پيشهاد ِ جمع آوري چماقداران براي جذب نيرو
سرانجام استخدام اتباع کشورهاي آفريقايي و آسيايي توسط گروه تروريستي مجاهدين براي شرکت در تجمع اين گروه صداي نيروهاي سرنگوني خواه را در آورد و باعث شد تا پيشنهادي براي جلوگيري از اين اقدام شرم آور مجاهدين ارائه کنند!
علي ناظر مدير سايت ديدگاه در مطلبي با عنوان " گردهم آيي 18 ژوئن" مجاهدين و آمار سازي بقاياي رجوي در مورد تعدادشرکت کنندگان در اين تجمع مي نويسد:
"دوباره خرداد شد، و مجاهدين و هواداران آنها مشغول تدارک ديدن براي گردهمايي ساليانه خود هستند.
در گردهمايي هاي پيش از اين شاهد بوديم که شخصيتهاي خارجي از جمله جان بولتون و شرکاء سخنراني کرده و بر خواستهاي مجاهدين اصرار ورزيدند. در آن گردهمايي متاسفانه سخنران «ايراني»، حتي عضوي از شورا، روي صحنه نرفت و حمايت خود را اعلام نکرد (حتما صف سخنرانان مهم خارجي آنقدر طولاني بوده که نوبت به ايراني ها نرسيده است). در سال گذشته، بار ديگر شاهد شرکت بيشماري از ايرانيان مقيم خارج بوديم، و در کنار آنها تعداد قابل توجهي که تبعه و مليت غير ايراني داشتند، هم شرکت کرده بودند. برگزار کنندگان گردهمايي، تعداد اين غيرايرانيها و آن ايراني ها را در حد غيرقابل شمارشي گزارش کردند، و همچون همه ساله که تعداد شرکت کننده را 10-20 درصد بيشتر از سال قبل گزارش مي کنند، بر سنت ديرينه خود پايبند بوده و تعداد را بيشتر از سال قبل اعلام کردند. "
همچنين ناظر به موج سواري مجاهدين بر روي حضور اشخاص خارجي شرکت کننده در تجمع انگشت گذاشته و يادآور مي شود:
"نکته شايان توجه ديگر اينکه، برگزار کنندگان علت شرکت اين تعداد را تأييد و حمايت شرکت کنندگان از خطوط مجاهدين ارزيابي کرده و حتي تا به آنجا پيش رفته اند که حمايت سياستمداران (وکلا، سناتورها و...) را با حمايت شهرونداني که به اين وکلا و سناتورها رأي داده اند، يکي دانسته و به اين نتيجه رسيده اند که بيش از يک ميليارد شهروند در سطح جهان از خط و خطوط مجاهدين حمايت مي کنند."
سپس ناظر به علت شرکت نکردن آن دسته از ايرانيان که خود را مخالف حکومت ايران مي دانند در تجمع مجاهدين پرداخته و مي نويسد:
" در اين ميان بسياري از ايراني هاي مقيم خارج، به دلايل مختلف سياسي، عقيدتي و فرهنگي، در اين گردهمايي ها شرکت نکرده، و نمي کنند. يکي از مهمترين دلايل «به جيب خود ريختن» مجاهدين از شرکت آنها در اين گردهمايي ها است. يعني چه؟ آنها که شرکت نمي کنند، با توجه به رفتارهاي پيشين مجاهدين، بر اين باورند که اگر در اين تظاهرات شرکت کنند، اول از همه مورد مؤاخذه دوستان خود قرار مي گيرند که «چي شده، هوادار مجاهدين شده اي»؟ و در نتيجه، اين بخش از هموطنان نمي خواهند تن به اين وابستگي مجازي بدهند. نمي خواهند در ميان دوست و آشنا بعنوان «هوادار مجاهدين» شناخته بشوند. دليل دوم اين است که خود مجاهدين حضور هر شرکت کننده را مُهر تأييدي بر خط سياسي و استراتژي مبارزاتي و «رهبري عقيدتي» خود تفسير مي کنند. حال اينکه آن شرکت کننده (غير هوادار) فقط با برخي از کارکردهاي مجاهدين موافق و با برخي ديگر از آنها همسويي ندارد. دليل سوم، پيگيريهاي پس از گردهمايي است. از روزي که گردهمايي تمام شود، فرد شرکت کننده بعنوان «نيرويي» با پتانسيل جذب ارزيابي شده و با وي به مناسبت هاي گوناگون تماس گرفته مي شود؛ حال آنکه شرکت کننده فقط مي خواسته براي همين يکبار در گردهمايي شرکت کند و سپس به دنبال زندگي خودش برود. اين دلايل خيلي از هموطنان را از شرکت در اين گردهمايي ها مي ترساند. نتيجه اينکه، تعداد ايراني ها به حد لازم نرسيده و بخاطر دلايل سياسي-ديپلماتيک، آمار با حضور تبعه غير ايراني افزايش مي يابد."
ناظر با اشاره به فحاشيهاي چماقداران باندرجوي عليه منتقدان مجاهدين، پيشنهاد مي کند که اگر بقاياي رجوي دست از فحاشي و لجن پراکني بردارند شايد بشود سايرين را هم به اين تجمع جذب کرد و نهايتاً مي گويد:
" چون گردهمايي 18 ژوئن فرارسيده است. به نظر من که با مجاهدين زاويه دارم، در اين گردهمايي بايد از تعداد تبعه غيرايراني کاست و به تعداد تبعه ايراني افزود." !
علي ناظر مدير سايت ديدگاه در مطلبي با عنوان " گردهم آيي 18 ژوئن" مجاهدين و آمار سازي بقاياي رجوي در مورد تعدادشرکت کنندگان در اين تجمع مي نويسد:
"دوباره خرداد شد، و مجاهدين و هواداران آنها مشغول تدارک ديدن براي گردهمايي ساليانه خود هستند.
در گردهمايي هاي پيش از اين شاهد بوديم که شخصيتهاي خارجي از جمله جان بولتون و شرکاء سخنراني کرده و بر خواستهاي مجاهدين اصرار ورزيدند. در آن گردهمايي متاسفانه سخنران «ايراني»، حتي عضوي از شورا، روي صحنه نرفت و حمايت خود را اعلام نکرد (حتما صف سخنرانان مهم خارجي آنقدر طولاني بوده که نوبت به ايراني ها نرسيده است). در سال گذشته، بار ديگر شاهد شرکت بيشماري از ايرانيان مقيم خارج بوديم، و در کنار آنها تعداد قابل توجهي که تبعه و مليت غير ايراني داشتند، هم شرکت کرده بودند. برگزار کنندگان گردهمايي، تعداد اين غيرايرانيها و آن ايراني ها را در حد غيرقابل شمارشي گزارش کردند، و همچون همه ساله که تعداد شرکت کننده را 10-20 درصد بيشتر از سال قبل گزارش مي کنند، بر سنت ديرينه خود پايبند بوده و تعداد را بيشتر از سال قبل اعلام کردند. "
همچنين ناظر به موج سواري مجاهدين بر روي حضور اشخاص خارجي شرکت کننده در تجمع انگشت گذاشته و يادآور مي شود:
"نکته شايان توجه ديگر اينکه، برگزار کنندگان علت شرکت اين تعداد را تأييد و حمايت شرکت کنندگان از خطوط مجاهدين ارزيابي کرده و حتي تا به آنجا پيش رفته اند که حمايت سياستمداران (وکلا، سناتورها و...) را با حمايت شهرونداني که به اين وکلا و سناتورها رأي داده اند، يکي دانسته و به اين نتيجه رسيده اند که بيش از يک ميليارد شهروند در سطح جهان از خط و خطوط مجاهدين حمايت مي کنند."
سپس ناظر به علت شرکت نکردن آن دسته از ايرانيان که خود را مخالف حکومت ايران مي دانند در تجمع مجاهدين پرداخته و مي نويسد:
" در اين ميان بسياري از ايراني هاي مقيم خارج، به دلايل مختلف سياسي، عقيدتي و فرهنگي، در اين گردهمايي ها شرکت نکرده، و نمي کنند. يکي از مهمترين دلايل «به جيب خود ريختن» مجاهدين از شرکت آنها در اين گردهمايي ها است. يعني چه؟ آنها که شرکت نمي کنند، با توجه به رفتارهاي پيشين مجاهدين، بر اين باورند که اگر در اين تظاهرات شرکت کنند، اول از همه مورد مؤاخذه دوستان خود قرار مي گيرند که «چي شده، هوادار مجاهدين شده اي»؟ و در نتيجه، اين بخش از هموطنان نمي خواهند تن به اين وابستگي مجازي بدهند. نمي خواهند در ميان دوست و آشنا بعنوان «هوادار مجاهدين» شناخته بشوند. دليل دوم اين است که خود مجاهدين حضور هر شرکت کننده را مُهر تأييدي بر خط سياسي و استراتژي مبارزاتي و «رهبري عقيدتي» خود تفسير مي کنند. حال اينکه آن شرکت کننده (غير هوادار) فقط با برخي از کارکردهاي مجاهدين موافق و با برخي ديگر از آنها همسويي ندارد. دليل سوم، پيگيريهاي پس از گردهمايي است. از روزي که گردهمايي تمام شود، فرد شرکت کننده بعنوان «نيرويي» با پتانسيل جذب ارزيابي شده و با وي به مناسبت هاي گوناگون تماس گرفته مي شود؛ حال آنکه شرکت کننده فقط مي خواسته براي همين يکبار در گردهمايي شرکت کند و سپس به دنبال زندگي خودش برود. اين دلايل خيلي از هموطنان را از شرکت در اين گردهمايي ها مي ترساند. نتيجه اينکه، تعداد ايراني ها به حد لازم نرسيده و بخاطر دلايل سياسي-ديپلماتيک، آمار با حضور تبعه غير ايراني افزايش مي يابد."
ناظر با اشاره به فحاشيهاي چماقداران باندرجوي عليه منتقدان مجاهدين، پيشنهاد مي کند که اگر بقاياي رجوي دست از فحاشي و لجن پراکني بردارند شايد بشود سايرين را هم به اين تجمع جذب کرد و نهايتاً مي گويد:
" چون گردهمايي 18 ژوئن فرارسيده است. به نظر من که با مجاهدين زاويه دارم، در اين گردهمايي بايد از تعداد تبعه غيرايراني کاست و به تعداد تبعه ايراني افزود." !
لینک کپی شد
نظر شما
