خمپاره 60 در اتاق عمل
ساعت 12 ظهر در بيمارستان صحرايي «خاتم الانبياء» مشغول گفتن اذان ظهر بودم و بچه هاي اورژانس و بهداري هم آماده انجام فريضه نماز مي شدند . در بيرون اورژانس يك نماز خانه صحرايي بر پا شده بود، صفوف براي اقامه نماز شكل گرفت .
در همين هنگام مجروحي را به بيمارستان آوردند . من سريع به نزديك او رفتم ، رزمنده مجروح مرتب ذكر مي گفت، اما صحنه خيلي عجيب آن بود كه يك خمپاره 60 ميليمتر به بازوي او اصابت نموده ولي عمل نكرده بود .
او را به روي تخت خوابانده و سريع يك سرم به او وصل كرده و با كمك بچه ها او را به اتاق عمل برديم . طبق دستور پزشك به علت خونريزي زياد چند واحد خون به او تزريق كرديم . بعد از آن تصميم گرفته شد كه در همانجا خمپاره بيرون آورده شود .
پزشك بيهوشي گفت: " اين كار خطرناكي است و احتمال انفجار گلوله وجود دارد "، ولي پزشك جراح با توجه به وضعيت بيمار پافشاري مي كرد تا اين عمل هر چه سريعتر انجام شود . بالاخره تصميم گرفته شد تا با توكل به خداوند او را عمل كنند.
در حين عمل حالت عجيب در اتاق عمل حكمفرما بود، هر لحظه احتمال داشت خمپاره منفجر شود، با ذكر و صلوات و با احتياط كامل بعد از دو ساعت تلاش با اتكا به خداوند متعال خمپاره بيرون آورده شد و عروق كه خونريزي فراوان داشت بررسي و جلوي خونريزي گرفته شد، بعد از آن يك آتل گچي به دست او گرفته و به اتاق ريكاوري منتقل شد . مجروح موقع به هوش آمدن ذكر «امام حسين»(ع) بر لب داشت و شور و حال عجيبي به وجود آمده بود .
اين يكي از عجيب ترين جراحي ها بود كه در طول جنگ اتفاق افتاده بود. چرا كه به جاي تركش و ... خمپاره به رزمنده اصابت نموده بود . تعدادي عكس از زماني كه مجروح را به اتاق عمل منتقل مي كرديم توسط بچه هاي اورژانس گرفته شد كه در سطح كشور و به خصوص جبهه پخش شد و نمايشگاه هاي دفاع مقدس در معرض ديد همگان قرار گرفت .
