تأملاتي در انديشه و عمل فرقه فرقان(قسمت پاياني)/گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين سيد هادي خسرو شاهي

کد خبر: ۱۲۷۸۱۰
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۵ - 19June 2011
فرمانده گردان امام حسین(ع)تیپ21امام رضا(ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

وصیت نامه
بسمه تعالی
آنقدربه جبهه میروم ومیجنگم تا شهید شوم.(محمد ولی پاکدل 13/9/63)
به نام الله.
اللهم احفظ الامام الخمینی حتی ظهورالمهدی (عج)
هرکس به زیارت امام حسین (ع)برود وعارف به حق اوباشد,همه گناهانش آمرزیده می شود. امام صادق(ع)
وصیت یکی ازواجبات خداوند بزرگ متعال است. ای جوانان نکند دررخت خواب ذلت بمیریدکه حسین(ع)درمیدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا درغفلت بمیرید که علی (ع)در محراب عبادت شهید شد ومبادا درحال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبرحسین درراه حسین وبا هدف شهید شد.
ای مادران ازرفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که فردا درمحضرخدا نمیتوانید جواب زینب را بدهید .تحمل 72شهید را نمود. همه مثل خاندان وهب جوانان را به جبهه های حق علیه باطل بفرستید و حتی اجسادشان را هم تحویل نگیرید زیرا مادروهب فرمود کسی را که درراه خدا داده ام پس نمی گیرم. ای مادران وای خواهران همیشه در دعا هایتان بخوانید وازخدا بخواهید تا امام امت را تاظهور حضرت مهدی(عج)برای این ملت شهید پرور ایران نگهدارد. این دعاها را از یاد نبرید که همین دعاهای شماها هستند که پیروزی می آورند ودرراه خدا قدم بردارید وهرگز دشمنان بین شما تفرقه نیاندازند وشما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان است وروز جشن ابرقدرتها است پس حضورتان را درجبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید وپیرو خط امام خمینی باشید و سعی کنیدعظمت اورا بیابید وخود را تسلیم اوسازید وصداقت واخلاص خود را همچنان حفظ کنید. اگر بنده به فیض شهادت رسیدم آنانکه پیرو خط امام خمینی نیستند وبه ولایت اواعتقاد ندارند برمن نگریند وبرجنازه من حاضر نشوند اما باشد دماء شهیدان آنان را نیز متحول سازد وبه رحمت الهی نزدیکشان کند .
سلام مرا به رهبرعزیزم امام خمینی برسانید وبگویید تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد .باخداوند متعال پیمان می بندم که در تمام عاشوراها ودر تمام کربلاها باحسین(ع)همراه باشم وسنگر اورا خالی نکنم تا هنگامیکه همه احکام اسلام درزیرسایه پرچم اسلامی امام زمان(عج)به اجرا در آیند. انشاءالله.
واما مادرجان وپدرجان شماها برای من خیلی زحمت کشیده اید. مرا به ثمررساندید که یک روزی من به شما خدمت بکنم ولی من کاری برای شما نکردم, امیدوارم که مرا ببخشید.
مادرجان بنده به شما خیلی بدی کردم من نادان بودم اگرهم به شما چیزی گفتم امیدوارم که مرا حلال کنید. مادرجان وپدرجان گناه مرا ببخش اگر مرا نبخشید درآن دنیا درپیش امام زمان و امام حسین روسیاه هستم .مادرجان شیر خود را برمن حلال کن تااگر به شهادت رسیدم امام زمان بالای سرم بیاید انشاءالله
اما همسرم: چند کلمه هم به شما بگویم. همسرم من می دانم با رفتن من به جبهه شما به زحمت می افتید اما چه کنم جنگ است ,جنگ حق علیه باطل .همسرم ننگ است برای مرد که درخانه نشیند واین ازخدا بی خبران به مملکت ایران وبه قرآن وبه زنان وبچه های مردم ایران ظلم کنند .به گفته امام حسین (ع)برای مرد ننگ است دررخت خواب بمیرد.همسرم اگر من به شهادت رسیدم صبرزینب وار داشته باشید, نکندخدای نکرده ناراحتی بکنید.
این دشمنان اسلام وقران خوشحال باشند که درقیامت درپیش زهرا روسیاه هستند.
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته ،خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
شب جمعه مادرا بنشین به سرمزار من حمد وسوره بخوان کنارمزار من
وقتی که پیکر من روی خاک خون تپید نبودی مادر من دم آخر بر من
وصیت نامه امضاء محمد ولی پاکدل 13/9/1361
درضمن وصی بنده پدرم نورمحمد پاکدل می باشند وقیوم بچه هایم همسرم زهرا می باشد. اگرچنانچه درجبهه هستم شهید شوم ویا درهرکجا بمیرم همسرم زهرا قیوم بچه هایم هست. هیچگونه دخالتی به سپاه وبنیاد شهید ندارد. دراین باره که همسرم قیوم بچه هایم است همسرم زهرا نیز درمال اموال هم نیز مثل بچه هایم هیچ فرقی ندارند هرچه یک فرزند ارث میبرد همسرم نیزازاموالم ارث میبرد.
ودرضمن اگر بنده به فیض شهادت رسیدم این وصیتم را به صورت دفترچه ای دربیاورند وتا یادگار ازبنده بماند .
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار


خاطرات
مادر شهید:
آخرين باري که محمد ولي از جبهه آمده بود چند روزي بيشتر پيش ما نماند و قصد رفتن داشت. به او گفتم: پسر جان ميخواهي کجا بروي؟ گفت: مي خواهم به جبهه بروم. گفتم هنوز 3 روز ديگر از مرخصي تو باقي مانده. گفت: در منطقه در گيري شديدي ايجاد شده و به نيرو احتياج دارند و من بايد بروم.

پایبند به قانون واطاعت از فرماندهان بالاتر بود.یکی از همرزمانش تعریف می کرد:
در منطقه ايلام مستقر بوديم. روز جمعه بود که محمد ولي پاکدل را ملاقات کردم. بعد از احوالپرسي گفتم: آقاي پاکدل بيا چند نفري شب به کربلا برويم .گفت: نه نمي شود که بدون اجازه اينجا را ترک کنيم و برويم. صورتم را بوسيد و مرا در آغوش گرفت.

داماد شهید:
خواب ديدم در مراسمي حضور دارم و محمد ولي جلوي درب ايستاده و مردم را راهنمايي ميکرد. چهره نوراني و لباس زيبايي به تن داشت. من مات ومبهوت به او مي نگريستم که به من اشاره کردو گفت: بيا پيش من. نزد او رفتم وبا هم چند کلامي صحبت کرديم و به اصطلاح از دخترش خواستگاري کردم. بعد محمد ولي گفت: ام البنين دخترش چه کار مي کند گفتم: در خانه است. گفت: کدام خانه گفتم: خانه شما گفت: برو او را بياور مي خواهم ببينمش. من هم رفتم تا دخترش را که الان همسر من است بياورم که از خواب بيدار شدم.

مادر شهید:
يکشب خواب ديدم محمد ولي به خانه آمد, لباس سبز سپاه تنش بود .گفت: مادر جان آماده شو تا به مشهد برويم !!گفتم: نه پسرم تو تازه از جبهه آمده اي و خسته هستي ,چطور مي خواهي مرا به زيارت امام رضا(ع)ببري. گفت: برو وسايل سفرت را جمع کن تا من بيايم و با هم برويم. من وسايل را آماده کردم و همين که به راه افتاديم از خواب بيدار شدم.

فرزند شهید:
يک روز پدرم مشغول خواندن نماز بود که من جلو رفتم . مهرش را بر داشتم. پدرم به نمازش ادمه داد. بعد از اينکه نمازش تمام شد هيچ برخوردي نکرد که چرا مهرش را بر داشتيم.

مادر شهید:
دوستش می گفت:
مدتي را در سنگر نيروهاي بيرجند و قائن به سر مي برد. آنها متوجه نبودند که او پاسدار است. محمد ولي بدون اينکه کسي بفهمد جورابهاي آنها را مي شست. صبح که موضوع شستن جورابها را مطرح مي کنند ,همه مي فهمند که کار محمد است . او هميشه در کارهاي خیر پيشتاز بود.

فرزندشهید:
يکي از همرزمان پدرم نقل ميکرد: در يک عمليات در قسمتي از مسير با ميادين سيم خار دار مواجه شديم. محمد ولي که فرماندهي نيروها را بر عهده داشت اورکتش را در آورد و روي سيم خارارها انداخت و سپس خودش روي آنها دراز کشيد تا نيروها بتوانند به را حتي عبور کنند و بر دشمن حمله نمايند.


آثارباقی مانده از شهید
کلمة الله هی العلیا
اگر دریا برای نوشتن سخنان پروردگارم مرکب شود پیش ازآنکه سخنان الهی به آخر رسد دریا خشک خواهد شد هرچند دریایی دیگربازضمیمه آن کنند.
کهف،آیه 108
به نام خداوند یکتا سخنم را آغاز میکنم .ای خدا این دنیا مگر بیش ازیک امتحان است. ای خدا ی من, بنده یقین کردم که این دنیا بیش ازیک امتحان نیست. ای خدا شما یک صد وبیست وچهار هزارپیغمبربه این دنیای بی وفا فرستادی و همه را امتحان کردی وآنها را به درجه پیغمبری نائل کردی. ای خدا شما امام حسین (ع)را امتحان کردی ,بله می دانم بربنده یقین است امام حسین خوب امتحان دادند. اهل بیت امام حسین امتحان خوبی دادند .پس ازسالهای سال باز می خواهی بنده ات را امتحان بکنی .زمان امام حسین (ع)بنده ات را امتحان کردی وحال هم امام امت را فرستادی که این ابراهیم زمان ,بنده ات را امتحان کنی. بنده به یقین می دانم امام خمینی فرستاده شماست .بنده از روزاول این امام امت را به رهبریت قبول کردم ,بله امام خمینی هم امتحانش را داد .زمان شاه ملعون بچه اش را به شهادت رساندند به زندان رفت, شکنجه دید, تبعیدش کردند. همه مردم ایران میدانند امام هم امتحانش را داد تا درزمان این امام, دست ازامام برندارم تا کشته شوم.
خدایا شما زمان امام حسین هم با جنگ ,بنده ات را امتحان کردی وحال هم می خواهی بنده ات را درجنگ امتحان کنی .بله الان بنده خوبت شناخته شده است.ازروزی که پیامبرخدا, امام خمینی قیام کردند برعلیه دشمنان شما ,بنده هم ازروز اول لبیک گفتم به ندای امام امت ,امام امت هرپیامی دادند لبیک گفتم. روزی که جنگ تحمیلی برایران وارد شد, امام امت گفتند برهمه واجب است بروند جبهه .بنده هم وظیفه دانستم که باید به جبهه بروم.
این جنگ انسان را امتحان می کند. خدایا خودت مرا نگهدار تا من بنده گناهکارهم برای رضایت دراین جنگ حق علیه باطل شرکت کنم.
خدایا ؛هرکسی تورا شناخت جان را چه کند, فرزند عیال خانمان را چه کند, دیوانه کنی درهردوجهانش بخشی,دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند.

...مطالب این کتاب آیات برگزیده ای وانتخاب شده ای است که امواج دستگاه ادراک مردانی برجسته وبرگزیده فرا گرفته وطنین این آیات روح بخش گوشهای آنان را نوازش داده است واینان مردانی وارسته ودارای موقعیت ومقامی بس رفیع وبلند ازلحاظ معنوی بودند که خداوند خلعت پیامبری وانوار نبوت برپیکر پاک آنها را ازهرگونه پلیدی وآلودگی و گناهی که بشر بر روی زمین مرتکب می شود پاک وبرکنارگردانید .
پیامبران گرچه ازحیث خلقت وبشربودن همانندانسانهای دیگرند ولیکن از سجایای اخلاقی وتمایلات روحی غیرازانسانهای عادی هستند . آنها وابسته به عالم بالایند. آیاتی که در این کتاب آمده است هرگز با گذشت زمان وآمدن نسلی بعد از نسلی کهنه نشد چون کلام خداوند است ومی تواند برای هر عصرونسلی چراغ امید بخشی برای روند این راه باشد.
به فرموده امام (ع): هرکه دینش را ازکتاب خدا وسنت پیامبر(ص)برگیرد کوهها کنده می شوند ولی اوازجا نمی جنبد وآنکه دینش را از طریق نوشته ها وگفته های افراد ودهان مردم برگیرد عاقبت همان مردم اورا ازدین برگردانند. مطالب این مجموعه کتاب خدا وسنت پیامبراست ازآن نقطه نظروحی آسمانی است که عده ای ازپیامبران الهی فرود آمده است پس کتاب خدا هم هست وازنظری که از پیامبراسلام وخاندان پاک آن حضرت روایت ونقل شده سنت است که پیامبراکرم درحدیث ثقلین سفارش آنرا فرموده است،إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی.

حدیث قدسی چیست؟
اعتقاد شیعه این است که سه نوع بیان ازپیامبربه ما رسیده است .یکی آیات قران که وحی وانشاء جمله نبوی وحقایق آن ازخداست وپیامبرتنها عامل انتشارومبلغ آن است. دوم حدیث قدسی که انشاء وجمله بندی مطالب آن را ازخداست ولی پیامبراجازه ندارد آن را میان آیات قران بگنجاند. سوم حدیث نبوی که حقایق آن ازخداست چنانچه قرآن می فرماید:وما ینطق عن الهوی إن هوالا وحی یوحی.یعنی پیامبرازروی خواهشهای نفسانی حرف نمیزند وهمه بیانات اوازعالم بالا سرچشمه می گیرد ولی جمله نبوی وحدیث نبوی ازخود پیامبر است. بنابراین هرسه نوع بیان پیامبربرای ماحجت است چنانچه خداوند می فرمایند:ما اتاکم الرسول فخذوا.یعنی هرچه پیامبرآورد وازهرنوع بیان آنرا بپذیرید وبگیرید واحادیث این کتاب ازنوع بیان دوم است.

همانطور که گفته شده حدیث قدسی عبارت از حدیثی است که پیغمبرازخداوند اخبارکند,بدین گونه که معنی ومضمون آن بر قلب پیامبرالقاء می شود با لفظ خود او مینماید.
پیامبردرصبحگاه 27رجب 610میلادی درسن 40سالگی به رسالت رسید. تاریخ مسلمان سال هجرت پیامبرازمکه به مدینه است واولین کسی که اززنهاایمان به پیامبرآورد خدیجه همسرپیامبربود واولین کسی که ازمردها به اوایمان آورد حضرت علی پسر عموی اوبود. پیامبر3سال مردم را مخفیانه به رسالت دعوت می کرد وبعد از 3سال روزی درکنارکوه صفا یا مروه به او الهام شد که علناً ادعای رسالت کند.پیامبر40نفرازنزدیکانش را دعوت کرد وبه آنها روز اول اطعام داد وروز دیگر نیزآنها رادعوت کرد وطعام داد ورسالتش رابه آنها اعلام کرد.
خدا دستورداده بودکه:ای رسول مابرسان آنچه نازل شده به سوی تو از طرف پروردگارت ...
یا صباحا این کلمه در عرب به معنای خطر است و پیغمبر درمیان سران قریش دراولین روز علنی کردند و رسالتش این جمله را گفت.

...قدرچنین اسلام رابدانید این اسلامی را که الان داریم این قرآن را که الان داریم این انسانیت را که الان داریم, این آزادی را که الان داریم همش اول خدا واهل بیت رسول الله دوم به داشتن چنین رهبری است.
ای مردم الان که ما سربلند راه می رویم ودرتمام دنیا قد علم کرده ایم وقرآن را آزادانه می خوانیم وبه شیطان بزرگ آمریکا مرگ میگوییم. مرگ برشوروی میگویید این همش ازسایه چنین رهبری است. ای مردم آن زمان شاه لعنتی یادتان رفته است همه اش ارباب ارباب می گفتید. همه اش آقاجان آقاجان می گفتید. آخرمقداری فکر کنید, مقداری به خودآیید. ای مردم کفرنعمت نکنید شکرنعمت بکنید.
قدرنعمت نعمتت افزون کند
کفرنعمت ازکفت بیرون کند
مگرشما مردم ایران نبودید که کسی جرات نداشت درخانه هم اسم شاه ملعون راببرید.


آماده حمله
حیدر صفد ر ساقی کوثر
می رویم تا کربلا با حمله دیگر
یاعلی یاری نما ما را دراین میدان
درخط سرخ تومابرکف نهادیم جان
بسته ایم با رهبر خود از وفا پیمان
کاردشمن راکنیم درجبهه ها یکسر
حیدر صفدر ساقی کوثر
کعبه عشق مردان خد ا اینجاست
بهتر از قربانگه کوی منا اینجاست
عاشقان کربلا کرببلا اینجاست
کربلای عاشقان حق بود سنگر
ای دلیران وطن ای یاوران دین
حق دراین گل خانه می خواهدگل پرپر
یا امام العصر ای فرمانده اعظم
ریشه دشمن بزن یکباره در عالم
دیگر نبود غیرتوکس همدم این امت
مادرجان
مادر از جبهه برات پیام دارم
پیام از سربازان امام دارم
اینجا جای استقامت و رشادت است
میدان جانبازی وشهادت است
اینجا تکبیر وحماسه ودعا است
اینجاعاشوراواینجاکربلاست
مادر از جبهه برات پیا م دارم
پیام ازسربازان امام دارم
اینجا پرازعاشقای بی دست وسره
اینجاپرازلاله های سرخ پرپره
اینجا روییده شده چو لاله ها
لاله ازخون دوازده ساله ها
یکی بر پدر نامه می نویسه
یکی هم وصیت نامه می نویسه
آن یکی غسل و وضویش از خونه
کفاره گناهشو نمازشب میخونه
یکی میگه دعا کن شهید بشم
درپیش فاطمه روسفید بشم
یکی وقت شهادت شعارمیده
میگه خدایاخمینی رانگه دار
مادرم کاش بودی واینجا می دیدی
صدای یابن الحسن ومی شنیدی
اینجا هر کس مهدی را می خواد
می گه مهدی جون بیامهدی بیا
توی این جبهه همه جوان دارن
مادراشون همه چشم انتظارن
مادرم شبها خدا خدا کنی
می توانی امامو تو دعا کنی
شبهای جمعه دعای کمیل داریم
صورت هامون را روی خاک می گذاریم
صدای حسین حسین توسنگرهاست
صدای یابن الحسن رو زبونهاست
دیگه راهی نمونده تا به نجف
مادرم گریه وزاری نکنی
آه و ناله در عزایم نکنی
خدا می خواست که توبی پسربشی
مثل لیلا بی علی اکبر بشی
همراه مابه خدا,دست خداست
مهدی فرمانده کل این قواست
تاصدای زهرازهرامیشنویم
میان آتش و خونها می دویم
توشدی ازخون سرخم روسفید
به تو میگن دیگه مادر شهید
اگه من تواین بیابان بمیرم
پیش رجایی و باهنر میرم
مادرم دیگه نمی گم بیش ازاین
سلامم بر امام و امت برسان
دیگه مادرنمی بینی تومرا
وعده من وتوباشدکربلا


نوحه ویرانه نشین
گفت آن کودک غمدیده که خون شدجگرم
عمه جان کوپدرم
تاکه ازمهرکشددست نوازش به سرم
عمه جان کوپدرم
چه شده عمه نیامدپدرمن زسفر
به کجارفته مگر
کزغمش رفته توان ازدل وخون شدجگرم
عمه جان کوپدرم
کی مرابوددراین گوشه ی ویرانه مکان
اینک ازجور خسان
برسرم بوداگرسایه ی لطف پدرم
عمه جان کوپدرم
بلبل گلشن طاهایم وویرانه نشین
شده ام ازره کین
سوخت ازآتش بیدادهمه بال وپرم
عمه جان کوپدرم
دل من گاه به من می کنداعلام خطر
که زکف رفته پدر
ورنه کی خصم توان کردچنین دربه درم
عمه جان کوپدرم
گویی یاباب من ازجورخسان کشته شده
به خون آغشته شده
که فتاده است دراین کنج خرابه گذرم
عمه جان کوپدرم
ای ازافشان به فغان اشک فشان صبح ومسا
که به صدآه نوا
گفت آن کودک غمدیده که خون شدجگرم
عمه جان کوپدرم


سرو مهدی نیامد
دیده ها شد سفید جان به لبهارسید مهدی چرا نیامد
گوش ودلها شنید این پیام شهید مهدی چرا نیامد
خدایا دراین کشتی نصیب ما همه طوفان نوشتی
به خونهای رجایی وبهشتی زمان نصرت به پا شد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
خداوندا به جان پاسداران به یارب یارب شب زنده داران
به سوز سینه پیر جماران دلم خون درهوای کربلاشد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
اگر دردم دوا می شد چه می شد
اگر این عقده وا می شد چه می شد
به خاک کربلا دارالشفا شد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
هزاران جمعه و آدینه آمد
هزاران داغ دل برسینه آمد
چرا مولای ما مهدی نیامد
که به خون دل روان ازدیده ها شد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
به آن مادر که آهش بی اثر ماند
به آن کودک که چشم او به درماند
چو لاله بردلش داغ پدرماند
زبان حال امت ای خدا شد
چرا مولای ما مهدی نیامد
دیده ها شد سفید جان به لبها رسید مهدی چرا نیامد
گوش و دلها شنید این پیام شهید, مهدی چرا نیامد


نمازم به جبهه ها
روانه ایم مابه سوی میدان
یاری مان کن ای حی سبحان
مغلوب سازیم سپاه عدوان
شد کل ارض کربلا الله اکبر
وکل یوم عاشورا الله اکبر
یاران ببینید جوروجفا را
بهر که گویم این ماجرا را
یکسربگیریم برکف لوارا
شد کل ارض کربلا الله اکبر
وکل یوم عاشورا الله اکبر
بشنوپیام جمع حزین را
یارب مدد کن دین مبین را
وکل یوم عاشورا الله اکبر
چون بهردین است ای حی سبحان
درخون طپیدن سهل است وآسان
ببین مادران را با آه وافغان
شد کل ارض کربلا الله اکبر
وکل یوم عاشورا الله اکبر
درراه امام جان می فشانیم
یا رب رضاییم دیگرنمانیم
اسلامیان را یاری رسانم
شد کل ارض کربلا الله اکبر
و کل یوم عاشورا الله اکبر
حسین زمان امام امت
هل من ناصر آورده برلب
لبیک گوییم بهر شهادت
شد کل ارض کربلا الله اکبر
و کل یوم عاشورا الله اکبر
برادرپاکدل با آه وفغان
درکربلا روباچشم گریان
باشد نصیبت قبرشهیدان
شد کل ارض کربلا الله اکبر
شد کل یوم عاشورا الله اکبر
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

حسین
کرببلا ای حرم وتربت خونبار حسین
این همه لشکرآمده عاشق دیدارحسین
جان به کفان کربلا فدائیان نینوا
زکربلای ما روان به سوی دربارحسین
صبا برو به خیمه ها به دختران فاطمه
بگو زسوزوناله واشک وآه وزمزمه
که میرسد ز خاوران بدون ترس واهمه
لشکرسردارخمین از پی دیدار حسین
کرببلا ای حرم وتربت خونبارحسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدارحسین
کرده بسیج عزم درخط سرخ انبیاء
سراسر وجودشان خلوص وحدت وصفاء
آمده اند تاکه شوند ازدل وجان یار حسین
ارتشیان قهرمان سپاهیان پرتوان
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکرآمده عاشق دیدارحسین
جان به کفان کربلا فدائیان نینوا
زکربلای ما روان به سوی دربار حسین
صبا بروبه خیمه ها به دختران فاطمه
بگو زسوز وناله واشک وآه و زمزمه
که میرسد زخاوران بدون ترس و واهمه
لشکرسردارخمین از پی دیدارحسین
لشکریان حق ببین چه پرتلاش وپرخروش
هوای عشق کربلا ازسرشان ربود هوش
خون معطرحسین دررگشان بود به جوش
آمده اند که مغرق خون شوند چو انصارحسین
کرببلا ای حرم وتربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدارحسین
چو زائران دردل شب به دیگران دعا کنیم
به عهد با امام خود زشوق جان وفا کنیم
چون شهدای کربلا شوم فداکارحسین
فتح کنم به کربلا روبه سوی نجف کنم
حاجت خود طلب ازآن عارف کشف کنم
سپس نجات قدس رازشوق جان هدف کنم
گهی روند ودرنجف برسرقبرمرتضی
زدل کشم علی علی گهی روم به کربلا
زنم به سینه وا حسین زنم به سر هچو مجتبی
لشکرازعرض ادب کنم به دربارحسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکرآمده عاشق دیدارحسین
گوش بدم زیاعلی کنم زشورشوق جان
درشب ماتم علی زنم به سینه با فغان
عزا کنم چو جبرئیل بر همه ی فرشتگان
ناله کنم ازاین عزا همچوعلمدارحسین
کرببلا ای حرم و تربت خونبار حسین
این همه لشکر آمده عاشق دیدارحسین

مادر
مادرحلالم کن حقی که من دارم
بهرم چراغان کن شوقی دیگرم دارم
باید بپا خیزیم دررزم نادانان
امرخدا باشد بربخت بیدارم
اکنون شده مادرنوبت به روح الله
همچون حسین جوشد درگیربا اعدا
باید شویم قربان چون اکبررعنا
درراه ایمانم شوری به سردارم
باید فدا سازیم چون اکبرولیلا
این جان شیرینم ازبهرروح الله

نامه شهید به مادرش
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
کسی نگرید به ناکامی من
من به کام دل خود رسیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
من به پیش خدا میهمانم
ارجعی ارجعی را شنیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
جان نثارحسین زمانم
دشمن جان ستان یزیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
مادرپاک من کن حلالم
چون که درجبهه برخون طپیدم
جای توبود خالی به سنگر
من امام زمانم بدیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم
حجله شادیم سنگرم شد
گرگل باغ عشرت نچیدم
درشهادت شدم قلب تاریخ
بهرمستضعفان من امیدم
من شهیدم شهیدم شهیدم
عاقبت کربلا را ندیدم



روز عاشورا
کرده طلوع از خیمه امامت
فرزند زهرا شافع قیامت
میرود به میدان خسرو شهیدان
ازصدق ایمان
عازم به میدان شاه انس جان شد
چون مه میان قتلگه عیان شد
تا که برمشرکین
می دهد درس دین
از صدق ایمان
گفتا که ای قوم دغا حسینم
سلطان عالم ماه مشرقینم
سبط مصطفایم وشاکربلایم
از صدق ایمان
چون سوی میدان ابن مرتضی شد
اندرجنان خم پشت مصطفی شد
زینب پریشان گوید ای حسین جان
ای جان جانانم
آهسته روخواهرفدایت شود
تا ازوفا محوجمالت شود
آید ازقفایت جان کند فدایت
ای جان جانانم
صبری نما ای یادگارمادر
دیگرمزن برپیکرم توآذر
گفته زهرا چنین ای شهنشاه دین
ای جان جانانم
هرگه حسین من به سوی میدان
عازم شدی ای زینبم زاحسان
بوسه زن گلویش هم رخ نکویش
ای جان جانانم
می جنگیم ومیرزمم
با دشمنان اسلام
منافقین و صدام
الله الله رهبرنهضت روح اله



خون میاد همش
چه بهارسرخی که بوی خون میاد همش
عوض گل برامون نعش جوون میادهمش
هی به هم نگید چرا شهیدامون شدند زیاد
اینقدرشهید میدیم تا آقامون مهدی بیاد
چه شهیدانی همه ذکرخدا برلبشان
قربان زمزمه ونمازودعای شب شون
چه شهیدانی هنوز خاک نشده پیکراشون
الهی من بمیرم برا دل مادراشون
غرق به خون گردید پیکرم ای مادر
نشسته مهدی در سنگرم ای مادر
یک شهید میاد که انگارداره لبخند میزنه
زیر لب خاموشش صدای یابن الحسنه
یک شهید میاد که بدنش برافروخته شده
یک شهید میاد که سرتاسربدنش سوخته شده


8/8/1361
لشکرامام زمان هرجا که باشد
خدای یکتا نگهدارش باشد
پیروزی اسلام ازخون حسین است
کتاب آزادی قانون حسین است
جنگیده با منافقین منافقین ضد دین
الله الله نصرمن الله ,الله الله نصرمن الله
پیام خونین سالارشهیدان
سرمشق جانبازی است برآزاده مردان
با خون هفتادودوتن حسین نوشته این سخن
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله
حسین گذشت ازجان درراه عدالت
مبارزه کرده با کفروضلالت
برای حفظ این هدف گرفته جان خود به کف
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله
گفتا نخواهم کرد بایزید سازش
به خاک وخون افتاد خیل نوجوانان
بهشت زهرا شد کربلای ایران
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله
پیروزی اسلام ازخون قیام است
رژیم شرق وغرب سوی انهدام است
الله الله نصرمن الله, الله الله نصرمن الله

این جبهه اسلام است دل شوردگردارد(2)
حقا که براین محفل الله نظردارد(2)
شوعازم این سامان تاعشق وصفابیند
دربزم فداکاران خوش روح وصفا بیند
روشن دل هرعاشق از نورخدابیند
آن کس که زمادوراست زین جاچه خبردارد
ازناله جان کاهش دل شورزند امشب
جان رابه سوی جانان مجذوب کند امشب
رزمنده حق جویی روسوی سفردارد
آوای دعا خیزد ازسنگرخونبارش
جایی که می بارد خون ازدرودیوارش
ازسربه برد هوشم صوت خوش وگفتارش
خوش عازم میدان است با اشک بصردارد
گوئی که تویی یارب آگاهی توزاحوالم
درراه خدا بگذشت ازهستی واموالم
این صحنه روح افزا گلزار شهیدان است
صحرا همه خون آلود ازخون شهیدان است
ازخون شهیدانش اسلام ظفر دارد
هرصحنه این میدان یادآوری ازبدراست
روزها همه عاشورا شبها همه چون قدراست
این منظره زیبا دردل چه اثردارد
این لیله معراج است یاخودشب عاشوراست
آوای مناجات است هرگوشه این صحرا
برگوشم رسد هردم یا سیدی یا مولا
خوش حالت عرفانی هنگام سحردارد
آن زمزمه قرآن آیدازدل سنگر
انوار خداوندی تابیده براین لشکر
یکسرهمه جان برکف بگذشته زجان وسر
روسوی خداهرکس با دیده ی تردارد
آهنگ جگرسوزی برگوش رسد امشب

امام
ای امام ومرجع ,ای هادی وای سرورم
دست مولایم ببوس ازمن رسان عرض وسلام
گوندارم آرزویی جزشهادت ای امام
کاش بودی موقع قتلم به بالین سرم
اسلحه بردستم واندردلم یادخداست
راه خونین حسین این راه واین جا کربلاست
تواولی الامری ومن گوش به فرمان شما
استقامت می کنم گرسر فتد از پیکرم
ای برادرازبسیجم جان نثاری می کنم
مرد میدان نبردم پای بند مذهبم
با توگویم رازدل گوش آخرمطلبم
بعد قتل من رسان زود این خبربرمادرم
گوبه مادر کشته شدفرزند توبا افتخار









نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین