق و غرب و تشكيل ارتش دفاعي اسلامي و رسيدگي به دردها و امور مسلمين و حفظ نظام جمهوري اسلامي.
اهداف اقتصادي عبارتند از: كسب استقلال و خودكفايي. گسترش عدالت اقتصادي، پياده كردن اهداف بين الملل اسلامي در جهان و جلوگيري از استعمار و استثمار و بدست گرفتن مقدرات اقتصادي خود.
اما اهداف اجتماعي: تحقق عدالت اجتماعي، منع فساد و فحشاء و انواع كجرويها، برقراري صلح و آرامش، تشكيل امت اسلامي و بنيان مرصوص، بيداري از خواب غفلت و. . .
اهداف فرهنگي: حفظ عظمت و شرافت، بقاء انقلاب اسلامي، جلوگيري از فساد و فحشاء و نابودي پايگاه ظلم و فساد، ايجاد معرفت براي بشر، بازيابي استقلال روحي و دور كردن احساس حقارت در مقابل دشمنان، ايجاد هويت اسلامي براي همه مسلمانان، رهايي از فقر علمي در جوامع اسلامي و. . .
اما تشكيل ارتش مشترك اسلامي براي دفاع از كيان اسلام و برچيدن پايگاه نظامي شرق و غرب از كشورهاي اسلامي از اهداف سياسي - نظامي امام در دعوت به وحدت بود.
7- خلاصه و نتيجه گيري
انديشه وحدت امام خميني (ره) از مهمترين و نابترين انديشه هاي آرماني معظم له محسوب مي شود كه اين انديشه نقطه عطف تاريخي در وحدت اسلامي محسوب مي شود، آرمان وحدت امام از آنجا ناشي مي شود كه تفرقه در ميان امت اسلامي نتايج ذلت باري ببار آورده كه جبران آنها شايد هرگز امكان پذير نباشد، زيرا اجانب بر مسلمين سيطره يافته و جوامع اسلامي تحت سلطه استعمار فروپاشيده اند، مسلمانان شخصيت و شرافت انساني خود را از دست داده و در همه ابعاد عقب مانده اند بنابراين استقلال و آزادي و عظمت خود را از كف داده و به شرق و غرب وابسته شده اند، با توجه به اين شرايط ننگين است كه امام ضرورت وحدت را شديدا لمس و احساس مي كند و براي اصلاح جامعه بشري قيام مي نمايد تا با ايجاد همبستگي اسلامي و بالاتر از آن بين مستضعفين جهان از دخالت ابرقدرتها در مقدرات كشورهاي اسلامي جلوگيري نموده و آنان را به سر منزل پيروزي رهنمون گردد.
امام استقلال و آزادي و عدالت را لازمه و زمينه ساز وحدت تلقي مي كرد و از امكاناتي همچون مساله فلسطين، مناسك حج، مراسم برائت از مشركين. . . براي ايجاد وحدت بهره گيري مي كرد و با انگيزه دفاع از كيان اسلام، امر به معروف و نهي از منكر، انسان سازي، كسب استقلال و آزادي و شرافت براي همه انسانها و مسلمانان، گسترش عدل الهي و اسلام در جهان و جلوگيري از اختلاف و تفرقه ايده وحدت طلبانه خويش را ابراز نمود، امام دامنه و دايره شمول وحدت را بسيار وسيع و فراگير مي دانست بطوري كه همه انسانها، مستضعفين عالم، مسلمانان جهان، همه مذاهب اسلامي و حتي ديگر اديان الهي را در برمي گرفت و اهداف گوناگوني را در جنبه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي، پيگيري مي كرد كه در دو سطح داخلي و خارجي و برنامه زماني كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت قابل تقسيم بندي است.
و بالاخره وحدت اسلامي مورد نظر امام ثمرات فراواني براي مسلمين ببار آورده در آينده نيز ثمرات شيريني پديد خواهد آورد كه پديده انقلاب اسلامي ايران، جنبشهاي آزاديبخش اسلامي و ديگر ملل مستضعف، هراس استكبار جهاني از مسلمين و سيادت و آقايي مسلمانان از آن جمله است. بنابراين آرمان وحدت امام خميني موجب پيروزي و رمز بقاء امت اسلامي است.
پي نوشت ها:
1. امام خميني، صحيفه انقلاب، وصيتنامه سياسي - الهي رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، چاپ چهارم، [تهران]; سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، [1368]، ص 8.
2. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 91.
3. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 3.
4. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 77.
5. امام خميني، صحيفه نور، جلد هشتم، ص 278.
6. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 175.
7. امام خميني، صحيفه نور، جلد يازدهم، ص 186.
8. امام خميني، صحيفه نور، جلد پانزدهم، ص 125.
9. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 46.
10. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 137.
11. امام خميني، صحيفه نور، جلد ششم، صص 122، 123.
12. امام خميني، صحيفه نور، جلد پانزدهم، ص 125.
13. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 228.
14. امام خميني، صحيفه نور، جلد يازدهم، ص 267.
15. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 13.
16. امام خميني، صحيفه نور، جلد دوم، ص 259.
17. امام خميني، صحيفه نور، جلد دهم، ص 252.
18. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهارم، ص 199.
19. امام خميني، صحيفه نور، جلد پنجم، صص 114، 115.
20. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 77.
21. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 194.
22. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 34.
23. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 101.
24. امام خميني، صحيفه نور، جلد هشتم، صص 233، 234.
25. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهارم، ص 31.
26. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 132.
27. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، صص 235-234.
28. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 13.
29. امام خميني، صحيفه نور، جلد ششم، ص 116.
30. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 240.
31. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 98.
32. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 51.
33. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، صص 74-73.
34. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 47.
35. همان منبع.
36. امام خميني، صحيفه نور، جلد سيزدهم، ص 83.
37. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 65.
38. امام خميني، صحيفه نور، جلد دهم، ص 223.
39. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 11.
40. امام خميني، صحيفه نور، جلد يازدهم، ص 92.
41. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 236.
42. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 111.
43. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 250.
44. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 250.
45. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 250.
46. امام خميني، صحيفه نور، جلد پانزدهم، ص 175.
47. امام خميني، صحيفه نور، جلد نهم، ص 48.
48. همان منبع، ص 238.
49. همان منبع، ص 8.
50. همان منبع، ص 9 و صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 77.
51. همان منبع، ص 9.
52. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 143.
53. امام خميني، صحيفه نور، جلد سيزدهم، ص 116.
54. امام خميني، صحيفه نور، جلد هشتم، ص 114.
55. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 113.
56. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 162.
57. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 81.
58. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهاردهم، ص 146.
59. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهاردهم، ص 146.
60. امام خميني، صحيفه نور، جلد ششم، ص 169.
61. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، صص 112-111.
62. همان منبع، ص 234.
63. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيست و يكم، ص 19 و صحيفه نور جلد نوزدهم، ص 43.
64. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 146.
نويسنده: دكتر محمد رحيم عيوضي
منبع: فصلنامه حضور- شماره 34
در تاريخ پر فراز و نشيب اسلام، تفرقه بين مذاهب و ملل اسلامي، از مسائل پيچيده و بنيان كن جوامع اسلامي بوده است كه خسارتها و لطمه هاي مادي و معنوي جبران ناپذيري بر پيكر امت واحده اسلامي وارد ساخته است، اين زخم خونين در چهره زيباي امت اسلامي از ديد مصلحان امت پنهان نمانده و نگراني آنان را برانگيخته است. از اينرو در مقاطع تاريخي متعدد مصلحاني درصدد ايجاد وحدت بين مسلمين برآمده تا التيام بخش درد از قلب امت اسلامي باشند، هر يك از اينان اهداف ويژه اي را نيز دنبال نموده اند.
يكي از چهره هاي شاخص مصلحان وحدت طلب امت اسلامي، سيد جمال الدين اسدآبادي است. وي به همراه شاگردش "شيخ محمد عبده " وحدت اسلامي را از مهمترين اهداف آرماني خود مي دانست و در اين راه تلاش و كوشش فراواني به عمل آورد، در اين راستا وي وطن خاصي براي خويش انتخاب نكرد، و در طول عمر مبارزاتي خود به كشورهاي متعدد سفر نمود و سكنا گزيد. ديگر فردي كه در راه وحدت اسلامي اقدام نمود، رئيس جامع الازهر مصر، شيخ محمود شلتوت بود كه فتواي جواز پيروي از فقه شيعه را صادر نمود و مذهب تشيع را در رديف چهار مذهب فقهي اهل سنت به رسميت شناخت، تاسيس مركز "دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه " در قاهره توسط آيت الله محمدتقي قمي در ايجاد اين گرايش معتدل در شخص شيخ محمود شلتوت مؤثر بود و تلاشهاي بي شائبه آيت الله بروجردي در صدور فتواي شيخ شلتوت و به رسميت شناخته شدن مذهب شيعه در كنار مذاهب چهارگانه اهل تسنن كه وحدت اسلامي را وارد مرحله نوين كرد، نقش بسزايي داشت.
علي رغم اين تلاشهاي وحدت طلبانه علماي شيعه و اهل تسنن، دولتها و ملتهاي اسلامي همچنان در تب و تاب تفرقه مي سوختند و استعمارگران شرق و غرب با دامن زدن به آتش تفرقه به غارت منابع كشورهاي اسلامي مي پرداختند، توطئه و فتنه گريهاي دشمنان امت اسلامي براي ايجاد تفرقه و سوء استفاده از شرايط تفرقه آميز براي به يغما بردن منابع و ذخاير زيرزميني و روزميني كشورهاي اسلامي بويژه، طلاي سياه (نفت) آنان از يك سو و جهالت و ناداني پيروان مذاهب مختلف اسلامي بر سر مسائل كوچك و ناچيز و فراموشي اصول مشترك از سوي ديگر دست به دست هم داده بود تا روز به روز آتش تفرقه برافروخته شده و فاصله بين مسلمانان بيشتر و عميق تر شود، اما آغاز نهضت اسلامي امام خميني در سال 1342 و وقوع انقلاب اسلامي 1357 ايران نقطه عطف تفكر وحدت اسلامي - وحدت شيعه و سني از يك طرف و وحدت كشورهاي اسلامي از طرف ديگر - بود كه شخص امام خميني (ره) منادي اين وحدت بود.
انديشه وحدت امام خميني علي رغم آنكه جنبه عبادي - سياسي داشت آرمان ويژه اي بود كه اين مقاله درصدد تبيين نسبي اين آرمان است. بايد پرسيد، انگيزه هاي امام خميني (ره) در تفكر وحدت چه بود و چه اهدافي را تعقيب مي نمود؟ در پاسخ به اين سؤال به نظر مي رسد; انديشه وحدت از ديدگاه امام خميني وسيله و ابزار اصلي نفي سبيل و سلطه غير مسلمان بر امت اسلامي بوده و وحدت رمز پيروزي و بقاي امت اسلامي است. (1)
"از جمله چيزهايي كه براي قيام مسلمانان و مستضعفان جهان عليه چپاولگران جهاني و مستكبران جهانخوار لازم به تذكر است آن است كه نوعا قدرتهاي ستمگر از راه ارعاب و تهديد يا بوسيله بوقهاي تبليغاتي خودشان و يا بوسيله عمال مزدور بومي خائن شان مقاصد خود را اجرا مي كنند در صورتي كه اگر ملتها با هوشياري و وحدت در مقابلشان بايستند موفق به اجراي آن نخواهند شد " (2) .
2- ضرورت وحدت
امام خميني پيامدهاي تفرقه را بخوبي شناخته بود و مي دانست كه تفرقه در ميان امت اسلامي در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي تاثيرات منفي بسياري برجاي گذاشته است كه رفع آنها بسيار مشكل است و نياز به زمان زيادي دارد و تنها راه جلوگيري از صدمات و لطمات ناشي از اين تفرقه، وحدت و برادري است كه بايد حول محور اسلام عزيز و تعاليم حيات بخش آن صورت گيرد كه در اين راستا ضرورتهاي وحدت را نيز تشخيص داده بودند تا بدان وسيله امت اسلامي به مسير و صراط مستقيم الهي رهنمون گردد.
اولين ضرورت وحدت از ديدگاه امام، قيام در راه خدا بود تا جامعه بشري بطور كلي اصلاح گردد: "قال تعالي: قل انما اعظكم بواحده، ان تقوموالله مثني و فرادي " . خداي تعالي در اين كلام شريعت از سرمنزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه هايي است كه خداي عالم از ميان تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده اين كلمه تنها راه اصلاح در جهان است " (3) .
در اين راستا بايستي، عدالت در جهان گسترش يابد (4) و حزب مستضعفين جهان تشكيل گردد: "اگر يك حزبي در عالم پيدا بشود، يك حزب عالمي، حزب مستضعفين كه همان حزب الله است، اينهمه مشكل رفع بشود " (5) و مسلمين جهان به رشد سياسي كافي برسند. (6) و بازگشت به فرهنگ خودي و خودباوري و سعي در خودكفايي از غرب نهراسند (7) و در برابر قدرتها ايستادگي كنند. (8)
ضرورت بعدي وحدت جلوگيري از توطئه و تفوق استكبار جهاني به سركردگي امريكا است كه با ايجاد تفرقه و اختلاف بين مسلمين سعي در رسيدن به هدف خود دارد. امام راحل مي دانست كه:
"دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر، ابرقدرتها خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زيرزميني آنان در اين توطئه شيطاني تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شكل كه بتوانند مي باشند " . (9)
امام مي خواست با وحدت و ايجاد همبستگي اسلامي بين مسلمانان، (10) همه ملل اسلامي به استقلال و آزادي دست يابند، زيرا مسلمين بايد براي بدست آوردن استقلال و آزادي اين كليد پيروزي را بدست آورند و براي وحدت كلمه كوشش كنند، (11) و به استكبار جهاني اجازه ندهند كه در مقدرات كشورهاي اسلامي دخالت كند. (12)
امام خميني براي ايجاد صلح و صفا، وحدت را ضروري مي دانست و مي فرمود "جمهوري اسلامي مايل است با همه همجواران و ديگران با صلح و صفا زندگي كند " (13) و در جاي ديگري نيز فرمودند: "اميدوارم صلح جهاني بر پايه استقلال ملتها و عدم مداخله در امور يكديگر و مراعات اصل حفظ تماميت ارضي كشورها بنا گردد " . (14)
از نظر امام لازمه صلح و صفاي جهاني زيست مسالمت آميز با همه كشورهاي عالم است. "دولت و ملت جمهوري اسلامي، طالب اخوت ايماني با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زيست مسالمت آميز با همه كشورهاي عالم است " (15) بنابراين خواهان گسترش روابط بر اساس اصل احترام متقابل است "روابط، با تمام خارجيها بر اساس اصل احترام متقابل خواهد بود، در اين رابطه نه به ظلمي تسليم مي شويم و نه به كسي ظلم مي كنيم " (16) "ما با همه ملتهاي عالم مي خواهيم دوست باشيم، با همه دولتهاي عالم به حسب طبع اولي مي خواهيم دوست باشيم مي خواهيم كه روابط حسنه، با احترام، متقابل نسبت به هم داشته باشيم. " (17)
امام خميني (ره) بر اين اعتقاد است كه حكومت اسلامي حكومتي است آزاد و مستقل و روابطش با شرق و غرب به يك نحو است و اگر آنها روابط حسنه داشته باشند، دولت اسلام هم با آنها روابط حسنه دارد و اجازه نمي دهيم كسي در مقدرات مملكتمان دخالت كند (18) بنابراين ". . . با همه اقشار بشر و با تمام مستضعفين عالم روابط حسنه داريم به شرط اينكه روابط متقابل و احترام متقابل باشد " . (19) پس مي توان گفت امام خميني با توجه به وظايف شرعي خود براي اصلاح بشر ايجاد همبستگي بين همه مستضعفين جهان و مسلمانان دنيا، گسترش عدالت اجتماعي، بوجود آوردن صلح و صفا در همه جهان، خودباوري و نفي سبيل، جلوگيري از دخالت ابرقدرتها در مقدرات كشورهاي ضعيف و مسلمانان و چپاول ذخاير آنها و گسترش روابط مبتني بر احترام متقابل و حسن همجواري وحدت مسلمين و مستضعفين جهان را ضروري مي شمرد و آن را تنها عامل و رمز پيروزي و بقاء هر امتي مي دانست و بنابراين بر ايجاد وحدت تاكيد فراواني مي نمود.
3- لوازم و امكانات وحدت:
هر آرمان و هدفي لوازمي دارد كه بدون آنها تحقق ناپذير است علاوه بر اينكه براي نيل به آرمان و اهداف بايستي امكانات مورد نياز نيز فراهم شود، تا آرمان و اهداف در حد آمال و آرزو باقي نمانده بلكه بوسيله اين امكانات مورد نياز انسان به اهداف خود و سرمنزل مقصود برسد. انديشه وحدت امام خميني نيز آرمان امام، و داراي لوازمي بود كه امكانات تحقق آن بايد فراهم مي گرديد، ضروري ترين مساله در اين رابطه عدالت است زيرا "عدالت لازمه توحيد است " و براي ايجاد وحدت اسلامي; بايستي عدالت اسلامي به عنوان زمينه اصلي وحدت گسترش يابد، زيرا در جهان پر ظلم و بيداد و هر جامعه ظلمانه اي وحدت هرگز تحقق نخواهد يافت امام مي فرمودند كه "انبياء از آدم تا خاتم تشريف آوردند. . . براي اينكه پرچم توحيد و عدالت را در بين ملتها برپا كنند " (20) استقلال و آزادي از ديگر لوازم وحدت است و حتي مي توان گفت استقلال عملي كشورهاي اسلامي از مهمترين آنهاست ". . . زيرا وقتي، ما مي توانيم در مقابل همه دنيا بايستيم بگوييم ما نه طرف مغضوب عليهم مي رويم و نه طرف ضالين، نه طرف غرب مي رويم نه طرف شرق مي رويم، وقتي ما مي توانيم اين طور باشيم و به صراط مستقيم عمل كنيم كه همه مان با هم باشيم، همه يد واحد باشيم. " (21) مي دانيم كه انسانها، بطور فطري شعبه شعبه و در فرقه هاي مختلف آفريده شده اند و داراي عقايد و سلايق گوناگوني مي باشند. مسلمانان نيز بر اين اساس داراي عقايد و نظرات متفاوتي مي باشند كه اين اختلاف عقيده موجب تنش و درگيريهاي زياد مابين آنها شده است، اما از نظر امام خميني اختلاف عقيده نبايد مانع وحدت شود و مي توان با داشتن عقايد متفاوت، وحدت نيز داشت "عقايد مختلف اسباب اختلاف خارجي چرا بشود " (22) بنابراين همه انسانها و به تبع آن همه مسلمانان بايد عقايد و سلايق شخصي و فرقه اي و نژادي و. . . خود را ناديده گرفته و با تاكيد بر اصول مشترك انساني و اسلامي خود، حول محور توحيد زمينه هاي پياده شدن حاكميت همه جانبه اسلام فراهم گردد.
امام خميني براي تحقق آرمان وحدت خويش از امكانات موجود بهره مي جست و حتي امكانات جديدي را فراهم مي نمود، يكي از اين امكانات مساله فلسطين و اشغال آن توسط رژيم اشغالگر قدس يعني اسرائيل بود كه ايده تشكيل "اسرائيل بزرگ يعني از نيل تا فرات " (23) را در سرداشت و براي تحقق اين ايده خود به كشورهاي اسلامي تجاوز مي نمود و مسلمانان ساكن اين سرزمين را كشتار مي نمود يا از خانه و كاشانه خود آواره مي كرد، امام براي مقابله با خوي تجاوزگري و خونخواري رژيم اشغالگر قدس و محو اسرائيل از صحنه روزگار، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به عنوان روز جهاني قدس اعلام نمود تا همه مسلمانان در يك روز بر عليه اسرائيل به حركت و خروش درآيند، ". . . من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي دانم و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب ايستاده ايم " . (24)
امام (ره) آزادسازي قدس را تكليف همه مسلمانان مي دانستند ". . . اصولا اين تكليف همه مسلمين است كه قدس را آزاد كنند و شر اين جرثومه فساد را از بلاد اسلامي قطع كنند " (25) كه اين امر جز با اتحاد همه مسلمين امكان پذير نمي باشد.
مراسم سالانه حج ابراهيمي از ديگر امكاناتي بود كه امام براي تحقق وحدت امت اسلامي از آن بهره گرفت. و مراسم برائت از مشركين را كه مي رفت به حافظه تاريك تاريخ و فراموشي ابدي سپرده شود دوباره احياء نمود تا همه حجاج از هر كشوري كه باشند، سياه و سفيد، آسيايي، افريقايي، اروپايي و آمريكايي، شيعه و سني و . . . با شركت در راهپيمايي برائت از مشركين گوشه كوچكي از وحدت امت اسلامي را جلوه گر سازند و با اجتماع در كنار همديگر از امور مسلمين و دردها و آلام آنها آگاه شده و براي رسيدگي به اين دردها چاره جويي كنند و توجه داشته باشند ". . . كه مكه معظمه و مشاهد مشرفه آينه حوادث بزرگ نهضت انبياء اسلام و رسالت پيامبر اكرم است. . . " . (26)
بنابراين امام (ره) استقلال، آزادي، و عدالت را لازمه و زمينه ساز وحدت اسلامي و همه مستضعفين جهان مي دانست و اصولا اختلاف عقيده را مانع تحقق وحدت تلقي نمي كرد و براي پياده شدن مقاصد اسلام و حاكميت همه جانبه آن وحدت را تنها وسيله ممكن مي دانست و براي جامه عمل پوشانيدن به آرمان وحدت اسلامي از امكاناتي نظير مساله فلسطين و آزادي قدس و مراسم حج و برائت از مشركين كه مورد اتفاق همه فرق و مذاهب اسلامي بود استفاده مي كرد و مسلمانان جهان را به تفاهم و اتحاد همه جانبه دعوت مي نمود.
4- انگيزه وحدت:
امام خميني در آرمان وحدت خود انگيزه هاي گوناگوني داشت كه الهام گرفته از مكتب اسلام ناب محمدي بود از نظر امام دين مبين اسلام و حكومتهاي الهي با ساير حكومتهاي مادي تفاوتهاي اصولي دارد، زيرا حكومتهاي غيرالهي فقط در پي تحقق و حفظ نظم كشور خود بوده، و حداكثر كاري كه انجام مي دهند اين است كه نگذارند كسي به ديگري ظلم و تعدي بكند، در حالي كه اسلام و حكومتهاي الهي براي هر مساله احكام خاص خود را دارد (27) و يكي از اين مسائل مهم دفاع از كيان اسلام است كه به وحدت مسلمين بستگي دارد، "از امور مهمه اي كه بر همه واجب است دفاع از اسلام، دفاع از جمهوري اسلامي است " (28) كه به وحدت بستگي دارد و مساله وحدت براي حفظ كيان اسلام امري حياتي است، از طرف ديگر تفرقه امر منكري است كه بايد از آن جلوگيري شود زيرا امر به معروف و نهي از منكر از واجبات الهي است و براي اطاعت امر خدا بايد امر به معروف و نهي از منكر نمود كه "بزرگترين منكر، غلبه اجانب بر ماست، اين منكر را بايد نهي كنيد، حكومتها را نهي كنيد از مخالفتي كه با هم دارند و با ملت دارند با دشمنان اسلام كه خدا فرموده مراوده نكنيم محبت مي كنند، الآن منكري بالاتر از اين نيست كه مصالح مسلمين را به خطر انداخته است، اين وظيفه همه شماست، كه مي خواهيد براي خدا كار كنيد، همه ما بايد اين دشمني را نهي كنيم و وحدت اسلامي را شعارمان كنيم با وحدت و زير پرچم لااله الا الله بودن " . (29)
وحدت نيز امر معروفي است كه موجب صلح و آرامش در دنيا مي شود و بايد براي تحقق شرايط صلح، آيين وحدت و اخوت را ايجاد نمود و آن را مستحكمتر كرد زيرا ". . . ما دنبال اين هستيم كه دنيا در صلح و آرامش باشد اسلام از اول داراي يك همچو مقصدي بود و خصوصا در بين مؤمنين، در بين مسلمين، اخوت را سفارش فرموده است بلكه ايجاد تشريع فرموده است " . (30)
انگيزه ديگر امام انسان سازي است تا در سايه وجود انسانهاي كامل عدالت نيز گسترش يابد و زمينه هاي آسيب پذيري جامعه مسلمانان از بين برود، در غير اينصورت آسيب پذيري آنان حتمي است. زيرا ". . . آن روز آسيب به ما مي رسد كه از باطن بگنديم افراد باطنشان بگندد و اين گند هم سرايت كند و يك دسته اي را از بين ببرد و متعفن كند " (31) در حالي كه تربيت يافتگان مكتب انبياء و ائمه سلام الله عليه هرگز خلاف نمي كنند كه در پي اين تخلف جامعه نيز آسيب ببيند.
انگيزه ديگر تامين استقلال و آزادي و حفاظت از استقلال و آزادي و شرافت انساني مسلمانان مي باشد، بنابراين امام مي فرمايند، "اگر ما تسليم آمريكا و ابرقدرتها مي شديم ممكن بود امنيت و رفاه ظاهري درست مي شد و قبرستانهاي ما پر از شهداي عزيز ما نمي گرديد، ولي مسلما استقلال و آزادي و شرافتمان از بين مي رفت آيا ما مي توانيم اسير امريكا و دولتهاي كافر شويم تا بعضي چيزها ارزان شود و شهيد و مجروح ندهيم؟ " (32)
ديگر انگيزه امام در آرمان وحدت حل معضلات كشورهاي اسلامي و مسلمين جهان است لذا امام همه آنها را به وحدت فرا مي خواند و برقراري روابط دوستانه بين آنها را توصيه مي كند. (33)
اما امام بر اين نكته واقف است كه هر "هدف بزرگ داراي اشكالات و گرفتاريهاي بزرگ نيز هست " (34) مساله وحدت امت اسلامي و همه مستضعفين جهان نيز اهداف بزرگي است كه موانع بزرگي در سر راه آن قرار دارد. ولي با عنايت به اينكه فطرت و سرشت انسان و هستي بر وحدت استوار و تنيده شده است و همه هستي به سوي هدف واحدي رهسپار است "با صبر و تحمل انقلابي به پيش مي رويم تا عدل الهي و اسلام عزيز " (35) را در جهان گسترش دهيم، از اينرو امام به همه مسلمين جهان توصيه مي نمايد، "اي مسلمانان بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگي مبارزه نماييد و روي پاي خودتان بايستيد و بر روشنفكران غربزده و شرقزده بتازيد و هويت خويش را دريابيد كه روشنفكران اجير شده بلايي بر سر ملت و مملكتشان آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقا به اسلام راستين تكيه ننماييد، بر شما آن خواهد گذشت كه تا كنون گذشته است. " (36)
بنابراين انگيزه امام براي وحدت را مي توان در دفاع از كيان اسلام، امر به معروف و نهي از منكر، انسان سازي و تربيت انسانهاي صالح، تامين استقلال و دفاع از اين استقلال و آزادي و شرافت انساني و گسترش عدل الهي و اسلام عزيز در جهان و جلوگيري از اختلاف و پيروي از هواهاي نفساني دانست. . . خلاصه نمود.
5- دامنه و گستره وحدت:
وحدت مورد نظر امام خميني داراي دامنه وسيعي است و از ملت شيعه ايران تا كليه مسلمين جهان و مستضعفين عالم و حتي همه انسانهاي روي زمين را شامل مي شود، بنابراين امام به همه آنها توصيه مي كند كه با الگوگيري از انقلاب اسلامي ايران خود را بيابند و اعتماد به نفس پيدا كنند كه ". . . اتكال به نفس بعد از اعتماد به خداوند منشا خيرات است. " (37) انقلاب اسلامي ايران موجب احياء و بيداري نفوس مستضعفين و محرومين و مسلمين جهان شد و خيرات و بركات زيادي را به همراه آورد. اين انقلاب پيام آور وحدت و آزادي و استقلال براي مستضعفين جهان و مسلمانان دنيا بود، كه همه اينها ناشي از خوديابي مردم مسلمان ايران بوده است.
بعد از مردم مسلمان ايران اين وظيفه امت اسلامي است كه در ايجاد وحدت بكوشند "امتها خودشان بايد امت واحد باشند، مجتمع باشند خودشان را از هم جدا ندانند، مرزها را اسباب جدايي قلبها ندانند " (38) اگر چه امروزه مسلمانان جهان توسط مرزهاي جغرافيايي از همديگر جدا شده و بيش از 50 كشور كوچك و بزرگ تشكيل داده اند، لكن به حكم الهي و بنا به مقتضيات و شرايط زماني بايستي تحت لواي اصول مشترك اسلامي و انساني پيوندهاي خود را مستحكمتر نمايند كه به لطف الهي افق روشن آن هويدا شده است.
"امروزه دورنماي صدور انقلاب اسلامي. . . در جهان مستضعفان و مظلومان ديده مي شود و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده در حال گسترش است " . (39)
علاوه بر امت اسلامي روحانيون هر ديني نيز وظيفه دارد براي تحقق آرمانهاي انبياء كه وحدت يكي از مهمترين آنهاست اقدام نمايند "روحانيون مسيح، روحانيون مسلم، روحانيون يهود، . . . در مرتبه اول واقعند براي تحقق دادن به آرمان انبياء كه همان وحي الهي است. . . " (40)
همچنين علماء و روشنفكران كشورهاي اسلامي وظيفه دارند در ايجاد وحدت اسلامي كوشش كنند كه تنها راه پيروزي و بقاي آنهاست. بنابراين پيشنهاد مي نمايند "علماء و روشنفكران همه كشورهاي اسلامي به انگيزه پيدا كردن راهي براي نجات كشورهاي اسلامي از چنگال ابرقدرتهاي غربي و شرقي و براي بيرون كردن سران كشورهاي اسلامي از تحت سلطه جهانخواران و براي ايستادگي در مقابل استعمار و استثمار طرحي بريزيد كه هرچه بيشتر با يكديگر در تماس باشند و اساس طرح را بر بيداري خلقهاي محروم بگذارند و به يقين باور كنند كه راه را خواهند يافت و پيروز خواهند شد " . (41) بالاخره حجاج بيت الله الحرام وظيفه دارند در مناسك حج ابراهيمي زمينه ساز وحدت اسلامي باشند و با برپايي مراسم برائت از مشركين وحدت عيني مسلمانان جهان را به رخ ابرقدرتها بكشند زيرا مناسك حج و مراسم برائت از مشركين مظهر و اوج وحدت، همانگونه كه امام مي فرمايند: "فرياد برائت همه مردماني است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده اند و نمي خواهند صداي خشم و نفرتشان براي ابد در گلويشان خاموش و افسرده بماند و اراده كرده اند كه آزاد زندگي كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسلها باشند، فرياد برائت، فرياد دفاع از مكتب، فرياد دردمندانه ملتهايي است كه خنجر كفر و نفاق قلب آنان را دريده است " . (42)
پس امام دامنه شمول وحدت را فراگير دانسته و از همه انسانها و مستضعفان جهان، مسلمانان عالم و همه فرقه ها و مذاهب اسلامي و حتي از روحانيون اديان مختلف و روشنگران مسلمانان مي خواهد كه در راستاي ايجاد اتحاد ملل بر اساس اصول مشترك انساني و اسلامي بكوشند و از همه شعائر براي ايده وحدت خواهي خود بهره مي جويد.
6- اهداف وحدت:
امام خميني در آرمان وحدت خود اهدافي را دنبال مي كرد كه مي توان آنها را با چند معيار تقسيم بندي نمود كه عبارتند از: اهداف داخلي، اهداف خارجي و اهداف سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي.
اهداف داخلي وحدت شامل اين موارد است: آزادي و استقلال، (43) رفع ايادي اجانب، (44) و قطع كردن دستهاي خيانتكار و جنايتكاران، (45) عظمت و شرافت، (46) پيشبرد اهداف اسلام، تحقق همه جانبه اسلام در ايران (47) استقرار حكومت دمكراسي صحيح نه دمكراسي غربي و شرقي فاسد، (48) بقاي انقلاب اسلامي، (49) تحقق عدالت اجتماعي، (50) بسط عدالت فردي و اجتماعي. (51)
اما اهداف خارجي آرمان وحدت امام عبارتند از: ايجاد معرفت براي بشر (52) برقراري صلح و آرامش در جهان، (53) پياده كردن دمكراسي و آزادي حقيقي، (54) تحقق يك انقلاب عميق عمومي در سراسر جهان در مقابل جهانخواران ضد بشريت، (55) بازيابي استقلال روحي و دور كردن احساس حقارت در مقابل حكومتهاي جور از خود، (56) استقلال شكسته شدن سلطه جهانخواران بر ملتهاي مستضعف جهان، (58) بدست آوردن حق تعيين سرنوشت توسط ملتها و بيداري دولتها، (59) استقرار حكومت اسلام در همه اقطار عالم، (60) تشكيل امتي شكست ناپذير و بنياني مرصوص، (61) ايجاد هويت اسلامي براي مسلمانان، (62) رهايي از فقر علمي در جوامع اسلامي، (63) رسيدگي به درد مسلمانان. (64) امام خميني در نظر داشت در كوتاه مدت حكومت اسلامي را در ايران مستقر نموده و با نفي استعمار و استبداد و كسب استقلال و آزادي، در ميان ملت عدالت اجتماعي را تحقق بخشيده و آن را بسط و گسترش دهد و از نظام جمهوري اسلامي ايران الگوي ويژه اي براي همه مسلمانان جهان و مستضعفين عالم ارائه نمايد تا آنها نيز به استقلال و آزادي نايل شده و دست اجانب و ابرقدرتان را از سرزمين خود كوتاه نمايند بنابراين مي فرمودند كه همه مردم همه انسانها بايد دولت اسلامي را تقويت كنند تا بتوانند اقامه عدل كنند.
حفظ معنويات و تقويت معنويات مردم و اقامه عدل بين خودشان و نجات دادن مظلومان از دست ظالمان اما هدف بلندمدت امام آن بود كه با برقراري صلح و آرامش در جهان و استقرار دمكراسي و آزادي حقيقي و گسترش عدالت در آن بشريت به معرفت جديدي نايل گرديده و حكومت اسلامي در همه عالم مستقر شود تا امتي شكست ناپذير و بنيان مرصوص تشكيل شود و جوامع اسلامي هويت اسلامي خود را يافته و از فقر علمي رهايي يابند و با تشكيل ارتش مشترك از كيان اسلام و امت اسلامي دفاع نمايند و هرگز به جهانخواران اجازه ندهند كه ذخاير آنها را به يغما برند.
اين اهداف هر يك در مقوله اي سياسي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي تقسيم بندي مي شوند، اهداف سياسي عبارتند از استقلال و آزادي همه ملل جهان و مسلمانان، برقراري صلح و آرامش در جهان، پياده شدن دمكراسي و آزادي حقيقي، تحقق عدالت فردي و اجتماعي، كسب حق تعيين سرنوشت ملتها، تشكيل امت اسلامي، تشكيل حزب مستضعفين جهان، حفظ عظمت و شرافت، پيشبرد اهداف سياسي اسلام، تحقق اسلام در همه ابعاد، تحقق انقلاب عمومي در سراسر جهان، شكستن سلطه جهانخواران بر مستضعفان، برچيدن پايگاه نظامي شرق و غرب و تشكيل ارتش دفاعي اسلامي و رسيدگي به دردها و امور مسلمين و حفظ نظام جمهوري اسلامي.
اهداف اقتصادي عبارتند از: كسب استقلال و خودكفايي. گسترش عدالت اقتصادي، پياده كردن اهداف بين الملل اسلامي در جهان و جلوگيري از استعمار و استثمار و بدست گرفتن مقدرات اقتصادي خود.
اما اهداف اجتماعي: تحقق عدالت اجتماعي، منع فساد و فحشاء و انواع كجرويها، برقراري صلح و آرامش، تشكيل امت اسلامي و بنيان مرصوص، بيداري از خواب غفلت و. . .
اهداف فرهنگي: حفظ عظمت و شرافت، بقاء انقلاب اسلامي، جلوگيري از فساد و فحشاء و نابودي پايگاه ظلم و فساد، ايجاد معرفت براي بشر، بازيابي استقلال روحي و دور كردن احساس حقارت در مقابل دشمنان، ايجاد هويت اسلامي براي همه مسلمانان، رهايي از فقر علمي در جوامع اسلامي و. . .
اما تشكيل ارتش مشترك اسلامي براي دفاع از كيان اسلام و برچيدن پايگاه نظامي شرق و غرب از كشورهاي اسلامي از اهداف سياسي - نظامي امام در دعوت به وحدت بود.
7- خلاصه و نتيجه گيري
انديشه وحدت امام خميني (ره) از مهمترين و نابترين انديشه هاي آرماني معظم له محسوب مي شود كه اين انديشه نقطه عطف تاريخي در وحدت اسلامي محسوب مي شود، آرمان وحدت امام از آنجا ناشي مي شود كه تفرقه در ميان امت اسلامي نتايج ذلت باري ببار آورده كه جبران آنها شايد هرگز امكان پذير نباشد، زيرا اجانب بر مسلمين سيطره يافته و جوامع اسلامي تحت سلطه استعمار فروپاشيده اند، مسلمانان شخصيت و شرافت انساني خود را از دست داده و در همه ابعاد عقب مانده اند بنابراين استقلال و آزادي و عظمت خود را از كف داده و به شرق و غرب وابسته شده اند، با توجه به اين شرايط ننگين است كه امام ضرورت وحدت را شديدا لمس و احساس مي كند و براي اصلاح جامعه بشري قيام مي نمايد تا با ايجاد همبستگي اسلامي و بالاتر از آن بين مستضعفين جهان از دخالت ابرقدرتها در مقدرات كشورهاي اسلامي جلوگيري نموده و آنان را به سر منزل پيروزي رهنمون گردد.
امام استقلال و آزادي و عدالت را لازمه و زمينه ساز وحدت تلقي مي كرد و از امكاناتي همچون مساله فلسطين، مناسك حج، مراسم برائت از مشركين. . . براي ايجاد وحدت بهره گيري مي كرد و با انگيزه دفاع از كيان اسلام، امر به معروف و نهي از منكر، انسان سازي، كسب استقلال و آزادي و شرافت براي همه انسانها و مسلمانان، گسترش عدل الهي و اسلام در جهان و جلوگيري از اختلاف و تفرقه ايده وحدت طلبانه خويش را ابراز نمود، امام دامنه و دايره شمول وحدت را بسيار وسيع و فراگير مي دانست بطوري كه همه انسانها، مستضعفين عالم، مسلمانان جهان، همه مذاهب اسلامي و حتي ديگر اديان الهي را در برمي گرفت و اهداف گوناگوني را در جنبه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي، پيگيري مي كرد كه در دو سطح داخلي و خارجي و برنامه زماني كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت قابل تقسيم بندي است.
و بالاخره وحدت اسلامي مورد نظر امام ثمرات فراواني براي مسلمين ببار آورده در آينده نيز ثمرات شيريني پديد خواهد آورد كه پديده انقلاب اسلامي ايران، جنبشهاي آزاديبخش اسلامي و ديگر ملل مستضعف، هراس استكبار جهاني از مسلمين و سيادت و آقايي مسلمانان از آن جمله است. بنابراين آرمان وحدت امام خميني موجب پيروزي و رمز بقاء امت اسلامي است.
پي نوشت ها:
1. امام خميني، صحيفه انقلاب، وصيتنامه سياسي - الهي رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، چاپ چهارم، [تهران]; سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، [1368]، ص 8.
2. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 91.
3. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 3.
4. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 77.
5. امام خميني، صحيفه نور، جلد هشتم، ص 278.
6. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 175.
7. امام خميني، صحيفه نور، جلد يازدهم، ص 186.
8. امام خميني، صحيفه نور، جلد پانزدهم، ص 125.
9. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 46.
10. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 137.
11. امام خميني، صحيفه نور، جلد ششم، صص 122، 123.
12. امام خميني، صحيفه نور، جلد پانزدهم، ص 125.
13. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 228.
14. امام خميني، صحيفه نور، جلد يازدهم، ص 267.
15. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 13.
16. امام خميني، صحيفه نور، جلد دوم، ص 259.
17. امام خميني، صحيفه نور، جلد دهم، ص 252.
18. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهارم، ص 199.
19. امام خميني، صحيفه نور، جلد پنجم، صص 114، 115.
20. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 77.
21. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 194.
22. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 34.
23. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 101.
24. امام خميني، صحيفه نور، جلد هشتم، صص 233، 234.
25. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهارم، ص 31.
26. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 132.
27. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، صص 235-234.
28. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 13.
29. امام خميني، صحيفه نور، جلد ششم، ص 116.
30. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 240.
31. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 98.
32. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 51.
33. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، صص 74-73.
34. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 47.
35. همان منبع.
36. امام خميني، صحيفه نور، جلد سيزدهم، ص 83.
37. امام خميني، صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 65.
38. امام خميني، صحيفه نور، جلد دهم، ص 223.
39. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 11.
40. امام خميني، صحيفه نور، جلد يازدهم، ص 92.
41. امام خميني، صحيفه نور، جلد هيجدهم، ص 236.
42. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، ص 111.
43. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 250.
44. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 250.
45. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 250.
46. امام خميني، صحيفه نور، جلد پانزدهم، ص 175.
47. امام خميني، صحيفه نور، جلد نهم، ص 48.
48. همان منبع، ص 238.
49. همان منبع، ص 8.
50. همان منبع، ص 9 و صحيفه نور، جلد هفدهم، ص 77.
51. همان منبع، ص 9.
52. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 143.
53. امام خميني، صحيفه نور، جلد سيزدهم، ص 116.
54. امام خميني، صحيفه نور، جلد هشتم، ص 114.
55. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 113.
56. امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، ص 162.
57. امام خميني، صحيفه نور، جلد شانزدهم، ص 81.
58. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهاردهم، ص 146.
59. امام خميني، صحيفه نور، جلد چهاردهم، ص 146.
60. امام خميني، صحيفه نور، جلد ششم، ص 169.
61. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيستم، صص 112-111.
62. همان منبع، ص 234.
63. امام خميني، صحيفه نور، جلد بيست و يكم، ص 19 و صحيفه نور جلد نوزدهم، ص 43.
64. امام خميني، صحيفه نور، جلد نوزدهم، ص 146.
نويسنده: دكتر محمد رحيم عيوضي
منبع: فصلنامه حضور- شماره 34
لینک کپی شد
نظر شما
