قراردادها و نيرنگ ها/زندگي و سرنوشت حسين کامل/بخش اول
قتل مخالفان دردهه هفتاد
در فاصله بين سال هاي 1976 تا 1979 ، صدام حسين براي ايجاد يك پايگاه انقلاب عشيره اي تلاش مي كرد. وي كه در آن تاريخ، معاون رئيس جمهور (احمد حسين البكر) بود،نهايت تلاش خود رابراي پيوستن به يك جناح تكريتي متشكل ازافسران بلند پايه،وزرا و مسئولان اداره هاي بزرگ و كوچك به كار بست.
صدام همچنين در آن تاريخ با شگردهايي خاص به تصفيه مخالفان مبادرت ورزيد و آن هايي را كه احتمال مي داد درآينده برايش درآينده برايش خطري ايجاد خواهند كرد،از سر راه برميداشت،وي براي اجراي طرح هاي خود به ابزارهايي دست يازيد و برآن شد تا به سوي جايگاه رياست جمهوري خيز بر دارد و جاي حسن البكر،رئيس جمهور وقت،را بگيرد. حسن العلوي نويسنده مشهورعراقي و مسئول شاخه فرهنگي و سياسي ازطريق مجله الفبا براي شخص صدام تبليغ ميكرد. در اين ارتباط از انديشمندان عرب و خارجي براي تأليف كتبي در مورد صدام دعوت به عمل آمد. برخي از اين كتاب ها عبارت اند از :
«صدام حسين، مرد آينده»، تأليف «فواد مطر» (اين كتاب به زبان فرانسه انتشار يافته بود)
«صدام حسين، مرد تاريخ» ، تأليف «الياس فرح».
«صدام حسين،مبارز و انديشمند و انسان»، تأليف «امين اسكندر».
«صدام حسين،رهبر بلامنازع»، تأليف «سرلشكر ستاد حامد احمدالورد»
«صدام حسين و نوآوري فكري»، تأليف «هادي و هيب»
«صدام حسين ، رهبر و تاريخ» ، تأليف «صباح سلمان»
صدام حسين،دوگل عرب» ، تأليف «شارل سان برو»
ديدگاه هاي رفيق صدام حسين » ، تأليف «فارس عبداله بدر»
صدام حسين به چه مي انديشد؟»، تأليف «فاضل اسماعيل علي»
10- صدام حسين، مرد صلح» ، تأليف «منسي سلامه»
حسين كامل پس از اطلاع از اقدامات محرمانه عمويش صدام حسين، سعي كرد هرچه بيشتر به او نزديك شود. مسائل در آن تاريخ به شكل طبيعي جريان مي يافت و در اتاق هاي تحت كنترل معاون صدام حسين، جلساتي كاملاً سري فقط با حضور دار و دسته صدام برگزار مي شد. از مهم ترين تصميماتي كه در آن جلسات اتخاذ گرديد، تشكيل گروهي براي ترور اشخاصي بود مانعي براي راه چنگ اندازي صدام به قدرت محسوب مي شدند.
حسين كامل، برجسته ترين عضو آن گروه به شمار مي رفت. وي در يك چشم برهم زدن، كادرهاي پيشين حزب و حكومت را كه مخالف پيشرفت و ترقي صدام به شيوه اي نيرنگ بازانه بودند، قلع و قمع كرد.
برخي از شيوه هاي رذيلانه اي كه حسين كامل در ترور مخالفان صدام در پيش گرفته بود، چنين است :
استخدام مزدوراني معلوم الحال و سابقه دار در جرم و جنايت كه آمادگي كامل براي آدم كشي داشتند. قبل از هر چيز، شرايط، وضعيت و امكان بهره برداري از آنها براي عمليات ترور، از سوي تشكيلات سركوبگر مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت. پس از تأييد شرايط اين افراد، حسين كامل آنها را احضار كرد و مبالغي چشمگير به آنها پرداخت تا افراد مورد نظر را به قتل برسانند. ازجمله مقتولين، سرتيپ ستاد خلبان عبدالكريم مصطفي بود كه در سال 1976 در منزلش به قتل رسيد. اين سرتيپ، از مخالفان سرسخت جلوس صدام بر مسند رياست جمهوري بود.
اعزام مزدوران به داخل زندان با نظارت حسين كامل و گماردن آن ها بين بازداشت شدگان و زندانيان سياسي به عنوان محكومين سياسي؛ اين مزدوران سعي مي كردند به نحوي با زندانيان سياسي قاطي شوند و چند روز بعد، پس از تحويل گرفتن ابزارهاي مخصوص جنايت، با آن عده از محكومين كه بايد از بين مي رفتند درگيري مي شدند. از جمله اين افراد، فواد الركابي بود كه در زندان بعقوبه در مقابل ديدگان ديگر زندانيان با ضربات كارد يكي از همين مزدوران از ناحيه گردن به شدت زخمي شد؛ بي آنكه نگهبانان زندان دخالت كنند يا او را براي جلوگيري از خونريزي به بيمارستان انتقال دهند. پس از اطمينان از قتل فواد، مزدوراني كه ترتيب قتل او را داده بودند، مورد تقدير قرار گرفتند و هريك از آنها مبلغ 6 هزار دينار پاداش از حسين كامل رئيس گروه ترورهاي سياسي، دريافت كردند.
ترور زنداني سياسي مرتضي الحديثي وزير امور خارجه و سفير سابق عراق در اتحاد شوروي بود. او از روسيه احضار شد و به اتهام شركت در توطئه ترور صدام حسين به پانزده سال زندان محكوم شد . وي در زندان به وسيله عوامل حسين كامل به قتل رسيد.
ترور سرلشكر شتاد عبدالعزيز العقيلي وزير سابق دفاع و سرهنگ صلاح عبدالعزيز الفياض ترور نامبردگان با نظارت حسين كامل صورت گرفت.
شماري از مخالفان سياسي با شيوه تصادف ساختگي و عمدي با اتومبيل به قتل رسيدند و زير چرخ هاي اتومبيل له شدند. اين شيوه را برزان تكريتي برادر ناتني صدام حسين، برگزيده بود و حسين كامل نيز افراد ماهر و با تجربه اي را براي اين كار انتخاب كرده بود. قبلاً رفت و آمد مخالف تحت نظر قرار مي گرفت و آنگاه مكان و زمان مناسب براي ترور آن شخص انتخاب مي شد. معمولاً چنين ترورهايي در كوچه پس كوچه هاي، گوشه خيابان يا تقاطع خيابان هاي اصلي صورت مي گرفت و فرد مورد نظر هنگام رانندگي در ازدحامي عمدي گير مي افتاد و توسط عده اي اجير شده به قتل مي رسيد. سعدون البيرماني و خانواده اش در سال 1976 در جاده بغداد- كوت به قتل رسيدند. اتومبيل وي در اين جاده با يك دستگاه اتومبيل اختصاصي اداره امنيتي تصادف كرد و تمامي سرنشينان در دم جان سپردند. طرح اين تصادف عمدي را حسين كامل پي ريزي كرده بود.
مشابه چنين حادثه اي در مورد عبدالوهاب كريم، عضو كادر رهبري ميهني حزب بعث اتفاق افتاد واتومبيل او با اتومبيل متعلق به گروه حسين كامل در جاده بغداد -بابل تصادف كرد و اين تصادف به مرگ وي انجاميد.علاوه براين عده،مقاماتي نظيرحبيب الجاسم و عامر الدجيلي، اعضاي كادر رهبري شاخه فرات مياني و جسام هجول شهردار حله، معاون پيشين استاندار التأميم و يكي از اعضاي كادر رهبري تشكيلات حكومت در استان بابل،در جريان تصادف هاي عمدي و برنامه ريزي شده كه طراح آن ها حسين كامل بود، به قتل رسيدند.
از ديگر قتل هايي كه به اين شكل اتفاق افتاد، مي توان به ترور برخي مقامات سياسي نظير نافذ جلال وزير پيشين كشاورزي، در جاده اربيل -كركوك و ترور دكتر غالب الزاوي قائم مقام وزارت كشاورزي و عضو حزب شاخه بغداد، در تاريخ يك ژانويه 1976 اشاره كرد.
حسين كامل در پيدا كردن رانندگان مجرب و با سابقه براي ارتكاب اين جرم و جنايت ها، تبحر خاصي داشت. وي همچنين ليستي طولاني از اسامي مخالفاني كه بايد از بين مي رفتند، در اختيار داشت.
بزرگ ترين عملياتي كه حسين كامل با همكاري گروه جنايتكارش انجام داد، ترور محمد احمد حسن البكر و همسر و خواهرانش دريك تصادف،طبق معمول، حسين كامل بود. گفتني است كه محمد احمد حسن البكر همواره از صدام نفرت داشت و در نشست ها و جلسات خانوادگي، از وي به عنوان موجودي حيله گر، كينه توز و جنايتكار ياد مي كرد. وي در نامه اي به پدرش البكر نوشته بود: « فرداي روز قيامت، جواب خدا را چه خواهي داد؟چه كسي از تو دربرابر خدا حمايت خواهد كرد؟ عزت الدوري يا طه الجزراوي يا صدام حسين؟»
ارسال همين نامه سبب شد ترتيب قتل وي داده شود. پس از وقوع اين حادثه، مظهر المطلك، داماد رييس جمهور احمد حسن البكر ، علنا اظهار مي دشت كه مسئول قتل محمد البكر ، بايد شناخته شده است . به محض رسيدن اين اظهارات به گوش صدام حسين ، وي ازحسين كامل خواست ترتيب قتل مظهررا نيزبدهد، چندي بعد، جسد اين داماد در يكي از خيابان هاي بغداد، در حالي كه زير چرخ اتومبيلي له شده بود، به دست آمد.ترور به شيوه له كردن زير چرخ هاي اتومبيل، عملي آسان بود و عامل يا عاملان ترور مي توانستند پس از انجام مأموريت، به راحتي از محل حادثه بگريزند؛ به ويژه آنكه اتومبيل اين افراد داراي شماره هاي سري بود و پليس نمي توانست حتي يك لحظه آن ها را توقيف كند.
چند روز پس از قتل محمد البكر و مظهر المطلك، خالد محسن رئيس سنديكاي كارگران و چهارنفرديگرازكادرهاي مهم اتحاديه در جاده بصره- بغداد به قتل رسيدند. در پي آن، شاكر محمود عضوكميته مركزي حزب كمونيست عراق و دخترش در يكي از خيابان هاي بغداد زير چرخ هاي يكي از خودروهاي متعلق به حسين كامل له شدند اسامي افرادي كه از سوي رهبري براي اعدام به اين شيوه ارائه شده بود، يكي يكي خط خورد و حسين كامل براي از ميان برداشتن ديگر مخالفان، به سلاحي جديد متوسل شد.
سلاح هاي مجهز به صدا خفه كن!
حسين كامل در فاصله بين دهه 70 تا اوايل دهه 80، افرادي را كه طبق نظر اربابش صدام بايد پرونده زندگي شان هرچه سريع تر بسته مي شد، به طرق مختلف از بين برد، تا اينكه در تاريخ ششم مارس 1979 به سلاح مجهيز به «صدا خفه كن» متوسل شد و از آن تاريخ به بعد قربانيانش را با اين حربه از بين برد.
وي فرد يا افرادي را اجير كرده بود تا سوار موتور سيكلت يا خودرو شوند و شهروند مورد نظر را هنگام سوار يا پياده شدن از اتومبيل، در يكي از خيابان ها و چهار راه ها با شليك گلوله هايي از سلاح هاي مجهز به صدا خفه كن به قتل برسانند. ازجمله كساني كه به اين شيوه موردسوء قصد واقع شدند،ناصرالحاني سفيرسابق عراق دراردن و نخستين وزيرامورخارجه رژيم بعثي وعبدالكريم الشيخلي وزيرپيشين امورخارجه وعضو شوراي رهبري انقلاب وعضو كادر رهبري ميهني حزب بودند.گفتني است كه شيخلي يك سال از كل پنج سال محكومتي را در زندان گذراند، آنگاه براسس يك سناريوي طراحي شده از زندان آزاد شد و پس ازمدتي كوتاه،درمنطقه اعظميه بغداد و در مقابل ديدگاه همسرو فرزندان خود مورد اصابت گلوله اي كه از داخل يك دستگاه اتومبيل داراي نمره كويتي شليك شد، قرار گرفت.
فرد ديگري به نام سند كاظم محمد نيزدر منطقه الحريه بغداد به بهانه نوشتن مقالات تحريك آميزمورداصابت گلوله شليك شده ازسلاح مجهيز به صدا خفه كن قرارگرفت وبه قتل رسيد.
شهروندي ديگري به نام زاير العزاوي هم مورد اصابت چندين گلوله كه ازداخل اتومبيل حسين كامل شليك شد، قرار گرفت و پس از اينكه نقش بر زمين شد، چرخ هاي اتومبيل حسين كامل، جسم بي روحش را له كرد و آثار جنايت را از بين برد.
حسين كامل براي ترور مخالفان حكومت به شيوه هاي ديگري دست يازيد؛ ازجمله اينكه جعبه يا بسته پستي بمب گذاري شده اي به نشاني منزل يا محل كار مخالفان ارسال مي شد؛ يا مواد منفجره در محل اقامات يا جايي كه حضور داشتند، جاسازي مي شد؛ يا اينكه اشخاص و اتومبيلهاي بمب گذاري شده، متعلق به گروه حسين كامل براي انجام ترور روانه مي شدند. نمونه اين قبيل ترورها، سوء قصد به جان ملامصطفي بارزاني در قرارگاه فرماندهي خود و نيز ترور صالح اليوسفي وزير كشور طي سال هاي 1970 تا 1975 بود. او بر اثر انفجار يك بسته پستي بمب گذاري شده درتاريخ بيست و پنجم ژوئن 1981 با زندگي وداع گفت و حسين كامل بعدها به اين موضوع اعتراف كرد.احتمالاً درميان قربانيان، افرادي نيزبودندكه برخلاف حدس وگمان حكومت،دست ازپا خطا نكرده وبي گناه بودند.به هرحال، ليستي ازاسامي اشخاصي كه بايد دراسرع وقت از بين مي رفتند،در اختيار حسين كامل قرارمي گرفت و او با كمك برزان تكريتي واعضاي زيرباند دست به كار مي شد.
بعدها براي كشتن مخالفان، مواد آماده اي از تركيبات شيميايي سعي و كشنده نظير نيترات طلا، زرنيخ و تاليوم مورد استفاده قرار گرفت. اين مواد، يا با غذاي زندانيان سياسي مخلوط مي شد، يا به وسيله آمپول به بهانه واكسينه كردن آنها در برابر بيماري ها به رگ هايشان تزريق مي شد.
برخي اوقات نيز در آستانه آزادي زندانيان سياسي، حكومت براي نشان دادن حسن نيت خود نسبت به آنان، معجوني از اين مواد و آب ميوه، نوشابه گازدار يا شير را به خوردن آنان مي داد. پس از مدتي، اين سموم تأثير خود را مي بخشيد و آنها را از بين مي برد. برخي تصور مي كردند كه آن ها پس از آزادي از حبس، به يك بيماري معمولي دچار شده اند؛ زيرا اين مواد، آثار و عوارض سريعي در جسم برجاي نمي گذاشت و مسموميت جز در مراحل نهايي ظاهر نمي شد و در چنين شرايطي ديگر معالجات تأثير نداشت.
به عنوان مثال مي توان به مورد علامه خطيب شيخ عبدالزهره الكعبي اشاره كرد. او مدتي بازداشت و سپس آزاد شد و براثر مسموميت درگذشت. گروه حسين كامل، مأمور خوراندن مواد سمي به نامبرده بود. بعدها يكي از اعضاي فراري از اين گروه به خارج، به اين موضوع اعتراف كرد.
مورد ديگر، مرگ سرهنگ پليس حسين شيرواني است كه بازداشت و سرانجام در زندان قصرالنهايه به وسيله ماده زرنيخ مسموم شد و به قتل رسيد.مورد بعد، كشته شدن ستوان يكم جميل جزاع الخطيب است كه بازداشت شد و تا مدت ها درزندان قصر النهايه مورد شكنجه هاي وحشيانه قرارگرفت.او قبل ازاينكه آزادشود،گروه حسين كامل،وي رابه وسيله ماده تاليوم مسموم كردند.اين ماده چند روزبعد تأثير خودرا بخشيد و اورا از بين برد.
ماده ديگري به نام سم عراقي وجود دارد كه تركيبات آن هنوز كشف نشده است و مقدار اندكي از آن براي از بين بردن انساني كافي است. عوارض ناشي از مصرف يا استعمال اين ماده، تنها در جريان معاينات پزشكي و آزمايش هاي بسيار دقيق ظاهر مي شود.
ازجمله قربانيان اين مواد، مجدي جهاد صالح، عضو كادر رهبري حزب سوسياليست بعث عراق است. وي در بيمارستان وستمنستر انگلستان بستري شد و پزشكان متخصصي كه بر درمان او نظارت داشتند، پس از انجام معاينات دقيق پزشكي متوجه شدند كه او مقادير نامتعارفي از ماده سمي تاليوم مصرف كرده است. عوارض شديد اين ماده نظير ريزش مو و التهاب شديد و خطرناک ريه به تدريج ظاهر شد؛ تا اينكه او در تاريخ شانزدهم ژوئن 1980 درگذشت. گفتني است كه مجدي جهاد صالح رسماً درخواست كرده بود ممنوعيت سفرش لغو شد و گذرنامه اي به نام او صادر گردد تا فرزند دخترش را كه به بيماري فلج دچارشده بود،براساس توصيه پزشكان جهت معالجه به خارج از كشور ببرد. وي دراواخر ماه آوريل 1980 به اتاق مخصوصي در اداره امنيت كشور احضار شد و موافقت شوراي رهبري انقلاب با لغو ممنوعيت سفر و صدور گذرنامه به او ابلاغ شد. درآن لحظه،حسين كامل وارد اتاق شد و يك ليوان آب ميوه محتوي ماده تاليوم به وي تعارف كرد.اونيمي از آب ميوه را نوشيد وآنگاه ابلاغيه لغوممنوعيت را تحويل گرفت تا به اداره گذرنامه مراجعه كند و ترتيب صدور گذرنامه داده شود؛ولي چند ساعت پس ازبازگشت به منزل دچار حالت تهوع شد. بلافاصله به يكي از پزشكان مراجعه كرد و داروهايي برايش تجويزشد؛ ولي به تدريج عوارض جديدي همانند بيهوشي و ضعف بينايي در وي ظاهر شد و همين امر موجب گرديد تا خانواده اش سريعاً مقدمات سفر او را به انگليس جهت درمان فراهم سازند.
مجدي جماد صالح درسال 1972 توسط مأموران حكومت بازداشت شد در سلول هاي اداره امنيت نظام و زندان قصر النهايه مورد شكنجه هاي شديد جسمي و روحي قرار گرفت. سپس به هفت سال زندان در بازداشتگاه ابوغريب محكوم شد. پس ازپايان مدت محكوميت آزاد شد و تحت نظرقرارگرفت.آنگاه حسين كامل با نوشاندن آب ميوه سمي،وي رابه قتل رساند.
مورد مشابه ديگر، مهندس شوكت عقراوي يكي از شخصيت هاي كرد صاحب نام بود كه در سال 1981 بر اثر مسموميت با ماده تاليوم درگذشت. گرچه، حسين كامل براي عيادت او به منزلش رفت و به او پيشنهاد كرد كه به خارج از كشور برود. او راهي سفر شد و در ديار غربت مرد.
مورد بعدي، سلوي البحراني استاد دانشگاه بغداد است كه به عنوان گروگان دستگير شد.
تهيه و تنظيم:سرهنگ دوم ستاد علي الساقي
مترجم:محمد حسين زوار کعبه
