اوايل انقلاب به زبان آوردن نام امل و امام موسي صدر از خودگذشتگي ميخواست
اشاره: نشست رونمايي از کتاب «سيره و سرگذشت امام موسي صدر» با حضور اصحاب رسانه و مهماناني از لبنان و ايران برگزار شد. در اين نشست سه سخنران مدعو درباره اين کتاب و اهميت آن سخن گفتند؛ دکتر محمدعلي مهتدي، کارشناس مسائل خاورميانه، دکتر عبدالله نصري، استاد فلسفه و قرآنپژوه و دکتر خليل حمدان، مؤلف کتاب و عضو هيئت رئيسه جنبش امل. علاوه بر اين، اين نشست مهماناني ويژه نيز داشت. جناب آقاي سيد علي صدر و سرکار خانم ربابه صدر برادر و خواهر امام موسي صدر، دکتر صادق طباطبايي، و آقاي علي الحبحاب، کاردار محترم سفارت لبنان در تهران. اين ميهمانان را جمعي از اصحاب رسانه و دوستداران امام موسي صدر نيز همراهي ميکردند. نخستين سخنران مراسم مهتدي بود. پس از ايشان خليل حمدان و در نهايت دکتر عبدالله نصري سخنراني کردند و سپس به پرسشهاي حاضران پاسخ داده شد. آنچه در ادامه ميآيد، متن کامل سخنراني آقاي دکتر مهتدي در اين نشست است.
***
بسم الله الرحمن الرحيم
به مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امام موسي صدر براي چاپ اين کتاب تبريک عرض ميکنم. ترجمه بسيار خوبي صورت گرفته است و بنده به عنوان پژوهشگر ميتوانم بگويم که براي اولين بار داراي منبعي علمي براي همه دانشپژوهاني هستيم که مايلاند در مورد لبنان و شيعيان لبنان و زندگي امام موسي صدر و جنبش امل تحقيق کنند.
بسياري از دانشجويان بنده وقتي تصميم ميگرفتند براي پايان نامههاي فوق ليسانس يا دکتري راجع به لبنان يا جنبش امل و شيعيان کار کنند، براي معرفي منبع به آنها دچار مشکل ميشدم. ميديدم که هيچ منبعي به زبان فارسي نداريم و منابع موجود به زبان عربي و انگليسي حقايقي را ناديده گرفته يا تحريف کردهاند. الان اين کتاب که در دو جلد منتشر شده است در واقع اولين منبع بسيار خوب براي همه دانشجوياني است که مايلند در اين زمينههايي که عرض کردم کار تحقيقاتي انجام دهند.
اين کتاب درواقع نه فقط سيره امام موسي صدر، زندگي و مبارزات امام موسي صدر، بلکه تاريخ سه دهه لبنان، يعني دهه 60 و 70 و 80 ميلادي، هم هست. کسي که اين کتاب را مطالعه ميکند، کاملاً در فضاي تحولات لبنان در اين سه دهه قرار ميگيرد و اين نکته مهمي هست. متأسفانه ما در مورد تاريخ لبنان به زبان فارسي کتابي نداريم. به زبان عربي هم کتاب کم هست. شايد بهترين کتاب که در خود لبنان متداول است کتاب تاريخ لبنان نوشته «فيليپ هتي» هست که در اين کتاب که مورد توجه هم هست از شيعيان لبنان به عنوان مطاوله ياد شده است. حتي کلمه شيعه و شيعيان در کتاب فيليپ هتي ديده نميشود. اين خب يکي از دلايل مظلوميت تاريخي تشيع در لبنان هست.
ويژگي ديگر اين کتاب اين است که برخلاف کتابهايي که بر اساس متدولوژي خاص تاريخنويسي نگارش پيدا ميکنند متدولوژي تاريخي جدي را ندارد. گاهي يک حادثه بسيار کوچک که تصور ميشود نبايستي در چنين کتابي بيايد، آمده است و شرح داده شده است. هدفش هم اين بوده است که با نقل يک حادثه بسيار کوچک و ريز، به خواننده احساسي بدهد که فضاي آن زمان لبنان را درک کند و در آن فضا قرار گيرد.
بخش مهمي از اين کتاب در کنار فعاليت امام موسي صدر مروري بر حرکه المحرومين و جنبش امل. همانطور که ميدانيد جنبش امل سرواژه «افواج مقاومت لبنان» است. در اين کتاب ذکر شده که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، مرحوم شهيد چمران به ايران آمدند و در اينجا جمعيتي به نام امداد مسلمين لبنان را تأسيس کردند که البته اين درست است و يک چنين چيزي گفته شده و تأسيس شده است. اما در واقع مسئله بعد پنهاني هم داشت. زماني که انقلاب ايران پيروز شد، اين پيروزي تأثير بسياري در لبنان گذاشت. به خصوص در جنوب لبنان و در مناطق شيعهنشين. براي اولين بار شيعيان لبنان که در طول تاريخ بدون پشتيبان خارجي بودند احساس کردند انقلابي عظيم و دولتي مقتدر در خارج از لبنان از آنها حمايت ميکند و اين مسئله، چنان وجد و شوقي در بين همه لبنانيها به خصوص در بين شيعيان لبنان ايجاد کرده بود که من يادم است، شب پيروزي انقلاب از بس مردم به نشانه خوشحالي و شادماني شليک هوايي ميکردند، در بيروت آسمان قرمز بود.
ارتباط بين شيعه لبنان و شيعه ايران بسياري را ترساند. بسياري از نيروي داخل لبنان و بسياري از نيروهاي منطقهاي، ترسيدند که اگر اين انقلاب عظيم اسلامي پشت سر شيعه لبنان قرار گيرد معادلات لبنان را به هم ميريزد. لذا ما از همان ابتداي انقلاب شاهد تلاشهاي بسيار زيادي بوديم براي اينکه ارتباطي بين جمهوري اسلامي ايران و شيعه لبنان برقرار نشود. اين مستلزم تبليغات شديدي عليه دولتمردان شيعي و عليه موسسات شيعي بود و ما در همان ماههاي اول انقلاب، شاهد تبليغات بسيار وسيعي عليه جناب امام موسي صدر و عليه مرحوم شهيد دکتر چمران و جنبش امل و مجلس اعلاي شيعه لبنان بوديم و کساني هم که پشت اين تحريفات بودند از بچههاي جناحهاي چپ بودند و حتي بعضي از کساني که به اصطلاح از آنها ما به عنوان «بچه مسلمان» ياد ميکرديم هم چنين موضعي داشتند. مردم ما هم که اطلاعي از مسائل لبنان نداشتند، بسيار تحت تأثير اين تبليغات قرار گرفتند. به نقطهاي رسيديم که در حين اينکه ايران کنفرانس نضهتهاي آزاديبخش تشکيل شد هيئت جنبش امل را از اين کنفرانس اخراج کردند و چند نفري را از لبنان آوردند که هيچ نمايندگي از هيچ گروهي نداشتند و تنها با برخي از سازمانهاي چپ و سازمانهاي فلسطيني همکاري ميکردند. در شرايطي قرار گرفتيم که حتي براي به کار بردن کلمه «امل» شخص بايد ازخود گذشتگي ميکرد. در آن زمان شهيد چمران، واژه «امل» را به جاي «افواج مقاومت لبنان» به عنوان «امداد مسلمين لبنان» اعلام کرد. ايشان از اين کلمه استفاده کرد تا در محافل مختلف، در مساجد، در شهرستانها با اين عنوان توجه مردم ايران را به واقعيت لبنان جلب کند. ما واقعاً شرايط بسيار سختي را گذرانديم و همين باعث شد که سياستهاي نادرستي هم از سوي جمهوري اسلامي ايران اعمال شود که بعد در نهايت به جنگ بين خود شيعهها منجر شد، صدها نفر کشته شدند و ضربه بسيار بزرگي، هم به شيعه لبنان و هم به جمهوري اسلامي ايران وارد شد تا بعداً که حقايق آشکار شد و سياستها تصحيح شد و ما الان به اين نقطه رسيديم که شيعه لبنان در اوج عزت است و بزرگترين قدرت را در منطقه تشکيل ميدهد و در معادلات منطقهاي مطرح است و همانطور که ديشب آقاي سيد حسن نصرالله تأکيد کرد اين معادله را هيچ کس نميتواند تغيير دهد و اين قدرتي که الان در اين معادله منطقهاي هست، قابل حذف نيست.
به هر صورت من انتشار اين کتاب را باز به عنوان يک پژوهشگر به فال نيک ميگيرم و توصيه ميکنم همه کساني که مايلند از حقايق اوضاع لبنان در سه دهه 60،70 و80 ميلادي مطلع شوند، به اين کتاب مراجعه کنند. متشکرم.
سايت امام موسي صدر
