اعلام رحلت امام خميني(ره)در آسايشگاه يک
خرداد 1367 در اردوگاه 11 تکريت در بند يک و در آسايشگاه 1 که حدود 100 نفر اسير در آن بودند بعد از يکي و دو بار که تلويزيون عراق براي اولين بار در چند روز گذشته تصوير بستري بودن امام را در بيمارستان نشان داده بود خوب،بچه ها تحليل شان بعضي اين بود که درست است که ما باور مي کنيم امام مريض هستند ولي انشاالله عمر امام طولاني خواهد بود اين دوستان نمي توانستند باور کنند ممکن است امام واقعا در همين چند روز رحلت کنند.
از آن طرف بعضي ديگر از اسراي اين آسايشگاه حدس مي زدند با توجه به شدت وخامت حال امام متاسفانه امام را در همين چند روز از دست خواهند داد ولي در هر لحظه اميد داشتند تلويزيون بهبودي امام را به طريقي اعلام کند
که ناگهان تلويزيون عراق در هنگام غروب يا شب نمي دانم بود که بدون هيچگونه بيان اضافي و بدون هيچ گونه اهانتي که واقعا عجيب بود چون هميشه اينها اهانت مي کردند ولي بهر حال اين بار هيچ اهانتي صرفا اعلام کرد که (امام)"خميني مات" يعني امام خميني فوت کردند و در اين رابطه هم خبرهايي را پخش کرد.
بچه ها هاج و واج همديگر را نگاه مي کردند،اخبار به صورت عربي فصيح پخش مي شد و عربهاي خوزستاني که معمولا مترجم بودند به علت ناآشنايي با کلمات فصيح قادر به ترجمه روان اخبار نبودند،بچه ها منتظر بودند کسي اين خبر را دقيق براي آنها ترجمه کند،عبدالکريم مازندراني بلند شد و رفت در وسط آسايشگاه ايستاد بچه ها همه به گوش بودند و صداي کسي در نمي آمد ايشان به نحوي که ميخواست خبر بسيار مهمي را اعلام کند نفسي تازه کرد و با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم و سپس با تاثر و تاسف زياد آيه استرجاع را خواند ،انالله و انا اليه راجعون،اسرا،با شنيدن آيها سترجاع اشکشان سرازير شد،عبدالکريم سپس اعلام نمود متاسفانه امام خميني رحلت کردند و با اعلام خبر رحلت امام توسط عبدالکريم،بچه ها هر کدام زانوان خود را غريبانه در ميان گرفتند و بعضي با صداي بلند و بعضي آهسته شروع به گريه کردند حالت احساسي خاصي بر جو آسايشگاه حاکم شده بود و مي طلبيد که به بچه ها آرامش و اعتماد بنفس داد،عبدالکريم ادامه داد:
اما دوستان عليرغم اينکه ما با اين خبر دانستيم که بدون شک شخصيت بسيار بي نظير و تاريخي را از دست داديم که ممکن است قرنها ديگر مثل او را کسي نبيند ولي امام راه را به ما نشان داده است ، او ما را بي کس و بي برنامه رها نکرده است راه انقلاب و اهداف انقلاب و مقاصد انقلاب براي همه روشن است و بدون شک ما همگي اين راه را به لطف خدا ادامه خواهيم داد ، ملت ما راه امام را شناخته است و به اين راه وفادار است ما از اين بابت نگراني نداريم،در ضمن ما شخصيتهاي بسيار با هوش و ساستمدار و داراي فضل و حکمت لازم داريم که مي توانند بعد از امام رهبري را به عهده بگيرند حجت الاسلام(آيت الله) خامنه اي و....از کساني هستند که بدون هيچ ترديدي مي توانند سکاندار اين انقلاب بعد از امام باشند ،ما مي بينيم که انقلاب هاي بزرگ و يا انقلاب هاي کشورهاي ديگر که هنوز هم سر پا هستند توسط رهبراني اداره مي شوند که به مراتب فضل و حکمت و هوشآقاي خامنه اي و آقاي....را ندارند،بنا بر اين ما از اين بابت نگراني نداريم و انشاالله بزودي مساله رهبري حل مي شود.
بچه هاي آسايشگاه يک با شنيدن اين صحبتها کمي از نگرانيشان نسبت به آينده انقلاب کم شده بود ولي غم از دست دادن امام آنها را خيلي کلافه کرده بود و اکثرا با حالتي نجوا گونه در خود فرو رفته بودند و ديده نمي شد کسي با ديگري حرف بزند و هر کس توي خودش بود بعد از چند ساعتي ناگهان تلويزيون عراق برنامه هاي عادي خود را قطع کرد و اين بار خبر مهم ديگري را اعلام کرد،گوينده گفت :مجلس خبرگان رهبري ايران بعد از چندين ساعت شور و مشورت (ايت الله)خامنه اي را به رهبري انقلاب برگزيدند.
عبدالکريم با شنيدن اين خبر فورا از جا برخاست و بلافاصله براي دوستان اين خبر را ترجمه کرد و موجي از خوشحالي دز صورت اسراي آسايشگاه يک نمايان شد و از اين به بعد بود که بچه ها ديگر از آينده انقلاب نگران نبودند بلکه تنها به عزاداري براي امام خميني مشغول شدند.
از آن طرف بعضي ديگر از اسراي اين آسايشگاه حدس مي زدند با توجه به شدت وخامت حال امام متاسفانه امام را در همين چند روز از دست خواهند داد ولي در هر لحظه اميد داشتند تلويزيون بهبودي امام را به طريقي اعلام کند
که ناگهان تلويزيون عراق در هنگام غروب يا شب نمي دانم بود که بدون هيچگونه بيان اضافي و بدون هيچ گونه اهانتي که واقعا عجيب بود چون هميشه اينها اهانت مي کردند ولي بهر حال اين بار هيچ اهانتي صرفا اعلام کرد که (امام)"خميني مات" يعني امام خميني فوت کردند و در اين رابطه هم خبرهايي را پخش کرد.
بچه ها هاج و واج همديگر را نگاه مي کردند،اخبار به صورت عربي فصيح پخش مي شد و عربهاي خوزستاني که معمولا مترجم بودند به علت ناآشنايي با کلمات فصيح قادر به ترجمه روان اخبار نبودند،بچه ها منتظر بودند کسي اين خبر را دقيق براي آنها ترجمه کند،عبدالکريم مازندراني بلند شد و رفت در وسط آسايشگاه ايستاد بچه ها همه به گوش بودند و صداي کسي در نمي آمد ايشان به نحوي که ميخواست خبر بسيار مهمي را اعلام کند نفسي تازه کرد و با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم و سپس با تاثر و تاسف زياد آيه استرجاع را خواند ،انالله و انا اليه راجعون،اسرا،با شنيدن آيها سترجاع اشکشان سرازير شد،عبدالکريم سپس اعلام نمود متاسفانه امام خميني رحلت کردند و با اعلام خبر رحلت امام توسط عبدالکريم،بچه ها هر کدام زانوان خود را غريبانه در ميان گرفتند و بعضي با صداي بلند و بعضي آهسته شروع به گريه کردند حالت احساسي خاصي بر جو آسايشگاه حاکم شده بود و مي طلبيد که به بچه ها آرامش و اعتماد بنفس داد،عبدالکريم ادامه داد:
اما دوستان عليرغم اينکه ما با اين خبر دانستيم که بدون شک شخصيت بسيار بي نظير و تاريخي را از دست داديم که ممکن است قرنها ديگر مثل او را کسي نبيند ولي امام راه را به ما نشان داده است ، او ما را بي کس و بي برنامه رها نکرده است راه انقلاب و اهداف انقلاب و مقاصد انقلاب براي همه روشن است و بدون شک ما همگي اين راه را به لطف خدا ادامه خواهيم داد ، ملت ما راه امام را شناخته است و به اين راه وفادار است ما از اين بابت نگراني نداريم،در ضمن ما شخصيتهاي بسيار با هوش و ساستمدار و داراي فضل و حکمت لازم داريم که مي توانند بعد از امام رهبري را به عهده بگيرند حجت الاسلام(آيت الله) خامنه اي و....از کساني هستند که بدون هيچ ترديدي مي توانند سکاندار اين انقلاب بعد از امام باشند ،ما مي بينيم که انقلاب هاي بزرگ و يا انقلاب هاي کشورهاي ديگر که هنوز هم سر پا هستند توسط رهبراني اداره مي شوند که به مراتب فضل و حکمت و هوشآقاي خامنه اي و آقاي....را ندارند،بنا بر اين ما از اين بابت نگراني نداريم و انشاالله بزودي مساله رهبري حل مي شود.
بچه هاي آسايشگاه يک با شنيدن اين صحبتها کمي از نگرانيشان نسبت به آينده انقلاب کم شده بود ولي غم از دست دادن امام آنها را خيلي کلافه کرده بود و اکثرا با حالتي نجوا گونه در خود فرو رفته بودند و ديده نمي شد کسي با ديگري حرف بزند و هر کس توي خودش بود بعد از چند ساعتي ناگهان تلويزيون عراق برنامه هاي عادي خود را قطع کرد و اين بار خبر مهم ديگري را اعلام کرد،گوينده گفت :مجلس خبرگان رهبري ايران بعد از چندين ساعت شور و مشورت (ايت الله)خامنه اي را به رهبري انقلاب برگزيدند.
عبدالکريم با شنيدن اين خبر فورا از جا برخاست و بلافاصله براي دوستان اين خبر را ترجمه کرد و موجي از خوشحالي دز صورت اسراي آسايشگاه يک نمايان شد و از اين به بعد بود که بچه ها ديگر از آينده انقلاب نگران نبودند بلکه تنها به عزاداري براي امام خميني مشغول شدند.
سيد محمد موسوي آزاده اردوگاه 11 تکريت بند يک آسايشگاه 1
لینک کپی شد
نظر شما
